
دبیرکل جامعه اسلامی نمایندگان ادوار مجلس شورای اسلامی در قسمت اول گفتوگوی خود با برنامه رکن سه، وجود نظارت استصوابی را مهم دانست و گفت: «برای حضور حداکثری همه جناحها در انتخابات، باید شیوه مذاکره با شورای نگهبان را بدانیم».
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: در آغاز فصل دوم برنامه رکن سه که بر «انتخابات» تمرکز دارد، محسن کوهکن نماینده ۴ دوره مجلس شورای اسلامی و از فعالان طیف سنتی اصولگرا مهمان من اسفندیار عبداللهی، تهیه کننده و مجری این برنامه بود و به مباحثی چون، رقابت، حضور حداکثری، شورای نگهبان، نظارت استصوابی، راههایی که اصلاحطلبان بتوانند از سد شورای نگهبان عبور کنند، پرداخت و معتقد است با لجبازی نمیتوان با شورای نگهبان کار کرد بلکه باید شیوه رفتاری و همکاری با این نهاد نظارتی را پیدا کرد. این گفتگو در سه قسمت و در روزهای شنبه منتشر میشود.
ویدیوی قسمت اول را اینجا ببینید
محسن کوهکن در بخشی از قسمت اول گفتوگوی خود با برنامه رکن سه به عنوان سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری، گفت: «بیش از ۱۱ حزب در جبهه پیروان خط امام و رهبری امروز حضور دارند و با توجه به اینکه از نظر قدمت و تجربه از همه ائتلافهای اصولگرایی قدیمیتر است و به دلیل قرابتی که اعضای این جبهه با جامعه روحانیت مبارز دارند، طبیعتا جبهه مذکور به شورای وحدت اصولگرایی چسبندگی و قرابت بیشتری دارد».
وی درباره نحوه تعامل و همکاری جبهه پیروان خط امام و رهبری با شورای ائتلاف نیروهای انقلاب (شانا) در انتخابات مجلس شورای اسلامی سال ۹۸ اظهار کرد: «چون همواره اولویت جبهه پیروان خط امام و رهبری حضور و مشارکت قوی در هر انتخاباتی بوده، همیشه سنگ زیرین آسیاب جریان اصولگرایی بوده و برای جلوگیری از هر تشتت و اختلافی، با همه همکاری و تعامل کرده است. به عنوان جبهه نه، ولی تعدادی از اعضای جبهه پیروان به صفت شخصی و حقیقی در آن زمان در جلسات «شانا» حضور مییافتند».
کوهکن درباره جمله «جبهه اصلاحات برای پیش ثبت نام داوطلبان مجلس شورای اسلامی، توصیهای ندارد»، گفت: «شخصا بسیار علاقه دارم دوستان اصلاحطلب در رقابتهای انتخاباتی حضور پر رنگی داشته باشند. یک مقدار دایره معرفی اعضای خود را گستردهتر کنند اما از معرفی چهرههای جنجالی که روی آنها حساسیت وجود دارد، خودداری کنند، ما به این دوستان علاقهمند هستیم و توصیه میکنیم کسانی را معرفی کنند که از سد نظارتی شورای نگهبان عبور کنند. در این دوره برای ما بیش از اینکه کدام جناح پیروز شود، اصل مشارکت مهم است. برداشت ما از فرمایشات رهبری نیز همین است و معتقدم مقام رهبری بیش از همیشه به مشارکت، امنیت، رقابت و سلامت انتخابات تمرکز دارند و موافق تنگ نظری نیستند».
دبیرکل جامعه اسلامی نمایندگان همه ادوار مجلس در ادامه بحث خود پیرامون نقش اصلاحطلبان در معادلات سیاسی کشور عنوان کرد: «باید راهبرد و نظر همه نهادهای حاکمیتی و احزاب در مورد چهار کلمه مهم مقام رهبری مشخص شود. من نمیتوانم بپذیرم یک جریان یا تشکیلاتی از حاکمیت برای فعالیتهای سیاسی خود مجوز بگیرد، بعد بگوید در مورد انتخابات نظری ندارم [اشاره آقای کوهکن به موضع جبهه اصلاحات در مورد پیش ثبت نامها برای نامزدی مجلس دوازدهم است]. این رفتار از نظر من یک نوع خودزنی محسوب میشود. میتوانند در مورد دغدغههایی از جنس رد صلاحیت یا موارد دیگر داشته باشند، کما اینکه ما این تجربهها را قبلا هم داشتیم. به عنوان نمونه در مجلس دهم اصلاح طلبان از لیست دوم خود رونمایی کردند و نتیجه خوبی هم گرفتند. در تمام جریانهای سیاسی کسانی که نگاه رادیکالی دارند در اقلیت هستند، لذا اصلاح طلبان و اصولگرایان باید مواظب اقلیت تندروی خود باشند که به کلیت گفتمان معقول آنها آسیب نزنند».
وی با بیان اینکه تجربه ۴۴ ساله جمهوری اسلامی به ما میگوید هیج جریان سیاسی از قهر کردن با صندوق رای نتیجهای به دست نمیآورد، خاطرنشان کرد: «بگذارید یک مثال بزنم، پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ و شروع اعتراضات خیابانی، من به اتفاق مرحوم حبیبالله عسکراولادی، یحیی آل اسحاق، محمدرضا باهنر و چند تن دیگر از دوستان، حدود ۴۸ ساعت بعد از جمعه انتخابات نزد مهندس میرحسن موسوی رفتیم و آنجا اعلام کردیم ما از سوی حاکمیت نیامده ایم، بلکه ما یک تعداد تشکل سیاسی هستیم. حرفای خود را زدیم، پیشنهادات خود را دادیم، که حالا وارد آن نمیشویم. اما یک سوال از شما دارم، اگر آقای مهندس موسوی همان کاری را انجام میداد که آقای علیاکبر ناطق نوری در دوم خرداد ۷۶ انجام داد، چه اتفاقی میافتاد؟ به محمود احمدی نژاد تبریک میگفت، ولی ایرادات و اشکالاتی یا تقلب احتمالی را از طریق شورای نگهبان و نهادهای مربوطه پی میگرفت و میگفت با وجود همه ملاحظات به عنوان یک منتقد تلاش خواهم کرد گفتمان مد نظر خود را به جامعه ارائه دهم. اگر مهندس موسوی این رویکرد و سیاست را پیش میگرفت، چهار سال بعد مردم از میان روحانی و موسوی چه کسی را انتخاب میکردند؟ خودم پاسخ میدهم؛ قطعا با آرایی به مراتبط بیشتر، مردم از میان روحانی و موسوی، مهندس موسوی را انتخاب میکردند. این مثال را زدم که عرض کنم، جریان سیاسی باید محاسبه کنند که چه سیاستی و راهبردی برای آینده آنها مناسب است».
ادامه دارد...