
رضا بردستانی نوشت: «محمدرضا باهنر چند ویژگی منحصر بفرد دارد؛ سخت تن به مصاحبه میدهد، گزک به دست مصاحبهکننده نمیدهد، اساساً به سؤالات پاسخی شفاف نمیدهد و در نهایت این که؛ محال است در مصاحبههای او بتوان به یک جمعبندی رسید، اما همه این ویژگیها باعث نمیشود که او «گاف» ندهد!»
دیدارنیوز: «محال است در مصاحبههای باهنر بتوان به یک جمعبندی رسید، اما همه این ویژگیها باعث نمیشود که او «گاف» ندهد!»
رضا بردستانی در روزنامه آفتاب یزد نوشت: «داستان از مصاحبهی «سعید حجاریان» آغاز شد، مصاحبهای که باهنر را به دام انداخت و باعث شد بالاخره دچار خطایی استراتژیک شود! حجاریان چه گفت که باهنر برآشفته شد؟!
سعید حجاریان، که او را از تئوریسینهای اصلاحطلب میدانند در بخشی از یک مصاحبه و در اشاره به چیستی تصمیم اصلاحطلبان برای انتخابات پیش رو گفته است: من معتقدم اصلاحطلبان درباره انتخابات مجلس آینده خوب است راجع به ۶ فرض و یک عمل تامل کنند. ابتدا فرضها را برمیشمارم؛ فرض اول آن است که تمامی اصلاحطلبان بپذیرند در انتخابات مشارکت کنند. فرض دوم آن است که شورای نگهبان کسی را رد صلاحیت نکند. فرض سوم آن است که مردم متقاعد شوند، لازم است در انتخابات شرکت کنند. فرض چهارم آن است که تمام کرسیهای مجلس آینده در اختیار اصلاحطلبان قرار بگیرد. فرض پنجم آن است که انتخابات بدون هیچ شکوشبههای برگزار شود و فرض ششم آن است که لوایح اصلاحطلبان توسط شورای نگهبان رد نشود. او میافزاید: من معتقدم در صورت وقوع همه این فرضها و تمهید شرایط مسئله ناتوانی و نخواستن دولت مستقر پیش روی مجلس آینده است؛ لذا میگویم به شرطی که آقای رئیسی به نحوی در کابینه نباشد، میتوان به شرط وجود یا حتی عدم فرضهای ششگانه در انتخابات مشارکت کرد. حجاریان گفته است: ترجمه حرف من -این- است که اصلاحطلبان انتخابات را تحریم نمیکنند، اما دیگر دست به کار عبث نمیزنند، چون التفات پیدا کردهاند قانون کاغذ است و قدرت پشت قانون و مجری آن اهمیت فراوان دارد.
باهنر برای پاسخ دادن به حجاریان عجله کرد!
طبیعیترین موضوعی که به ذهن میآید این که، اصولگرایان ـ اعم از تندرو، میانه رو و سنتی ـ واکنشهای تندی به آن چه حجاریان گفته است نشان دهند و همین گونه شد که چراغ نخست را محمدرضا باهنر روشن کرد و اظهار داشت: «یادم هست سال ۹۰ که آقای احمدینژاد ۱۰ روزی خانه نشینی کرد برخی دوستان دو آتیشه او در مجلس پیش من آمدند و موضوع در دستور قرار گرفتن عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را خواستار شدند که من خیلی با آنها برخورد کردم و گفتم «از خیلی رفتارهای احمدینژاد خوشم نمیآید، اما عدم کفایت سیاسی کار کوچک و سادهای نیست.» معتقدم از این اصل قانون اساسی ما یک مرتبه درباره بنی صدر استفاده کردیم و امیدواریم و دعا میکنم که دیگر تا انقلاب حضرت مهدی (عج) دیگر لازم نباشد که از این اصل استفاده کنیم. عزل شدن حق بنی صدر بود، اما بعد آن خسارات زیادی همچون حوادث تروریستی هفتم تیر و هشتم شهریور و جنگهای خیابانی به کشور وارد شد. در مجموع اینکه برخی برای آمدن به صحنه انتخابات شرط میگذارند، معنا ندارد. آقای حجاریان برای آمدن شما حاکمیت شرط میگذارد، نه آنکه شما برای حاکمیت شرط بگذارید. اگر خواستید وارد انتخابات شوید یکسری شرط و شروط است، اینها را بپذیرید بعد تشریف بیاورید.»
این گفتهی باهنر که: «آقای حجاریان برای آمدن شما حاکمیت شرط میگذارد، نه آنکه شما برای حاکمیت شرط بگذارید. اگر خواستید وارد انتخابات شوید یکسری شرط و شروط است، اینها را بپذیرید بعد تشریف بیاورید.» ورق را برگرداند و کلاً دعوای باهنر با حجاریان را به دعوای شبکههای اجتماعی با محمدرضا باهنر تبدیل کرد:
ـ عباس عبدی روزنامه نگار اصلاحطلب در پاسخ به اظهار نظر باهنر در توئیتی نوشت: «باهنر: آقای حجاریان برای آمدن شما حاکمیت شرط میگذارد نه آنکه شما برای حاکمیت شرط بگذارید. این یعنی استغنای حاکمیت از مشارکت دیگران است. فقط اگر شروط شما را نپذیرفتند که قطعا نمیپذیرند به اتهام عدم شرکت در انتخابات کسی را محکوم نکنید. رجز خوانی نیازمند حدی از آینده نگری است.»
ـ حسن رسولی، عضو جبهه اصلاحات، در واکنش به گفتههای باهنر گفت: «باهنر اظهار نظر سطحی نکند؛ فقط به این سوال پاسخ دهد که جایگاه مجلس کجاست؟ وقتی سران قوا درمورد قوانین حتی بازگشت ساعت کاری ادارات تصمیم میگیرند، کارکرد مجلس چیست؟
ـ جواد امام در واکنش به مصاحبه اخیر باهنر دبیرکل جامعه اسلامی مهندسین علیه جبهه اصلاحات نوشت: شرایطی که در آن حق انتخاب شدن و انتخاب کردن توسط همفکران شما با اهرم نظارت... از مردم سلب شده و اصلاحطلبی نیز جرم محسوب میشود جامعه را چه کسی به سمت تحریم سوق میدهد؟
ـ جهان آبادی نماینده مجلس در واکنش به اظهارات باهنر نوشت: «خلاصه پیشنهاد باهنر به اصلاحطلبان؛ شما در انتخابات شرکت کنید بعد شما را رد صلاحیت کنیم، اما شما مردم را تشویق کنید تا مشارکت بالا رود، چون مردم به حرف ما پای صندوق نمیآیند. بعد ما اصولگرایان با خودمان رقابت میکنیم و پیروز میشویم و شما شکست خود را بپذیرید و از ما تشکر کنید. جناب باهنر از شما اصولگرایان هم عبور کردند فقط شماها را برای بازی در انتخابات میخواهد.
ـ احمد زیدآبادی نوشت: آقای باهنر با آنکه شرط و شروط گذاشتن برای ورود به صحنۀ انتخابات را بیمعنا دانسته، اما «حاکمیت» را از این قاعده مستثنی فرض کرده است. بهزعم او گروهها و فعالان سیاسی و شهروندان عادی حق اعلام شرط و شروط برای ورود به صحنۀ انتخابات ندارند، ولی در مقابل، حکومت از هر نوع حق و حقوقی برای تعیین هر جنس شرط و شروطی به احزاب و شهروندان برخوردار است...
ـ مهرداد خدیر نوشت: محمد رضا باهنر فعال سیاسی اصولگرا خطاب به سعید حجاریان فعال سیاسی اصلاحطلب گفته «شما نباید برای حاکمیت شرط بگذارید که تحت چه شرایطی وارد انتخابات میشوید. بلکه این حاکمیت است که برای شما شرط میگذارد.» شاید مخاطب این نوشته بگوید همین که آقای باهنر جمله مشهور خود در سالها قبل را تکرار نکرده و نگفته «اصلاحطلبان بروند خدا را شکر کنند که هنوز دارند نفس میکشند» به این معنی که به دنبال مشارکت در قدرت نباشید گامی رو به جلو است، چون آن جمله را تکرار نکرده است. این چند سطر، اما برای اشارتی دیگر است. بعد از عدم احراز صلاحیت علی لاریجانی در انتخابات ۱۴۰۰ چهرههایی، چون محمد رضا باهنر نیز دیگر عملا در بازی قدرت با میدان داری نواصولگرایان و جبهه پایداری نیستند، ولی با سخنانی از این دست میخواهند خود را همچنان در بازی جلوه دهند. حال آن که اگر سخنی دارد باید خطاب به کار به دستان بگوید نه حجاریان؛ به بیان روشنتر آقای باهنر دیگر نمیتواند و در جایگاهی نیست که از جانب حاکمیت سخن بگوید چرا که جبهه پایداری حوصله باقر قالیباف را هم ندارد چه رسد به محمد رضا باهنر!
باهنر بالاخره «گاف» داد
رئیس جبهه پیروان خط امام و رهبری و عضو مجمع تشیخص مصلحت نظام (محمدرضاباهنر) چند ویژگی منحصر بفرد دارد؛ سخت تن به مصاحبه میدهد، گزک به دست مصاحبهکننده نمیدهد، اساساً به سؤالات پاسخی شفاف نمیدهد و در نهایت این که؛ محال است در مصاحبههای او بتوان به یک جمعبندی رسید، اما همهی این ویژگیها باعث نمیشود که او «گاف» ندهد!
در واکنش به گفتههای حجاریان، باهنر و واکنشهای مربوطه باید به چند مسئله اشاره کرد:
ـ نخست این که: حجاریان در جایگاهی سخن گفت که اساساً همفکران او با او همراهی خواهند کرد در جبههی مقابل، محمدرضا باهنر در جایگاهی است که عملاً یکه و تنها، حتی در بین همفکران خود است!
ـ نکته دوم این که: در سالی که مشارکت مهم است گفتههای باهنر مثل سطل آب سردی بود بر پیکرهی آن دسته از احزابی است که همچنان میاندیشند شاید بتوانند مشارکت را بالابرد یا لااقل در همین حدود حفظ کرد!
نکته سوم: بیاختیار به این فرضیه میرسیم که حجاریان کوشید تا حاکمیت را مجبور کند به اصطلاح بلند بلند فکر کند یا به تعبیری ساده تر، حجاریان باعث شد آن چه حاکمیت دربارهی آن «تقیه» کرده بود، برملا شود.
چهارمین مسئلهای که باید بدان پرداخت این که: فقط یکی ـ دو اظهار نظر شبیه آن چه باهنر بر زبان آورد کافی است تا انتخابات سال جاری به یک نگرانی بدل شود، زیرا با این لحن سخن گفتن، واکنشی تلخ به دنبال خواهد داشت!
نکته پنجم این که: بهتر است باهنر در پاسخها مداقه کند تا به جز کافی که داده، متوجه مسائلی دیگری نیز بشود از جمله بیحوصلگی جبههی پایداری، مسئلهای که به زودی به یک چالش بدل خواهد شد.
ششمین و آخرین مسئله این که: باهنر بهتر است روی سری که درد نمیکند دستمال نبندد و با یک عذرخواهی همه را خوشحال کند ضمن آن که به خودش قول بدهد تا فردای انتخابات مجلس، هیچ اظهارنظر انتخاباتی نکند!»