
فرشاد مومنی پیرامون «توقف مناسبات مشوق رانت و فساد و مهار تسخیرشدگی به مثابه راه نجات دولت، رشد تولید و کنترل تورم» صحبت کرده و به مسئله وجود مافیای پرقدرت بازارهای اقتصادی ایران پرداخته است.
دیدارنیوز ـ طیبه سلمانی*: در ادامه سلسله جلسات هفتگی موسسه دین و اقتصاد، فرشاد مومنی اینبار پیرامون «توقف مناسبات مشوق رانت و فساد و مهار تسخیرشدگی به مثابه راه نجات دولت، رشد تولید و کنترل تورم» صحبت کرد و به مسئله وجود مافیای پرقدرت بازارهای اقتصادی ایران پرداخت.
مومنی در ابتدای نشست با اشاره به بحران اندیشه در حل مسائل کشور، گفت: «اگر کسی بخواهد به شیوه عالمانه و شرافتمندانه به نجات کشور فکر کند باید روی دو مسئله متمرکز شود: یکی مسئله بحران اندیشهای فاجعهباری که حکومت در مواجهه با مسائل با آن روبهروست و دیگری پیوند خوردن این بحران اندیشهای با رویههایی که بهشدت انگیزهکُش و سرخوردگیآفرین است.»
وی در ادامه افزود: «مشکل دیگر در کشور این است که مشارکت در قدرت مسدود به نظر میرسد و کلید ماجرا هم این است که یک نگرش رانتی، سلطۀ غیرعادی روی تمام جهتگیریهایی دارد که به نام بازارگرایی و به نام سیاستگذاری در ایران در دستور کار قرار گرفته است. این یک مسئله قطعی در ساحت توسعه است که وقتی مناسبات رانتی اصل باشد، ما در فرآیندهای تصمیمگیری و تخصیص منابع به صورت نظاموار با سلطه رویههای معطوف به ستیز و حذف روبهرو هستیم و این ستیز و حذف حد یقفی ندارد... البته نمیتوان نقش افراد فاقد صلاحیت و تخصص و اهلیت حرفهای را در این نابسامانیها نادیده گرفت، ولی در تحلیلهای سطح توسعه گفته میشود اگر حکومتی میخواهد بر بحران غلبه کند، ابتدا باید سازههای ذهنی تشکیلدهنده این بحران را شناسایی کند و بعد این سازههای ذهنی را در نظام قاعدهگذاریهای اساسی کشور مشاهده نماید و بعد از این مشاهده روی نظام توزیع منافع متمرکز شود تا بتواند سیاستها را اصلاح کند و نتایج متفاوتی بگیرد.»
فرشاد مومنی با اشاره به دو سازه ذهنی فاجعهساز در سه دهه گذشته که منشا بحرانهای بزرگی در ساختار نهادی کشور شدند، افزود: «اولین سازه ذهنی مخرب، سازه ذهنی منبعمحوری است که همهچیز را بهصورت سوداگرایانه و چرتکهای در ارز و ریال میبیند و سازه دوم سازهای است که میگوید دست مجریان را برای انجام کارها باز بگذارید و این دو هر روز ما را با بحرانهای بزرگی مواجه میکند».
اما نکته کلیدی در صحبتهای مومنی اشاره به "بازارگرایی مبتذل" شکلگرفته در کشور است؛ جایی که بازارگرایی ابزاری میشود برای ایدئولوژی مروج رانت و فساد و اینگونه به ابتذال کشیده میشود. وی در ادامه این بازارگرایی را در پیوند تمامعیار با فساد در ساختار قدرت میداند و اشاره میکند این که این تصمیمهای غلط بارها تکرار میشوند و در دستور قرار میگیرند دیگر خطا نیست بلکه گره خوردن با منافع فاسد است.
سپس مومنی با بررسی بازارهای ارز، طلا، مسکن، خودرو، انرژی و مجوزهای تولیدی به اثرات این بازارگرایی مبتذل در این بازارها میپردازد. در حوزه بازار ارز وی اشاره میکند که افزایش بیش از ۱۵ درصد نرخ ارز به دلیل اثرات مخرب بهعنوان یک حادثه تاریخی در تاریخ اقتصادی کشورها ثبت میشود، اما ما در دهه ۶۰ و پس از جنگ تحمیلی شوک ۱۵ برابری به نرخ ارز دادیم آن هم تحت عنوان کنترل نرخ ارز که اکنون پس از ۳۰ سال اگر کاهش نرخ خرید دلار را لحاظ کنیم میبینیم قیمت دلار ۲۰ هزار برابر شده است.
مومنی همچنین با اشاره به بازار طلا که نهادهای پشتیبان در آن حضور ندارند میپرسد چرا وقتی در دورانهایی که قیمت جهانی طلا پایین میآید ما با جهشهای بزرگ در قیمت سکه روبهرو هستیم؟!
در حوزه انرژی مومنی به اتلاف روزانه بیش از ۱.۲ میلیون بشکه معادل نفت در فرآیندهای تولید، انتقال و توزیع حاملهای انرژی در گزارشهای بیستساله ترازنامه انرژی کشور اشاره میکند.
در بررسی بازار مسکن مومنی گزارش میدهد که در دوره ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ حدود ۱۱ میلیون خانه ساخته شده که فقط ۲.۵ میلیون نفر به مالکان کشور اضافه شده و خود این حوزه تبدیل به یک رانت بزرگ شده است. وی در ادامه میافزاید: «از اسفند ۱۳۹۶ تا شهریور ۱۴۰۱ فقط در شهر تهران قیمت مسکن بیش از ۷۵۰ درصد رشد کرده است».
همینطور در ماجرای مجوزدادنهای افراطی، دکتر مومنی به لایحه وارد کردن خودروهای دست دوم اشاره میکند و میافزاید: «چرا لایحه عادی نمیدهند که مشکلات تولیدکننده خودرو برطرف شود؛ تولیدکننده خودرویی که مرکز تمام مطامع رانتی است؟»
مومنی به رشد نقدینگی ۱۰ هزار و ۲۵۰ درصدی، دو دهه پس از شکلگیری بانکهای خصوصی اشاره کرد، آن هم زمانی که رشد تولید تنها ۳۶ درصد بوده است و در این رابطه توضیح داد: «هیچ عنصری در دامن زدن به فعالیتهای سوداگرایانه به اندازه بانکهای خصوصی موثر نبوده است. هیچ کشوری در دنیا تا قبل از اینکه بانکهای خصوصی را خلعید و ملی کند نتوانسته از نقطه بحران خارج شود.
کشورهای صنعتی پیشرفته ازجمله ابرقدرتها بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم برای حل بحرانهایشان بانکهای خصوصی را ملی کردند.» وی در ادامه با پرداختن به نقش تولید در اندیشه توسعه میافزاید: «در سطح نظر در اندیشه توسعه میگویند در پشت کردن به تولید سه اتفاق میافتد: یکی مسلط شدن فرهنگ جمود، جهل، تعصب و خشونت بر جامعه؛ دیگری سلطه نظامیها بر بازار؛ و سوم حاکم شدن رویههای سفلهپرور بر خانوارها بهجای رویههای مولد و مبتنی بر مشارکت و عزت نفس».
مومنی در پایان به راه نجات کشور و راهحل برونرفت از این وضعیت اشاره میکند: «راه نجات روشن است. حکومت باید بفهمد آنهایی که راهحلهای دمدستی و ساده برای مسائل پیچیده کشور میدهند دوست نیستند. کشور اگر بخواهد به سامان برسد و عالمانه اداره شود بایستی برنامه باکیفیت داشته باشد. در کشوری که تعداد بحرانهایش پرشمار شده و دادوستد و تعامل پرشمار وجود دارد نمیتوان بحرانها را موردی و جزیرهای حل و فصل کرد».
* روزنامهنگار