
حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با بیان اینکه سیاست تنشزدایی موجب رفع تنش هستهای نیز خواهد شد، گفت: وقتی موضوع هستهای فقط به دولت سپرده شد که راهبردش در سیاست خارجی، راهبرد سخنرانی محور بود، مشخص بود که دولت نمیتواند این را به سرانجام برساند و ناکامی دولت در به سرانجام رساندن این پرونده موجب شد تا بخش قابل توجهی از پروندههای سیاست خارجی به حوزه فرادولتی یعنی شورای امنیت سپرده شود.
دیدارنیوز: رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی گفت: وقتی موضوع هستهای فقط به دولت سپرده شد که راهبردش در سیاست خارجی، راهبرد سخنرانی محور بود، مشخص بود که دولت نمیتواند این را به سرانجام برساند و ناکامی دولت در به سرانجام رساندن این پرونده موجب شد تا بخش قابل توجهی از پروندههای سیاست خارجی به حوزه فرادولتی یعنی شورای امنیت سپرده شود.
حشمتالله فلاحتپیشه در گفتگو با ایلنا، در پاسخ به این سوال که سال ۱۴۰۱ سال توقف روند مذاکرات برای احیای برجام، متهم شدن ایران به همکاری تسلیحاتی با روسیه در جنگ اوکراین و تنش روزافزون با غرب در پی آغاز اعتراضات در ایران بود؛ کدامیک از این سه پرونده قابلیت این را دارند تا در سال ۱۴۰۲ حل وفصل شوند و اولویت سیاست خارجی دولت سیزدهم در سال پیش رو چیست، گفت: اگر اصل را بر ارزیابی سیاست خارجی کشور براساس منافع ملی قرار دهیم؛ سالی که گذشت سیاست خارجی ما براساس یک هرم وارونه شکل گرفت به این معنا که شبیه به دولت احمدینژاد بودیم که در زمان روی کار آمدن سیاست مبتنی بر تنش را آغاز کرد، اما در سالهای پایانی چند نامه بیپاسخ به رئیسجمهور وقت ایالات متحده را در کارنامه خود قرار داد که عملا نتیجهای نداشت.
وی ادامه داد: معتقدم هرچند در این دولت هم شاهد همین هرم وارونه بودیم که فرصتهای زیادی را در عرصه سیاست خارجی از دست داد، اما هر چه به پایان سال نزدیک شدیم، عملا کشور وارد روند تنشزدایی شد و این موضوع را ناشی از چند اصل میدانم؛ یکی شرایط حاکم بر نظام بینالملل است که کشورها باید بین تنش یا توسعه یکی را انتخاب کنند که بسیاری از کشورهای دنیا دومی را انتخاب کردند و تا جایی که میتوانند از تنش دوری میکنند که نمونه آن چین است که در عرصه هژمونی جهانی در حالی که آمریکاییها به نگهبان تنشهای کهنه تبدیل شدند، سعی کردند سیاست تنشزدایی را حتی به دوستان آمریکا هم پیشنهاد کنند.
وی افزود: آمریکاییها در موضوع مشخصی مانند موضوع هستهای، نه تنها مساله را حل نکردند بلکه تنشهای مختلفی را به این موضوع اضافه کردند، اما چینیها هم در قبال ایران و هم در قبال متحد منطقهای آمریکا، عربستان سیاست تنشزدایی را در پیش گرفتند.
این تحلیلگر سیاست خارجی گفت: الگوی دیگری که روی ایران تاثیر گذاشت خود عربستان بود؛ در طول ۷ سال گذشته به دلیل افراط گراییهای داخل عربستان و ایران، عمق استراتژیک این دو کشور در چالش با یکدیگر قرار گرفته است، بسیاری از مسلمانان در زیر سنگینی این چالش له شدند و ما دیدیم ریاض تلاش کرد به صورت یکجانبه وارد فاز تنشزدایی شود چرا که در دنیای امروز کشورها به دنبال پوشاندن نقاط ضعف خود هستند و ما دیدیم عربستان بصورت یکجانبه فضای جنگ یمن را مدیریت کرد و به نظر من ایران قدری دیر به این روند پیوست و توافقی صورت گرفت که فعلا روی کاغذ است که اگر در صحنه عمل اجرایی شود، میتواند فضایی برای تعامل عمق استراتژیک ایران و عربستان مهیا میکند.
وی ادامه داد: وقتی موضوع هستهای فقط به دولت سپرده شد که راهبردش در سیاست خارجی، راهبرد سخنرانی محور بود، مشخص بود که دولت نمیتواند این را به سرانجام برساند و ناکامی دولت در به سرانجام رساندن این پرونده موجب شد تا بخش قابل توجهی از پروندههای سیاست خارجی به حوزه فرادولتی یعنی شورای امنیت سپرده شود که بنده در چندین مصاحبه عرض کردم که وقتی شکست دیپلماسی هستهای مشخص شد، دولت نه عزم و نه تخصصی برای تنشزدایی ندارد.
وی افزود: البته در این مسیر یک تهدید وجود دارد و آن این است که هم ایران و هم عربستان در داخل کشورهای خود چالش دارند؛ به اخباری که در این مدت شکل گرفت، توجه کنید که برای مثال در عربستان اعلام شد که در سال گذشته ۱۶۱ میلیارد دلار در آرامکو سود کرده است و وقتی این جملات مطرح میشود، معنای آن این است که ریاض میخواهد افراطیون را توجیه کند که اگر تنش با ایران ادامه پیدا کند، امکان حفظ امنیت مراکز حساس این کشور وجود ندارد. در ایران هم برخی مصاحبه میکنند که گروههای نیابتی ایران همچنان به فعالیت خود ادامه دهند و این عده میخواهند یک فضای افراطی را شکل دهند و قطعا این مواضع وصل به کاسبان تحریم است و نان کاسبان تحریم در تنش است؛ بنابراین من پیشبینی میکنم سال آینده، مانع اصلی سیاستهای تنشزدایانه ایران و عربستان در داخل این کشورهاست و بعد هم موانعی مانند اسرائیل و آمریکا قرار دارند.
فلاحتپیشه گفت: جمله پایانی من این است که برخلاف برخی پیشبینیها مبنی بر اینکه توافق ایران با کشورهای منطقه موجب بیتفاوتی تهران و واشنگتن نسبت به تنش هستهای خواهد شد، من معتقدم این سیاست تنشزدایی موجب رفع تنش هستهای نیز خواهد شد چرا که رفع این تنش امروز به موضوع تنشزدایی منطقهای ربط پیدا میکند.
اگر چنین سلاحی وجود داشت شک نکنید که ایرانیها انقدر هوش و ذکاوت دارند که بتوانند ان را بسازند.
حتی امریکا هم به دروغ ادعا می کند که هزاران عدد از این سلاح را در اختیار دارد.
امریکا با کمک این دروغ 8 دهه ملتها را ترساند و به بردگی گرفت.
روسیه در حدود 8 دهه نقش ظاهری رقیب اتمی امریکا را بر عهده داشت. و وانمود می شد که روسیه یک ابرقدرت اتمیست تا عدم استفاده از چنین سلاحی در جنگها توجیه شود و بگویند جنگ هسته ای برنده ندارد.
نمی دانم دیگر چه جیزی باید رخ دهد تا رسانه ها متوجه شوند که سلاح هسته ای یک سلاح دروغین و خیالیست که فقط در داستانهای تخیلی وجود دارد.
13 ماه از جنگ اوکراین می گذرد و روسیه هیچ دست اوردی نداشته و در حد یک کشور افریقایی ظاهر شده و در گیر جنگ فرسایشی شده و دیگر وجهه یک ابرقدرت را ندارد. مگر روسیه نمی گفت که 24 ساعته اوکراین را اشغال می کند.
اگر سلاح هسته ای واقعا وجود داشت روسیه یک عدد از ان را به کار می برد تا ترس و وحشت از روسیه را به جهانیان القا کند.
به نطر می رسد روسیه به بن بست رسیده و چه بسا ولادیمیر پوتین دست به خودکشی بزند.
شکست یا حتی اتش بس در این جنگ برای پوتین حکم پایان حیاتش را دارد.
دلیل کش امدن مذاکرات برجام هم همین است که پایان برجام یعنی افشای دروغ بودن سلاح هسته ای.
گره برجام فقط حیثیت و ابروی ابرقدرتهاست .
برجام یک بازی کثیف سیاسیست و تا ابرقدرتها نخواهند خاتمه نخواهد یافت.
برجام بر اساس یک دروغ بزرگ استوار است. این دروغ بزرگ سلاح هسته ایست.
خاتمه برجام یعنی افشای دروغ بودن سلاح هسته ای.
در صورت فاش شدن دروغ سلاح هسته ای تمامی کشورهای مدعی داشتن سلاح هسته ای دچار بحران شده و از درون فرو می پاشند.
برای همین مذاکرات برجام نباید به نتیجه برسد و باید مثل داستان دنباله دار ادامه یابد.
گره برجام حیثیت ابرقدرتها و کشورهای مدعی داشتن سلاح هسته ایست.