
از سخنان بهزاد نبوی میتوان فهمید که جریان اصلاحات ایران امیدوار است کار به جایی برسد که هسته مرکزی قدرت روزی دست به دامان آنها شود.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی*: بهزاد نبوی رییس فعلی جبهه اصلاحات ایران، چریک کهنهکار و مبارز قبل از انقلاب و از اعضای ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در مصاحبه با روزنامه هم میهن نظرات مفصلی را ایراد کرد. قبل از مصاحبه نبوی با هممهین، مطلبی از اینجانب منتشر در دیدارنیوز منتشر شد که در آن دو پیشنهاد به جبهه اصلاحات به ریاست بهزاد نبوی ارائه شده بود؛ ۱. رسما از وزارت کشور تقاضای مجوز تجمع بکنند و نسبت خود را با معترضین روشن کنند و ۲. این جبهه بیکار و بی اثر را منحل کنند. یادداشت مورد اشاره در ۲۴ مهر منتشر شد و مورد بحث رسانههای داخلی و برخی شبکههای تلویزیونی فارسی زبان خارج نشین هم قرار گرفت.
در اینجا بخوانید؛ «آقای بهزاد نبوی، در تاریکی نشستهاید روشنایی را میپائید؟»
جامعه و به خصوص بدنهای که هنوز اندک امیدی به جبهه اصلاحات داشتند، منتظر واکنش رسمی جبهه اصلاحات بودند و اظهارات بهزاد نبوی به اعتراضات دو ماه اخیر و اتفاقات تلخ ناشی از آن، آب پاکی را روی دست معدود آدمهای خوشبین ریخت. او در بخشی از مصاحبه خود گفت که «ما با شعارها و مطالبات معترضین موافق نیستیم و به همیبن دلیل است که همراهی نکردهایم». این در حالی است که تقریبا تمامی چهرههای عضو احزاب اصلاحطلب و شخصیتهای حقیقی نزدیک به این جریان به نوعی خود را همراه و همدل با دانشجویان و دانشآموزان معترض معرفی میکنند و همانگونه که در تیتر آن یادداشت هم اشاره شد، اصلاحطلبان در حد همین همدلیها ورود کردهاند و در "تاریکی نشستهاند و روشنایی را میپایند".
جبهه اصلاحات ایران که بخش زیادی از احزاب و اشخاص اصلاحطلب در آن حضور دارند، هنوز در رابطه با سخنان رییس خود واکنشی نداشته است و به نظر میرسد تحلیل روشنی از آیندهای ایران ندارند. خود آقای نبوی هم به صراحت اعلام کرد که نظام اجازه اصلاحات مد نظر جبهه متبوعش را نمیدهد، اما نگفت در حالی که تعدادی از اصلاح طلبان و روزنامه نگاران نزدیک به این جریان در زندان و بزرگان اصلاحطلب در حصر، حبس و محدودیت هستند، چگونه میخواهند اصلاحات مد نظر خود را جاری کنند؟
این بی تحلیلی و رکود که ریشه در نسخه آپدیت نشده نظری این جریان دارد، باعث شده که پیرمردان جبهه اصلاحات متوجه این مهم نباشند که در این دوره از تاریخ ایران حتی اگر هسته مرکزی قدرت هم میدانی به جریان اصلاحات بدهد، دیگر جامعه و رای دهندهای در سبد اصلاحطلبان باقی نمانده است که چنین اختیاری را به آنها تقدیم و تفویض کند، البته اگر قبول کنیم که بخش قابل توجهی از رای دهندگان و سرمایه اجتماعی هر انتخاباتی، همین دانش آموزان، دانشجویان، جوانان، نوجوانان و خانوادههای این معترضین هستند. بدیهی است سه گروه در ایران امروز وجود دارند؛ معترضانی که از هر دو جناح عبور کردهاند، نیروهای بسیج و جامعهای که خود را ارزشی معرفی میکنند و گروه سوم در انتظار نشستگان.
حتما و قطعا اصلاحطلبان پایگاهی در میان جامعه معروف به ارزشی و بسیجی و نزدیکان به هسته قدرت ندارند، حتما آنها محبوبیتی در میان معترضین رادیکال ندارند و روشن است که در انتظار نشستگان هم منتظر روزها و ماههای پیش رو هستند که به نحوی سمت و سوی خود را مشخص کنند. به نظر بخشی از این پایگاه اجتماعی امیدوار بودند از اصلاحطلبان آبی گرم شود که با اظهارات اخیر چریک پیر، این امید هم به تردید تبدیل شده و خیلی دور نیست روزی که همین مرددین هم به اردوگاه دیگری بروند. به همین دلیل است که به مرور به نقطهای میرسیم که حتی اگر نظام و اصلاحطلبان به یک توافق اشتراک نظری در مورد اصلاحات قانونی و اجرایی برسند، این بار عملا جامعه زیر بار این توافق و معامله درون حاکمیتی نخواهد رفت؛ بنابراین اولا مهم است که احزاب و افراد اصلاح طلب به هر نحو و به صورت روشن اعلام کنند، نظرات بهزاد نبوی تا چه میزان نظر آنها هم هست و دوم اینکه، از سایه و تاریکخانه خود خارج شده و نسبت خود را با آینده ایران مشخص کنند. زیرا امثال بهزاد نبوی و سید محمد خاتمی نباید انتظار داشته باشند که در آینه نگاه کنند و به جای چهره خود حوری و زیباروی ببینند، زیرا آینه همانی را نشان میدهد که در اوست.
جامعه ایرانی جامعه با هوشی است و به مدد اطلاعات بی واسطهای که در دو دهه گذشته به دست آورده، تحلیلگر هم شده است. پس اصلاحطلبان دقیقا در آینه ملت انعکاس تصویر، عملکرد و مواضع خود را دریافت خواهند کرد. آنچه میتوان از جامعه دریافت کرد این است که اگر مغز متفکر جبهه اصلاحات ایران آپدیت نشود حتی اگر در ۱۴۰۲ و ۱۴۰۴ تمامی نامزدهای این جریان اجازه رقابت پیدا کنند، "از صندوق همان درآید که در اوست".
*روزنامهنگار