
الهه کولایی نماینده پیشین مجلس و فعال سیاسی درباره بازداشت مصطفی تاجزاده و راههای رسیدن به جامعهای توسعه یافته با دیدارنیوز به گفتگو نشست. او معتقد است دستگاه قضایی با مدیریت حجتالاسلام اژهای، دگرگونیهای مهمی را در جهت بهبود کارکردهایش تجربه میکند.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: سید مصطفی تاجزاده فعال سیاسی اصلاحطلب، معاون سیاسی وزیر کشور دولت اصلاحات و زندانی سیاسی سابق، برای بار دوم در عصر جمعه ۱۷ تیر در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد. به گفته رسانههای نزدیک به دولت سیزدهم، او به اتهام «اجتماع و تبانی جهت اقدام علیه امنیت کشور» دستگیر و مستقیم راهی اوین شده است.
بیشتر اصلاح طلبان، که طیف وسیع و متنوعی از دیدگاهها را دارند، با سخنان تاجزاده موافق هستند و شجاعت او را میستایند. سران جبهه اصلاحات هم در زمینه بازداشت ایشان، نامهای را برای ریاست محترم دستگاه قضاییه تهیه کردهاند که به زودی منتشر میشود.
فخرالسادات محتشمیپور که به شدت پیگیر وضعیت همسرش است، حدود دو هفته بعد از بازداشت مصطفی تاجزاده، در یک کلیپ صوتی گفت که همسرش در یک تماس تلفنی کوتاه گفته به دادگاه نمیرود مگر اینکه آیتالله جنتی نیز احضار شود و دادگاه به شکایت او علیه جنتی رسیدگی کند. محتشمیپور افزود: «تاجزاده گفته بازجویی پس نداده و اگر او را به دادگاه ببرند، بدانید به زور این کار را کردهاند.» و این به ظاهر آخرین تماسی بوده که بین خانم محتشمیپور و مصطفی تاجزاده صورت گرفته است.
در ادامه هوشنگ پوربابایی یکی از وکلای سید مصطفی تاجزاده روز سه شنبه ۱۸ مرداد اعلام کرد برای دیدن تاجزاده به زندان میرود. او بعد از رفتن به زندان، تنها اجازه یافته به صورت کابینی با موکل خود ملاقات کند. او گفت که تاجزاده به این نوع ملاقات اعتراض کرده و محل ملاقات را با گفتن این جمله که به دادگاه نمیرود، ترک کرده است. همین دیروز او را به دادگاه بردند و بین او و قاضی صلواتی در حد چند جمله رد و بدل شده و تاجزاده صلاحیت دادگاه را نپذیرفته است. حال مشخص نیست مصطفی تاجزاده تا چه زمانی باید در بازداشت موقت بماند. علاوه بر شرایط و نحوه بازداشت تاجزاده، چرایی بازداشت او و اینکه چه کاری از جریان اصلاحات در دفاع از تاجزاده بر میآید، نیز موضوعی است که جای تامل دارد. به همین دلیل دیدارنیوز یک سلسله گفتگو با چهرههای شناخته شده جریان اصلاحات ترتیب داده که در اولین مورد آن با سرکار خانم الهه کولایی به گفتگو نشستیم.
بر همین اساس از خانم کولایی پرسیدم چرا با اینکه اصلاح طلبان در آشکار و پنهان با مواضع سید مصطفی تاجزاده هم رای و هم نظرند، اما در این رابطه یکدست نیستند و حرفشان را در موضوع اصلاحطلبی و حتی در حمایت از تاجزاده یک کاسه نمیکنند؟ آنچه در ادامه میخوانید، پاسخ الهه کولایی به پرسشهای دیدار است:
تاجزاده چه میگوید و نسبت او با اصلاح طلبان چیست؟ خروجی نظر او به براندازان نزدیکتر است یا به اصلاح طلبان؟ او که از طیف چپ جریان اصلاحات میآید، امروز چقدر لیبرالتر شده است؟ اگر این سوال درست است، میتوانیم بگوییم جناح چپ به مرور راستتر (از نظر سیاسی) و لیبرالتر شدهاند و جناحبندیهای اول انقلاب امروز در کشور رنگ باخته است و حتی اصولگرایان نیز دیگر راست به مفهوم متعارف آن نیستند و به سمت چپ بینالمللی غش کردهاند؟
بیتردید تاجزاده یکی از اصولگراترین رهبران اصلاحطلبان است. او که به نسل انقلابیهای سال ۵۷ تعلق دارد، مانند بسیاری از همفکرانش شیوهها و ابزارهای اصلاحات را برای تحقق آرمانهای مردم ایران، کارسازتر از روشهای انقلابی یافته است؛ بنابراین او اصلاح نظام را، کمهزینهترین راه برای تحقق اهداف مردم ایران میداند که از انقلاب مشروطه مطرح شد و در انقلاب اسلامی تکرار شد. او بر این آرمانها پافشاری میکند. به این ترتیب تاجزاده در برابر روشها و هدفهای براندازان قرار میگیرد. او بر اساس تجربههای انباشته شده بیش از چهار دهه گذشته، اجرایی شدن قانون اساسی را، با تمرکز بر اراده و خواسته مردم ایران دنبال میکند. ضمن اینکه این متن بشرساخته (قانون اساسی) را نیز کامل نمیداند و اصلاح آن را ضروری میخواند. تاجزاده تحول در خواستهها و مطالبات مردم ایران را انکار نمیکند و آن را اساس تلاشهای خود قرار داده است.
سیستم قضایی کشور تا چه میزان با تاجزاده غیرقانونی رفتار کرده است، آیا او قانونا باید در حبس باشد؟ اگر بازداشت او غیرقانونی است، چرا نظام چنین رویکردی را در رابطه با منتقدان مصلح خود انتخاب کرده است؟
دستگاه قضایی در دوره ریاست آقای اژهای دگرگونیهای مثبتی را تجربه میکند. متاسفانه اینگونه بازداشتها و رفتارهای خلاف قانون، شائبه ورود گرایشهای سیاسی در عملکرد آن را شدت میبخشد. این نهاد موثر در مسیر کارآمدی نظام، باید بیش از پیش اصرار بر اجرای موازین قانونی را به نمایش بگذارد، تا در مسیر افزایش اعتماد عمومی و کارآمدی آن به نتایج بهتری دست یابد. اجرای موازین قانونی در مورد مخالفان و منتقدان سیاسی، به بهبود کارکردهای عمومی دستگاه قضایی هم کمک میکند. برعکس بیتوجهی به موازین قانونی، سبب به هدر رفتن تلاشهای سازندهای میشود که در دوره جدید مدیریت دستگاه قضایی شکل گرفته است.
تفاوت مشخص تاجزاده با دیگر اصلاحطلبان چیست؟ آیا فکر میکنید، چون او تعارفات رایج داخل نظام را کنار گذاشته، به دردسر افتاده است؟ علاوه بر واکنشهای پراکنده اصلاحطلبان به این بازداشت، آنها چه اقدام مهم دیگری میتوانند انجام دهند؟ آینده کنشگری تاجزاده را چگونه ارزیابی میکنید و تاثیرگذاری آن را در کوتاه مدت و بلند مدت چقدر میدانید؟
تاجزاده با شجاعت و صراحت کلامش، تفاوت جدی خود با بسیاری از اصلاحطلبان را به نمایش گذاشته است. اصلاح طلبان که طیف وسیعی از طرف داران و هواداران اصلاح و دگرگونی را تشکیل دادهاند، تشکل و سازمان روشنی ندارند. بیشتر آنان افرادی هستند که با بیان مطالبات و دیدگاههای مردم شناخته میشوند؛ بنابراین نبود تشکیلات منسجم و قدرتمند و برنامه مشخص برای اصلاحطلبی، با توجه به سطح توسعه جامعه ما، بسیاری از آنان را در سطح کنشگران فردی قرار داده است، که هر یک میکوشند حاکمان و صاحبان قدرت را متوجه دگرگونیهای عمیق و گسترده داخلی و خارجی و آثار و پیامدهای آن سازند. روشن است که با توجه به فرهنگ سیاسی کشور ما، با کلام صریح و روشن چگونه برخورد میشود. در حالی که ما آموزههای اسلامی مهمی داریم که مردم را به شنیدن بهترین سخنان و دنبال کردن بهترین آنها فرا میخواند. پس باید سازوکارهایی وجود داشته باشد که افراد آگاه و دلسوز با امنیت لازم به بیان دیدگاه هایشان بپردازند. بهترین شکل آن احزاب سیاسی هستند که در کشورهای پیشرفته و ثبات سیاسی آنها نقشی مهم دارند. در شرایط نبود یا ضعف احزاب سیاسی، افرادی، چون سیدمصطفی تاجزاده این وظیفه را برعهده میگیرند، که باید برای بهره مندی جامعه از نیک اندیشی آنان امنیت لازم فراهم شود.
به عنوان نماینده پیشین مجلس و استاد علوم سیاسی چه سخنی با دستگاه قضایی دارید؟
همانگونه که اشاره شد، در شرایطی که هنوز احزاب پایدار و قدرتمند در کشور ما شکل نگرفتهاند و نظام حزبی قوام لازم را به دست نیاورده، با توجه به پیچیدگیهای شرایط و تحولات داخلی و بینالمللی، ایجاد شرایط امن برای منتقدان و دلسوزان، برای تامین امنیت کشور و منافع ملی بسیار مهم است. رهبران بلندپایه باید بر اساس آموزههای ارزشمند اسلامی - که دوستان واقعی را از میان منتقدان شناسایی میکند- شرایط مناسب برای نقد کارکردهای مسئولان در همه سطوح را فراهم آورند و قدر چنین افرادی را بدانند که با هزینههای گزاف، میکوشند همچنان با هشداردادن، به اصلاح کارکردهای نظام سیاسی دست یابند.
در واقع نظامهای سیاسی پیشرفته، مجال نقد را برای منتقدان و مخالفان فراهم میکنند تا بتوانند به اصلاح کارکردهایشان در سطوح مختلف بپردازند و پایداری و ماندگاری خود را تامین کنند. جوامع غرب آسیا نمیتوانند به تجربههای جوامع پیشرفته در شرق آسیا، یا دیگر مناطق جهان بی توجه باشند. استفاده از درسهای انقلابها و اصلاحات در کشورهای دیگر، میتواند هزینههای تحولات و دگرگونیهای غیرقابل پرهیز را در کشور ما نیز کاهش دهد. این تکلیفی است که بر دوش مسئولان کشور در همه سطوح، قرار گرفته است تا برای رفاه و سعادت ملت بزرگ ایران، وظیفه خود را به خوبی انجام دهند.