
در دومین هفته از سنه جدید هنوز عوامالملک دست از سر ملت بر نداشته و از هر دری حرف زده؛ از سردبیر دیدار تا خواصالبلاد تا مشهد، احمد، فوتبال و حقوق نسوان.
دیدارنیوز ـ عوامالمک:
جمعه ۵ فروردین ۱۴۰۱
بلافاصله بعد از بیدار شدن، خبر جمعآوری یک مجسمه مستهجن قبیحه از سطح شهر گرگان را خواندم. عکس مجسمه را هم دیدم. تکاندهنده و تحریککننده بود. نسایی گوشی به دست، این پایش را روی آن پایش انداخته بود و پاچهاش بالا رفته بود و مچ پایش و کمی بالاتر معلوم بود. به نظر میآمد در حال تبرج بود. خوب است که به صورت سریع، فوری و انقلابی مجسمه جمع شد تا عوام احساس آرامش کنند. شنیدم که بزرگوار شیرازی گفته باید ورزشهای رزمی را رواج داد تا دشمن جرات نکند به کشور نگاه چپ بیندازد. حرف درستیست. اوکراین هم اگر به جای ژیمناستیک و پرش با نیزه و فوتبال، روی ورزشهای رزمی سرمایهگذاری کرده بود الان میتوانست به اشغالگری ادامه بدهد. خوشبختانه اشتباه سرمایهگذاری کرده بود. خود ولادیمیر هم جودو کار کرده و به همین خاطر موفق شده اوکراین را شکست دهد. مرتضی خان که قبلا آقای سردار بود و بعدا عضو خواصالبلد تهران شد و چند وقت پیش در مسائل خصوصیاش دخالت کردند و گفتند در کانادا در حال ورزش بوده، درباره سربازی صحبت کرد و گفت خیلی چیز خوبیست. آنقدر هم خوب و لازم هست که باید نسوان هم به سربازی بروند. راست هم میگوید. چرا نروند؟ اصلا برابری نسوان و ذکور را باید از یک جا شروع کرد و کجا بهتر از پادگان؟ اصلا میشود این برابری را از فرزندان و بستگان مرتضی و بقیه خواص شروع کرد. قطعا عوام، چون به خواص علاقه دارند ناراحت نمیشوند.
* شنبه ۶ فروردین ۱۴۰۱
امروز اولین روز کاری سال جدید بود. افاضات اضافه مربوط به هفته پیش امروز در دیدارنیوز منتشر شد. همیشه جمعهها منتشر میشد. توضیح دادند که اهمال کاری سردبیر بوده و به خاطرات من لقب اباطیل دادند. عیبی ندارد. مهم این است که در اثر فشار طرفدارانم مجبور شدند به خطایشان اعتراف کنند. معلوم است عمق استراتژیکم در دیدارنیوز خوب فرو رفته است. سعید، سخنگوی امور خارجه خواصالدوله درباره توافق گازی عربستان و کویت برای بهرهبرداری از میدان آرش که بین ما و آن دو کشور است موضع خیلی قاطعی گرفت. گفت که عربستان و کویت کار بدی کردهاند. حتما این موضعگیری قاطع، تاثیرگذار است و باعث میشود عربستان و کویت صبر کنند تا با هم بهرهبرداری کنیم. قبلا قطر هم همین کار را کرده بود. قبل از ظهر اعلام شد که ساعت کار ادارات به دوران قبل از کرونا برگشته و از روز چهارده فروردین همه مدارس و دانشگاهها حضوری هستند. بالاخره کرونا هم در عصر ابراهیم رسما شکست خورد. این را باید جزو دستاوردهای دویست روز دوم ابراهیم بنویسند. عوام هم باید بدانند ممکن است بعد از این دچار مشکلات تنفسی یا حتی آنفولانزای شدید بشوند، اما قطعا دیگر کسی کرونا نخواهد گرفت. ظاهرا قرار است طی دو هفته آینده ملخهای صحرایی وارد کشور بشوند. عیبی ندارد. احتمالا فهمیدهاند کرونا از ایران میرود و به دنبال یک جای امن هستند. فقط باید توجه کرد که کرونا از هر جا برود از ورزشگاهها نخواهد رفت و کلیه مسابقات بدون حضور تماشاگران خواهد بود. غروب متوجه شدم که علی، سخنگوی خواصالدوله خاطرات مرا خوانده است. چون اعلام کرد که رکوردشکنی سفرهای نوروزی نشان میدهد نشاط به دلهای عوام برگشته و توان اقتصادیشان تقویت شده است. البته بهتر بود اشاره میکرد که افزایش سفرهای نوروزی علاوه بر آن چیزها، نشان میدهد فقر مطلق هم ریشهکن شده است. این افزایش سفرها را هم باید جزو دستاوردهای دویست روز دوم ابراهیم بنویسند. واقعا حجم دستاوردهای ابراهیم و خواصالدولهاش بیش از ظرفیت ما عوام است و ممکن است این حجم از دستاوردها باعث شود خوشی بیش از حد به دلمان بزند و نشاط دلهایمان لبریز شود.
* یکشنبه ۷ فروردین ۱۴۰۱
خبر آمد که صبح امروز یکی از عوام که برای مسافرت به فومن رفته است یک پاکبان را به خاطر آنکه به جای گرفتن زبالههایش، محل سطل زباله را به وی نشان داده به صورت مفصل کتک زده است. معلوم است خوشبختانه خون پاک آریایی در رگهایش جاری بوده و به موقع عمل کرده است. پاکبان هم باید یاد بگیرد مهماننوازی یعنی چه؟ قرار نیست به مسافران آریایی کمتوجهی شود. تا این عوام غیور و همیشه در صحنه را داریم اصلا نگرانی از بابت دشمنان خارجی نخواهیم داشت. تصویری از صفحه اینستاگرام مهشید همسر خواننده طاغوتی را دیدم. پیام مهمی داده بود. خلاصه کلامش این بود که برخی اعضا و جوارح کسانی که از شوهرش ناراحتند لق است و آنها خیلی هم از سفرها و کنسرتهایشان راضی هستند و هر کسی هم که رگ گردنش برای خلیجفارس پاره میشود یا دزد است یا بالاخره با دزدها شریک است. منطقی و در عین حال بااحساس بود. واقعا پشت سر هر مرد موفق یک نساء فهمیده و باشعور است. اعلام شد که قرار است مسابقه فوتبال ایران و لبنان در مشهد با حضور تماشاگران برگزار شود. نگران شدم. در مشهد، هم کرونا هست و هم احمد، بزرگوار مشهدی، روی همه چیز حساس است. خوشبختانه بلافاصله اعلام شد مسابقه با حضور تماشاگران به جز نسوان برگزار میشود. قبلا هم گفته بودم باید مراقب باشیم کرونا در ورزشگاه به نسوان آسیب نزند. توییت جدیدی از علی، سخنگوی خواصالدوله دیدم. اعلام کرد که از حدود ۱۷۰ هزار خودروی ناقص موجود در انبار خودروسازان ۸۰ هزار تایش از آغاز عصر ابراهیم تکمیل و تحویل شده است. گویا این هم جزو دستاوردهای ابراهیم و خواصالدولهاش است. معلوم است ابراهیم با خیلی از فروشندگان لوازم یدکی آشناست و موفق شده قطعات را جور کند. دستش در این زمینه هم درد نکند. دو خبر درباره جریان اصیل طالبان به دستم رسید. گویا برای حضور جداگانه ذکور و اناث افراد در پارکها جدول دادهاند. خیلی آموزنده و خوب است. مانع کنار هم قرار گرفتن پنبه و آتش میشود. به شبکههای رادیویی هم هشدار دادهاند که نباید موسیقی پخش کنند. این هم درست است. قرار نیست رادیو تریبون مطربها باشد. رادیو باید فقط مطالب آموزنده پخش کند. پیغام یکی از عوام به نام مژگان را در صفحه اینستاگرام دیدارنیوز خواندم. آرزو کرده بود که حسمان تا آخر سال مثل سه فروردین باشد. خاطرات آن روز را مرور کردم. ناراحت شدم. گویا منظورش این است که تا آخر سال، خواص نه اقدامی کنند و نه رهنمودی بدهند. معلوم است به این فکر نکرده که بدون این کارهای خواص تکلیف زندگی ما عوام چه میشود. از آن مهمتر اگر خواص نباشند، برای من چه خاطرهای باقی میماند. آخر شب حرفهای حسین، از اصلاحیون درباره خواصالمله دوره قبل را خواندم. گفته که غلامحسین از محمدرضا خوشش نمیآمده و برای همین به دنبال تضعیفش در بین خواصالمله بوده است. بعد هم اعلام کرده سقف پرش اصلاحیون بین خواصالمله، محمدرضا بوده است. تازه فهمیدم چرا سر اصلاحیون در دوره قبل خواصالمله مدام به سقف میخورد. با این حرفهای حسین لازم است اصلاحیون سرهایشان را معاینه کنند و مطمئن شوند که ضربه مغزی نشده باشند.
* دوشنبه ۸ فروردین ۱۴۰۱
دیشب بعد از نوشتن خاطرات روزانه فیلمی از یکی از خواص خالص آتش به اختیار، به نام روحالله، به دستم رسید که درباره روشهای صیانت به شکل آتش به اختیار توضیح میداد. خیلی جالب و آموزنده بود. این روشها واقعا دشمن را مایوس و فضای مجازی را طیب و طاهر کرده است. قاعدتا در فضای غیرمجازی هم با همین کارها باید با دشمن مقابله کرد. البته به این فکر کردم که زودتر بیانیه صادر کنم و بگویم که عوامالملک در هیچ بخش از فضای مجازی هیچ اکانتی ندارد و عوام اگر هر اکانتی به این نام با نقطه و عدد و هر چیزی دیدند بدانند کار روحالله و سربازانش هست و به نحو مقتضی از ایشان پشتیبانی و تشکر کنند. صبح که بیدار شدم نتایج مراسم اسکار اعلام شده بود، اما خیلی به چشم نمیآمد و همه دنبال تماشای صحنهای بودند که یکی از هنرپیشهها در آن سعی کرده بود ادای یکی از عوام ما را درآورد که در آغاز عصر ابراهیم به رییس خواصالدوله آذربایجان شرقی سیلی زد. قاعدتا برای عوام ایرانی صحنه ایجاد شده در اسکار جذابیت نداشت، چون خودمان چند ماه پیش مدل بومیشده آن را دیده بودیم. اما این ماجرا ثابت کرد که این جشنوارههای غربی چقدر مبتذل و سخیف و بیارزش و دارای بدآموزی هستند. مشکل اینجا بود که هنرپیشه مذکور بعد از سیلی زدن به مجری از روی صندلی هم در حال فحش دادن بود و یک فضای استادیومی خاصی ایجاد کرده بود. هشداردهنده بود. باید در سال جدید درباره ورود نسوان به سالنهای سینما و جشنوارهها هم مثل ورزشگاهها فکری کرد. احتمالا کرونا از ورزشگاهها به اینجور مکانها هم سرایت کند. ابراهیم بار دیگر اعلام کرد که میتوان اقداماتی انجام داد که در سال ۱۴۰۱ فقر مطلق در کشور وجود نداشته باشد. قبلا هم گفته بود در سال ۱۴۰۱ فقر مطلق نخواهیم داشت و من هم در خاطرات هفته پیش به همین موضوع اشاره کردم و یکی از عوام به نام عرفان به خاطر همین، جایی درباره شرف و وجود من حرفهای قشنگی زد. باید هماهنگ کنم این صحبتهای ابراهیم به دست عرفان برسد که لااقل همه ادبش را یکجا مصرف نکند. غروب اخبار ناراحتکنندهای از نهاوند شنیدم و فیلم تکاندهندهای از ماهشهر دیدم. متاسفانه نسوان اصلا رعایت نمیکنند و به جای اینکه به فکر اداره امور منزل باشند شرایط نامناسبی را در فضاهای عمومی رقم میزنند. حتی وقتی خودشان هم در صحنه نمیآیند مجسمههای مستهجن از خودشان به نمایش میگذارند. به نظر میرسد باید در این زمینهها یک فکر اساسی کرد. شاید لازم باشد در کوتاه مدت خروج نسوان از منازل برای مدتی ممنوع شود تا بعد ببینیم چه کار میشود کرد.
* سهشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۱
یکی از غربیها اعلام کرد که روسیه نمیخواسته تحریم نفت ایران برداشته شود. قطعا دروغ میگوید. روسها در کل تاریخ به جز خوبی کاری در حق ما نکردهاند. گاهی غربیها کارهایی کردهاند و حتی بخشهایی از کشور را اشغال کردهاند و به گردن روسها انداختهاند. ما باید خودمان عاقل باشیم. مخصوصا الان که روسها در حال پس گرفتن سرزمینهای اشغالی اوکراین هستند. خبر دیگری هم آمد که گویا سفارت روسیه در یمن بیانیهای داده و به جای خلیج فارس کلمه دیگری را استفاده کرده است. نباید حساسیت نشان داد. احتمالا سفارت روسیه هم مثل همان خواننده طاغوتی (شوهر مهشید) نمیخواهد بحث سیاسی کند و ترجیح میدهد فقط آواز بخواند. حدود ظهر خبر رسید که بیشتر بانکهای چینی تعاملات ارزی با روسیه را قطع کردهاند. این بد است. نباید اخبار دعواهای خانوادگی از خانه بیرون برود. باید هر چه زودتر وساطت کنیم و نگذاریم بین دو کشور دوست و برادرمان اختلاف ایجاد شود. باید به روسها بگوییم بیایند با ما تعامل ارزی کنند. بالاخره در زمینه این تعامل نداشتنها ما دو تا پیراهن بیشتر از روسها پاره کردهایم. حتی بلدیم وقتی چین نمیخواهد با ما تعامل کند ما با چین تعامل کنیم. عصر مسابقه فوتبال ایران و لبنان را که در مشهد برگزار میشد تماشا کردم. ظاهرا ما میزبان بودیم. در طول مسابقه واقعا اندوه لبنان کشت ما را. چون متاسفانه بازیکنان لبنان مدام مجروح و زخمی روی زمین میافتادند. در نهایت مسابقه را بردیم. بلاتکلیف بودم که خوشحال باشم یا اندوه لبنان را داشته باشم. تصاویر ناراحتکنندهای هم از داخل ورزشگاه به دستم رسید که نشان میداد عدهای از نسوان داخل ورزشگاه بودند. خواستم خیلی متاثر شوم که شنیدم این نسوان همگی لبنانی بودهاند. کمتر متاثر شدم، اما بر اندوه لبنانم اضافه شد. اتفاقا علیرضا، کاپیتان تیم ملی هم بعد از مسابقه به طور زنده و مستقیم یک مصاحبه عجیب و ناراحتکننده کرد و آرزوی حضور نسوان در ورزشگاه را کرد. تعجب کردم. از کاپیتان تیم ملی انتظار این حرفهای ناشایست را نداشتم. خوشبختانه وقتی مصاحبه علیرضا در اخبار پخش شد دیگر در مورد نسوان حرف نزد. معلوم بود خودش پی به اشتباه خودش برده و اصلاح کرده است. بعد از پایان مسابقه تا آخر شب تصاویری به دستم رسید که نشان میداد عدهای از نسوان فریبخورده پشت در ورزشگاه جمع شده بودند تا بتوانند وارد آنجا شوند. خوشبختانه با هوشیاری همه خواص مربوطه، این عده قلیل از نسوان خودشان با زبان خوش، قانع شدند که واقعا اینجور جاها در شان نسوان ایرانی نیست و حالا اگر لبنانیها هم اجازه دادهاند نسوانشان بروند متاسفانه تحت تاثیر برخی بی بند و باریهاییست که در اثر ارتباط با غربیها یاد گرفتهاند. به علاوه قبلا نوشته بودم که حضور نسوان در ورزشگاه برای کرونایشان بد است. خلاصه که مساله با خیر و خوشی حل شد. گویا برای تلطیف فضا و تقدیر از همکاری نسوان، مدلهای جدیدی از عطر مشهدی با رایحه برخی ادویهها در فضا پراکنده شده و مورد استقبال قرار گرفته و اشک شوق از چشم نسوان حاضر در اطراف ورزشگاه جاری شده بود. چقدر خوب است که میشود در همه جای ایران در حاشیه مسابقات ورزشی هم نشاط دلهای عوام را زیاد کرد.
* چهارشنبه ۱۰ فروردین ۱۴۰۱
در اخبار بیخود و بیجهت مساله عده قلیلی از نسوان فریبخورده که به بهانه تماشای مسابقه فوتبال ایران و لبنان در اطراف ورزشگاه در مشهد تجمع غیرقانونی کرده بودند همچنان مورد توجه است. با اینکه اتفاق خاصی نیفتاده است عدهای از خواص گفتند که مساله باید پیگیری شود. خبر رسید که ابراهیم به احمد، خواصالدوله امور داخله ماموریت داده است که موضوع را بررسی کند. خیلی مهم است که ابراهیم اینقدر دقیق پیگیر همه مسائل میشود. احمد هم خوشبختانه به سرعت بررسی کرد و معلوم شد دو تا کافینت تعدادی بلیط جعلی را فقط به نسوان فروخته بودند و همین مساله باعث شده نسوان فکر کنند اگر در هر جای دیگری هم نتوانند به ورزشگاه بروند در مشهد میتوانند. همین نشان میدهد که این عده قلیل، فریب خورده بودند. احتمالا این کار را عدهای از اصلاحیون و حسن و اسحاق سازماندهی کردهاند تا ذهن نسوان را نسبت به خواص مشوش کنند. البته از حسن بعید است، چون احتمالا تازه، صبح شنبه خبردار خواهد شد چه اتفاقی افتاده که البته، چون شنبه روز سیزده به در است حتی همان روز شنبه هم خبردار نخواهد شد. با این که هیچ اتفاق خاصی در مشهد نیفتاده تقریبا همه خواص در حال پیگیری و بررسی هستند که ثابت کنند هیچ اتفاق خاصی نیفتاده است. میخائیل که نماینده عزیز کشور دوست و برادر، روسیه در مذاکرات برجام است درباره حرفهای جوزف که گفته بود روسها نمیخواهند تحریمهای ایران برداشته شود موضع گرفت و گفت این حرفها بد است. من هم دیروز همین را نوشته بودم. باید هر طور شده به میخائیل پیام بدهم و بگویم مرسی که هستی. آخر شب قبل از خواب شنیدم که فیفا از فدراسیون فوتبال ایران خواسته درباره اتفاقهایی که در مشهد نیفتاده توضیح دهد. اگر خواص زودتر از عوام در فضای مجازی صیانت کرده بودند امروز لازم نبود بابت نکردههای خودمان هم به این سازمانهای مشکوک و معلومالحال خارجی توضیح دهیم.
* پنجشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۱
تا قبل از ظهر خبر ابتلای چند نفر از اقوام خودم و عوامالنسا و اطرافیانشان از شهرهای مختلف به گوشمان رسید. احتمالا جوسازیست و، چون شنیدهاند از روز یکشنبه همه ادارات و مدارس به شکل عادی باید کار کنند در حال تمارض هستند. وگرنه در عصر ابراهیم کرونا هم شکست خورد و، چون همزمان با این اتفاق توان اقتصادی عوام هم بالا رفت تا جایی که جادهها جا داشت به مسافرتهای نوروزی رفتند و حتی خیلیها هنوز برنگشتهاند. فیلمی از تلویزیون بودجهبگیر به دستم رسید. بهنوش نکات بهداشتی خوبی درباره نخوردن گوشت گفت تا به شکل منطقی معلوم شود چه بهتر که گوشت گران شد و اگر نتواستیم بخریم شرمنده نشویم. البته فکر نمیکنم چیزی در این مدت گران شده باشد و اگر هم شده قاعدتا به خاطر همین نکات بهداشتیست و لابد به صلاحمان بوده. واقعا حیف است که سینما و تلویزیون بودجهبگیر از امثال بهنوش آنقدر که باید استفاده نمیکند. اینها میتوانند به ارتقای دانش عمومی خیلی کمک کنند. شب خبر بازداشت علیرضا، از عمله طرب را در فرودگاه تورنتو خواندم. گویا میخواسته به آمریکا برود، اما به خاطر شکل کارت پایان خدمت، ویزایش لغو شده و از هواپیما پیادهاش کردهاند. آمریکاییها در این ماجراها خودشان را رسوا میکنند. خود من که دل خوشی از امثال علیرضا و سایر عمله طرب ندارم، اما اینکه آمریکاییها اجازه نمیدهند آنها بروند در آمریکا کنسرت اجرا کنند خیلی جالب است. باید یک نفر توضیح بدهد که لااقل تکلیف کسانی که بلیط خریده بودند چه میشود. اگر لازم است هماهنگ کنیم و خواننده همیشه روی صحنه، سالار را بفرستیم تا لااقل عوامی که بلیط خریده بودند دست خالی برنگردند. وگرنه علیرضا در مجموع هر بلایی سرش بیاید عیبی ندارد.