
کشاورزان شرق اصفهان به این معترض هستند که آب زایندهرود به جای آبیاری زمینهای آنان، به استانهای یزد، قم، کاشان و کارخانههای بزرگی مانند فولاد مبارکه و ذوبآهن فروخته میشود. آنان از هفته گذشته در مقابل خط لوله انتقال آب اصفهان به یزد، تجمع کردهاند.
روز گذشته، 18 اسفند با تداوم اعتراضات کشاورزان ورزنه به نرسیدن حقآبه آنان از زایندهرود، روزشمار این اعتراضات به یک هفته رسید.
به گزارش دیدارنیوز، کشاورزان شرق اصفهان در طول هفته گذشته در اعتراض به سیاستهای دولت روحانی و عدم تحقق وعدههای او در حل مسأله آب زایندهرود، دست به اعتراض زده و در شعارهایشان، روحانی را دروغگو خطاب کردند.
کشاورزان شرق اصفهان به این معترض هستند که آب زایندهرود به جای آبیاری زمینهای آنان، به استانهای یزد، قم، کاشان و کارخانههای بزرگی مانند فولاد مبارکه و ذوبآهن فروخته میشود. آنان از هفته گذشته در مقابل خط لوله انتقال آب اصفهان به یزد، تجمع کردهاند.
این اعتراضات قدمت دو دههای دارد؛ اما این بار پنبهکاران ورزنه در اعتراضات به نرسیدن حقآبه زمینهایشان تا جایی پیش رفتند که کار به ضرب و شتم و درگیری با پلیس کشیده شد، به تأسیسات آبرسانی آسیب رسید و حتی آب شرب یزدیها را قطع کرد.
نقش دولتهای اصلاحات و مهرورزی در مشکل زایندهرود
شاید زمانی تصور اینکه کشاورزان شهری در نقطه پایانی زندهرود، دچار مشکل کمآبی شوند سخت بود اما به دنبال خشک شدن زایندهرود در دهه 70 و آغاز انتقال آب آن به یزد در دولت اصلاحات، تجمعات آبی به جزء لاینفک اخبار اصفهان تبدیل شده و اعتراض کشاورزان اصفهانی در این سالها بارها تکرار شده است. سیاستهای انتقال آب زایندهرود در دولت مهرورزی نیز ادامه یافت و اولین سفر استانی محمود احمدینژاد به استان چهارمحال و بختیاری، کلنگ خشک شدن کامل زایندهرود را زد؛ آنجا که وی با برهم زدن شرایط تقسیم آب و نادیده گرفتن حقابه مکتوب شیخ بهایی، به اهالی چهارمحال و بختیاری اعلام کرد «من مدیر آب شما هستم، هرچه شما آب نیاز دارید استفاده کنید و اگر اضافه آمد به استانهای دیگر بدهید».
کارشناسان خشک شدن زایندهرود را به این عوامل وابسته میدانند: خط لوله انتقال آب سد به یزد، کرمان، کاشان و قم. برداشت بیرویه آب در مسیر رودخانه در محدوده سد تا پل کله توسط پمپاژ که به تنهایی بیش از کل میزان آبی است که سالانه توسط تونل دوم و تونل چشمه لنگان وارد حوضه زاینده رود میشود. این میزان هماکنون در حدود ۲۹۰میلیون متر مکعب است که سال به سال در حال افزایش است. استقرار صنایع بزرگ، پالایشگاه، نیروگاهها در کنار رودخانه و در نهایت کشت محصولات با نیاز آبی بالا مانند برنج و پنبه.
پنبههای ورزنه در بیآبی به گل میرود
ورزنه شهری است در نزدیکی تالاب گاوخونی که بزرگترین رودخانه خشک شده فلات مرکزی ایران به آن میریزد. مردان ورزنه در کنار زنانی که به چادرهای سپیدرنگشان شهرهاند، مشغول کشت پنبه هستند؛ گیاهی که برای کشت نیاز به آب نسبتا زیادی دارد و کمبود آب و افزایش حرارت، باعث زودرسی شده و گیاه سریعاً به گل میرود.
تازهترین گزارشها از وزارت جهاد کشاورزی نشان میدهد که سطح زیر کشت پنبه ایران از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳9۴ به کمتر از یک چهارم کاهش پیدا کرده است.
ابراهیم هزارجریبی مجری طرح پنبه وزارت جهاد کشاورزی به خبرگزاری مهر گفته که در فاصله این چهارده سال، سطح زیر کشت پنبه از بیش از ۳۰۰ هزار هکتار به ۷۰ هزار هکتار رسیده و ایران که یک کشور صادرکننده پنبه بود به کشوری واردکننده تبدیل شده است.
این در حالی است که برخی کارشناسان نیز برای کاهش صادرات بعضی محصولات کشاورزی تأسف نمیخورند و آن را لازمه حفظ ذخایر آبی کشور میدانند و از این منظر به تلاشها برای خودکفایی در تأمین همه موادغذایی کشور نقد وارد میکنند. آنها، واردات محصولات کشاورزیای که میزان آب پنهانشان (آب مصرفیشان) زیاد است را مقرون به صرفهتر از تولید و صادرات آن میدانند و بر این اساس به تجربههای جهانی برای حفظ ذخایر آبی به عنوان منابع استراتژیک اشاره میکنند.
کشاورزی ایرانی؛ 93درصد آبخوری، 35درصد بازدهی
در قریب به شش دهه اخیر که ایران گام بهگام به سمت بحران کمآبی پیش رفته، همواره کشاورزی با سهم 93 درصدی به عنوان بزرگترین مصرفکننده آب ایران معرفی شده است؛ این حجم مصرف آب درحالی است که بازده کشاورزی ایران تنها ٣٥ درصد است و فقط ۱۲ درصد از مساحت ایران زیر کشت قرار دارد.
برخی کارشناسان با برشمردن دلایل بحران کمآبی در ایران، ضمن برشمردن دلایلی همچون رشد سریع و الگوی نامناسب استقرار جمعیت، سوء مدیریت و عطش توسعه و تغییرات اقلیمی، از موضوع کشاورزی ناکارآمد و تأکید بر خودکفایی کامل در مواد غذایی، به عنوان یکی از مهمترین عوامل کمآبی در ایران سخن میگویند.
50 میلیون ایرانی در آستانه مهاجرت
این سالها در سایه خشکسالیهای متوالی و دیگر عواملی که عمدتا از سوء مدیریت ناشی میشوند، زنگ خطر جدی برای بحران کمآبی در ایران به صدا درآمده است.
اخیرا نیویورک تایمز در گزارشی از وضعیت آبی ایران، نوشت: ۱۲ استان از ۳۱ استان ایران طی ۵۰ سال آینده با خشک شدن کامل سفرههای زیرزمینی آب خود مواجه خواهند شد.»
عیسی کلانتری رئیس سازمان محیط زیست کشور هم اعلام میدارد که با خشکشدن نزدیک به نیمی از ایران، جمعیت زیادی نزدیک به 50 میلیون نفر مجبور به مهاجرت خواهند شد؛ جمعیتی که پذیرش آن از سوی دیگر کشورها حتما با دردسرها و مشکلات زیادی مواجه خواهد بود. او تأکید دارد که 70 درصد مشکلات کشور ناشی از بحران آب است و اگر این مسأله حل نشود ایران نابود خواهد شد.
برنامه ششم بر بحران آب میافزاید
وی شهریورماه سال جاری با انتقاد از رویکرد مسئولان به مسأله آب در کشور، برنامه ششم توسعه را نیز در مسیر حل بحران آب ندانست و گفت: برنامه ششم به دنبال افزایش بهرهوری آب کشاورزی است ولی اگر این برنامه با همین بهرهوری بخواهد اجرایی شود بر بحران آب میافزاید.
کلانتری در یک برنامه رادیویی گفت: برای برنامه ششم توسعه با همین بهرهوری حداقل ۳۵ میلیارد مترمکعب آب جدید میخواهیم در حالیکه الان چیزی در حدود ۵۰ میلیارد متر مکعب اضافهتر از ظرفیت در سال مصرف میکنیم.
هشدارها برای تنش آبی
در طول سالهای اخیر بارها از سوی مسئولان و کارشناسان این مسأله مطرح شده که «ایران در شرایط تنش آبی قرار دارد».
براساس اسناد بینالمللی که در سال ٢٠١٢ منتشر شده، در کشور ما بالای صددرصد از منابع آبی زیرزمینی برداشت میشود؛ منابعی که اهمیت استراتژیک دارند و ما در دهه اخیر ١١٠ میلیارد متر مکعب برداشت اضافه از آن داشتهایم.
طبق اظهارات مسئولان، اگر وضع به همین منوال پیش برود، در ١٠ سال آینده اساساً در کشور چیزی به نام منابع آب زیرزمینی به صورت کلان نخواهیم داشت و تقریبا تمام آبهای سطحی ایران، یعنی رودخانهها، تالابها و در نهایت دریاچهها از بین خواهد رفت.
کارشناسان حوزه آب بر این باورند که اگر فرهنگسازی در زمینه کاهش مصرف آب در جامعه نهادینه نشود، در 25 سال آینده ایران به بیابانی خشک تبدیل میشود.
احمدعلی کیخا، معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست در دولت یازدهم در سال 93 اعلام کرده بود برداشت از آبهای زیرزمینی ایران از مرز فاجعه گذشته و به ۱۷۰ میلیارد متر مکعب رسیدهاست. به گفته او، در حال حاضر ۷۵ درصد از آبهای زیرزمینی ایران برداشت میشود و این یعنی موضوع از مرز فاجعه هم گذشته است.کیخا در جمع خبرنگاران گفته بود «در ابتدای انقلاب ۵۰ میلیون متر مکعب آب از سفرههای زیرزمینی برداشت میشد که اکنون این میزان به ۱۷۰ میلیارد متر مکعب رسیدهاست.»
محسن رنانی، اقتصاددان و عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان، نیز در خردادماه سال 94 گفت: «باید پذیرفت که بحران آب در ایران از جنگ یمن خیلی مهمتر است». این اقتصاددان پیشبینی کرده بود که تا پنج سال دیگر «جنگ آب» آغاز میشود و به مسئولان توصیه کرده بود با «آتش آب» بازی نکنند.
نگاهی به وضعیت کشورهایی مانند نیجریه، سومالی و غیره، نقش خشکسالی و بحران آب را در شکلدهی به ناآرامیها، آشوبها و حتی جنگها برای ما ملموستر خواهد کرد.