
با وجود نزدیک شدن به زمان برگزاری انتخابات ۱۴۰۰ فضای انتخاباتی سرد و مبهم است. امیر دبیری مهر نگاهی دارد به این فضا و دلایل آن با زبانی که از طنز بی بهره نیست.
دیدارنیوز ـ امیر دبیری مهر: تصور کنید با یک استاد علوم سیاسی فضایی در تهران قدم میزنید و سپس در یک کافی شاپ یا رستوران درباره مدلهای دموکراسی و روشهای توزیع قدرت و مشارکت سیاسی شهروندان کلی بحث کرده و و در لذت تبیین نظریههای سیاسی غرق شدید.
زمانی که درخواست صورتحساب میکنید و دوست متخصص شما در حال نوشیدن اخرین جرعه قهوه یا چای یا دمنوش خودش است ناگهان به او میگویی ادم فضایی میدانستی ۴ ماه دیگر در ایران انتخابات ریاست جمهوری قرار است برگزار شود؟
به احتمال زیاد شوک بزرگی به مخاطب شما وارد میشود، زیرا خبر از یک امر باورنکردنی به او میدهید. بلافاصله از شما میپرسد مگر انتخابات در ایران مخفی یا پنهانی برگزار میشود که اینقدر اوضاع سیاسی و تبلیغاتی سوت و کور است؟ مگر میشود در کشوری که ۴۲ سال قبل در اعتراض به نبود مشارکت و توسعه سیاسی انقلابی شده باشد و بعد از ۴ دهه در ۴ ماه مانده به انتخابات معلوم نباشد چه احزابی قصد ورود به انتخابات را دارند؟ یا چه نامزدهایی میخواهند برنامههای خود را در معرض داوری و رای مردم قرار دهند؟
به او میگویم ادم فضایی ما این قدر هم بی فکر نبوده ایم. قانون انتخابات در ایران؛ چند هفتهای برای تبلیغات نامزدها فرصت تبلیغ قرار داده، اما همه میدانند این زمان اصلا کافی نیست. میپرسد چرا تاکنون این قانون ناکارامد اصلاج نشده؟ باز میگویم مجالس مختلف همیشه کارهای مهمتری داشته اند مثل تصویب فروش قیر به پیمانکاران جاده سازی یا اصلاح
قانون مطبوعات؟ یا توجیه سیلی زدن به گوش سرباز وظیفه شناس.
در اینجا استاد علوم سیاسی میپرسد احتمالا احزاب جا افتادهای در کشور دارید که انها کفالتا بجای مردم کارهای سیاسی حرفهای را انجام داده و در زمان انتخابات دست پختهای خود را برای انتخاب پیش روی مردم قرار میدهند! عرض کردم در ایران حدود ۲۵۰ تشکل سیاسی به نام حزب حضور دارند، اما همه اینها بیشتر ویترین و تعدادی گعده دوستانه فصل انتخابات برای سهم خواهی از دولت جدید هستند و بس و در واقع امر حتی یک حزب سیاسی به معنای متعارف جهانی و علمی در کشور نداریم و شور سیاسی در انتخابات در ایران در هفتههای اخر در پی کمپینهای سیاسی و فعالیتهای
رسانهای شکل میگیرد و احزاب فقط بر این موج سوار میشوند و نقش موج ساز ندارند.
او دوباره با تعجب میپرسد خوب اگر همه این ادعاها درست باشد پس حتما در حال حاضر دست کم ۱۰ سیاست مدار با تجربه و خوش نام و موفق و شناخته شده بطور غیر رسمی اعلام نامزدی کرده و کمپینهای خودشان را هم فعال کرده اند و با حضور هوشمندانه شان همه این ضعفها را جبران خواهند کرد و ضعفهای قانونی انتخابات را با فعالیتهای خود رفو میکنند. باز به او پاسخ میدهمای کاش واقعیت سیاست در ایران همینگونه بود که تصور میشد. واقعیت این است که جز چند نفر ادم کمتر شناخته شده که قبلا مسئولیتهای اجرایی داشته اند و بیشتر در اینستاگرام پست میگذارند و حتی یک ایده منسجم برای حل یک مشکل ندارند کسی گزینه احتمالی انتخابات نیست. جالب اینجاست اغلب اینها نه درس سیاست خوانده اند و نه تیم و مشاورین منسجم و شناخته شدهای دارند. میپرسد میشه مثال بزنید عرض میکنم بله گفته میشود مثلا رییس سابق صداوسیما؛ وزیر سابق دفاع. رییس وقت مجلس؛ مدیر یک قرارگاه پیمانکار ساخت و ساز و وزیر کنونی ارتباطات و تعدادی دیگر افراد در همین حدو اندازه ... احتمالا نامزد خواهند شد.
اینقدر تصویری که از واقعیات سیاست در ایران در استانه انتخابات ریاست جمهوری برای او تصویر کردم عجیب و غیر قابل باور بود که گفت شما ایرانیها همیشه سعی میکنید دیگران را در فضای تیره و خاکستری نگه دارید تا بتوانید به موقع انها را شگفت زده کنید. سرم تکان دادم و با خودم گفتم بله با این روند حتما انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ یک سورپرایز بیشتر نخواهد بود. مسیری که معلوم نیست از کجا و کی شروع شده حتما به سورپرایز ختم میشود.
دهها جوان و مدیر متخصص و توانا و سالم و دارای ایده و برنامه که میتوانند سکان مدیریت دولت را برعهده بگیرند با چنان فضای غیر شفافی در انتخابات روبرو هستند که حتی تصور مشارکت بعنوان انتخاب شونده و نامزد را به ذهن شان راه نمیدهند، زیرا نه نظام حزبی برای هدایت و مدیریت و پشتیانی از اینان وجود دارد و نه شورای نگهبان با عملکرد گذشته خود کمترین شوق و رغبتی را در اینها برای مشارکت در انتخابات بر میانگیزد. زیرا تردیدی ندارند اگر از حمایت کانونهای غیر رسمی، اما پرقدرت پشت صحنه سیاست برخوردار نباشند حتی امکان ورود به مجلس را ندارند چه برسد به ریاست جمهوری.
با این وضع که از منظر متخصصین علم سیاست و حکمرانی میتوان آن را سیاست بازی در تاریکی و با چشمان بسته نامید برای غلبه بر فهرست مشکلات متنوع کشور از کمترین ظرفیت و توان موجود در جامعه استفاده خواهد شد، زیرا عدهای بر این باورند این بازی بزرگ سیاسی جای ترکتاری و جولان مردم و شهروندان مستقل نیست و انها فقط به کار رای دادن و گرما بخشیدن به تنور انتخابات میایند. بس. این مدل و نگاه به فرایند انتخابات دقیقا همان چیزی است که ایران را از یک دمکراسی اصیل و کارامد و نهادینه شده دور کرده و به وادی دموکراسی فرمایشی یا صوری تبدیل میکند. همان چیزی با روح و ذات انقلاب اسلامی و رهبران انقلاب بیگانه و در مغایرت است.
شاید تعجب کنید، اما یکی از علل اینکه کشور در محاصره مشکلات قرار گرفته و جناحها و قوا بجای حل آنها در تریبونها بیشتر به جان هم میافتند؛ ریشه در همین فرایند فشل و عقب مانده انتخابات در کشور دارد و هیچ گاه امری جدی تلقی نشده تا با اصلاح آن زمینه حقیقی مشارکت سیاسی مردم در همه ابعاد ان فراهم شود. کشوری با موقعیت ایران و این همه مساله و مشکل و بحران دست کم باید از یکسال قبل از روز برگزاری انتخابات وارد فضای معقول انتخاباتی شده تا بطور شفاف و دقیق معلوم شود کدام حزب و کدام نامزد بطور مشخص برای رفع کدام نیاز و مشکل مردم چه راه حل و برنامهای
وبا چه امکاناتی دارد؟ واقعا نگاههای سطحی و ساده اندیشانه به سیاست دیگر پاسخگوی حکمرانی در جهان امروزی نیست.
انقلابیترین سیاست مداران کسانی نیستند که به وضع موجود دل خوش باشند و جامهی عافیت بپوشند بلکه سیاست انقلابی در سالگرد انقلاب تغییر نگاه و عمل به نفع و در راستای ایجاد مشارکت حداکثری جامعه ایرانی در اداره کشور با روشهای متعارف و سنجیده شده جهانی است.
ایا هنوز از شور و صداقت و اخلاص انقلابی سبوی انقلاب میتوان جرعهای نوشید و از این شجره در برابر تندباد حوادث پاسداری کرد؟