
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: جو بایدن به کاخ سفید آمده است و هنوز خبری از بازگشت او برجام وجود ندارد. از طرف دیگر اتفاقات ضد و نقیضی در خصوص حواشی احیای برجام در حال وقوع است.
به گزارش سی.ان.ان، آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا در اولین کنفرانس خبری خود گفته است راه درازی تا بازگشت دوباره به برجام پیش روی آمریکا است. ایران باید به تمامی تعهداتش بازگردد و همچنین باید تأیید شود که این تعهدات انجام گرفتهاند. از سوی دیگر بر طبق گزارش ارتش آمریکا جنگندههای ب-۵۲ این کشور برای پیشگیری از تهاجم بالقوه بار دیگر بر فراز خاورمیانه پرواز کردهاند. این اولین مورد از چنین پروازهایی از زمان روی کار آمدن بایدن است. همچنین دولت بایدن، فروش سلاح به عربستان و جنگندههای اف-۳۵ به امارات عربی متحده را بهمنظور «بررسی دوباره» تصمیمی که در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ گرفته شده بود، متوقف کرد. در همین حین در عراق بمب گذاری و تنشهایی بوجود آمده و از سوی دیگر بلومبرگ گزارش داده است آمریکا در صدد است یک محموله دو میلیون شبکهای نفت را که احتمال میرود نفت متعلق به ایران باشد، توقیف کند. همچنین چندی قبل یک کشتی ایرانی در اندونزی توقیف شده است.
روابط ایران و آمریکا در دوران بایدن و به خصوص روند احتمالی احیای برجام حالا سوال اصلی تحلیلگران و افکار عمومی است. روندی که به نظر چندان ساده نیست.
تیم سیاست خارجی بایدن
تیم سیاست خارجی بایدن سر و صدای زیادی ایجاد کرده است. از انتخابهای بایدن مشخص است او سیاست تعامل با جهان را راهبرد خود قرار داده است. در این بین بسیاری از اینکه معماران برجام به کاخ سفید برگشته اند صحبت به میان میآورند. اما تا کنون حرکت مشخصی به سوی احیای برجام برداشته نشده است. دارند، امیرعلی ابوالفتح کارشناس مسائل بینالملل در این مورد میگوید: «بوی احیای برجام از کاخ سفید به دلیل تیم بایدن بلند نشده است. اشخاص مهم هستند، ولی به این معنی نیست که مشاور امنیت ملی بتواند سیاست مد نظر خود رو اعمال بکند. نکته بعدی این است که تیم سیاست خارجی و امنیتی دولت بایدن از میان چهرههای
ابولفتح: تیم سیاست خارجی و امنیتی دولت بایدن از میان چهرههای شاخص در دولت اوباما انتخاب شدهاند و در دولت اوباما سیاست خارجی فقط مسئله برجام نبوده است. برای مثال اگر ما جان کری، بلینکن و یا سالیوان را ببینیم و بگوییم احیای برجام در راه است؛ اشتباهست
شاخص در دولت اوباما انتخاب شدهاند و در دولت اوباما سیاست خارجی فقط مسئله برجام نبوده است. برای مثال اگر ما جان کری، بلینکن و یا سالیوان را ببینیم و بگوییم احیای برجام در راه است؛ اشتباهست. تمام این افراد در حوزههای دیگری در سیاست خارجی هم نقش آفرینی و فعالیت کردند وحضور داشتند و تقلیل دادن سیاست خارجی بایدن به موضوع برجام نادرست است. برای مردم ایران موضوع برجام حائز اهمیت است و ما هر فردی را میبینیم تداعی کننده برجام است، ولی اینگونه هم نیست که تصور کنیم بایدن صرفاً فقط برای احیای برجام این افراد را دور هم جمع کرده و این افراد هیچ ویژگی دیگری نداشته اند. فکر میکنم یک مقدار با احتیاط ومتعادلتر به سوابق این افراد باید نگاه کرد و موضوع سیاست خارجی آمریکا را صرفاً در پیکیج برجام قرار نداد که اگر دیدیم این افراد وارد کابینه شدند یعنی حتما آمریکا میخواهد به برجام برگردد یا چند روز دیگر یکی از این افراد برکنار شد یا استعفا داد اینطور وانمود بشود که آمریکا در مورد برجام میخواهد سیاست متفاوتی را در نظر بگیرد.»
هادی خسروشاهین روزنامهنگار حوزه بینالملل نیز در این مورد بیان میکند: «از ابتدا یک تصویر غیرواقع بینانهای در ایران نسبت به دولت بایدن و تصمیمات او که قرار است اتخاذ کند، ایجاد شده بود که بیشتر از نظرات ژورنالیستی و نظریات که یک بازه زمانی کوتاه مدت دارد، منبعث بود و کمتر بر اساس چارچوبهای نظری در حوزه سیاست خارجی آمریکا بود. برای اینکه بتوانیم یک تصویر واقع بینانهای از دولت بایدن داشته باشیم نکته اول این است که باید در حوزه کارگزار یک تبارشناسی از آقای بایدن داشته باشیم. ببینیم تیم اصلی یا شاکله اصلی تیم امنیت ملی و سیاست خارجی آقای بایدن را چه کسانی تشکیل میدهند. آقای بلینکن، خانم هنکس، آقای ژانرال آستین و آقای سالیوان و به نحوی رئیس سازمان سیا آقای ویلیام برنز هر ۵ چهره به نوعی به جریان اصلی در سیاست خارجی آمریکا وابستگی دارند که به هنجارها و ارزشهای برآمده از جنگ جهانی دوم به این سو باور دارند و در عین حال که طرفدار چند جانبه گرایی هستند به نوعی طرفدار هژمونی آمریکا و همچنین طرفدار نوعی مداخله گرایی لیبرال و نئولیبرال در نظام بین الملل هستند. به طور مثال آقای بلینکن در دوره آقای بایدن در سنای آمریکا و کمیته روابط خارجی سنا حضور داشت. یکی از کسانی بود که در طراحی یا فرمول بندی رأی آقای بایدن به حمله آمریکا به عراق نقش داشته است. او به عنوان مشاور بایدن در آن دوره، جنگ عراق را تحت عنوان نبرد برای دموکراسی فرمولبندی کرده بود و یکی از دلایل عمدهای که بایدن هم به لایحه حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ رأی داد مشاوره بلینکن بود. بلینکن در مقام معاون وزارت خارجه آمریکا در دوره آقای اوباما یکی از طرفداران جدی مداخله ایالات متحده و کمکهای لجستکی و اطلاعاتی ایالات متحده به سعودی در جنگ یمن بودند. همین طور جیک سالیوان که در واقع مشاور ارشد سیاسی خانم هیلاری کلینتون در سال ۲۰۱۶ بودند، خانم هیلاری کلینتون نیز یکی از چهرههای جریان راست حزب دموکرات است. آقای ویلیام برنز در عین حال که پشت پرده مذاکرات محرمانه ایران و آمریکا را در عمان در سالهای بین ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۲ پیش میبردند، یکی از افرادی بود که در تعامل با سازمانهای اطلاعاتی آمریکا طرحهای خرابکارانه علیه برنامه هستهای ایران را هم همزمان پیش میبرد. این چهرهها کسانی هستند که میخواهند سیاست خارجی آمریکا را که از ریل ۷۰ ساله خودش خارج شده بود، دوباره به ریل برگردانند و ما
خسروشاهین: دولت بایدن تمایل دارد تنشها با ایران را کاهش بدهد یا حداقل مدیریت بکند که یکی از الزامات آن میتواند بازگشت به برجام یا برنامه جامع اقدام مشترک باشد.
شاهد این هستیم که در این بازگشت به ریل تأکید بر چند جانبه گرایی، دیپلماسی و مسائلی از این دست توجه میشود. ولی متأسفانه وقتی صحبت از دیپلماسی در میان میآید بلافاصله در ایران بر وجه دیالوگ و گفتگو تأکید میشود، در حالی که تنها وجه دیپلماسی دیالوگ و گفتگو نیست. ما در دیپلماسی از اهرمها و ابزارهای متفاوت و متعددی بهره مند میشویم که یکی از آنها دیالوگ و گفتگو و مذاکره است؛ ابزارهای دیگر آن ابزارهای مبتنی بر قدرت سخت معروف به چماق و هویچ است که این تیم جدید به خوبی در پیش بردن سیاست مبتنی بر چماق و هویچ متبحر و حرفهای است؛ بنابراین من تصور میکنم باید اولاً یک تصویر واقع بینانه از دولت بایدن و تیم و شاکله امنیت ملی و سیاست خارجی ایشان داشته باشیم. دوماً بدانیم که سیاست خارجی آمریکا به لحاظ ساختاری به جز سطح کارگزار در حدود ۷۰ سال بعد از جنگ جهانی دوم به چه شکل عمل کرده است و بعد برداشتهای خودمان را بر این مبنا تحلیل بکنیم. اگر همین ملاحظات را در نظر بگیرید دولت بایدن تمایل دارد تنشها با ایران را کاهش بدهد یا حداقل مدیریت بکند که یکی از الزامات آن میتواند بازگشت به برجام یا برنامه جامع اقدام مشترک باشد.»
بیشتر بخوانید:

اتفاقات منطقهای
در پی اتفاقات اخیر در منطقه و توقیف کشتی ایران در اندونزی، احتمال توقیف نفتکش ایرانی و همچنین بازگشت بمب افکنهای آمریکایی به خلیج فارس و اتفاقات عراق و عربستان در چند هفته اخیر... میتوان به خوبی شرایط نامساعدی برای احیای برجام تصور کرد. شاید هر دو طرف به دنبال کسب امتیاز بیشتر برای روز مذاکره هستند. در این خصوص امیرعلی ابوالفتح میگوید: «تا آنجا که من اطلاع دارم نفتکش ایران به دست آمریکاییها که فعلاً توقیف نشده است؛ و فقط گفتند که آمریکاییها به دنبال یک نفتکش هستند. در موارد گذشته که نفتکشی توقیف میشد، ایران پیش از توقیف آن را فروخته بود. اگر توفیق اتفاق افتاده باشد و محموله فروخته شده باشد آن نفتکش نمیتواند دلیلی بر این باشد که آمریکاییها اقدام عملی انجام داده اند؛ بنابراین من نمیتوانم براساس این موضوع تحلیلی داشته باشم تا زمانی که مشخص بشود یک توفیق انجام شده ومحموله متعلق به جمهوری اسلامی ایران بوده است. در مورد حوادثی هم که در عراق رخ میدهد، به هر حال درگیریهای نیابتی در خارج از مرزهای ایران در طی سالهای اخیر در عراق، سوریه و یمن بوده است، از این جهت اتفاقات افتاده نکته جدیدی نیست و به نظر من نمیتوانیم به عنوان یک نمونه شاخص و بارز که بیانگر تغییر در رویکرد امریکا و یا ایران باشد، از آن یاد کرد. آن چیزی که معلوم است طی دو الی سه ماه اخیر هر دو طرف تلاش کردند جدا از حملات لفظی و جنگ در افکار عمومی، اقدام عملی انجام ندهند؛ بنابراین من باز هم معتقد هستم فعلاً اتفاق خاصی نیافتاده، فارغ از فضای رسانهای و هیجانی که در افکار عمومی و رسانه وجود دارد و دو طرف منتظر هستند که به یک سیاست جدیدی دست پیدا کنند.»
هادی خسروشاهین در مورد تحرکات جدید در منطقه و اینکه دو طرف به دنبال کسب امتیاز برای روز مذاکره هستند، میگوید: «برخی از دوستان در مورد بحث مذاکره و گفتگو یک مقدار دچار سوء تفاهم هستند. اینکه ما میگوییم مذاکره یا گفتگو یا توافق در نقطه تعادلی انجام میشود منظور از نقطه تعادلی این نیست که دو بازیگر کاملاً به یک نقطه برابر برسند. چون اساساً چنین چیزی از حیّز انتفاع ساقط است. به دلیل اینکه ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران به لحاظ ابعاد قدرت در نظام بین الملل و نظام منطقهای قدرت
خسروشاهین: باید در مورد زمان بازگشت آمریکا به برجام یک تصویر واقع بینانه داشته باشیم. این زمان بازگشت به این زودی نخواهد بود حداقل تا پایان سال شمسی به نظر میرسد این اتفاق رخ نمیدهد
مختلفی دارند و بنابراین کلاً در شرایط عدم برابری قدرت قرار دارند. ولی آنچه دو بازیگر را به نقطه تعادلی میرساند نوع قرار گرفتن نیروها و اهرمهای فشار در یک نقطهای است که دو طرف در آن نقطه تصیمی میگیرند که بایکدیگر به گفتگو و سرانجام به توافق برسند. با توجه به اقدامات حداکثری که ایران برای فعال کردن اهرم فشار انجام داده به نظر نمیرسد که تحت این شرایط آقای بایدن و تیمش امروز را زمان مناسبی برای بازگشت به برجام بدانند. تصور من این است که ما باید در مورد زمان بازگشت آمریکا به برجام یک تصویر واقع بینانه داشته باشیم. این زمان بازگشت به این زودی نخواهد بود حداقل تا پایان سال شمسی به نظر میرسد این اتفاق رخ نمیدهد.»
روند احیای برجام
در این شرایط که سه مولفه، تیم سیاست خارجی جو بایدن، صحبت نکردن او از برجام بعد از ورود به کاخ سفید و همچنین تحولات منطقه مورد بررسی قرار گرفت، حال سوال اصلی این است که چه شرایطی پیش روی احیای برجام و روابط تهران-واشنگتن قرار دارد؟ آیا جو بایدن نیز به روند دونالد ترامپ ادامه خواهد داد یا جنگ با ایران روی میز قرار خواهد داد؟ البته به نظر نمیرسد با شرایط کرونا، و اختلافات داخلی آمریکا و تنش میان واشنگتن و پکن جو بایدن و تیم اش به دنبال جنگ با ایران باشد. امیرعلی ابوالفتح در این مورد میگوید: «تابیش از ۲۰ ژانویه تیم بایدن خارج دولت مستقر بودند و اظهاراتشان مبتنی بر این بود که در دولت نیستند یا در دولتهای قبلی عهده دارد مسئولیتها بودند، بنابراین اظهار نظراتشان حائز اهمیت و اثرگذار در تصمیم گیریهای ایالات متحده نبود. از ۲۰ ژانویه که دولت مستقر شد هیچ اتفاق خاصی نیفتاده و فعلاً آنها میگویند که یکی از موضوعات مهم برجام و توافق با ایران است، اما هیچ اقدام عملی صورت نگرفته است. به نظر میرسد دولت بایدن فعلاً عجلهای برای این کار هم ندارد. همچنین آماده بازگشت بی قید و شرط به برجام نیست و یک چشم انداز روشنی از کاهش تنشها در روابط بین ایران و آمریکا دیده نمیشود. من معتقد هستم که
ابولفتح: دولت بایدن فعلاً عجلهای برای بازگشت به برجام ندارد. همچنین آماده بازگشت بی قید و شرط به برجام نیست و یک چشم انداز روشنی از کاهش تنشها در روابط بین ایران و آمریکا دیده نمیشود
حداکثر اتفاقی که ممکن است رخ دهد سطح تنشها در همین اندازه در طی دو سه ماه آینده باقی بماند. البته اگر ایران اقداماتی بیش از اینکه انجام داده، انجام ندهد. اما اگر ایران همکاری هایش را با آژانس به شکل ملموسی کاهش بدهد و پروتکل الحاقی مورد اجرا گذاشته نشود آنگونه که مجلس شورای اسلامی مطرح کرده بود، میتواند تنشها را در سطح بالاتری هم ارتقا بدهد؛ بنابراین فعلا هیچ اتفاقی نیفتاده است و باید منتظر باشیم ببینیم فارغ از اظهار نظرها و سیاستهای اعلامی در سیاست اعمالی ایالات متحده اتفاق جدید رخ خواهد یا نه؟ که براساس آن بتوان یک ارزیابی بهتری داشت.»

هادی خسروشاهین در این مورد میگوید: «در شرایطی که ایران برنامه غنی سازی ۲۰ درصدی را انجام میدهد و حتی تهدید کرده که میخواهد غنی سازی اورانیوم فلزی را انجام دهد یا حتی تهدید کرده که احتمالاً از فوریه دیگر به اجرای دواطلبانه پروتکل الحاقی هم پایان میدهد، آیا این زمان مناسبی از نظر تیم بایدن خواهد بود؟ ضمن اینکه اگر بخواهیم به صورت واقع بینانه به مسئله نگاه کنیم بایدن با موانع متعددی در ساختار سیاسی آمریکا برای بازگشت به برجام هم مواجه است. یعنی فرضیه بنیادین برجام این بود که تحریمهای ثانویه آمریکا در حوزه هستهای تعلیق میشود، اما این فرضیه بنیادین برجام در دوره ریاست جمهوری ترامپ کاملاً به هم ریخته است. یعنی تحریمهایی که قبلاً در حوزه هستهای تحریمهای ثانویه وضع شده بود الان همان تحریمها به جزء حوزه هستهای در ذیل موضوع حقوق بشر، تروریسم و موضع برنامه موشکی ایران هم تعریف شده است. در واقع رژیم تحریمها علیه ایران در دوره ترامپ به یک شبکه در هم پیچیده تبدیل شده که باز کردن گرههای آن قطعاً زمان بر خواهد بود. در دوره ترامپ ما یک سری تحریمها داشتیم
خسروشاهین: فرضیه بنیادین برجام این بود که تحریمهای ثانویه آمریکا در حوزه هستهای تعلیق میشود، اما این فرضیه بنیادین برجام در دوره ریاست جمهوری ترامپ کاملاً به هم ریخته است
که از تحریمهای ذیل قانونهای مصوب کنگره آمریکا تعریف میشود تا تحریمهای ذیل فرمان اجرایی رئیس جمهور یا تحریمهایی که ذیل بوروکراسی وزارت خزانه داری آمریکا تصویب شده است. مثلاً فرض کنید قوانینی که بر اساس آن در آن دوره تحریمهای آمریکا وضع شده قانون اختیارات اقتصادی در زمینه انرژی بین المللی، قانون وضعیت اضطراری ملی، بخش پنجم از قانون مشارکت در سازمان ملل و بخش ۳۰۱ از فصل سوم از مجموعه قوانین ایالات متحده و ... است. این تنها بخشی از تحریمهایی است که در دوره آقای ترامپ وضع شده است و شبکه تو در تو و پیچیده تحریمها را ایجاد کرده که فرضیه بنیادین برجام را هم بر هم زده است. به نظر میآید این اظهار نظر که بایدن میتواند سریع به برجام برگردد واقع بینانه نباشد. این برداشت وجود دارد که همانطور که آقای ترامپ با یک فرمان اجرایی از برجام خارج شد آقای بایدن هم میتواند با یک فرمان اجرایی دوباره به برجام برگردد، اما خیلی از این قوانینی که ذیل آن تحریمهای ثانویه در دوره ترامپ وضع شده زیرمجموعه قانون مصوبه کنگره آمریکا یا قوانین مصوبه اداره مبارزه با تروریسم آمریکا یا قوانین مصوب بوروکراسی وزارت خزانه داری آمریکا است و همه اینها باید یک فرایند حقوقی را طی کنند. اگر در دوره ترامپ کار آسان بود به این دلیل بود که یک طبقه بندی و تفکیک بین تحریمها کاملاً لحاظ شده بود، یعنی اوباما یک سری تحریمهای ثانویهای را ذیل موضوع برنامه هستهای ایران وضع کرده بود که بر اساس فرضیه بنیادین برنامه اقدام مشترک اوباما با یک فرمان میتوانست آنها را تعلیق کند، ولی کاری که ترامپ انجام داده این است که این مجموعه تحریمهای ثانویه ذیل موضوع برنامه هستهای را ذیل موضوعات دیگری تعریف کرده است و یک شبکه در هم تنیدهای را به وجود آورده است که باز کردن گرههای آن زمان بر خواهد بود. ضمن اینکه بایدن در شرایطی که به نظر میرسد ایران میخواهد از تمام اهرمهای فشار خودش در حوزه هستهای استفاده کند، زمان را برای بازگشت به برجام مساعد نمیداند. اگرچه دو مؤلفه کرونا و چین در سیاست خارجی آمریکا و در رفتارهای تیم امنیت ملی و سیاست خارجی بایدن بسیار تعیین کننده است. این دو موضوع باعث میشود پروندههایی که آنها در منطقه خاورمیانه دارند سرعت عمل بیشتری به خرج دهند. ولی به نظر میرسد که زمان واقع بینانه برای بازگشت ایالات متحده به برجام زودتر از ماه می و ژوئن نخواهد بود. البته تیم بایدن تلاش خواهد کرد که احتمالاً بازگشت به برجام قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران به ثمر برسد. ولی نکتهای که وجود دارد این است که برخی صحبتهایی در محافل و اندیشکدههای آمریکایی انجام میشود که قبل از برجام به یک توافق تعلیق محدود و موقت برسیم. یعنی ایران از اقدامات خودش که در ماههای اخیر انجام داده، بازگردد. اگرچه میتواند برای اهرم فشار در مذاکرات آتی نگه دارد، ولی این بازگشت به برجام در مرحله پس از این پروسه، یعنی تعلیق کوتاه مدت برنامه هستهای ایران انجام خواهد شد. به نظر میآید اروپا هم در این زمینه برخلاف دوره ترامپ همراه بایدن خواهد بود تا ایران را به یک نقطهای برسانند که به این توافق تعلیق کوتاه مدت تن بدهد تا این را زمینه ساز بازسازی شرایط بازگشت ایالات متحده به برجام بدانند. یعنی گام اول را ایران بردارد البته ضمن اینکه آنها میپذیرند که سوخت هستهای که در دست ایران است و بعد از خروج ترامپ از برجام در میسال ۲۰۱۷ افزایش هم پیدا کرده است در دست ایران باقی بماند تا زمانی که ایران و آمریکا تصمیم بگیرند در یک روز و زمان مشخصی به برجام برگردند. البته گامهای اولیه برای جلب نظر ایران از طرف بایدن انجام خواهد شد. احتمال دارد تا میو ژوئن شاهد فعالتر شدن مکانیسم اینستکس یا کانال سوئیس شویم و بدون اینکه بایدن تحریمهای ثانویه را هم لغو کند از طریق این دو مکانیسم به شرکتها اجازه دهد در حوزههایی که تحریم نشده مبادلات تجاری را انجام دهند. حتی این انتظار را داشته باشیم که ایالات متحده دوباره یک سری معافیتهای نفتی را برای ایران برگرداند. یعنی برای چند کشور خاص بخصوص چین و کره جنوبی دوباره این امکان را فراهم کند که از ایران نفت خریداری کنند. در این صورت شرایط ما به قبل از می ۲۰۱۹ بازمی گردد. ولی اینکه تصور کنیم در چشم به هم زدنی بایدن و ایران طی هفتههای آتی در یک روز مشخص به برجام برمی گردند و کلیه تحریمها تعلیق خواهد شد یک تحلیل کاملاً هیجانی و غیر واقع بینانه از سیاست خارجی آمریکا است. همانطور که بارها تیم خود بایدن هم تأکید کرده این اهداف نهایی تیم بایدن سیاست خارجی اش در مورد ایران نخواهد بود. در واقع آنها از برجام به عنوان سکویی برای مذاکرات بیشتر با ایران استفاده خواهند کرد، هم در حوزه اصلاح برجام، هم در حوزه نقش منطقهای ایران و هم در حوزه موشکی ایران؛ بنابراین حتی با در نظر گرفتن بازگشت ایالات متحده به برجام که احتمالاً در میو ژوئن انجام خواهد شد ما شاهد فراز و فرودهایی در روابط دوجانبه از ماه اکتبر و و نوامبر سال ۲۰۲۱ خواهیم بود. این را هم باید به عنوان یک ملاحظه جدید و استراتژیک در نظر بگیریم.»