
دیدارنیوز ـ آرش راهبر: ویروس کرونا یکی دیگر از ستارههای درخشان ایران را از ما گرفت. طاعون قرن جدید با همدستی خزان عمر، امروز یکی دیگر از سبزترین برگهای درخت تنومند هنر را ریخت و مردم ایران را از شنیدن صدای شیشهای و زلال چنگیز جلیلوند محروم کرد. عجبا که خبر خاموش شدن صدای ماندگار دوبله ایران را همقطار خوشصدای او یعنی ناصر ممدوح خواند و تایید کرد. در فقدان یکی از بزرگترین صداپیشگان، امروز غمگینترین صداها از حنجره دوبله ایران شنیده شد.
برای لحظاتی پرت میشویم به سالهای دور، دهههای ۳۰، ۴۰ و ۵۰ که رونق سینمای ایران و جهان مدیون گویندگان استثنایی و صداهای هیولایی بود که از دهان ستارهها شنیده میشدند. چنگیز قصه ما هم با صدای هنرمندش و با حرف زدن به جای غولهایی، چون مارلون براندو، پل نیومن، برت لنکستر، کلینت ایستوود، پیتر اوتول، یول برینر، دین مارتین و ستارههای سینمای فارسی مثل فردین، بهروز وثوقی، ناصر ملکمطیعی و ایرج قادری، ایران را فتح کرد.
او به همراه نسلی ستُرگ از گویندگان ایران، خاطرات پررنگی را برای عشق فیلمها در سالنهای بزرگ و کوچک سینما ساختند. صدای چنگیز جلیلوند خیلی زود در زمره خواستنیترین صداهای دنیای دوبله ایران قرار گرفت و قیمت پیدا کرد تا جایی که نمایندگان کمپانیهای بزرگ فیلمسازی جهان تنها به شرط نشستن این صدا بر روی تصویر ستارههایی که نام چند تن از آنها برده شد، اجازه اکران فیلم را در ایران میدادند. صدای کریستالی و شارپ چنگیز جلیلوند، سالهای سال نقش اول فیلمهای روی پرده در ایران بود.
۱۸ سال پیش وقتی چنگیز جلیلوند تعریف کرد که چطور نتوانسته به جای مارلون براندو در نقش دون ویتو کورلئونه در پدر خوانده ۱ حرف بزند، زنگ حسرت را در صدایش احساس کردم. آن روز آن صدای فوقالعاده، چنان در اعماق جان ما، گروهی از روزنامهچیهای جوان نشست که مدام فکر میکردیم رویا میبینیم. استاد جلیلوند با هیجان و انرژی بیپایانی از علاقه و کوششهای مستمرش در رسیدن به چنین درجهای از صدا سخن گفت و به جوانها توصیه کرد که بدون عشق سراغ هیچکاری نروند.
حالا هم از آن حنجره عاشق، صداهای متعدد و بیمانندی باقیمانده که همچنان بر پرده سینما یا صفحه تلویزیون جان میگیرند و مصداق این ضربالمثل هستند که: «تنها صداست که میماند.»
بدرود عالیجناب جلیلوند، آقای صدای ایران و به خاطر همه لذتهایی که به جان ما بخشیدی از تو متشکریم...