دیدارنیوز ـ شیرین هانتر: همان طور که نظرسنجیهای قبل از انتخابات پیشبینی کرده بودند، "جوزف آر بایدن"، معاون سابق رئیس جمهوری آمریکا، برنده انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۲۰ شد. پیروزی او به ویژه در به دست آوردن آراء مردمی آشکار بود. در حقیقت، او بیشتر از هر نامزد ریاست جمهوری در تاریخ آمریکا، آراء مردمی به دست آورد.
پیروزی او نشان داد که بیشتر مردم آمریکا دیدگاهها و سیاستهای ترامپ را نمیپسندند، اما مهمتر از همه پیروزی بایدن، نشان داد مردم آمریکا اعتماد خود را به توانایی ترامپ برای مقابله موثر با ویروس کرونا و همچنین تبعات اقتصادی آن، از دست دادهاند.
از نظر رای دهندگان، سیاست خارجی، به استثناء مسائل مرتبط با تغییرات آب و هوا و همچنین ضرورت بازگشت آمریکا به فضای تعاملات بینالمللی، نقش مهمی نداشت. با این وجود به غیر از روسیه، چین، برخی کشورهای عربی و احتمالاً ترکیه، اغلب کشورها به ویژه اروپاییها از انتخاب بایدن استقبال میکنند. اروپاییها امیداورند که روابط آمریکا ـ اروپا با حضور بایدن بهبود یابد. در دوران ریاست جمهوری بایدن، آمریکا و اروپا احتمالاً در خصوص مسائل منطقهای از جمله خاورمیانه، همکاری بیشتری خواهند کرد.
در همین حال سیاست آمریکا در قبال روسیه و چین احتمالا تغییر زیادی نخواهد کرد. این سیاست قطعا، گرم نخواهد شد و شاید بایدن حتی سیاست سختتری در قبال چین و روسیه اتخاذ کند.
انتظار از بایدن در قبال خاورمیانه چیست
کشورهای خاورمیانه نباید انتظار داشته باشند که سیاست آمریکا به صورت چشمگیر نسبت به منطقه تغییر یابد. مثلا در رویکرد آمریکا نسبت به اسرائیل تغییر چشمگیری رخ نمیدهد. به عنوان نمونه، آمریکا هیچ گونه از کمکهای مالی و نظامی خود را به اسرائیل، با تغییر موضع آن در قبال مسائلی نظیر شهرک سازی (در مناطق فلسطینی) مربوط نخواهد کرد. بایدن همچنین سفارت آمریکا را از بیت المقدس به تل آویو بازنخواهد گرداند. بایدن برای توافق اسرائیل ـ فلسطین تلاش سختی نخواهد کرد؛ لذا برنامه موسوم به معامله قرن که ترامپ مبدع آن بود احتمالا مانند بسیاری از طرحهای قبلی، لنگ لنگان پابرجا خواهد بود. اما بایدن اعراب را تشویق خواهد کرد تا روابط خود را با اسرائیل عادی کنند، گرچه بعید است مانند ترامپ آنها را تحت فشار قرار دهد. در همین حال بایدن به احتمال قوی نسبت به فلسطینیها قدری گشاده دستی بیشتری خواهد داشت و کمکهای مالی به آنها را که ترامپ قطع کرده بود، برقرار خواهد کرد.
یک دلیل برای آن که اصول سیاستهای قبلی در خصوص اسرائیل ادامه خواهد یافت، آن است بایدن به شدت طرفدار اسرائیل است. همچنان او باید نسبت به فشار طرفداران اسرائیل در آمریکا، از جمله در کنگره، حساس باشد. بایدن برای اجرای برنامههای داخلی خود به حمایت کنگره نیاز دارد و به این خطر تن نخواهد داد که روابط خود را با سناتورها و نمایندگان طرفدار اسرائیل، سرد کند.
بایدن از گرمای روابط آمریکا با عربستان به خصوص در قبال شاهزاده دمدمی مزاج و متکبر آن ـ محمد بن سلمان ـ خواهد کاست؛ و از ریاض در اجرای سیاستهای ماجراجویانهاش نظیر جنگ در یمن حمایت نخواهد کرد. با این وجود دولت بایدن از به خطر انداختن روابط استراتژیک آمریکا با ریاض خودداری میکند. واقعیات ژئوپولیتیک و اقتصادی روابط عربستان ـ آمریکا، از جمله خریدهای گسترده تسلیحاتی ریاض از آمریکا، تغییر نکرده است و بایدن هم باید این واقعیات را در نظر داشته باشد. به طور خلاصه میتوان گفت روابط آمریکا ـ عربستان شاید قدری سرد شود، اما این سردی هرگز دائمی نخواهد بود. همین وضعیت در خصوص سایر کشورهای خلیج فارس نیز وجود خواهد داشت، گرچه دولت بایدن در مناقشه بین عربستان ـ قطر، بیشتر با دوحه همدردی خواهد کرد.
بعید است بایدن السیسی (رئیس جمهوری مصر) را به خاطر نقض حقوق بشر به چالش بکشد. مصر از نظر استراتژیک مهمتر از اینها است، به خصوص به دلیل روابطش با اسرائیل. بایدن بعید است قمار اوباما را با اخوان المسلمین تکرار کند و باعث شود روابط مصر ـ اسرائیل دچار تشنج شود.
همین قاعده درباره اردوغان و ترکیه هم وجود دارد. ترکیه نیز از منظر استراتژیک مهمتر از اینها است. اما بایدن نسبت به اردوغان موضع حمایت گرانه کمتری خواهد داشت. دیگر این همه تماسهای تلفنی شخصی بین رهبران دو کشور برقرار نخواهد شد. به عبارت دیگر، احتمالا روابطشان سرد خواهد شد، اما در خصوص اصول بنیادین در روابط آنکارا ـ واشنگتن، تغییر چشمگیری رخ نخواهد داد.
معمای ایران
دشوارترین چالش بایدن این است که چگونه تنشها را با ایران کاهش دهد و مسیری برای دیپلماسی بگشاید. بخشی دیگر از این چالشها، معامله احتمالی با ایران در خصوص مسائل مهم از جمله برنامه موشکی ایران و فعالیتهای منطقهای آن است که مخالفت واشنگتن را برانگیخته است.
بایدن دوست دارد به توافق هستهای ایران بازگردد، به شرطی که تهران سطح اورانیوم غنی شده خود را که افزایش داده است، کاهش دهد. بعید است که بایدن بدون برخی تجدیدنظرها در توافق اولیه هستهای (برجام)، تمام تحریمها را علیه ایران لغو کند. بایدن به این هم تاکید خواهد کرد که قبل از لغو تمام تحریمها، ایران باید آماده باشد در خصوص مسائل مربوط به برنامه موشکی و فعالیتهای منطقهای خود، مذاکره کند. لزومی ندارد این دو مساله مستقیما با هم مرتبط شوند، اما بایدن باید مطمئن باشد که کاهش فشارها علیه تهران میتواند زمینه ساز دیپلماسی بیشتر برای رفع دیگر موارد اختلاف بین دو کشور باشد.
بایدن همچنین در طراحی سیاستهای خود در قبال ایران، نسبت به نگرانی متحدان منطقهای خود به ویژه اسرائیل و نیز عربستان سعودی و دیگر شرکای خلیج فارس، حساس خواهد بود. او گفته است پیش از پیوستن دوباره به برجام، با نتانیاهو مشورت خواهد کرد.
در همین حال ایران هم باید به بایدن برای حرکت در مسیر مثبت، کمک کند. در حقیقت، پیشرفت در بهبود روابط ایران ـ آمریکا مستلزم رویکرد مصالحه جویانه بیشتر از جانب ایران است. اما برای اتخاذ چنین سیاستی، در ایران مقاومت وجود دارد. هم اکنون تندروها در تهران برای توافق با اجرای کامل برجام، پیش شرطهایی ارائه کردهاند. یکی از تندروهای اصلی ـ شریعتمداری ـ گفته است بایدن باید از ایران عذرخواهی کرده، به خاطر زیانهایی که تحریمها به ایران وارد کردهاند، خسارت بپردازد و تمام تحریمها را رفع کند. هیچ دولتی در آمریکا هرگز چنین شروطی را نخواهد پذیرفت.
مشکلات ایران با آمریکا فراتر از مساله برجام است و ریشههایی عمیقتر دارد. مهمترین مانع این است که جمهوری اسلامی، خود را به عنوان مخالف آمریکا به تصویر کشیده است. خصومت در قبال آمریکا یکی از اصول بنیادین مشروعیت نظام سیاسی است. تا زمانی که تهران مایل نباشد در خصوص این مساله اساسی امتیاز دهد، هیچ گونه کاهش تنش ممکن نخواهد بود.
اما مساله مذاکره با آمریکا، با سیاستهای داخلی ایران و همچنین جنگ قدرت میان جناحهای درگیر، گره خورده است. در نگاهی عمیقتر میتوان گفت، بخشی از خصومت جمهوری اسلامی با آمریکا، مخالفت آن با مدرنیته و تمام مفاهیم مرتبط با آن است. رهبران جمهوری اسلامی ایران، آمریکا را تجسم تمام بدترین ویژگیهای مدرنیته میبیند. تا زمانی که در حکومت ایران این مشکل اساسی، یعنی چگونگی کنار آمدن با مدرنیته در داخل کشور حل شود، آنها قادر نخواهند بود روابطی سازنده با دنیای خارج داشته باشند. هرگونه کاهش تنشها با آمریکا، مستلزم شکلی از مصالحه با اسرائیل است. حداقل این است که ایران باید از خواسته خود که اسرائیل به صورت مسالمت آمیز و یا به شکلی دیگر از نقشه سیاسی حذف شود کنار بگذارد. اکنون که اسرائیل روابط خود را با همسایگان نزدیک ایران در جنوب و شمال (جمهوری آذربایجان) گسترش داده است، تهران باید خطرات امنیتی رویکرد ضد اسرائیلی خود را محاسبه کند.
ایران همچنین باید به خاطر داشته باشد که بایدن برخلاف ترامپ، در خصوص سیاستهای خود در قبال ایران، از همکاری اروپا بهره خواهد برد. تهران باید بداند که انتقاد اروپا از رویکرد ترامپ در قبال ایران، به معنای تایید رفتار ایران نیست. اروپا با آمریکا در خصوص ایران و سیاستهای منطقهای آن، نگرانیهای مشترک زیادی دارد. پس از استقرار بایدن در کاخ سفید، ایران نمیتواند انتظار داشته باشد که از اختلافات آمریکا ـ اروپا به نفع خود و مقاصدش بهره ببرد.
خلاصه کلام اینکه بایدن برای معامله و برخورد با ایران انعطاف بیشتری خواهد داشت و از لحنی مودبانهتر استفاده خواهد کرد، به شرط اینکه ایران نیز متقابلا همین گونه عمل کند. این میتواند فرصتی فراهم کند تا به مسائل دشوار در روابط تهران ـ واشنگتن رسیدگی شود. اما تهران باید به خاطرداشته باشد که بایدن در قبال خواستههای اساسی آمریکا کوتاه نخواهد آمد.