ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
دیدارنیوز ـ رسول شکوهی: این متن برای امروز نوشته نشده است. این متن میماند تا شاید آیندگان آن را بخوانند و سندی باشد برای آنها که میخواهند بدانند در سال ۹۸ چه بر ما گذشت. این متن شاید تلخ باشد. اگر از تلخی این روزها فرار میکنید و دلتان کمی لبخند میخواهد چشم هایتان را خسته نکنید. این متن قرار است از تلخی بگوید. از تلخی آنچه بر ما در سال ۹۸ گذشت.
هر کدام از ما شاید بعدها که به ۹۸ فکر کنیم آن را با یک چیز خاص به یاد بیاوریم. مثلا وقتی ماسک یا مواد شوینده ببینید یاد امسال بیافتید. یا هر بار که خبری مبنی بر سقوط هواپیما در جایی از جهان شنیده شد یاد سال ۹۸ میافتید. اما نباید اتفاقات سال ۹۸ را فقط در کرونا یا در سیل و سقوط هواپیما خلاصه کنیم. باید این مجموعه را کنار هم بگذاریم تا در آینده همه بدانند که ما را به سخت جانی خود این گمان نبود...
ما سال را با سیل شروع کردیم و تا اینجا قرار است با کرونا تمام کنیم. آخر میدانید ایران کشور افتادن اتفاقها است. اصلا بیخود همه چیز دراماتیک است. داشتم میگفتم. مردم در سفرهای نوروزی بودند. سفری آن هم بعد از یک سال سخت که یک دفعه اعلام کردند که سیل آمده؛ آن هم چه سیلی. بعد برای همه عجیب شد که دولت چرا هیچ اطلاع رسانی نکرده بود. هواشناسی مگر پیش بینی نکرده بود که این گونه است؟ کارهایی که یک دولت معمولی باید انجام دهد همینها است. مردم عادی که خبر از برنامه سیل ندارند. سیل آمد و شهر و روستاها کامل زیر سیل رفتند و بعد از آن آدمهایی مردند. مرگ؛ داستان تکراری سال ۹۸.
بلایای طبیعی و تلفاتی که از آن حاصل میشود که داستان تکراری کشور ما است، تصادفات جادهای که گویا به یک امر عادی بدل شده و در این سالها چقدر کشته داده، سیل هم گویا عادی شده است. سیستان و بلوچستان هم ماها بعد درگیر سیل و تلفات شد. همین استان بود که در آن، گاندوها به جان کودکان افتادند. همان استانی که وقتی این روزها میگوییم دستهای خود را مرتب بشوئید آنها میگویند ما آب کافی برای خوردن نداریم، چگونه دستهای خود را بشوئیم؟!
اتفاقات تلخ ادامه دار شد تا آبان. پاییز فصل برگ ریزان است. آبانی که گذراندیم این مفهوم پاییز را به خوبی نشان داد. بنزین شروع آتشی شد که همواره با ما میماند. این برگ ریزان در پایان به زمستان هم ختم شد. زمستانی سخت و دردناک. هواپیمای اوکراینی در ابتدا سقوط کرد، ولی چند روز بعد مشخص شد که با دو موشک مورد اصابت قرار گرفته و این موشکها را نیروهای خودی زده اند. پنهان کاری که عدم اعتماد و نارضایتی عجیبی ایجاد کرد. مرگ انسانها یک درد بود و عدم پاسخگویی به موقع و تبلیغات عکس واقعیت در برخی رسانههای رسمی باعث شد که داغ بر داغ افزوده شود. آن هم در شرایطی خاص که خطر جنگ را حس میکردیم. ایالات متحده آمریکا در اقدامی جنایت آمیز، سردار قاسم سلیمانی را ترور کرده بود و انتقام از این اتفاق حرفی بود که به گوش میرسید. حمله به پایگاه آمریکاییها به نام عین الاسد نیز از جمله اتفاقاتی بود که باید به آن اشاره کرد. در تشییع پیکر شهید سلیمانی نیز تعدادی از هموطنان ما جان خود را از دست دادند. این ماجرای مرگ در همه جای سال ۹۸ دیده میشود.

انتخابات نیز از جنبه سیاسی نماد سال ۹۸ است. بعد از دعواها بر سر رد صلاحیتها و کش و قوس فراوان بین نیروهای مختلف سیاسی، کمترین میزان مشارکت در انتخاباتها را شاهد بودیم. حدود ۴۰ درصد مشارکت در انتخابات نماد سیاسی سال ۹۸ است. در نهایت هم روزهای اسفند را شاهد هستیم که کرونا همه چیز را در اختیار گرفته است. ویروسی که در سطح جهانی بحران ایجاد کرده و ما که در بحرانهای مختلف حضور داشتیم این مورد هم به کلکسیون مان اضافه شد.
تعداد زیادی از انسانها به این بیماری مبتلا شده اند و متاسفانه بسیاری از آنها دیگر در بین ما نیستند. حرفهای مختلفی درباره آمارهای این حوزه مطرح میشود و بدون تعارف باید بپذیریم وقتی فضای بی اعتمادی بسیار بالا باشد جامعه به این راحتیها ادعاهای مطرح شده را نمیپذیرد. میزان بالای تلفات در کادر درمان، این هشدار جدی را به ما میدهد که شرایط اصلا خوب نیست. عدم قاطعیت سیستم در تصمیم گیری و عدم همراهی جامعه به خوبی در این روزها مشخص است.
فعالین صنفی و مدنی هم در سال ۹۸ اوضاع جالبی نداشتند. از احکام فعالین محیط زیستی تا دستگیری برخی معلمین و فعالین کارگری. ماجراهای کارگران نیشکر هفت تپه را در خاطر باید داشته باشید. اینها اتفاقات مهمی بود که به آنها اشاره شد. مهاجمان به حرمین مشهد و قم، تعطیلی نود و دستگیری روح الله زم و قتل میترا استاد همسر محمدعلی نجفی به دست این چهره سیاسی با سابقه، تحریم جشنواره فجر، برگزاری دادگاههای مفاسد اقتصادی و ... گویا کمتر به چشم میآید.
شاید هر کس نمادی برای این سال انتخاب کند. از ماسک و دستکش تا هواپیما و خون. از سیل و قتل تا بیمارستان و زندان. همه و همه اینها میتواند نماد سال ۹۸ باشند. برخی چهرههای این سال را به عنوان نماد انتخاب کرده اند. از محمدعلی نجفی تا قاسم سلیمانی، از حامد اسماعیلیون تا اسماعیل بخشی. شما چه چیزی یا چه کسی را انتخاب می کنید؟
هر کدام از ما میتوانیم که نمادی برای این سال انتخاب کنیم. تجربههای شخصی و از دست دادنها و بدست آوردنها و فشارهای مختلف اقتصادی و ... را هم به خوبی تجربه کرده ایم. یعنی فارغ از اتفاقاتی که در سطوح مختلف سیاسی اجتماعی رخ داده این بخش از ماجرا را هم باید در نظر بگیریم که همه این فشارها را ما در بدترین شرایط اقتصادی تجربه کردیم. یعنی با جیب خالی همه این مرگها و وقایع را دیدیم. شاید بتوان گفت که مرگ نماد سال ۹۸ است. اما زندگی را چه کنیم؟ در خبرها شاید دیده باشید که مادر مبتلا به کرونا فرزند خود را به دنیا آورد. این یعنی زندگی. حتی در این وضعیت.
شکست اما تعبیر خوبی برای سال ۹۸ است. ما تماما در سال ۹۸ شکست خوردیم و باختیم. به طرز قابل لمسی احساس بازنده بودن داریم. اما این آیا پایان بازی است؟ نمیدانم. دوست ندارم که این بازی تمام شود. میخواهم به بازی برگردیم و این شکست را تمام کنیم. نمیدانم که تا چه حد موفق خواهیم بود، ولی دلم نمیخواهد بنشینم. میخواهم به بازی ادامه دهیم و برنده باشیم. از بازنده بودن خسته شده ایم.