اینکه واقعا انتقام با این سیل جمعیت حمایتی به چه صورت قابل تحقق است نیاز به دقت و تامل دارد و برای آن باید فکر اساسی و همه جانبه کرد. این اقدام آمریکاییها به هرحال نباید بی جواب بماند، اما هر اقدامی نمیتواند درست تلقی شود. اینکه در انتقام یا حتی تقابل با آمریکایی که مدتها است علیه ایران دارند اقدام میکنند تردیدی نیست، اما باید دید چه اقدامی از یک طرف جوابگوی خون سردار سلیمانی را میدهد و از طرف دیگر اهداف جامعه ایرانی را تحقق میبخشد و از حمایت مردم هم برخوردار خواهد بود. همراه کردن کشورهای منطقه خصوصا عراق و سوریه و مخالفان حضور آمریکا در منطقه چون روسیه میتواند برای پیشبرد هدف جامعه ایرانی در راستای انتقام یا تقابل مفید باشد. بحث در این زمینه زیاد است و لازم است همه اندیشه ورزان و صاحبان تجربه نظرات خود را بدهند.

دیدارنیوز ـ
عبدالرحمن حسنی فر*: شاید ابتداییترین معنای انتقام، بحث چشم در برابر چشم و جان در برابر جان باشد که معادل قصاص در ادبیات دینی و قانونی است، اما اگر معادل قاسم سلیمانی هم در اردوگاه آمریکاییها کشته شود آیا انتقام صورت گرفته است؟ اما صحبت بر سر مقصود و منظور مردمی است که از طیفهای متفاوت فکری و اعتقادی با این گستردگی و وسعت در تشییع شهید سلیمانی ابراز احساسات کردند. گذشته از اینکه این حضور کلی و سراسری جای معنایابی دارد، اما در بیانات و صحبتها و پلاکاردهایی که حمل میکردند بحث انتقام وجود داشت. از این کلمه چه معنایی مورد نظر است؟
اینکه به قول سید حسن نصرالله آمریکاییها عمودی آمدند، افقی بروند میتواند معادل انتقام باشد یا اینکه آمریکاییها منطقه غرب آسیا را ترک کنند معنای انتقام است؟ طرفداری از هر کدام از این نظرات تبعات و نتایج خاص خود را دارد.
نیروی هوایی سپاه در راستای خونخواهی یا اقدام ملی ایران چند موشک به دو تا از پایگاههای آمریکا در عراق پرتاب کرد که در کلام رهبری این یک سیلی بود و با انتقام فاصله دارد.
کشته شدن "فرزند بزرگ ایل" برای قاسم سلیمانی و اینکه "خون سلیمانی حریف طلب میکند" تا شعار همگانی مردم مبنی بر "انتقام سخت" که از مسئولان کشوری و لشکری برآمده، نشان از چیزی است که دال بر خونخواهی از سردار محبوبشان دارد.
اینکه واقعا انتقام با این سیل جمعیت حمایتی به چه صورت قابل تحقق است نیاز به دقت و تامل دارد و برای آن باید فکر اساسی و همه جانبه کرد. این اقدام آمریکاییها به هرحال نباید بی جواب بماند، اما هر اقدامی نمیتواند درست تلقی شود. سال هاست آمریکاییها از طرق متفاوت توانستند جامعه ایرانی را تحت فشار قرار دهند؛ از تحریم و قطعنامه گرفته تا خروج از برجام و این اواخر شهید کردن سردار سلیمانی با ضربات موشکی پهپادی.
آمریکاییها روزی نیست که ایران و ایرانی را تحریم نکنند و قانونی علیه ایرانیان وضع نکنند. در دشمنی آنها تردیدی نیست، اما آیا در توانایی تقابل ما هم وزن با آنها هم تردیدی نیست؟ آمریکاییها در جنگ اقتصادی و رسانهای و این اواخر جنگ نظامی نیابتی و مستقیم علیه ایرانیان وارد شدند. اوضاع اقتصادی ما به خاطر تحریمها وضعیت مناسبی ندارد؛ از لحاظ رسانهای هم که به شدت تحت هجمه رسانههای خارجی هستیم. این در حالی است که متاسفانه در مدیریت اقتصادی و مدیریت رسانهای خوب عمل نمیکنیم. شاید در عرصه نظامی بتوانیم با توانایی که داریم مقابلههایی داشته باشیم، اما متاسفانه عرصه اقتصاد و مدیریت سیاسی و رسانهای ما مناسب اداره نمیشود و گرفتار سوء مدیریت، کم کاری و کاهلی، ناتوانی در استفاده از نیروها و ظرفیتها و رویکردهای جناحی و ایدئولوژیک است.
در این وضعیت به نظر میآید نه تنها فهمی از دفاع و مقاومت وجود ندارد ـ، چونکه مقدماتش فراهم نیست ـ بلکه در راستای مدیریت مناسب و هم افزایی و کم کردن مشکلات و حل مسائل هم قدمهای مناسبی برداشته نمیشود. مثلا همین الان برخی متاسفانه بر خلاف مشی سردار سلیمانی شروع به تسویه حسابهای جناحی میکنند؛ اینکه فضا را ببندند تا چیزی گفته نشود که نمیتوان ظرفیت سازی نظری کرد. هر فکر و نظری برای پخته شدن نیاز به فضای آزاد دارد.
خلاصه اینکه در انتقام یا حتی تقابل با آمریکایی که مدتها است علیه ایران دارند اقدام میکنند تردیدی نیست، اما باید دید چه اقدامی از یک طرف جوابگوی خون سردار سلیمانی را میدهد و از طرف دیگر اهداف جامعه ایرانی را تحقق میبخشد و از حمایت مردم هم برخوردار خواهد بود.
همراه کردن کشورهای منطقه خصوصا عراق و سوریه و مخالفان حضور آمریکا در منطقه، چون روسیه میتواند برای پیشبرد هدف جامعه ایرانی در راستای انتقام یا تقابل مفید باشد. بحث در این زمینه زیاد است و لازم است همه اندیشه ورزان و صاحبان تجربه نظرات خود را بدهند.
*استاد دانشگاه و سرپرست پژوهشکده تاریخ ایران