
به هر حال چه مدیران بخواهند و چه نخواهند، سازمانها به جوانگرایی نیاز دارند و باید به مرور بپذیرند که سازمانها را جوان کنند. قرار دادن جوانان در مدیریتهای رده میانی کاری است که به زمان، دقت و آموزش بسیار زیاد نیاز دارد و به سادگی و سهولت نشاندن یک جوان در صندلی مدیر عامل نیست. قرار گرفتن جوانان، یک شبه و بدون اینکه حداقل بخشی از سلسله مراتب را طی کنند گاهی باعث میشود تا مکانیزم جوانان بر علیه جوانگرایی در سازمان فعال شود. مشکل بزرگ دیگر این است که فامیلبازی و رانت، جزء جداییناپذیر انتصابات در کشور ما است و در جوانگرایی نیز شاهد این اتفاق در ارگانهای دولتی هستیم.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: یکی از شعارهای دو دهه اخیر محافل سیاسی کشور بحث جوانگرایی است. در واقع جوانگرایی بیش از آنکه یک راهکار مدیریتی برای چابکسازی و بالا بردن جسارت بدنه مدیریتی سازمانها در ایران باشد، اجباری برای برکناری بدنه پیر و فرتوت مدیریت باقی مانده در قدرت است. به بیان دیگر عدم تمایل به رهاسازی صندلی قدرت کار را به جایی رسانده که محافظهکاری و فساد، بخشی از مدیریت کشور شده است و به جز سپردن سکان به جوانان، چاره دیگری نمانده است.
طرح منع بهکارگیری بازنشستگان پس از کشوقوسهای فراوان میان بهارستان و شورای نگهبان سرانجام به تصویب رسید و حالا که قانون روشن و شفاف شده، انتظار میرود بازنشستگان، دیگر راهی منازل خود شوند و مدیران جوان بیایند اما موضوعی که در این میان مطرح است انتخاب جوانانی است که قرار است جای بازنشستگان را بگیرند. این انتخاب بر چه اساس و معیاری صورت گرفته و خواهد گرفت؟ آیا شایستهسالاری مد نظر است؟
ساختار توسعه در کشور ما همواره از ناحیه گروکشی برخی افراد و گروهها رنج برده است. در حقیقت برای برخی حلقههای این زنجیر، قبل از آنکه هدفی چون توسعه مدنظر قرار گیرد، استقرار در قدرت، اصل تلقی میشود و بدیهی است که در چنین رویکردی همه نقض غرضها هم یکی پس از دیگری بروز میکند. شاید اولین ایرادی که به جوانگرایی در ایران وارد است همین نگاه جناحی به آن است. یک روندی در کشور حاکم است که بسیاری از مدیران و سرپرستان با دولتها میآیند و بعد میروند. حال ممکن است مدیری موفق به دلیل انتصاب به جناحی خاص در دوره بعد به بازی گرفته نشود.
در مورد جوانگرایی، اوضاع کمی بدتر است. ساختار قدرت طلب مدیریت در ایران به سختی صندلی خود را به جوان می دهد. اصلیترین معضلات در جوانگرایی این است که غالباً سعی میشود یکی دو جوان که وابستگی خاص به هسته قدرت دارند را در راس سازمانهای بزرگ بگمارند و به این نحو به افکار عمومی از مسیر تبلیغات بقبولانند که به جوانگرایی اعتقاد دارند.
به هر حال چه مدیران بخواهند و چه نخواهند، سازمانها به جوانگرایی نیاز دارند و باید به مرور بپذیرند که سازمانها را جوان کنند. قرار دادن جوانان در مدیریتهای رده میانی کاری است که به زمان، دقت و آموزش بسیار زیاد نیاز دارد و به سادگی و سهولت نشاندن یک جوان در صندلی مدیر عامل نیست. قرار گرفتن جوانان، یک شبه و بدون اینکه حداقل بخشی از سلسله مراتب را طی کنند گاهی باعث میشود تا مکانیزم جوانان بر علیه جوانگرایی در سازمان فعال شود. مشکل بزرگ دیگر این است که فامیلبازی و رانت، جزء جداییناپذیر انتصابات در کشور ما است و در جوانگرایی نیز شاهد این اتفاق در ارگانهای دولتی هستیم.
با این وجود، انتصاب منسوبین به مسئولین به سمتهای مدیریتی کشور فیالنفسه کار زشت و جنجالبرانگیزی به حساب نمیآید، به شرط آنکه شخص مذکور، تحصیلات مربوطه با سمت خود و تجربه و شایستگی لازم برای بر عهده گرفتن یک مقام مهم را داشته باشد. از طرفی شاید بهتر باشد وقتی اشخاصی از نظر دانش و شایستگی در سطح یکسانی قرار دارند، مدیران بالادستی شخصی را که به مسئولین کشور منتسب است برای آن سمت انتخاب نکنند تا شائبه فامیلبازی و سوءاستفاده از آقازادگی و ژن برتر برای مردم ایجاد نشود.
جوانگرایی در حقیقت باید با حساسیت و برنامه درستی صورت گیرد و هر ارگان و مرکزی باید ضوابطی برای خود در امر جوانگرایی در نظر گیرد. وزارت نفت در سالهای اخیر به وزارتخانه جوانگرا معروف شده است و به سرعت، تغییرات در درون این وزارتخانه صورت میگیرد. وزیر نفت نیز در این خصوص گفته است: «من در این سالها بسیار برای جوانگرایی تلاش کردهام. در مقابل صحبت افرادی که میگویند جوانان بیتجربه هستند، باید بگویم که اگر باتجربه باشند که دیگر جوان نیستند، زیرا کسی که ۳۰ سال تجربه دارد دیگر جوان نیست و ۵۰ تا ۵۵ سال سن دارد. جوان فردی است که تجربه پنج تا هفت سال دارد. وزارت نفت در این مدت هم در این موضوع واقعا موفق بوده است».
اما بحث در این جوانگرایی که دولتمردان از آن سخن میگویند بسیار زیاد است. بزرگترین سوال این است که جوانگرایی در وزارتخانهها و مراکز دولتی به ویژه در وزارت نفت به چه صورتی رقم میخورد؟ آیا بر اساس رانت است یا شایستهسالاری؟
بخوانید: انتصاب جوانان در وزارت نفت بر مبنای شایسته سالاری یا پارتی بازی؟!
دیدارنیوز کوشید تا از مسئولان وزارت نفت در خصوص کم و کیف جوانگرایی و اینکه موضوع مذکور به چه صورتی در وزارتخانه انجام شده است اطلاعاتی را کسب کند اما متاسفانه وزیر نفت و معاون توسعه مدیریت و سرمایه انسانی وزارت نفت حاضر به ارائه اطلاعات لازم نشدند.
بخوانید: انتصاب جوانان در وزارت نفت بر مبنای تخصص یا رانت؟!
در وزارت نفت چه خبر است؟!
رانتبازی یا شایستهسالاری؛ مسئله این است!
یکی از مسائلی که در موضوع انتصابات در نهادهای حاکمیتی همیشه مطرح است وجود رانت و فامیلبازی در انتخاب افراد است. اولین ذهنیتی که در جامعه در هنگام انتصاب یک فرد در نهادهای حاکمیتی ایجاد میشود ارتباط داشتن این فرد با مسئولین و مدیران نهادهای مذکور است، چراکه هیچگاه از دانشگاهها و مراکز علمی، درخواست نیروی متخصص صورت نگرفته و حتی در مجموعههای حکومتی، نشانهای از امتحان و گزینش برای انتساب مدیران میانه نیز صورت نگرفته است. حال وقتی به بحث جوانگرایی در یک وزارتخانه عریض و طویل مانند وزارت نفت میرسیم شک و تردید در انتصابات بیشتر نیز خواهد بود. شاید اعتراضاتی که از سوی بدنه صنعت نفت به افزایش نفوذ تیم جوان اطراف زنگنه در بکارگیری نیروها و مدیران صورت میگیرد، ناشی از مقاومتها در برابر جوانتر شدن سن مدیران نفت باشد اما باید مشخص شود که وزیر بر اساس چه معیاری مدیران جوان خود را انتخاب کرده است؟
بیژن زنگنه در مورد فامیلبازی و رانتبازی در خصوص انتصاباتش گفته است: «یکی از مشکلات و دلایلی که من آسیب میبینیم این است که اهل رفیقبازی و برگزاری به اصطلاح، گعده نیستم! تمام دوستانم افرادی هستند که در حین کار و در محیط کاری با آنها آشنا شدهام و به توانمندی و شخصیت آنها واقف و علاقه مند شدهام بنابراین من نه باندبازم، نه رفیق باز، اما همیشه تیمی را برای خودم ترتیب میدهم که بتوانند با من کار کنند و با هم هماهنگ باشیم. من فقط چند نفری را خارج از وزارتخانه آوردهام که تعدادشان بسیار محدود است، یک ون هم نیستند؛ چه برسد به مینیبوس و اتوبوس و اکثر همکارانم، کارمندان نفت هستند. اصلاً نمیتوان در وزارت نفت فردی را از بیرون آورد، چراکه تا وارد شود و کار را یاد بگیرد دوره کاری تمام میشود و ما فرصت نداریم، در واقع باید کسی بیاید که تا پشت ماشین مینشیند بتواند تریلی را راه ببرد و نه اینکه ماشین را چند بار به گاردریل بزند و یا در جوی آب بیاندازد».
نمیشود انتظار جوانگرایی داشت و مدام بر شیپور بیاعتمادی به تصمیمسازان دمید. باید مسیر جوانگرایی و تخصصگرایی را تشویق کرد اما در این راه انتظار میرود مدیران کشور به سمت نخبهگرایی و شایستهسالاری پیش رفته و اینگونه نباشد که بازنشستگان بروند و فرزندان خودشان، دوستان و آشنایانشان بدون تخصص و علم جایگزین شوند. وزیر نفت باید با شفافسازی کامل نسبت به انتخاب افراد جوان حرکت کند و اولویت او علم و تخصص آنها باشد و از روند و نوع برنامه و گزینش انتخاب افراد پردهبرداری کند.