
اقتصاد است که به ما حکم میکند کاغذ را حذف کنیم و دیگر محتاج نیستیم که مقادیر زیادی کاغذ وارد کنیم، چون ما انرژی داریم و برای ایران به صرفه است از انرژی که خودش به برق تبدیل میکند استفاده کند، تا اینکه خودش برود از اندونزی و برزیل کاغذ وارد کند؛ بنابراین در مجموع حذف کاغذ میتواند خیلی مفید باشد بخصوص در قبوض و مسائل دولتی و ...، چون اینها کلاً فاقد ارزش هستند.
دیدارنیوز ـ پرستو بهرامیراد: «پیامک جای قبضهای کاغذی را میگیرد. دولت به سمت الکترونیک شدن بیشتر میرود. حذف قبوض کاغذی گاز نیز همچون آب و برق و تلفن در دستور کار دولت قرار گرفته است.» محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات از صرفهجویی ۱۴۴۰ میلیارد تومانی در صورت حذف قبوض کاغذی آب، برق، گاز و تلفن خبر داده و گفته است: «با این صرفهجویی میتوان کارهای بزرگی به نفع مردم انجام داد و ذهن مردم را باید نسبت به هدر رفت این منابع حساس کرد».
آمارها حاکی از آن است که ۳۵ میلیون کنتور برق، حدوداً همین تعداد کنتور آب و ۲۰ میلیون کنتور گاز وجود دارد و برآوردها نشان میدهد ۱۴۴۰ میلیارد تومان برای قبوض خدماتی هزینه میشود. در حالی که به گفته آذری جهرمی، ظرفیت کامل دولت الکترونیکی فراهم است که تمام این قبوض را به صورت الکترونیکی صادر کند. هوشمندسازی استفاده از ابزارهای فناوری اطلاعات برای تسهیل فعالیتهایی که پیش از این، بهصورت سنتی و معمول انجام میشدند، قطعاً میتواند گام مهمی تلقی شود. از مزایای هوشمند سازی میتوان به صرفهجویی در هزینهها، کاهش رفتوآمد و حتی حفظ محیط زیست اشاره کرد.
بزرگترین بحثی که در این موضوع مطرح میشود صرفهجویی در کاغذ است که بسیار در حفظ محیطزیست با ارزش است. بر همین اساس دیدارنیوز با فرخ مستوفی پژوهشگر محیطزیست به گفتوگو پرداخته است.
فرخ مستوفی معتقد است که این حرکت دولت را از چند جنبه باید نگاه کرد. وی در توضیح سخن خود گفت: «باید ببینیم در چه سطحی این کاغذ جایگزین میشود. دستگاههای دولتی بی اندازه کاغذ مصرف میکنند. به نظر میآید که به مرور این سنت برچیده میشود و دولت به سمت دولت الکترونیکی پیش میرود. حجم بزرگی از کاغذ ایران، دانشآموزی و دانشجویی مصرف میشود و بقیه آن مربوط به دولت است. به عبارت دیگر اینها دو تا از مصرفکنندگان عظیم کاغذ هستند، البته چاپ و کتاب هم هست. قضیه به این صورت است که این کار بخواهند یا نخواهند انجام میشود. به این شکل خواهد بود که کاغذ کلاً از این سیستم کنار می رود. آن چه که اتفاق میافتد این است که میزان انرژی که با کامپیوتر استفاده و مصرف میکنید، خودش به نوعی استفاده از انرژی است و این انرژیها هم بازیافتی نیستند. یعنی اگر کامپیوتر روشن باشد آن هم یک نوع آلودگی ایجاد میکند. بعد محاسبه این عدد خیلی حساس است و نیاز به یک کار دقیق دارد که ما ببینیم اگر کاغذ جایگزین شود چقدر انرژی مصرف میشود و اگر جایگزین نشود به چه صورت در میآید. یعنی بالانس این دو تا را باید حساب کنیم که نسبت به هم چقدر خواهد بود و نسبت به حفظ جنگلها کدام بیشتر غالب میشود.»
مستوفی بیان کرد: «بخشی از کاغذی که استفاده میشود کاغذهای بازیافتی هستند و برخی کاغذهای اصلی هستند. یعنی کاغذهای خیلی خوب و عالی از درختهای خیلی اساسی به وجود میآیند. در کشورهایی مثل روسیه و نروژ و فنلاند و سوئد که کاغذساز هستند، کاغذ در واقع یک صنعت است و مثل کشت گندم میماند. یعنی هر چقدر که میبرند، پشت سر آن درخت میکارند. به طور قطع میزان رشد جنگلها در کشورهای اسکاندیناوی که خودشان تولید کننده کاغذ هستند بیشتر از مصرفشان است. یعنی به عنوان یک محصول جنگلی و یک محصول صنعتی استفاده میشود. ما طبیعتاً زیاد نمیتوانیم کاغذ خود را تولید کنیم و بیشتر از جاهای دیگر وارد میکنیم. لذا در واقع مصرف کاغذ ما به جنبههای جهانی حفظ محیطزیست باز میگردد. ممکن است کاغذ ما از برزیل یا اندونزی وارد شود. در آن جا هم آنها جنگلها را می برند. اکثر کاغذهایی که در کتابهای فارسی استفاده میشود مربوط به اندونزی است. گرچه ما به طور مستقیم با جنگلهای مناطق حارهای و یا مثلاً با اندونزی سر و کار داریم. تأثیر ما بر روی جنگل های اندونزی بیشتر است تا روی جنگلهای ایران. چون چوبهای ایران قابلیت تبدیل به کاغذ ندارند؛ چرا که باید درختهای سوزنی باشند یا یک نوع چوبی باشند که از لحاظ الیاف قابلیت کاغذ شدن داشته باشند. چون دولت بزرگترین مصرف کننده این قضیه است، هر چه مصرف کاغذ دولت کمتر بشود به نفع تعادل مصرف انرژی و کاغذ است. همانطور که در اسکناس این اتفاق میافتد، ما برای خرید کاغذ اسکناس، قیمت خیلی زیادی را میپردازیم و حتی برخی مواقع کاغذ اسکناس چاپش از قیمت خود اسکناس بیشتر است. بنابراین سکه جایگزین برخی اسکناسها شده است. چون ضریب ماندگاری آن بالاتر است».
این پژوهشگر محیطزیست ادامه داد: «به نظر من برای دستیابی به تعادل، باید یک سری محاسبات خیلی سنگین انجام داد که اگر بخواهیم چند دقیقه صرف این کنیم که یک فرمی را پر کنیم و بفرستیم، داریم هزینه سوخت میدهیم، آن سوخت هم مصرف میشود و جهان یا ایران را آلوده میکند، در مقابل آیا این تعادل به نسبت صرفهجویی به نفع طبیعت تمام میشود یا خیر؟ اما به هر حال به نظر میآید که اگر کاغذ صرف فرهنگ شود ارزش خیلی بالاتری دارد تا اینکه کاغذ به عنوان باطله دوباره بازیافت شود و یا به شکل دیگری درآید. کاغذهای دولتی ارزش ندارند و ارزش فرهنگی هم ندارند. در نتیجه حذف این کاغذها ارزشمند است. همین که شما از خودپرداز با کارت پول پرداخت میکنید، عملاً به طرف یک اقتصاد بدون اسکناس میروید. قبلاً این اسکناس از کاغذهای بیاندازه قیمتی به وجود میآید و برای چاپ آنها هزینه بسیار زیادی صورت میگیرد. بنابراین بیشتر اقتصاد است که به ما حکم میکند که کاغذ را حذف کنیم و دیگر محتاج نیستیم که مقادیر زیادی کاغذ وارد کنیم. چون ما انرژی داریم و برای ایران به صرفه است از انرژی که خودش به برق تبدیل میکند استفاده کند، تا اینکه خودش برود از اندونزی و برزیل کاغذ وارد کند. بنابراین در مجموع حذف کاغذ میتواند خیلی مفید باشد بخصوص در قبوض و مسائل دولتی و غیره که چون اینها کلاً فاقد ارزش هستند».
وی در پایان بیان کرد: «اگر شما بازیافت داشته باشید و اینها قابل تجدید باشند مشکلی برای جهان پیش نمیآید. اگر خردمندانه از محصولات استفاده شود مشکلی ایجاد نمیکند. اما فرض کنید کشوری توانایی محاسبه ضریب رشد جنگلش در مقابل فروش جنگلش را نداشته باشد، منجر به کاهش سطح سبز زمین میشود و خطرناک است. هر چقدر کمتر شود به نفع زمین است. چون راههای دیگری پیدا میشود که آن انرژی را از طریق دیگری تولید کنند و جایگزینهایی شود که زیاد مصرف کربن نداشته باشد و تولید کربن نکند و در مجموع چیز بدی نیست. اما متأسفانه هر چقدر هم شما صرفهجویی کنید مثل برزیل جنگلها را آتش میزنند که جای آن محصولات کشاورزی بکارند؛ یعنی اینگونه نیست که آنها صرف کاغذ شده باشد. مثلاً با کشت نیشکر کاغذ را از ملات و چیزهای دیگری هم میشود گرفت، آنها دور ریزش کمتر میشود. به نظر من در مجموع به نفع کره زمین است، اما از لحاظ اقتصادی به نفع ایران است. زیرا ایران انرژی دارد اما نباید کاغذ بخرد. هر چه الکترونیکیتر شود به نفع اقتصاد محلی است چون ما به خاطر داشتن انرژی امتیازی داریم که از لحاظ اقتصادی متضرر نمیشویم».