دیدارنیوز ـ
آرش راهبر: «سینیور آندره آ» همچنان با همان صورت جدی که انگار هیچ وقت نخندیده، سوتش را دور انگشت اشاره اش میچرخاند و تمرین بازیکنانش را زیر نظر دارد. کاملا مشخص است که حتی خود سرمربی استقلال هم انتظار باخت در اولین هفته از مسابقات لیگ برتر را نداشته و بعد از گرد و خاک شدیدی که در کنفرانس خبری استادیوم بنیان دیزل به راه انداخت حالا فقط فشار به بازیکنان و برد در برابر فولاد اهواز است که میتواند او را آرام کند.

آنجا در گوشه خلوت زمین تمرین استقلال، آنقدری آرام است که سرمربی ایتالیایی آبیها همچنان برای بازگشت به بازی مالکانه و پیروزی فکر کند، اما در باشگاه استقلال اوضاع اصلا تعریفی ندارد و آب خوش از گلوی کسی پایین نمیرود. باشگاه آبیها که دورخیز بلندی در روزهای پیش فصل برای شروع طوفانی در لیگ برتر داشت حالا حتی با داشتن یک مربی نامدار و محبوب هم نتوانسته به خواسته هایش برسد. گرچه هنوز ابتدای راه است و فرصت زیادی برای رسیدن به آرزوها وجود دارد، اما معادلات در ساختمان اداری باشگاه آبیها کاملا متفاوت است.
امیر حسین فتحی مدیر عامل باشگاه استقلال این روزها بیش از همیشه تحت فشار است و از همه جوانب مورد پرسش و حمله قرار گرفته. اینکه چرا باشگاه نتوانسته مجوز لازم برای نشاندن مترجم بر روی نیمکت استقلال را به دست بیاورد احتمالا سادهترین سوال این روزها از مدیریت باشگاه است، چون ماجراهای پیچیده در بخش فنی و مدیریتی باشگاه بسیار چالش برانگیزترند.
مسئله بزرگ استقلال در این روزها تامین دست کم ۱۵ میلیارد تومان پول برای صاف کردن برخی بدهیها و پرداخت یک قسط از دستمزد بازیکنان است که سررسید هر دو مورد هم تا هفته دیگر از راه میرسد و خزانه باشگاه نیز پاکِ پاک است. گرفتاری بزرگتر هم این است که ظاهرا اعضای هیات مدیره بعد از ماجراهای علی خطیر و مذاکره با استراماچونی و پذیرفتن همه مسئولیتها از سوی فتحی، حالا چندان علاقهای به ورود به این بازیهای سخت از خود نشان نمیدهند و همانطور که فتحی خواسته بود او را در امور اجرایی باشگاه تنها گذاشته اند. به طور مثال سفر کامران منزوی به کانادا در روزهای گذشته نشان میدهد که عضو باسابقه هیات مدیره باشگاه دچار یک جور انفعال یا بی تفاوتی در سختترین روزهای استقلال است.
در چنین شرایطی اگر مدیر عامل باشگاه تمام ۲۴ ساعت شبانه روز را هم کار کند بعید است که بتواند همه امور را جمع و جور کند. دخالت مدیر عامل در همه مسائل جاری باشگاه از چگونگی جواب دادن به رسانهها تا چک و چانه زدن با اسپانسر و منابع مالی، طبیعتا از امیر حسین فتحی یک فرد فرسوده و درمانده میسازد.
گفته میشود ارتباط بین فتحی و استراماچونی هم به گرمی گذشته نیست و در نبود علی خطیر، بی اعتمادی کمرنگی بین این دو نفر به وجود آمده که نمود آن در مسئله مترجم سرمربی آشکار شد. ظاهرا فتحی و استراماچونی روی یک نفر در امر خطیر ترجمه به تفاهم نرسیده اند و ممکن است ماجرا در بازی دوم هم ادامه داشته باشد.
در چنین شرایطی رفتار استراماچونی هم به گونهای است که چندان با مدلهای مدیریتی در فوتبال ایران تناسب ندارد. مربی شیک پوش ایتالیایی به شدت بر روی اصول خود پافشاری میکند و چندان اهل انعطاف و رفتارهای سیاست مدارانه نیست و در عین حال دستیار و رفیق مورد اعتمادی هم کنار دستش ندارد. شاید اگر او هم مثل برانکو یک بار حضور در فوتبال ایران را تجربه کرده بود دست کم یک «کریم باقری» را دم دست خود قرار میداد تا از تلههای انفجاری کوچک و پرتعداد در فوتبال ایران به سلامت بگذرد.
استراماچونی شباهتهایی به کیروش هم دارد از این نظر که به کلی دنبال رفیق بازی و یا ارتباط خاص با رسانهها نیست و تاکنون اجازه نداده کسی به عوالم شخصی و خصوصی اش نزدیک شود. یک آدم صد در صد اهل کار که یکباره از آسمان وسط معرکهای پر از حاشیه و دردسر مثل باشگاه استقلال افتاده و مسائلی که در فوتبال ایران سال هاست حکم بدیهیات دارند را نمیتواند درک و تحلیل کند.
به نظر میرسد سرمربی استقلال قید عدم همکاری با استقلال را هم زده و دنبال این است که با آبیها یک افتخار به دست بیاورد و روزمه اش را پربارتر کند؛ در حالی که مدیریت باشگاه الان نگران این است که آیا میتواند چکهای هفته آینده اش را پاس کند و در لیگ قهرمانان آسیا باقی بماند یا اینکه ممکن است در یکی از همین روزهای آینده شاهد کنار رفتن فتحی باشد و آمدن یک مدیر جدید مثل سعید آذری...
این روزها استراماچونی بودن دردسرها و مصائب بسیاری دارد، سعی کنید استراماچونی نباشید آقای سرمربی؟!