
آتش را بهطور کمربند در سراسر سینما افروختن و بعد توسط مأموران درهای آن را قفل کردن، کار اشخاص غیر مسلط بر اوضاع نیست. گفتار شاه که «تظاهرکنندگان مخالف من، وحشت بزرگ را وعده میدهند» و تکرار آن پس از [این]واقعه، که «این همان وعده بوده است»، شاهد دیگری بر توطئه است، نه اینکه واقعاً شاه یک غیبگوی بزرگ است! مصاحبه سابق شاه که «ایران را با ملت نابود میکنم» نیز شاهد این ادعا است.
دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: پس از فاجعه دلخراشی که در سینما رکس آبادان به وقوع پیوست حکومت وقت سعی کرد انقلابیون را مسبب این حادثه معرفی کند. روزنامههای داخلی و خارجی به تبعیت از حاکمیت، انقلابیون را باعث و بانی این حادثه فجیع قلمداد کرد. روحانیون و در رأس آنان امام خمینی(ره) ضمن محکوم ساختن این عمل غیرانسانی، پیکان اتهام را به سوی حکومت پهلوی نشانه گرفتند. مطلب پیشرو به موضع گیری انقلابیون در اینباره پرداخته است.
رهبر انقلاب مردمی ایران پس از حادثه ناگوار آبادان و اینکه رژیم پهلوی سعی کرد انقلابیون را عامل این جنایت معرفی کند، با ارسال پیامی به آحاد ملت و بالأخص مردم آبادان به اتهامات رژیم پاسخ روشن و صریحی دادند. ایشان بیان کردند که قراین نشان میدهد دست جنایتکار رژیم در کار است. در قسمتی از پیام آمده است:
«من گمان نمیکنم هیچ مسلمانی، بلکه [هیچ]انسانی دست به چنین فاجعه وحشیانهای بزند، جز آنان که به نظایر آن عادت نمودهاند و خوی درندگی و وحشیگری، آنان را از انسانیت بیرون برده است. آنچه مسلم است، این عمل غیر انسانی و مخالف با قوانین اسلامی، از مخالفین شاه که خود را برای حفظ مصالح اسلام و ایران و جان و مال مردم به خطر مرگ انداختهاند و با فداکاری از هممیهنان خود دفاع میکنند- به هر مسلکی باشند- نخواهد بود، و قراین نیز شهادت میدهد که دست جنایتکار دستگاه ظالم در کار باشد، که نهضت انسانی- اسلامی ملت را در دنیا بد منعکس کند. آتش را بهطور کمربند در سراسر سینما افروختن و بعد توسط مأموران درهای آن را قفل کردن، کار اشخاص غیر مسلط بر اوضاع نیست. گفتار شاه که «تظاهرکنندگان مخالف من، وحشت بزرگ را وعده میدهند» و تکرار آن پس از [این] واقعه، که «این همان وعده بوده است»، شاهد دیگری بر توطئه است، نه اینکه واقعاً شاه یک غیبگوی بزرگ است! مصاحبه سابق شاه که «ایران را با ملت نابود میکنم» نیز شاهد این ادعا است. اظهار تأسف و تأثر در بوقهای تبلیغاتی از اشخاصی که هر روز دستشان تا مرفق به خون هممیهنان ما فرو رفته است، شاهد بزرگی است بر نقشه شیطانی شاه و هم دستانش، هم آنان که در اکثر شهرهای ایران دست به کشتارهای فجیع زدهاند. آیا مردم مظلومی که هر روز به دست همین جنایتکاران، به خاک و خون کشیده شده و به وضع بسیار اسفباری کشته شدهاند، هممیهنان ما نبودند؟ قراین نشان میدهد که قضیه دلخراش آبادان، چون کشتار سایر شهرهای ایران از یک منشأ به وجود آمده است. آیا از این جنایت کسی جز شاه و بستگانش امید نفعی داشتهاند؟ آیا تاکنون غیر از شاه، که هر چند وقت یک بار دست به کشتار وحشیانه مردم میزند کسی این قبیل صحنهها را بهوجود آورده است و یا خواهد آورد؟. من به ملت بزرگ ایران اعلام خطر میکنم، خطر اینکه دستگاه، اینگونه اعمال وحشیانه و ضد اسلامی را در سایر شهرهای ایران انجام دهد تا تظاهرات پاک مردم شجاع ایران را که با خون خود ریشه درخت اسلام را آبیاری میکنند، لوث نماید.»
جامعه مدرسین و طلاب حوزه علمیه قم نیز همگام با رهبر انقلاب طی اعلامیهای سعی کردند راه را بر شانتاژهای رسانهای حکومت ببندد. در قسمتی از این اعلامیه آمده است:
«برای اطلاع عموم مردم ایران لازم دانستیم نکاتی چند درباره آتش سوزی آبادان اعلام بداریم:
۱ـ مردم مسلمان ایران از داشتن یک مجلس ملی و قانونی و نیز از داشتن روزنامه و مطبوعات آزاد و حتی از یک صدای آزاد رادیویی و احزاب مردمی محروماند. هرگاه برای بیان حقایق و طلب آزادیهای از دست رفته و محو ظلم و استبداد به تظاهرات آرام و مشروع و قانونی پرداختهاند، همواره با گلوله و آتش دژخیمان روبهرو شدهاند، و چون فاقد هرگونه اسلحه دفاعیاند، بغض و کینه خود را –که حاصل دیدن پیکر آغشته به خون عزیزان است- با پرتاب سنگی به شیشهای منجمله به مراکز فساد و کانونهای وابسته رژیم. ابراز داشته اند.
۲ـ در تمام اجتماعات مذهبی و ملی، مردم مسلمان با کمال دقت مانع از آزار و اذیت و جاری شدن خون از بینی کسی بودهاند و دیگران را نیز از هر کار غیر شرعی مانع شدهاند.
۳ـ در صفحات روزنامههای دولتی میبینیم و از بلندگوهای قاتلین میشنویم که فاجعه آتش سوزی را به گردن مردمی که مخالف رژیم فاسد حاکم هستند، بار میکنند، در صورتی که حقیقت غیر از این است. هنوز چند ساعتی از حادثه نگذشته است که روزنامه کثیف و جیرهخوار «اطلاعات» با پیشداوری خود، گروهی خرابکار را مسئول آتش سوزی معرفی میکند. چرا؟ و به دستور چه کسی؟ و برای گرفتن چه نتایجی؟
۴ـ برای شناخت خرابکاران در قاموس فرماندهان و فرمانبرداران و تبلیغاتچیهای سلطنتی، کافی است به گفتار آنان بیندیشید و به نوشتههای آنان نظر کنید تا دریابید که خرابکار یعنی کسی که به بازداشت عالم دینی اعتراض کند (نمونهاش اصفهان و کشتار فجیع مردم مسلمان آن شهر) خرابکار یعنی کسی که به نوشتهای غیر اسلامی- که در آن به مرجع تقلید شیعیان توهین شده- اعتراض کند (نمونهاش کشتار و قتل و غارتهای مکرر مردم قهرمان قم) خرابکار یعنی کسی که برای شهدای قم مجلس یادبود برقرار کند. خرابکار یعنی کسی که برای فاتحهخوانی شهدای قم و تبریز و شیعیان لبنان، در مجلس و مسجدی شرکت کند؛ و بهطور خلاصه، خرابکار بهزعم کارگردانان رژیم، یعنی مخالف استبداد، مخالف گناه، مخالف چپاول ملت، مخالف وطن فروشی، مخالف مشروب خوری و ربا خواری، مخالف حزب واحد. اینها مخالفان خرابکارند و همدست سرایدار مست سینما رکس آبادان!
۵ـ زمان آتش زدن سینما در آبادان و زندانی کردن تماشاچیان و بستن کلید راههای فرار، دقیق و حساب شده و در شبی تعیین و مقرر میگردد که فردای آن روز در مجلس به اصطلاح شورای ملی، برقراری حکومت نظامی بایستی تصویب شود و سردمداران رژیم خوب میدانند که حکومت نظامی در مقابل ادعای فضای باز سیاسی و نزدیک شدن به تمدن بزرگ و فرمایش هایی درباره آزادی انتخابات و شعارهای جشن مشروطیت، باعث رسوایی بیشتر و شاید مقدمه سرنگونی رژیم گردد؛ لذا خبر داغ و چند بعدی لازم است که تصویب پیشنهاد ننگین دولت آموزگار (برقراری حکومت نظامی) تحتالشعاع قرار بگیرد.
۶ـ آتش سوزی آبادان با نتیجهای که ذکر شد، خاصیتهای دیگری نیز برای رژیم دارد: اولاً، مردم مسلمان و مجاهد ایران را به آدمکشی و آدم سوزی متهم کنند. ثانیاً، از مردم غیور آبادان که همواره پشتیبان کلیه نهضتهای اسلامی و ملی بودهاند انتقام گرفته باشند. ثالثاً، با ریختن اشک تمساح، خود را متأثر و متأسف و مردمی وانمود کنند. رابعاً، میدانستند که این خبر جانگداز مردم انسان دوست و مسلمان ایران را در سوگ و غم فراوان فرو خواهد برد و در نتیجه فجایع و کشتار و مسجد سوزیهایی که در این ماه مبارک به دست دژخیمان صورت گرفته، موقتاً فراموش خواهد شد. خامساً، چون در این ماه در سراسر ایران و تمام مجالس و مساجد و محافل عمومی و خصوصی، سخن از دیکتاتوری شاه و قوانین ضد اسلامی و طریق برچیدن استبداد و مخالفت با قوانین سلطنتی، مطرح بود، لازم بود که مسیر سخن دگرگون شود و اذهان و افکار متوجه مطالب دیگری باشد.»
آیتالله صدوقی نیز با صدور بیانیهای ضمن اظهار تأسف از آنچه بر ملت ایران رفته دستگاه پهلوی را مسبب اصلی این جنایت معرفی میکند. وی در بخشی از این بیانیه نوشت:
«بار دیگر دستهای جنایتبار و خون آلود رژیم که تا مرفق در خون بیگناهان اصفهان، تبریز، مشهد، قم، یزد، رفسنجان و... غوطه میخورد، از آستین مکر و خدعه شیطانی بیرون آمد و جنایتی بس هولناک – که روح چنگیز از شنیدن آن به لرزه در میآید- در شهر آبادان بیافرید. این دفعه رژیم میخواهد یک جنایت را موجد جنایت قبلی و بعدی خویش قرار دهد. به این معنی، او که در برابر جنبش اصیل دینی و ملی مردم کاملاً به زانو درآمده است و اصالتهای راستین این نهضت که از خون و گوشت و پوست مردم مجاهد ایران آنچنان میجوشد که جای هیچگونه بهانه قانونی و یا حتی شبه قانونی به دست عمال سفاک آنها نداده است تا بیدغدغه خاطر خون بریزند و در برابر خبرگزاریهای داخلی و خارجی و افکار عمومی دنیا اعمال قرون وسطایی خود را توجیه کنند. اینک برای اینکه افکار و احساسات یک عده ساده لوح را علیه نهضت مقدس تحریک کنند، دست به چنین فاجعهای هولناک زدهاند، و به دنبال آن در رسانههای گروهی و رادیو و تلویزیون با قیافههایی که دروغ و سالوس و نفاق از سراپای آنها میریزد، برای این جنایت اشک تمساح میریزند. غافل از اینکه دیگر این حناها حتی در پیش ساده لوحترین فرد ایرانی رنگی ندارد. سازمانهای خبری و خبرگزاریهای خارجی که به محض شنیدن این خبر، با شعور ورزیده و دیپلماسی که دارند، خیلی زود جانی واقعی و انگیزه جنایت را شناخته، از یکسو به این سیاستمدارها! لبخند تمسخر زده و از سوی دیگر عظمت این جنایت، کورههای آدم سوزی جنگ دوم را به یادشان آورد. فقط میماند این ملت ستمدیده که او هم خوشبختانه بیش از دیگران گرگ خود را میشناسد. ملت خوب میداند که رژیم با ایجاد این فاجعه میخواهد بهانهای به دست آورد تا با ادامه یورشهای وحشیانه خود علیه مردم مسلمان و مبارز ایران و نهضت اصیل ملی و روحانی ایران را که حاضر نیست حتی یک درخت، یک گیاه، یک حیوان، در مسیر آن دستخوش نابودی گردد قلع و قمع کند. ولی باید بداند که خیلی دیر شده است.
اینجانب ضمن عرض تسلیت به تمام ملت مسلمان، خاصه برادران ما در شهر آبادان، و خصوصاً بازماندگان این فاجعه هولناک، به استحضار همه طبقات ملت و همچنین کلیه بنگاههای خبری داخل و خارج میرسانم که نهضت مقدس و انسان دوست اسلامی ایران که به رهبری مرجع عالیقدر حضرت آیتالله العظمی الخمینی دامظله در جریان است، امثال این فجایع را محکوم کرده و حاضر نیست در رسالت حیات بخش خود به فرد و جامعه ایران، هیچ ذیحیاتی و لو حیوان و گیاه – تا چه رسد انسانهای مسلمان را- از هستی ساقط کند و یا مال مسلمانی به هدر برود.»
جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر نیز درباره فاجعه آبادان نامهای را خطاب به اتحادیه بینالمللی حقوق بشر، مطبوعات و سازمانهای جهانی ارسال کرد. این جمعیت در بخشی از نامه خود آورده است:
«بعد از ماهها کشتار و اعمال فشار از طرف حکومت ایران، اکنون اعتراض و نارضایتی مردم ایران از شیوههای پلیسی و استبداد حکومت با توطئه تازه و خطرناکی روبهرو شده است. در ماههای اخیر، شهرهای مختلف ایران عرصه کشتار مردم و توقیف و تبعید هزاران نفر از مردم آزادیخواه ایران بوده است. این موج گسترده اعتراض، امروز کلیه شهرهای بزرگ و کوچک ایران را در برگرفته است. اما در مقابل، کشتارهای فجیع مأموران مسلح دولت از مردم بیگناه در شهرهای شیراز، قم، تبریز، یزد، اهواز، اردبیل، اصفهان، مشهد، شهسوار، خرمآباد و قزوین با ابعادی وسیع به قتلعام و کشت و کشتار جمعی تبدیل گردیده است. ولی حکومت فقط به این مقدار تجاوز به حقوق انسانی اکتفا نکرده، بلکه اکنون دست به ایجاد رعب و وحشت از طریق نسبت دادن حریقهای پیاپی سینماها و اماکن عمومی به مردم معترض زده است. این توطئه، به ظاهر و به زعم حکومت میتواند برای ایجاد وضع فوقالعاده و کشتارهای دستجمعی تازه و توقیف و نابودی رهبران مذهبی و ملی بهانه موجهی ایجاد کند. در حالی که اساس بینظمی و ناامنی، ادامه فساد و استبداد حکومت و تجاوز دایمی به حقوق اجتماعی ملت ایران است. ما توجه آن سازمان محترم را به وضع کنونی سیاسی مردم ایران معطوف میداریم، و بر این نکته تأکید قاطع داریم که حکومت ایران با اجرای این توطئه تصمیم دارد صدای آزادی ملت را برای مدت نامعلوم و به قیمت اعمال وحشیانهترین خشونتها و شدیدترین کشتارها خاموش کند. ما خواهان روشن شدن ریشههای اصلی خرابکاریهای وحشیانه اخیر- نظیر حریق سینما رکس آبادان و کشتار بالغ بر ۳۷۷ نفر انسان بیگناه- هستیم، و آمادگی جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر را برای شرکت در کشف حقیقت و برملا کردن عاملین اصلی این جنایتها و همچنین علت کشتارهای چند ماه اخیر از سوی مأموران مسلح دولت را اعلام میداریم. تشکیل یک کمیسیون بینالمللی از سوی نمایندگان سازمانهای جهانی با شرکت و همکاری جمعیت ایرانی دفاع از آزادی و حقوق بشر میتواند دنیا را از حقایق حوادثی که در ایران میگذرد آگاه کند. زیرا سانسور و اختناق حکومت در ایران و کمک برخی از محافل مطبوعاتی و خبری غرب در مکتوم نگه داشتن این حقایق، پرده ضخیمی از دروغ بر مصیبتهایی که برملت ایران میگذرد، کشیده است.»
کمیته دفاع از حقوق بشر ایران که در پاریس مستقر است نیز با انتشار اطلاعیهای فاجعه سینما رکس آبادان را محکوم کرد و احتمال داد که این عمل به وسیله عاملین دولتی انجام شده باشد. در بیانیه کمیته آمده بود:
«با توجه به اطلاعات محافل مخالفان داخلی ایران، در آغاز آتش سوزی، درهای ورودی و اضطراری سینما هم بسته بوده است و آتش به سرعت شعلهور شده است و آتشنشانان نیز با تأخیر به آنجا رسیدهاند. بنابراین، تمام عناصر مبین این فرضیه هستند که این کار، عمل عاملین قدرت است. رهبران مخالفین سیاسی- مذهبی قبلاً به افکار بینالمللی در مورد احتمال انجام این گونه اعمال از سوی دولت، هشدار داده بودند.»
پایان بخش اول