بخش پایانی «پرونده ویژه» "دیدارنیوز" با موضوع سینما رکس آبادان/گفتگو با سلیمی نمین؛ قسمت آخر

جای تأسف دارد که امروز برخی نیرو‌های سطحی ما که اهل مطالعه نیستند بیایند و با تلاشی که در چهارچوب تبرئه جنایات آمریکا، انگلیسی‌ها و اسرائیل در ایران صورت می‌گیرد، همراه شوند. صرفاً به دلیل اینکه می‌خواهند یک حرف جدیدی بزنند. به نظر من این خیلی محل تأمل است. چون برخی از نیرو‌هایی که متأسفانه در مورد تاریخ اصلاً مطالعه ندارند، تصور می‌کنند اگر حرف جدیدی بزنند امروز جوانان آن‌ها را در آغوش خواهند گرفت.

کد خبر: ۳۲۳۹۶
۱۷:۰۹ - ۰۳ شهريور ۱۳۹۸

در فاجعه سینما رکس چه شد که آنچنان شد؟!!دیدارنیوز ـ مسلم تهوری: پیشتر قسمت اول گفت‌وگو با عباس سلیمی‌نمین پیرامون سینما رکس را منتشر ساختیم؛ متن پیش‌رو قسمت پایانی گفت‌وگو در مورد سینما رکس آبادان است.

 

 

 

ببینید: گفتگو با عباس سلیمی نمین در آپارات

 

دیدارنیوز: در صحبت‌های خود اشاره کردید که نظر امام این بوده که هیچ تعدی به هیچ فردی نشود و قبول هم داریم که آن آتش سوزی‌هایی که در سینما‌های دیگر انجام شده زمانی بوده که مردم در سینما حضور نداشته‌اند. گزارشی نیست که برای کسی اتفاقی رخ داده و یا کشته شود. یکی دو مورد وجود دارد که مثلاً شخصی کارگر بوده و شب در سینما می‌خوابیده، بعد می‌بیند که آتش گرفته و فرار کرده و یا هر چیز دیگری. اما نکته این است که آیا زمان مبارزه، همه‌ گروه‌ها گوش به فرمان حضرت امام بودند؟ اگر بخواهیم حرف مخالفین جمهوری اسلامی را قبول کنیم و بگوییم این کار انقلابی‌ها بوده است، آیا می‌توانیم از این منظر به داستان نگاه کنیم که در زمان مبارزه، ما گروه‌های مختلفی داشتیم؟ آیا همه گروه‌ها تابع حضرت امام بودند؟ این نکته که امام روی آن دست می‌گذارد و تأکید می‌کند که مبادا چنین اتفاقی افتد، آیا این نشان دهنده این نیست که این کار‌ها قرار بوده انجام شود و یا اتفاق افتاده بوده که امام مخالفت خود را اعلام کرده؟ مثلاً من یک کاری را سر خود انجام داده‌ام و شما به‌عنوان رأس مجموعه می‌گویید این کار را انجام ندهید و من مخالف این کار هستم. یعنی می‌خواهم بگویم بعدی ندارد که اگر گروه‌های مبارز دیگر دست به این کار زده باشند که از امام تبعیت نداشتند و این سابقه هم داشته و به همین خاطر امام بار‌ها و بار‌ها هم اشاره و مخالفت صریح می‌کند.


سلیمی‌نمین: ما الان با یک ادعایی روبه‌رو هستیم که امام و یاران امام را در این قضیه دخیل می‌داند. اگر ادعای دیگری باشد، خب بحث دیگری را می‌طلبد. مثلاً ادعا کرده باشند که چریک‌های فدائیان خلق این کار را کرده‌اند. الان ما با این ادعا مواجه هستیم و علی‌القاعده باید به این مطلب تأکید کنیم که امام به هیچ عنوان چنین چیزی را نمی‌پذیرند.


دیدارنیوز: امام در بخش‌های مختلف به این امر اشاره می‌کند.


سلیمی‌نمین: سایر نیرو‌های فعال در صحنه سیاست نمی‌توانستند این کار را انجام داده باشند. به چند نکته توجه کنید. من دوست دارم برخی نکات را از روی آثار بخوانم. چند بحث وجود دارد؛ اگر چنین کاری واقعاً توسط نیرو‌های مبارز صورت گرفته باشد، چرا باید شاه به مطبوعات دستور دهد که این قضیه را درز بگیرید؟!


دیدارنیوز: همین ادعا را در مورد جمهوری اسلامی هم می‌کنند. به این صورت که می‌گویند یک اتفاقی به بزرگی فاجعه سینما رکس انجام می‌شود. بعد این اتفاق خیلی به تسریع انقلاب کمک می‌کند. امروز به جای سینما رکس یک پاساژ ساخته‌اند و یک سنگ کوچک گذاشته‌اند که اینجا در فلان تاریخ چنین اتفاقی رخ داده است. می‌خواهند بگویند که جمهوری اسلامی هم خیلی راغب نیست این بحث مطرح شود.


سلیمی‌نمین: کسانی که روند تحولات را بعد از انقلاب دنبال می‌کنند می‌بینند این تحولات به هم فشرده است. یک اتفاق رخ می‌دهد، پس از آن یک اتفاق دیگر و یک بحران دیگر پشت سر آن رخ می‌دهد. این بدان معنا نیست که مثلاً این موضوع برای افراد اهمیت نداشته است. برعکس اهمیت داشته، اما مثلاً تجزیه کردستان، خوزستان و آذربایجان خیلی مهم‌تر بوده است. قائله آذربایجان و قائله گنبد که کل منطقه را می‌خواستند جدا کنند مهم‌تر بوده است. قائله‌ها و ترفند‌هایی که آمریکایی‌ها بعد از انقلاب به کار می‌گیرند تا ما را درون خودمان درگیر کنند و اصطلاحاً ما را فشل کنند بسیار زیاد است.


دیدارنیوز: یعنی ما نمی‌توانستیم باز گردیم و به عقب نگاه کنیم؟


سلیمی‌نمین: مسائل خیلی سریع به تاریخ می‌پیوست و این بدان معنی نیست که مثلاً ما در مورد سینما رکس مشکلی داشتیم.

 

در فاجعه سینما رکس چه شد که آنچنان شد؟!!

 

دیدارنیوز: آیا حداقل قبول دارید که در این داستان، یک کج سلیقگی رخ داده است و جای سینما رکس یک پاساژ ساخته شده است؟


سلیمی‌نمین: در مورد آثار جنگ هشت ساله هم اینگونه است. مثلاً اگر الان به خرمشهر بروید چقدر در این زمینه هنر به خرج دادیم تا آثار به جا مانده از تاریخ مقاومت در این هشت سال را به تصویر بکشانیم؟


دیدارنیوز: اگر شما الان به بیروت بروید می‌بینید که بیروت را ساخته‌اند؛ اما یک دیواره و چیزی باقی گذاشته‌اند که یاد آور مقاومت در برابر اسرائیل است.


سلیمی‌نمین: باید اینگونه فهم شود که تعداد رخداد‌ها خیلی زیاد بوده است. رخداد‌هایی که ما را درگیر می‌کرد فرصت نبود که حتی برگردیم و جمع‌بندی در مورد آن داشته باشیم. برای مثال بعد از واقعه طبس اعلام می‌شود که ببینیم چه کسانی ضد هوایی‌ها را خاموش کرده‌اند؟ اصلاً فرصت این را پیدا نکردیم که بخواهیم دوباره به این مسئله بپردازیم. بلافاصله بعد از آن یک اتفاق دیگری در فاصله اندکی رخ می‌دهد. من چند مطلب را می‌خواستم خدمت شما عرض کنم. اینکه رژیم پهلوی به مطبوعات دستور می‌دهد به این قضیه نپردازید این خود دلالت دارد که سناریوی آن‌ها به سرعت شکست خورد. هنگامی که سناریو شکست خورد طبیعتاً دیگر نتوانستند این قضیه را دنبال کنند.

 

قبل از انقلاب برخی برای کار به آبادان می‌رفتند و بقیه خانواده‌ها یا در اصفهان و یا در شهر دیگری بودند. آن‌ها اصلاً اجازه ندادند خانواده‌هایشان فرصت پیدا کنند به آبادان بیایند و جنازه‌ها را تحویل بگیرند. آن‌ها را در گور دسته جمعی دفع کردند. خود این یک دلیل برای اهل عقل است. فرض کنید این کار را نیرو‌های مبارز انجام دادند. خب اینجا باید اجازه دهند که مردم بیایند و شیون و گریه و زاری کنند. این یک زخمی بر زخم قبلی می‌گذارد. جنازه سوخته مثلاً پسر شما و خویشاوند شما سوخته است. حتی به شما فرصت ندادند آن‌ها را دفن کنید تا یک آرامشی به شما دست دهد. این نشان دهنده چیست؟ نشان دهنده شکست است. سناریوی آن‌ها در واقع همان روز اول شکست خورد. از آنجایی شکست خورد که آتش سوزی شده و ما قوی‌ترین آتش نشانی را آنجا داریم، رئیس آتش نشانی و معاون آتش نشانی نیامدند. از معاون آتش نشانی سؤال کردند که شما چرا نیامدید؟ چون یک سری کارمند‌های ساده آتش نشانی آمدند که اصلاً تجربه مهار چنین آتشی را نداشتند. معاون می‌گوید که رئیس به من گفت نرو و حق نداری بروی. یعنی برخی از اطلاعات بلافاصله به جامعه منعکس شد. برخی از این دیوار‌ها تیغه بود و راحت می‌توانستند با کلنگ حفره‌ای ایجاد کنند تا مردم بیرون آیند. یا می‌توانستند از بیرون درب‌ها را بشکنند. اینکه پلیس به شدت مقابله می‌کند و اجازه نمی‌دهد مردم نزدیک شوند، قابل تأمل است. جالب است شاه می‌گوید درب‌ها بسته نبودند، اما آموزگار می‌گوید درب‌ها بسته است. آموزگار یکی از دلایل این حادثه تلخ را بسته بودن درب‌ها می‌دانسته است.


دیدارنیوز: خب این را همه می‌دانستند. احتمالاً به شاه اطلاعات غلط دادند، چون همه گروه‌ها معتقدند که درب‌ها بسته بود.


سلیمی‌نمین: چرا پلیس که در چند قدمی بوده و دو دقیقه تا محل حادثه فاصله دارد، درب‌ها را باز نمی‌کند؟!


دیدارنیوز: می‌گویند که فاصله خیلی کم بوده، اما زمانی که حاضر می‌شود خیلی بیشتر از زمانی است که لازم داشته، این یکی از اشکالاتی است که می‌توان به آن‌ها گرفت.


سلیمی‌نمین: اشکال اساسی این است که نه تنها خودشان درب‌ها را باز نمی‌کنند، بلکه به مردم هم اجاره نمی‌دهند. یعنی همین افسری که شما نام بردید مرتباً با کمربندی مردم را می‌زده که مردم جلو نیایند. جالب است همان روز اول، طراحی ساواک محکوم به شکست است؛ بنابراین بلافاصله احساس می‌کنند که باید قضیه را جمع کنند. به همین دلیل به باهری فشار می‌آورند که به قضیه این پرونده کاری نداشته باشد. باهری به قره‌باغی می‌گوید در هیئت دولت من سؤال کردم که قضیه چیست؟ بعد که تمام شد گفت که چیزی در پرونده نیست و من چه حکمی برای اعدام دهم؟! قره‌باغی در کتاب «چه شد که آن چنان شد» این مطلب را می‌گوید. یعنی نقل قول باهری را ایشان عرضه می‌کند؛ بنابراین هنگامی که این سناریو می‌خواهد یک جنایت بزرگی را رقم بزند، چون در باطل است، محکوم به شکست است. شاه می‌خواست یک نتیجه دیگری عایدش شود. می‌خواست یک اتهام بزرگ را در غرب به امام بزند و چهره امام را مخدوش و منفور کند. امام یک روحانی قابل احترام بود و او می‌خواست چهره امام را به‌عنوان یک فرد بسیار کریه عرضه بدارد. اما چون آن‌ها در این قضایا باید سناریو را با بخش‌های مختلف اعم آتش‌نشانی و نیروی شهربانی هماهنگ می‌کردند، این قضایا یک افتضاح برای آن‌ها رقم زد. باید بخش‌های مختلف با سناریوی ساواک هماهنگ می‌شد. آن‌ها در هماهنگی دچار مشکل شدند. وگرنه سناریوی آن‌ها خیلی خوب بود. چهار تا لمپن را پیدا کرده بودند. حسین تکبعلی‌زاده خودش می‌گوید من مواد فروش و عرق خور بودم. به خوبی توانسته بودند چند نفر را در این وادی انتخاب کنند و این کار را توسط آن‌ها انجام دهند. البته یک فردی رابط بین آن چهار نفر است. بعد از انقلاب مشخص می‌شود که عامل ساواک است. سناریو به ظاهر خوب طراحی شده است. قبل از آن یک شخصی را پیدا کردند که مرتب به عراق رفت و آمد می‌کند و برای کار کردن از طریق عراق به کشور‌های حاشیه خلیج فارس می‌رود. این چنین طراحی شده بود که بگویند این فرد سینما را آتش زده و رفته و بعد‌ها اعدامش کنند و یک پرونده را کاملاً ببندند. آن چهار نفر هم کامل در آتش بسوزند و هیچ اثری از آن‌ها باقی نماند. خب معلوم است یک جنایتی در این سطح، طبیعتاً باطل است. چون باطل است، لذا نمی‌تواند مخفی بماند و تناقضات فراوانی در این قضیه ایجاد می‌شود که در رأس آن حتی نخست‌وزیر هم می‌گوید که درب‌ها را قفل کردند. خب اگر درب‌ها قفل شده، اولین کاری که پلیس برای نجات آن‌ها باید آنجا دهد چیست؟ آن‌ها می‌توانستند به محض آتش سوزی که تا شهربانی چند قدم است، درب‌ها را باز کنند و مردم را نجات دهند. هنگامی  که این بحث‌ها بین مردم پیچید باعث شد که بگویند جنازه‌ها را سریع در گور دسته جمعی دفن کنند. این‌ها مسائل بیشتری برایشان رقم زد. یعنی هنگامی که جنازه‌ها را در گور دسته جمعی دفن کردند، مردم را بیشتر زخمی کردند و بیشتر از خودشان متنفر کردند و مسائل مختلفی که بعد‌ها در این قضیه مشخص شد.


دیدارنیوز: انقلابی‌ها ادعا می‌کردند که تانکر‌های ماشین‌های آتش نشانی خالی بود و آب نداشتند. در دادگاهی که سال ۵۹ تشکیل شد راننده و آتش‌نشان‌ها گفتند که تانکر‌ها آب داشته است. تانکر اول می‌آید و موفق نمی‌شود تانکر دوم هم می‌آید که موفق نمی‌شود و از راه‌های دیگری استفاده می‌کنند. مدعی هستند که شاهد‌های عینی که وجود داشتند می‌توانند گواهی دهند که ماشین‌های آتش‌نشانی که آمده آب داشته است. 


سلیمی‌نمین: در همان دادگاه هم مطرح می‌شود.

 

در فاجعه سینما رکس چه شد که آنچنان شد؟!!

 

دیدارنیوز: بله در همان دادگاه بوده، چون می‌خواستند بگویند که کار پهلوی و ساواک بوده و یکی از ادعا‌هایی که مطرح کردند این است که تانکر‌های ماشین‌های آتش‌نشانی که به محل حادثه آمده، خالی بوده است. در آن دادگاه راننده و آتش‌نشان‌ها منکر می‌شوند و می‌گویند که تانکر‌ها آب داشته و مردم آنجا هم می‌توانند شهادت دهند.


سلیمی‌نمین: اولین اتفاق در ساعت ۹:۴۵ دقیقه صورت می‌گیرد. اولین ماشین آتش‌نشانی ۱۰: ۱۰ دقیقه یعنی ۲۵ دقیقه بعد به محل حادثه می‌آید. در حالی که در آبادان فاصله‌ها خیلی کم است و بزرگ نیست. بعد که می‌آید می‌خواهد از شیر آتش‌نشانی نزدیکتری استفاده کند و آن شیر شکسته بوده و بعد به سراغ بعدی می‌رود. یعنی در واقع از نظر آب دچار مشکل بوده؛ این چیزی است که در دادگاه مطرح می‌کنند.


دیدارنیوز: تانکر آب داشته یا خیر؟


سلیمی‌نمین: تانکر خیلی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد. ظاهراً حجم آبی که در آن بوده خیلی کم بوده است. البته اینجور جا‌ها از شیر‌هایی استفاده می‌کنند که در جا‌های مختلف تعبیه شده است؛ که چند خیابان آن طرف‌تر می‌روند که بحث تأسف‌باری است. عرض کردم آتش نشانی اصلاً برای اطفاء حریق نیامده بود. اگر چنین بود قاعدتاً باید معاون آن می‌آمد و این‌ها که دیگر دقیق است و نمی‌توانند رد کنند. نه رئیس و نه معاون آتش‌نشانی نیامده است. این معلوم است به آن‌ها دستور داده شده که نیایند. کما اینکه گفتم قره‌باغی می‌گوید من زنگ زدم که چرا آتش را خاموش نمی‌کنید؟ گفتند که به ما دستور دادند که در این قضیه دخالت نکنیم. یعنی مشابه این در جا‌های دیگر هم صورت گرفته که دستور داده می‌شود که به این قضیه کار نداشته باشید و بگذارید که آتش کار خود را به پایان برساند. این بحث در مورد آتش‌نشانی و ضعف‌هایی که در این قضیه وجود داشته قابل تأمل است. در مورد تجهیزات می‌توانیم بگوییم که غفلت نیروی انسانی وجود دارد، اما اهتمام نداشتن به این قضیه در مورد یک حادثه عادی مشخص است. قطعاً باید رئیس آتش‌نشانی باشد، چون آنجا جایی نیست که بگویید رئیس آتش‌نشانی خیلی شخصیت بالایی است و باید در مأموریت‌های اینگونه‌ با فاصله اندکی خود را برساند. بعد اذعان معاونش این است که رئیسم به من دستور داد که نباید بروی. یعنی باید این آتش سوزی انجام می‌شد و یک وحشت بزرگی که شاه وعده آن را داده بود محقق شود. این مسئله قابل تأمل است که ما در این بحث نمی‌توانیم به راحتی از آن عبور کنیم. من این کد را بخوانم که آموزگار می‌گوید «باعث تأسف است که در ماه مبارک رمضان و در ایام میلاد امام حسن مجتبی یک محل عمومی، یک سینما را آتش بزنند و درب‌های آن را از پشت ببندند.» شما نمی‌توانید بگویید این چهار نفری که داخل سینما نشستند خودشان درب‌ها را بسته‌اند. فرض کنید این فردی که بعد‌ها محاکمه می‌شود، از افراد انقلاب بوده است. این فرد لمپن و خودش مواد فروش است. این فرد نمی‌تواند عامل اصلی قضیه باشد یعنی عامل تحقق وحشت بزرگ باشد.


دیدارنیوز: حداقل تکبعلی‌زاده نیست.


سلیمی‌نمین: آن سه نفر دیگر هم نیستند و آن سه نفر هم سوختند. او هم از راه پشت بام موفق شده فرار کند. چند نفری که خارج شدند از طریق پشت بام بوده یکی از آن‌ها تکبعلی‌زاده بوده است. خب این را نخست‌وزیر گزارش می‌دهد که درب‌ها بسته شده و درب‌ها قطعاً باید توسط کسانی که این چهار نفر را اجیر کرده باشند، بسته شده باشد. او کیست که اینقدر مبسوط الید است و فرصت دارد و از شهربانی و دستگیر شدن نمی‌ترسد؟! او کیست و چه عاملی می‌تواند باشد که می‌تواند به آتش‌نشانی بگوید تعلل کنید و نیایید. چون وقتی رئیس بیاید قطعاً آب هم درست می‌شود و مسائل دیگر، چون تجربه دارد درست می‌شود. این تعلل که در آتش نشانی است باید یک منشائی داشته باشد که همان منشأ درب‌ها را قفل می‌کند و به مردم اجازه نمی‌دهد که خودشان وارد میدان شوند. همان منشأ باعث می‌شود ساعت دو صبح آتش خاموش شود. یک روایت است که می‌گوید چهار صبح خاموش شده است. البته روزنامه اطلاعات هر دو روایت را دارد که اگر فرصت بود من برخی گزارش‌های آن‌ها را می‌خواندم و شما خودتان می‌توانستید متوجه شوید که یک طراحی برای این قضیه وجود دارد که این کار صورت بگیرد. وگرنه اصلاً امکان نداشت در کنار شهربانی چنین حادثه تلخی رخ دهد. آن هم توسط یک عده‌ای که تقابل و جنگ و گریز دارند. قطعاً شهربانی می‌توانست آن‌ها را دستگیر کند. طبیعی است که فرصت ایستادن در جایی را ندارند، حالا ممکن است که بگویند سنگی به شیشه بزنند، اما بعد فرار کنند.


دیدارنیوز: سؤال آخر را می‌پرسم و اگر نکته پایانی هم دارید بفرمایید. در آن شب فیلم گوزن‌ها پخش می‌شود. گوزن‌ها یک فیلمی با یک رویکرد انتقادی متفاوت است. انقلابی‌ها معتقد هستند مردم این فیلم را می‌دیدند و حکومت هم آن برخورد را با آن‌ها کرد. چون این فیلم به گونه‌ای با حکومت مخالف بود. چرا اساساً آن زمان فیلم گوزن‌ها پخش می‌شود؟ یعنی فیلمی که سال ۵۳ تولید و اکران شده بود چطور سال ۵۷ اکران می‌شود؟ این یک بحث است. اما نکته مهم‌تر این است که اعترافات حسین تکبعلی‌زاده نشان می‌دهد که تعمدی روی آنجا نداشتند که سینما رکس و آن سینمایی که فیلم گوزن‌ها را پخش می‌کند آتش بگیرد. چون در اعترافاتش می‌گوید ما قصد این را داشتیم که سینما سهیلا را آتش بزنیم. تینری که تهیه کرده بودیم فوری بود و قبل از اینکه اتفاقی رخ دهد آن تینر بخار شد.


سلیمی‌نمین: او دروغ می‌گوید. به نظر من حسین تکبعلی‌زاده خلاف واقع زیاد می‌گوید. شما وقتی جریان محاکمه دادگاه را می‌بینید می‌گوید من از اصفهان آمدم، به داخل گاراژ به دنبال من آمدند. قاضی از او می‌پرسد که از کجا می‌دانستند کی می‌آیی؟ بلافاصله شروع به داد و بیداد کردن و به هم زدن دادگاه می‌کند. کاملاً مشخص است که نمی‌خواهد قاضی وارد شود و جلوی تناقضاتش را بگیرد. در روند دادگاه وقتی مورد سؤال قرار می‌گیرد نه تنها جواب نمی‌دهد، بلکه بیشتر در این قضایا جنجال می‌کند. به نظر من در مورد این سینما طراحی شده است. یعنی همانطور که در دادگاه مشخص شد از طرف ساواک مأمور شده و حرفه و تخصص‌اش آتش زدن و ایجاد آتش سوزی است. از تهران برای این کار مأموریت یافته است. من یک نکته‌ای بگویم در اینجا این حسین تکبعلی‌زاده برای تبرئه خود، خودش را مبارز جلوه‌گر می‌کند. از این چهار نفر هیچکدام سنخیتی با مبارزین نداشتند. همه افرادی خلافکار بودند که در خدمت شهربانی و ساواک قرار گرفتند تا در این پرونده رد پایی از ساواک نماند. چون قرار بود یک جنایت بزرگ صورت بگیرد و اگر رد پایی از ساواک باقی می‌ماند خیلی برای شاه افتضاح بود؛ لذا این‌ها می‌خواستند به‌طور غیر مستقیم عمل کنند.


دیدارنیوز: ساواک که می‌خواسته این کار را انجام دهد خب چهار فرد ظاهر الصلاح را اجیر می‌کرد که حداقل بتواند به گردن انقلابی‌ها بیندازد.


سلیمی‌نمین: اگر ظاهر الصلاح بودند که عقل‌شان می‌رسید که پس از آتش سوزی به داخل سینما نروند؛ و باید افراد غیر نرمالی را استفاده می‌کرد. یک فردی که درصدی از عقلانیت نرمال را داشته باشد، این کار را نمی‌کرد.


دیدارنیوز: خب آن‌ها احتمالاً نمی‌داستند که می‌خواهند درب را پشت سرشان ببندند وگرنه این کار را نمی‌کردند.


سلیمی‌نمین: خب باید این احتمال را می‌دادند. یعنی شما یک جایی را آتش بزنید و بعد خودتان داخل آن سالن بنشینید؟! خب مشخص است که باید یک افرادی که بتوانند با آن‌ها خوب بازی کنند و افراد سطح بسیار نازل را به کار گیرند. بعد هم به آن‌ها حشیش دهند. خب شما می‌دانید که در تاریخ ما حشاشین را داریم که به آن‌ها حشیش می‌دادند و کار‌های احمقانه یا جسورانه‌ای را انجام می‌دانند و در آن حالت هم نمی‌فهمیدند؛ بنابراین در این قضیه کاملاً مشخص است که ساواک طراحی دارد. منتهی طراحی به گونه‌ای است که نقش خودش کاملاً پنهان باشد و بخش علنی آن چهار  فرد لمپن باشند. این فرد لمپن که باقی مانده بعد از انقلاب برای اینکه بگوید من این کار را نکردم و اگر انجام داده باشم، در چهارچوب مبارزه بوده است. قطعاً این فرد اهل مبارزه نبوده و به نیرو‌های مبارز ضد شاه و ضد آمریکا نمی‌خورد.

 

با پیروزی انقلاب برخی فرصت طلبانه به صفوف مبارزین پیوستند. اما در دوران مبارزه اینگونه نبود. ما بعد از اینکه پیروز شدیم شاید در کمیته‌ای مثلاً فرض کنید ماشالله قصاب هم به داخل آن رفت. آنجا شرایط کاملاً فرق کرده است. در شرایطی که مبارزه هزینه داشت افراد لمپن هرگز وارد صفوف مبارزه نمی‌شدند. چون آنجا هزینه بالایی داشت. امکان ندارد که این افراد جزء نیرو‌های مبارز کشور بوده باشند. بعد از انقلاب می‌توانند چهره عوض کنند و چون شرایط به هم می‌ریزد امکان دارد که فرصتی پیدا کنند تا درون نیرو‌های مبارز وارد شوند. کما اینکه اینچنین شد. مثلاً چریک‌های فدائیان خلق و مجاهدین خلق آمدند. بعضاً در کمیته‌ها نیرو‌های لمپن هم وارد صفوف شدند. بعد طول کشید تا پاکسازی و کنار گذاشته شوند. اما در دوران مبارزه حداقل چنین چیزی سراغ نداریم. به یاد نداریم که افراد این چنینی بیایند. من مستندات زیادی را آورده‌ام.‌ ای کاش فرصت بیشتری را پیدا کنیم که روایت خود عناصر پهلوی را در همان ایام داشته باشیم که نشان دهنده این است که همه معتقد بودند این کار ساواک است. بعضاً فردی مثل آقای باهری به خاطر اینکه با طرح ساواک همراه نمی‌شود، کنار گذاشته می‌شود. این بدان معنا است که ساواک طراحی دارد و آقای باهری هم قبول دارد که کار ساواک است. نه تنها آقای باهری بلکه وزیر کشور هم قبول دارد که کار ساواک است.

 

جای تأسف دارد که امروز برخی نیرو‌های سطحی ما که اهل مطالعه نیستند بیایند و با تلاشی که در چهارچوب تبرئه جنایات آمریکا، انگلیسی‌ها و اسرائیل در ایران صورت می‌گیرد، همراه شوند. صرفاً به دلیل اینکه می‌خواهند یک حرف جدیدی بزنند. به نظر من این خیلی محل تأمل است. چون برخی از نیرو‌هایی که متأسفانه در مورد تاریخ اصلاً مطالعه ندارند، تصور می‌کنند اگر حرف جدیدی بزنند امروز جوانان آن‌ها را در آغوش خواهند گرفت؛ و اگر حرف متفاوت با روایت حاکم بزنند خیلی مقبول است. این ظلم به امام است. با توجه به شناختی که نسبت به امام و به بزرگوارانی مثل ایشان داریم، این‌ها بسیار در ارتباط با مسائل شرعی دقیق بودند. یعنی ما که جذب امام شدیم به خاطر این جنبه بود. در خارج کشور خیلی از سیاسیون می‌گفتند که انگلیس کشور ما و نفت ما را غارت کرده و اگر در شرکت‌های دولتی چیزی از آن‌ها بدزدید، مباح است. اولین بار که امام به پاریس آمد. ما نزد امام رفتیم و امام گفتند که اصلاً و شرعاً شما حق ندارید این کار را انجام دهید. درست است که انگلیسی‌ها غارت کرده‌اند، اما شما نباید به‌عنوان مسلمان کار خلاف انجام دهید. این کار خلاف است و در شأن مسلمانان نیست. خب امامی که اینقدر دقت دارد اجازه دهد که جان انسان‌های بی‌گناه به خطر افتد؟ این کار رژیم پهلوی است. چون او اینچنین جنایت‌هایی را چه در شکنجه‌گاه‌های ساواک و چه برای بقای خودش در قدرت، قتل عام‌های متعدد دارد. برای انگیزه‌مند کردن ارتش و برای اینکه مردم را بکشد از این کار‌ها زیاد انجام داده است. نصیری رئیس ساواک در آمریکا می‌گوید ما تعداد زیادی را می‌کشیم. خود من در مشهد شاهد این قضیه بوده‌ام. واقعاً ساواک توانست ارتش را تحریک و عصبانی کند که ارتش یک کار فاجعه آمیزی در مشهد انجام داد. تمام تلاش شاه در ماه‌های آخر این بود جنایاتی را مرتکب شود که ارتش انگیزه کشتار مردم را پیدا کند. یک محدودیت جدی برای شاه رقم خورده بود. ارتش را تربیت کرده بود برای اینکه در این شرایط بتواند حاکمیت خود را حفظ کند. اما این ارتش حاضر نبود در برابر مردم بایستد. این مسئله موجب می‌شود که شاه دست به جنایات هولناکی بزند که به نظر من جامعه باید آن فضا و آن شرایط را حتماً لحاظ کند تا بتواند به تحلیل درستی برسد.


دیدارنیوز: ممنون که تشریف آوردید و به ما وقت دادید. منتهی مباحث نیمه کاره باقی ماند.


سلیمی‌نمین: اگر فرصت شود من تک تک کد‌هایی که وزرا داده‌اند را می‌خوانم. مثلا هوشنگ نهاوندی گرچه تلاش می‌کند برای حفظ رژیم پهلوی کار کند، اما او هم تناقض‌ها را تا حدی بیان می‌کند و سایر وزرا نیز تناقضاتی دارند.


دیدارنیوز: ان‌شاء‌الله در یک فرصت دیگر گفته‌های پهلوی‌ها را بررسی می‌کنیم. 
 
 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم