
زمانی اتحاد معلمان برای آن بود که جنازه قهرمانشان به دست حکومت نیافتد و زمانی دیگر این اتحاد برای تامین حقوقشان بود. آنان فراز و نشیبهای زیادی را در این سالها دیدهاند. مشکلاتی از بیرون و از جانب صاحبان قدرت به آنها تحمیل شده و از طرفی دیگر خود نیز درگیر مشکلات داخلی و ساختاری بودهاند اما در نهایت هیچ وقت از اهمیت و لزوم تشکیل این تشکلها کاسته نشده است.
دیدارنیوز – رسول شکوهی - اگر پای صحبت معلمان بنشینیم قطعا گله و شکایتی از سختی کار و فشار مسئولیتی که بر دوششان سنگینی میکند، ندارند اما از مشکلات معیشتی و منزلتی خود ناراضیاند. این مساله دیروز و امروز نیست و همواره مطرح بوده است. یکی از ابزارهای لازم برای احقاق این حقوق، ایجاد تشکلها و اصناف فرهنگیان بوده است. این تشکلها از حدود دهه 30 فعالیتهای خود را شروع کردهاند و حتی در یکی از تجمعها و درگیری بین معلمان و مأموران، سه نفر در اثر تیراندازی مأموران و حمله با سرنیزه یا چاقو مجروح شدند و یکی از گلولهها به پیشانی معلم جوانی به نام ابوالحسن خانعلی نشست. گفته میشود جنازۀ خانعلی از بیمارستان بازرگان به مسجد اسکندری منتقل شد و حدود صد معلم دور جنازه را گرفتند تا به دست حکومت نیفتد.
زمانی اتحاد معلمان برای آن بود که جنازه قهرمانشان به دست حکومت نیافتد و زمانی دیگر این اتحاد برای تامین حقوقشان بود. آنان فراز و نشیبهای زیادی را در این سالها دیدهاند. مشکلاتی از بیرون و از جانب صاحبان قدرت به آنها تحمیل شده و از طرفی دیگر خود نیز درگیر مشکلات داخلی و ساختاری بودهاند اما در نهایت هیچ وقت از اهمیت و لزوم تشکیل این تشکلها کاسته نشده است.
دیدار نیوز به سراغ سه تن از فعالین صنفی و کارشناسان این حوزه رفته و پیرامون مسائل مختلف اصناف و تشکلهای فرهنیگان با آنها به گفتگو نشسته است.
سیاست، حرف اول و آخر را میزند
نه در ایران بلکه در تمام جهان فعالیت صنفی را نمیتوان از سیاست جدا کرد. نمیتوان وارد فعالیت صنفی شد و با مناسبات سیاسی کاری نداشت. وقتی یک صنف خاص برای مطالباتش به دولت و ساختار قدرت اعمال فشار میکند به گونهای وارد عرصه سیاسی شده است.
علی محمد مصلحی از اعضای انجمن اسلامی معلمان ایران در این باره میگوید: «فعالیتهای صنفی همواره به نوعی با فعالیتهای سیاسی همراه بود و استقلال نداشت. در خصوص آموزش و پرورش هم وضعیت به همین شکل است و در این نهاد نمیتوان از فعالیت صنفی محض صحبت کرد. تشکلهای صنفی به نوعی دارای بار سیاسی بوده و هستند، جناحبندیهای سیاسی در رویکرد و عملکرد این اصناف تاثیر دارد».
این ارتباط تنگاتنگ با سیاست مشکلاتی را نیز به وجود آورده است. مشکلاتی نظیر عدماستقلال اصناف و دور شدن از رسالت و وظیفه اصلی خود. در ایران به دلیل بسیط بودن امر سیاسی این موضوع بیش از نقاط دیگر خود را نشان میدهد. مصلحی به ارتباط این حوزهها اشاره میکند و میگوید: «این ارتباط تنگاتنگ که به گونهای آسیب جدی اصناف به حساب میآید، به دلیل عدم استقلال تشکلهای صنفی بوده و در واقع مفهومی به عنوان تشکل صنفی با کارکردهای واقعی یک صنف وجود ندارد. این تشکلهای صنفی به دلیل وابستگیهای سیاسی، اهداف مشخصی نیز ندارند و یا قادر به تحقق اهداف تعریف شده خود نیستند. این عدم اصالت سبب میشود که افراد مختلف با گرایشهای سیاسی نتوانند در یک تشکل صنفی در جهت اهداف مشترک و مشخص فعالیت کنند».
نگاه دیگری نیز در رابطه با این نسبت وجود دارد. برخی معتقدند که ما با مشکل اساسیتری روبرو هستیم و به صورت کلی نهادهای مدرنی مانند احزاب و اتحادیهها به دلیل عدم تعریف درست شکل نگرفتهاند. علیرضا هاشمی سنجانی دبیرکل سازمان معلمان ایران بر این نظر است: «اینطور به نظر میرسد که جمهوری اسلامی ایران هنوز مساله خود را با جمهوریت حل نکرده. مشکل اصلی این است که بعد از انقلاب اسلامی مقوله جمهوریت را که مفهوم مدرنی است، در کنار اسلامیت و ایرانیت قرار دادیم و ابعاد و چارچوبهایش برایمان مشخص نبوده. برای همین است که بحث جامعه مدنی و حضور مشارکتی مردم هنوز در جمهوری اسلامی تعریف نشده و نه تنها در میان معلمان بلکه در حوزه احزاب هم که فعالیتهای مشخصی دارند، مصداق جامعه مدنی را نداریم. از نظر تئوریک خودمان را با مقولات جدید هماهنگ نکردهایم.»
نتیجه این تفکر آن است که این موضوع را نمیتوان به صورت نهادی و ساختاری پیش برد و وقتی این حالت شکل نگیرد آن زمان نقش افراد پررنگ میشود. به همین دلیل است که دولتها و نگاه حاکم به آنها در رشد و گسترش اصناف و تشکلها تاثیرگذار است و در دورهای این تشکلها وضعیت مناسبی دارند و در دورهای دیگر با مشکلات جدی از طرف دولت روبرو میشوند. هاشمی در این باره میگوید: «گفته میشود که وقتی نهادها نتوانند کارکرد خود را داشته باشند این افراد هستند که تاثیرگذار میشوند. به همین خاطر در دوره اصلاحات به گونهای فضا باز میشود و ما هم در این دوره فعالیتهای سازمان خودمان را شکل دادیم. بعد از مدتی این فضا بسته میشود و در این بسته شدن، ما هم به گونهای خفه شدیم و نتوانستیم فعالیتهای معمول خود را انجام دهیم. امروز هم در دولت اعتدال که اندکی فضا باز شده دوباره حرکتهایی شروع شده است».
از طرف دیگر به این خاطر که آموزش و پرورش در ایران یک پدیده کاملا حاکمیتی است بسیاری معتقدند که نمیتوان حرف از تشکلهای صنفی معلمین زد. عادل عبدی مشاور وزیر آموزش و پرورش در امور تشکلها با تاکید بر این موضوع که مخالفتی با وجود اصناف و تشکلها ندارد، گفت: «شرایط ویژه معلمان از حیث استخدام و ضوابط ویژه کار در آموزش و پرورش به گونهای نیست که بتوان انتظار داشت مانند کارگران که بیشتر از دولت، وابسته به بخش خصوصی هستند، در تشکلهای صنفی فعالیت کنند. فعالیت صنفی فراگیر فرهنگیان خیلی قابل شکلگیری نیست. اصلا سازوکاری به اسم صنف وجود ندارد که عملکردش نقد و بررسی شود. این معنای ارزشگذارانه ندارد و واقعیت موجود اینگونه است که انجمن صنفی نداریم و صرفا یک عده معلم که در قالب گروههای مختلف، به شکلی ناهمگون و بدون رویکرد مشخص و کار تشکیلاتی دور هم جمع شدهاند و نمیتوان از این گروهها انتظار کار تشکیلاتی و صنفی داشت».
عبدی در بخش دیگر صحبتهای خود درباره ارتباط اصناف با دولتها در دورههای مختلف گفت: «از حیث ارتباط فعالیتهای صنفی با ساختار دولتی، در زمان دولتهای اصلاحات و اعتدال، فعالیتهای فرهنگیان سرعت و موفقیت بیشتری داشت، در این دو دوره قابل رصد کردن است و برخورد با فعالیتهای صنفی کمتر است و حتی مواردی دیده شده که تشویق هم شدهاند. اما در هر حال این تلاشها در هیچ زمانی گستره زیادی نداشته به همان دلیلی که گفتم. وابستگی به دولت و محدودیت در طرح مطالبات مانع از کارآمدی این اصناف میشد».
اصناف واقعیتها را بینند
از آنجایی که کار صنفی و تشکیلاتی در ایران سابقه زیادی ندارد، بسیاری از این تشکلها در درون خود نیز با مشکلاتی روبرو هستند. مشکلاتی نظیر نبود آگاهی و تجربه کافی برای انجام فعالیت اجتماعی. در بسیاری از موارد دیده شده که تشکلها به جای پرداختن به مطالبات اعضای خود، علیه خود عمل کردهاند و کارکردی عکس داشتهاند. علیرضا هاشمی در این باره میگوید: «چون با مسئولین نیز در ارتباطات هستیم واقعیات موجود در مسائل داخلی و منطقهای و محدودیتها و ملاحظات را به گوش فرهنگیان میرسانیم. خوب است که تشکلها ارتباطاتی در این زمینه داشته باشند تا به تحلیل درستی برسند و پیچیدگیهای فعالیت اجتماعی را یاد بگیرند و تجربه کنند. در این تعامل دوسویه است که میتوان به آینده امیدوار بود».
هاشمی در بخش دیگر صحبتهای خود میگوید: «واقعیتهای موجود را به گوش معلمان برسانیم و فضای سترون سیاسی موجود را برای معلمان تشریح کرده و این آگاهی را ایجاد نماییم که صرف بیان مطالبات راهگشا نیست. معلمان باید بدانند که صرف طرح مطالبات بدون دستهبندی و کار کارشناسی و بدون توجه به شرایط کشور راه به جایی نمیبرد. این درک باید ایجاد شود که صرف آمدن در خیایانها مشکلی را حل نمیکند».
مصلحی نیز به جنبههای مختلف وظایف تشکلها اشاره میکند و میگوید: «یک تشکل باید سیل مطالبات جامعه را دستهبندی و اولویتبندی و کانالیزه کرده و به سمت حاکمیت روانه کند، زبان کارشناسی جمعیت هواداران با دولت باشد. عکس این هم صادق است یعنی پاسخها و نکات مد نظر صاحبان قدرت را به جامعه ارائه کرده و آنها را قانع کند.
چه باید کرد؟
برای بهبود عملکرد اصناف و تشکلهای فرهنگیان نمیتوان به صورت تکبعدی به سراغ این موضوع رفت و باید جنبههای مختلف آن را مورد بررسی قرار داد. به همان اندازه که تشکلها باید خودشان را قوی کنند و به همان اندازه که باید مستقل باشند باید از بینش سیاسی برخوردار بوده و دولت و مسئولین نیز نباید مانع فعالیتهای آنها شوند.
هاشمی دبیرکل سازمان معلمان ایران با تاکید بر دوسویه بودن این موضوع خاطر نشان میکند: «ما به عنوان تشکل باید این کارکرد دوگانه و دوزیستی را داشته باشیم ولی تعادل در این زمینه کار راحتی نیست. بعضی از تشکلها حالت تقابلی میگیرند و بعضی دیگر وارد قدرت میشوند و فراموش میکنند تا قبل از اینکه پشت میز بروند، چه شعارهایی میدادند. اگر بتوان بازی دو طرفه خوبی انجام داد میتوان امیدوار بود».
مصلحی با اشاره به تجربیات انجمن اسلامی معلمان نقش سیاست را پررنگ عنوان میکند و بر این موضوع تاکید دارد که: « ما در انجمن برای خود یک وظیفه سیاسی قائلیم و سعی میکنیم دولتی روی کار بیاید که اصلاحطلب باشد. چون این تفکر اهل گفتگو و تعامل است. با دولتی که این گفتگو را میبندد، نمیتوان همکاری کرد. ما در ابتدا یک فعالیت سیاسی انجام میدهیم که لازمه فعالیت صنفی در ادامه است. در دولتی که اهل گفتمان باشد میتوان کار صنفی را پیش برد. حال فرض کنیم که یک دولت همسو انتخاب شد؛ آن زمان نقش این تشکل چگونه است؟ میتواند نقشهای مختلف داشته باشد. میتواند مدیریت بخشی را بر عهده بگیرد. یا میتواند به عنوان حامی و مشاور در کنار مدیران قرار بگیرد و در حالتی ضعیفتر میتواند به عنوان یک ناظر و منتقد با مدیریت آموزش و پرورش به گفتگو بنشیند. سیاسی بودن پیشزمینه صنفی بودن است و اگر فعالیت سیاسی انجام نشود و دولت اهل گفتمان نباشد فعالیت صنفی محال است. فعالیت صنفی هم اقتضائات خودش را دارد و باید منافع مشترک صنفی تعریف شود و اهالی صنف گرد آن منافع جمع شوند و پیگیری کنند. این در هر نظام سیاسی متفاوت است».
عبدی نیز بر نقش نظارتی اصناف و تشکلها تاکید کرده و وظیفه اصلی را در این نقش میداند. او وظیفه نظارتی را برای اصناف و تشکلها مهمتر از کارهای کارشناسی میداند و میگوید: «احتمال هم دارد یک تشکلی یک چند تا نیرویی، کارگروهی و یک توان کارشناسی هم داشته باشد ولی لزوما کار تشکل، کار کارشناسی و اداری و مدیریتی و بوروکراتیک نیست بلکه یک کار اجتماعی و سیاسی و فرهنگی است که از بیرون این را میبیند، رصد میکند، نقد میکند و آن زوایایی که برای یک مدیر اجرایی، و برای وزارتخانه و برای اقشار مختلفی پنهان است، آن را آشکار میکند و بنظر بنده این اصلیترین کارکرد آن است».
متن کامل این میزگرد را بخوانید:
حیات و ممات تشکلهای فرهنگیان در گرو سیاست
تشکلها باید کارکرد سیاسی و اجتماعی داشته باشند، نه مدیریتی و بوروکراتیک
فیلم این میزگرد را ببینید:
پیدا و پنهان فعالیت صنفی فرهنگیان (۱)
پیدا و پنهان فعالیت صنفی فرهنگیان (۲)
صوت این میزگرد را بشنوید:
صوت / میزگرد دیدارنیوز پیرامون فعالیت صنفی و سیاسی تشکلهای فرهنگیان