"دیدارنیوز" به بررسی تبعات طرح «عدم ورود به انتخابات به هر قیمت» می‌پردازد؛

در صورتی که پیشنهاد برخی اصلاح طلبان مبنی برعدم ورود به انتخابات به هر قیمت، با جدیت به مرحله اجرا برسد؛ از آنجا که تمام اعضا خود را ملزم به اجرا نخواهند دانست، به ایجاد اختلاف و دو دستگی منجرخواهد شد، اتفاقی که آینده‌ای جز از هم پاشیدگی برای اصلاحات به دنبال ندارد.

کد خبر: ۳۱۴۶۶
۱۸:۰۳ - ۱۸ مرداد ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ مژگان فرجی: زمان باقی مانده به انتخابات یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی، همان اندازه که برای مردم زیاد به نظر می‌رسد، از نظر فعالان سیاسی فرصت چندانی محسوب نمی‌شود. آنان باید خود را برای رقابتی آماده کنند که هم برای حزب‌شان و هم آینده کشور بسیار سرنوشت‌ساز است، اما بدون شک لازمه این آمادگی، اخذ تصمیم منطقی و دستیابی به برآورد درست از شرایط موجود کشور و نوع نگاه رای دهندگان در طی روز‌ها و ماه های آتی است.

 

خبر‌هایی که این روز‌ها از سوی دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا درباره آینده انتخابات مجلس به گوش می‌رسد، حاکی از این امر است که تا به اینجای کار (گرچه برای تخمین میزان استقبال مردم از نامزد‌های جناح‌های سیاسی بسیار زود است وبه طور معمول روز‌های آخر تعیین کننده خواهد بود) استفاده از شیوه‌های موجود و همیشگی برای آنان موفقیتی به ارمغان نخواهد آورد، حتی برخی براین اعتقادند دو طیف سیاسی اصولگرا و اصلاح‌طلب، میدان انتخابات را به جریان سومی خواهند باخت که برای مردم شناخته شده نیست. البته یک بار این اتفاق افتاده است و آن هم زمانی بود که آبادگران در شورای شهر تهران پیروز انتخابات شدند و این موفقیت به ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در دو دولت نهم و دهم منجر شد و نتیجه آن هنوز هم گریبان مردم را رها نکرده است.

 

در رابطه با انتخابات آینده، کمتر خبر جدی از سوی اصولگرایان به گوش می‎رسد، اما برخی ازاصلاح‌طلبان مطرح کرده‌اند که مردم دیگر به لیست مورد حمایت آنان رای نخواهند داد. در این میان سید محمد خاتمی که در انتخابات مجلس دهم "تکرار می‌کنم" او بسیار به رای‌آوری اصلاح‌طلبان تحت عنوان "لیست امید" کمک کرد و سبب شد تا حداقل فهرست ۳۰ نفره از تهران همگی بر صندلی‌های سبز مجلس تکیه زنند (البته کاندیدا‌های شهرستانی هم که تحت عنوان "لیست امید" خود را معرفی کردند نیز از محبوبیت خاتمی در نزد مردم و اعتمادشان به او بی نصیب نماندند)، با انتقاد از وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور گفته است: «دیگر خیلی سخت است که به مردم بگوییم بیایید رای بدهید»، اما با این حال مطرح کرده است که "انتخابات نباید تحریم شود".

 

شاید این اظهارنظر لیدر اصلاحات براین مبنا بوده که برخی از اصلاح‌طلبان با وجود آنکه تاکید دارند نباید انتخابات مورد تحریم قرار گیرد، اما اشاره می‌کنند که درهرشرایطی هم نباید به آن ورود پیدا کرد. مصطفی تاجزاده، از فعالان سیاسی اصلاح‌طلب در این رابطه معتقد است که «اگر اصلاح‌طلبان به هر قیمتی حاضر به مشارکت در انتخابات شوند پایگاه اجتماعی خود را از دست می‌دهند.» او رد صلاحیت‌ها و نقش "دولت پنهان" در تصمیم‌گیری‌های اصلی را انگیزه عدم شرکت در انتخابات اعلام می‌کند.

 

این فعال سیاسی می‌گوید: گروه اول معتقد است باید در هر حال در انتخابات شرکت کرد و "اگر نامزد‌های رده اول ما را رد صلاحیت کردند یک گام کوتاه بیاییم و اگر صلاحیت نامزد‌های رده دوم را هم رد کردند، یک قدم دیگر عقب می‌رویم تا بالاخره به یک لیست برسیم." با این نظر مخالفم و اعتقاد دارم در صورت رد صلاحیت نامزدان اصلی، باید به مردم گفت که به این علت در انتخابات شرکت نمی‌کنیم."

 

سعید حجاریان از تئوری پردازان اصلاحات نیز در این خصوص مطرح کرده است: «شاید عبور مقطعی از انتخابات رویکرد مناسبی باشد. اما نیاز به ترویج آن نیست؛ اگر شرایط فراهم نشد، با ذکر دلایلی از خیر انتخابات می‌گذریم همین، اما عبور از انتخابات، استراتژی دقیقی نیست، زیرا حکم به پایان پروژه اصلاحی سیاست محور می‌دهد. خاتمی و هر کسی دیگر باید با وسواس بیشتری استراتژی شان را انتخاب کنند و آبروی خود را خرج هر کس و هر نوع انتخاباتی نکنند تا سرمایه اصلاحات هدر نرود.»

 

محمدرضا خاتمی، دبیر کل پیشین حزب مشارکت ایران اسلامی و نماینده سابق مجلس هم درگفت‌وگویی می‌گوید: «قرار نیست من زیر هر تصمیمی که آقایان (محافظه‌کار) می‌گیرند را امضا کنم." او در پاسخ به این سئوال که "در صورت تحریم یا شرکت نکردن اصلاح طلبان و یکدست شدن حکومت فکر نمی‌کنید دوباره نظام سیاسی به سال ۸۴ تا ۹۲ (دوران احمدی نژاد) برگردد؟ " می‌گوید: "در اینکه فشار روی اصلاح‌طلبان، رسانه‌ها و فعالین سیاسی بیشتر می‌شود تردیدی ندارم. اما دنیای امروز هم دیگر دنیایی نیست که وقتی روزنامه‌ها را ببندید اطلاعات و آگاهی نشر پیدا نکند. یا اینکه چند نفر را به زندان بیندازید و همه چیز تعطیل شود.»

 

عباس عبدی هم در سخنان مشابهی می‌گوید: «امروز اگر انتخابات باشد، با معیار‌های گذشته، اصلاح‌طلبان نماینده‌ای نخواهند داشت، در این تردید ندارم.»

 

آیا اصلاحات از هم می‌پاشد؟

 

این ابراز نگرانی‌ها از دو موضوع نشات می‌گیرد، اول آنکه اصلاح‌طلبان در زمان تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم، تمام قد از حسن روحانی حمایت کردند، آنان در این دوران حتی از پخش تراکت در کف خیابان‌ها و تبلیغات چهره به چهره با مردم بدون هیچ درخواست مدیریتی در دولت آینده، دریغ نکردند اما محصول این تلاش تحقق وعده‌ها نشد و دولت روحانی نتوانست براساس ادعا‌ها عمل کند، حتی موفق نشد در استفاده از نیرو‌های کارآمد داخل دولت، شایسته‌ها را برگزیند و در این رابطه گوش او به توصیه‌های دلسوزانه هم بدهکار نبود.

 

علاوه براین مجلس دهم نیز آنچنان که توقع می‌رفت، موفق عمل نکرد و "لیست امید" که در خانه ملت نام خود را به "فراکسیون امید" تغییر داد، نتوانست وعده‌های اصلاح‌طلبانه را در پارلمان عملی سازد، بدتر آنکه عده‌ای که تحت عنوان لیست امید وخرج آبروی محمد خاتمی پا در مجلس گذاشتند، پس از کسب آرا، جناح سیاسی خود را تغییر دادند و حاضر نشدند در زیر پرچم اصلاحات در خانه ملت فعالیت خود را ادامه دهند. نتیجه این کار زمان تعیین "ریاست مجلس" خود را به نمایش گذاشت و مجلسی که می‌رفت تا اکثریت را از آن اصلاح طلبان کند، یکباره آنان را در اقلیت قرار داد. مصطفی تاج‌زاده، دراین‌باره عنوان کرده است که «در مجلس دهم بعضا افرادی کمتر شناخته شده از طریق فهرست اصلاح‌طلبان به مجلس راه یافتند و عده‌ای پس از انتخاب شدن به میثاق تنظیم شده از سوی این جناح وفادار نماندند.»

 

هرگاه اصلاح‌طلبان در این خصوص مورد پرسش قرار می‌گیرند، تنها یک پاسخ می‌دهند، "شورای نگهبان چهره‌های شاخص ما را رد صلاحیت کرد و اصلاحات هم برای عدم رای آوری افرادی مانند حمید رسایی به سمت چهره‌های کمتر شناخته شده روآورد. " علاوه براین اصلاح‌طلبان با گروهی از اصولگرایان نیز دست به ائتلاف زدند، اصولگرایانی که هرگز به یاری اصلاح‌طلبان برنخواستند.

 

همچنین به مدیریت فراکسیون امید هم در مجلس نقد‌های فراوانی وارد است. محمدرضا عارف که ریاست این فراکسیون را برعهده دارد سال‌ها پس از تشکیل مجلس دهم به دلیل عدم همکاری اصولگرایان داخل لیست اصلاح‌طلبان در انتخابات هیئت رئیسه مجلس و قرار نگرفتن او در مقام ریاست، سکوت را پیشه خود ساخت و در عمل، کمترین رفتار یک نماینده فعال مردم از او دیده نشد.

 

صادق زیباکلام، فعال سیاسی اصلاح‌طلب در این‌باره می‌گوید که «روحانی در یک سال گذشته "بلای عظیمی" بر سر ۲۴ میلیون رای‌دهنده خودش آورد. او می‌افزاید که مجلس دهم و به ویژه فراکسیون امید نیز عملکرد بی‌رمقی داشته بنابراین نمی‌توان مردم را همان مردم سال ۹۴ و ۹۶ فرض کرد. او افزوده است که در انتخابات مجلس، اصلاح طلبان بخش قابل توجهی از رای‌دهندگان خود را از دست داده‌اند. به اعتقاد او با توجه به شرایط فعلی، آن بدنه اجتماعی که در صورت رفتن به پای صندوق به اصلاح طلبان رای می‌دهد، مشارکت نخواهد کرد.»

 

بر همین اساس است که امروز برخی اصلاح‌طلبان معتقدند با هر قیمتی نباید به انتخابات ورود پیدا کرد، اما باید توضیح دهند چه راهی را پیش‌رو دارند؟ آیا به نقش اپوزیسیون برخواهند گشت؟ اساسا آیا این سناریو برای آنان موفقیتی به همراه خواهد آورد؟

 

اصلاح‌طلبان از تحریم انتخابات سخن به میان نمی‌آورند، زیرا یک بار نتیجه این کار را چشیده‌اند، اما مسئله در اینجا است که به نظر نمی‌رسد حتی در صورت اخذ تصمیمی که افرادی مانند مصطفی تاجزاده مورد توجه دارند، موفق شوند، زیرا آنان در ابتدا به دنبال همکاری بیشتر شورای نگهبان در تائید صلاحیت‌ها هستند، انتظاری که از همین الان هم می‌توان آینده آن را (در صورت روی ندادن اتفاق فوق تصوری) پیش‌بینی کرد. علاوه براین به نظر می‌رسد، متقاعد ساختن اصلاح طلبانی مانند محمدرضا عارف یا مصطفی کواکبیان که اولی ادعای لیدری و دومی فعال اصلاح‌طلبی را دارد برای رها کردن کرسی مجلس بسیار سخت باشد و در صورتی که به جدیت برای اجرا برسد از آنجا که تمام اعضا خود را ملزم به اجرا نخواهند دانست منجر به ایجاد اختلاف و دو دستگی خواهد شد، اتفاقی که آینده‌ای جز از هم پاشیدگی برای اصلاحات به دنبال نخواهد داشت.

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم