"دیدارنیوز" به پیامد‌ها و آسیب‌های ازدواج سفید می‌پردازد؛

ازدواج سفید نمی‌تواند رابطه عمیق و پایداری بین زن و مرد ایجاد کند، چراکه هر زمان، ممکن است بنا به تشخیص یکی از طرفین و حتی بدون هیچ دلیلی، پایان پذیرد. به صورت فرهنگی و سنتی در ذهنیت ما ایرانیان؛ حتی کسانی که خود وارد ازدواج سفید شده اند، ازدواج رسمی و قرار داشتن در ساختار مقبول خانواده، تاثیر بسزایی در آرامش بین زوجین و عشق پایدار در بین آن‌ها دارد. ازدواج با اتکا به حمایت و مشروعیت قانونی و عرفی، ایجاد وفاداری بین طرفین، تعهد و ایجاد یک موقعیت اجتماعی برای زن و مرد به عنوان زوج، بهتر از سایر اشکال غیر متعارف می‌تواند نیاز‌های عاطفی، اقتصادی و روحی زن و مرد را تامین کند.

کد خبر: ۳۱۳۱۵
۱۵:۰۲ - ۱۵ مرداد ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ مرضیه حسینی: در بخش نخست این نوشتار با عنوان چالش ازدواج سفید با ازدواج رسمی به دلایل ظهور و گسترش این سبک از از زندگی اشاره کرده و چالش های آن با ازدواج رسمی را با نگاهی به کارکرد و نقش نهاد خانواده در ایران بررسی کردیم. در مطلب حاضر برآنیم که پیامدها و مشکلاتی را که این الگوی رابطه با توجه به شرایط فرهنگی و تربیتی خاص جامعه ما ایجاد کرده، مورد توجه قرار دهیم.

ازدواج سفید؛ رهایی از مسئولیت و تعهد

دلایل جذابیت هم باشی یا ازدواج سفید در غرب و در ایران شباهت های زیادی دارد. در هر دو جامعه، افراد دلایلی از قبیل این که ازدواج رسمی دست و پاگیر است و آزادی و استقلال زوجین را سلب می کند اما هم خانگی، تعهد و مسولیت کمتری می طلبد و در ادامه، خروج از رابطه هم خانگی نیز تبعات کمتری به دنبال دارد، را به عنوان دلیل انتخاب این سبک از زندگی برمی شمارند.

در یک برداشت کلی، رهایی از مسئولیت و تعهد، دلیل اصلی گرایش به این نوع از رابطه است زیرا نهاد خانواده، توام با مسئولیت پذیری و ضرورت تعهد زوجین نسبت به هم است بنابراین آزادی آنها را محدود می کند.

ازدواج سفید اما نه جایی ثبت می شود، نه تعهد و مسئولیت مهمی ایجاد می کند. همچنین بدون هیچ دلیل خاصی نیز قابل برهم زدن است و اگر زن و مرد از هم سیر شوند یا دیگر از رابطه خود رضایت نداشته باشند مجبور به ادامه دادن رابطه به دلیل دشواری های طلاق نیستند.

چرا «هم خانگی» نه؟

ازدواج سفید نمی‌تواند جایگزین مناسبی برای نهاد خانواده باشد، زیرا پیوندی سست است و ثبات خانواده را دارا نیست. تجربه این رابطه در کشور‌های اروپایی و تولد فرزندان فراوانی که حاصل این ازدواج‌ها هستند و اغلب توسط دولت نگهداری می‌شوند، گواه شکننده بودن این رابطه است؛ حتی در غرب نیز عمر هم خانگی به سختی به ۵ سال می‌رسد.

در طول زمان و در جوامع مختلف، قانون، سنت، دین، فرهنگ و نهادهای متعدد در خدمت حفظ ثبات خانواده بوده‌اند، این عوامل در کنار هم سبب شده اند که خانواده پس از گذشت قرن ها کارکرد خود را حفظ کند اما گویا پدیده هم خانگی در دنیای مدرن به دلیل فرار از همین ثبات و ایستایی به وجود آمده زیرا جوانان امروزی به دنبال روابطی هستند که نیاز عاطفی و جنسیشان را مرتفع کند اما در همان حال کم تعهد و کم مسولیت نیز باشد تا بتوانند هرگاه خواستند بدون تحمل هزینه زیاد از آن خارج شوند.
 
برخلاف ازدواج سنتی که مقدماتی همچون خواستگاری، بله برون، نامزدی و ... دارد و همگی حکایت از آن دارند که رابطه مستحکمی درحال شکل گیری است؛ هرچند نگاهی به آمار طلاق رسمی و طلاق های فراوان عاطفی و همچنین شکل گیری پدیده هایی مانند سردی روابط زوجین یا شکل‌گیری روابط موازی با ازدواج در زمانه حاضر، حکایت از آن دارد که نهاد خانواده سنتی نیز به دلیل کم توجهی، دچار تزلزل و ناپایداری شده و با آسیب های فراونی نیز مواجه گشته است، ولی وقوع این اتفاقات در حوزه خانواده سنتی به منزله آن نیست که ازدواج سفید، جایگزین مناسب و کم آسیب تری برای ازدواج رسمی است.

دقیقا مشخص نیست که رابطه هم خانگی و هم باشی، از چه زمانی آغاز و چه زمانی تمام می شود. ضمنا در این نوع ازدواج، فقدان شبکه بستگان و دوستان، عامل سرعت بخش به گسست های زودهنگام و غیرضرور است.
 
 
چرا می گوییم ازدواج سفید نه
 
 
ممکن است این فرض مطرح شود که افراد، صرفا برای برآوردن نیازهای جنسی وارد این ارتباط می شوند و به دنبال جایگزین کردن آن با نهاد خانواده نیستند و همچنین تمهیدی می اندیشند که منجر به متولد شدن نوزادی نشود، اما در جواب باید گفت به شرطی می توان این فرض را پذیرفت که در مورد ایران و فرهنگ ایرانی و شرایط زیست در ایران صحبت نکنیم.
 
به اذعان کسانی که درگیر این رابطه شده اند و همچنین بر طبق گفته روانشناسان و متولیان کلینیک های زوج درمانی، در اغلب موارد دختران به امید آنکه این رابطه تبدیل به ازدواج رسمی شود، وارد ازدواج سفید می شوند. این موضوع در حالی است که در موارد متعددی، بارداری های ناخواسته نیز اتفاق افتاده است ولی درصد بسیار ناچیزی از این نوع ازدواج ها به ازدواج رسمی تبدیل شده است.

فرهنگ ایرانی و تربیت و روحیه زنان ایرانی تمایز جدی با فرهنگ غربی دارد، در ایران زنان از حیث روحی و روانی پس از خروج از ازدواج سفید، آسیب دیده و شدیدا احساس درماندگی می کنند زیرا در طول رابطه برای تبدیل شدن به زن رسمی، سرمایه گذاری کرده اند. در صورت وقوع بارداری نیز از آنجا که سقط جنین در ایران غیر قانونی است، آسیب های جدی جسم و روان، این زنان را تهدید می کند.

معایب یک ازدواج ساختگی...

مطالعات در آمریکا و آلمان نشان می دهد که هم خانگی، کارکردهای اصلی ازدواج را ندارد و زن و مرد از منافع ازدواج رسمی مانند وفاداری، سلامت جنسی و سلامت روح و روان بهرمند نمی شوند و از این حیث، بیشتر به مجردها نزدیکند تا متاهلین. زن و مردی که در این رابطه هستند مانند یک زوج، ارتباطات کاملا نزدیک و صمیمی ندارند. ازدواج سفید نمی تواند رابطه عمیق و پایداری بین زن و مرد ایجاد کند، چراکه هر زمان، ممکن است بنا به تشخیص یکی از طرفین و حتی بدون هیچ دلیلی، پایان پذیرد.
 
برخی استدلال می کنند که آنچه سبب تداوم و قوام یک زندگی و رابطه می شود عشق است و نه ازدواج، و ساختار خانواده و الگوی ازدواج به خودی خود اهمیتی ندارد. بعضی دیگر هم استدلال می کنند که باید اصول اخلاقی را جایگزین تعهدی دائمی در خانواده کنیم. این نظریات صرفا از حیث نظر و در مقام حرف ممکن است منطقی و شدنی به نظر بیاید اما این افراد از این نکته غافل هستند که اعتقاد به وجود عشق پایدار و تعهد در بین زن و شوهر و همچنین مقبولیت نهاد خانواده، محصول هزاران سال است و این مفروضات و پیشنهادات را نمی توان با حرف، وارد باور و فرهنگ ایرانیان کرد.

به صورت فرهنگی و سنتی در ذهنیت ما ایرانیان؛ حتی کسانی که خود وارد ازدواج سفید شده اند، ازدواج رسمی و قرار داشتن در ساختار مقبول خانواده، تاثیر بسزایی در آرامش بین زوجین و عشق پایدار در بین آنها دارد. ازدواج با اتکا به حمایت و مشروعیت قانونی و عرفی، ایجاد وفاداری بین طرفین، تعهد و ایجاد یک موقعیت اجتماعی برای زن و مرد به عنوان زوج، بهتر از سایر اشکال غیر متعارف می تواند نیازهای عاطفی، اقتصادی و روحی زن و مرد را تامین کند.

سخن آخر

اندیشه مدرنیته الزاما پیوستگی ضروری با پیامدهای تاریخی آن به طوری که در غرب اتفاق افتاد ندارد. نوگرایی و حرکت به سمت دنیای جدید، یک خط راست نیست که بین دو نقطه کشیده شده باشد که یک طرف خط، ما باشیم و طرف دیگر غرب امروزی. اصولا صد درصد غربی شدن برای تمدن های دیگر امکان پذیر نیست و مدرنیته در هرجایی که برود به ناچار رنگ فرهنگی آنجا را می گیرد.
 
تجربه قرن بیستم نشان داد که کشورها و فرهنگ های مختلف، هر یک مسیرهای متفاوتی را به سوی توسعه و پیشرفت در پیش گرفتند و متناسب با شرایط بومی خود تحولات متفاوتی را نسبت به جوامع دیگر تجربه کرده اند. به عنوان مثال میوه های مدرن شدن در تمدن ژاپنی بسیار با تمدن غربی متفاوت بود، چنانچه نسخه فرانسوی مدرنیته با نسخه انگلیسی آن متفاوت است. بنابراین فروپاشی خانواده در غرب و یا پیامدهای منفی ازدواج سفید در آنجا و در ایران، الزاما به معنای پیامد قهری مدرنیته نیست.
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
نظرات بینندگان
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی : ۰
غیر قابل انتشار : ۰
عرب پور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۶/۱۶
0
0
لعنت خدا بر اینان که خفت گیر وفریب کار و دروغگو هستند مادر برای خودش در پردیس رودهن دلبری می کند و دخترش هم برای خودش کار می کند وبه راحتی مردان ساده لو وهوس باز را به دام می اندازند در این مسیر طی فقط۴ سال یک زن با ۱۰ مرد ارتباط و دوستی برقرار می کند این زنان خود فروش نیستند تیغ زن هستند فریبکار هستند با دلبری کردن مرد را به دنبال خودشان می کشانند تا جایی که مرد شیر می دهد او را می دوشند واگر شیر او تمام شد با کس دیگر این بازی را شروع می کنند بقدری تلفن آنان دائم زنگ می زند زیرا با چند مرد در ارتباط هستند
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم