"دیدارنیوز"به انتشار تحلیل رحیم محمدی در باب«کلان شهری و تغییر معنای فرزندآوری در ایران» میپردازد؛
اشکال جدیدی که از خانواده در ایران به وجود آمده، معنای فرزند را هم به کلی تغییر داده است. در دنیای قدیم، مد زمانه و نحوه اثبات زن بودن به آوردن بچه بود و زن و مرد عقیم، ناقص به حساب میآمدند. همچنین فرزند، بخشی از سرمایه و قدرت خانواده بود، اما امروز وقتی در تهران کسی بچه میآورد فهم متفاوتی از بچه دارد، حتی نگاهی وجود دارد که بچه را مزاحم لذت بردن از زندگی میداند و عنوان میکند تحمل سختیهای فرزندآوری را ندارد.
دیدارنیوز ـ
مرضیه حسینی: در اولین نشست «شبه خانواده» با عنوان نگاهی به «بنیانهای نظری شبه خانواده» که توسط بنیاد توسعه آفرینش برتر و با همت دفتر مطالعات و پژوهشهای اجتماعی و سایت خبری تحلیلی
دیدارنیوز برگزار شد
رحیم محمدی استاد علوم اجتماعی و عضو هیئت علمی دانشگاه به سخنرانی پرداخت و موضوع بحث خود را به «خانواده، کلان شهری و تغییر معنای فرزند آوری در ایران» اختصاص داد.
وی به توضیح زیست کلان شهری در ایران جدید پرداخت و در همین رابطه، ظهور اشکال جدیدی از خانواده را مورد اشاره قرار داد.
ایران و زیست کلان شهری
رحیم محمدی سخنرانی خود را در خصوص مفهوم شبه خانواده با توضیحی در خصوص شکل گیری کلان شهرها در دوران مدرن و به وجود آمدن اشکال مختلف خانواده آغاز کرد و در این خصوص گفت: ایجاد شهرهای مدرن در زمره اولین تغییرات اجتماعی مهم در ایران معاصر است. در جامعه شناسی و علم فرهنگ، کلانشهر؛ نماینده یک فرهنگ و نمود نوعی جهان بینی و ظهور انسانی خاص است که در کنار آن با مفاهیمی، چون خانواده کلان شهری نیز مواجه هستیم.
وی در خصوص خانواده کلان شهری در مقایسه با خانواده سنتی پیش از آن گفت: خانواده خود را با خانواده پدر و مادرتان مقایسه کنید و خانواده پدر و مادرتان را با خانواده پدر بزرگ و مادر بزرگتان، پدرم سالها پیش به منزل ما آمد، شب به مهمانی رفتیم و نصف شب برگشتیم، در خیابانها ترافیک بود، پدر من کشاورز و کاسب و دارای ذهنیت و روحیه متفاوتی از ما و یک خانواده پر جمعیت بود، تعجب میکرد از اینکه مردم تهران در این وقت شب، نخوابیده و در خیابان هستند.
محمدی افزود: من در تهران خانوادهای جدید متناسب با زیست کلان شهری تشکیل دادم که با خانواده پدر و پدر بزرگ من از اساس به لحاظ ساختارها، قدرت، آرزو ها، جهان بینی، فرهنگ درون و شیوه چینش اعضای خانواده، متفاوت است. در گذشته، خانواده شامل پدر، مادر، فرزندان و پدربزرگها و مادر بزرگها بود. در مرحله بعد، خانواده کوچکتر شد و الان اشکال جدیدی از خانواده در همین کلان شهر به وجود آمده که در ذهن تهرانیها خانواده تلقی میشود. برای مثال در تهران سرشماریها نشان میدهد که شکل جدیدی از خانوادههای تک عضوی به وجود آمده است. یک خانم تنها و یا یک آقای تنها در آپارتمان مستقل زندگی میکنند. این امر در قدیم استثناء بود، اما در شهرهایی مثل تهران این گونه نیست. فکر میکنم در درجه نخست بتوانیم تهران و کرج و مشهد را در درجه اول به عنوان کلان شهر قرار دهیم و در درجه دوم شیراز، اصفهان، رشت، تبریز و اهواز را کلان شهر بنامیم.

کلان شهری و اشکال جدید خانواده
رحیم محمدی در خصوص تغییرات خانواده در کلان شهرها گفت: این تغییرات اشکال جدیدی از خانواده را به وجود آورده و مشروع ساخته است. مثل خانوادههای بدون فرزند. برخی میگویند چه لزومی دارد که خانواده حتماً فرزند داشته باشد؟! من با شخصی مصاحبه کردم که ۱۵ سال ازدواج کرده و بچه نداشت. پرسیدم که بچه ندارید؟ گفت: «مگر هر کسی ازدواج میکند باید بچه داشته باشد؟!» در گذشته اگر کسی بچه دار نمیشد، میگفتند که مشکل دارد، اما الان بدون فرزندی، امری طبیعی است. یکی از ویژگی کلان شهرها این است که افراد در آن گم هستند. اگر شما از محل زندگی و آپارتمانتان بیرون آمدید، گم هستید. کلان شهر به شهروندانش یک نوع آزادی میدهد و یک نوع آزادی و هنجار شکنی میدهد. اگر شما از محلتان خارج شدید، هر هنجار شکنی که خواستید میتوانید انجام دهید. مثلاً در تهران که به عنوان خانواده دوم، آن را تعریف کردیم، بسیاری از مردهای متمول تهرانی به طور پنهانی خانواده دوم تشکیل داده اند.
این استاد دانشگاه افزود: در جامعه سنتی هم این مساله بود، اما آنجا ازدواج دوم جزو افتخارات مرد و بخشی از قدرت و اقتدار اجتماعی او بود. گاهی اوقات اینجا فرزندانی به دنیا میآیند که در قوانین ما پیش بینی نشده اند. یا خانوادههای تک والدی و خانوادههای بدون والدین وجود دارند.
محمدی درخصوص تغییر نگرشها نسبت به باروری گفت: بسیاری از زن و شوهرها در اوایل زندگیشان بچه به دنیا نمیآورند و بعضی دیگر حداقل پس از ۷ یا ۸ سال بچه دار میشوند. در تهران کودکانی هستند که نه با والدین خود بلکه با فامیل یا پدربزرگ و مادربزرگشان زندگی میکنند، تعدادشان کم هم نیست. این بچهها در معرض آسیب هستند.
وی افزود: در تهران، ما با یک خانواده جدیدی مواجه هستیم که من نام آن را «ناخانواده» گذاشته ام. ناخانواده به معنای غیر خانواده نیست. یعنی الان ناخانواده است و ممکن است یک روزی خانواده شود. این «نا» یک معنای اجتماعی و تاریخی دارد. ناخانواده در ایران اشکال مختلفی دارد؛ یکی خانواده جنس سومیها و یکی خانواده ازدواج سفید و حتی خانواده هم جنس خواهان که این موارد هنوز نامشروع تلقی میشود. حداقل در ساختار فکری و فرهنگی رسمی ما اینگونه است. برای مثال خانواده جنس سومها یا ترنس ها. ما تا امروز جنس سومها را به رسمیت نمیشناختیم، اما جنس سوم در تهران به رسمیت شناخته میشود. به لحاظ زیستی، نه مرد است و نه زن و هم مرد است و هم زن. اشکال مختلفی دارند و این افراد هر یک خانواده تشکیل داده اند.
رحیم محمدی در خصوص تغییرات فرزند آوری در دنیای سنتی و جدید گفت: اشکال جدیدی که از خانواده در ایران به وجود آمده، معنای فرزند را هم به کلی تغییر داده است. در دنیای قدیم، مد زمانه و نحوه اثبات زن بودن به آوردن بچه بود و زن و مرد عقیم، ناقص به حساب میآمدند. همچنین فرزند، بخشی از سرمایه و قدرت خانواده بود. در گذشته مردی که هفت پسر داشت در روستا و شهر دارای قدرت بود، اما امروز وقتی در تهران کسی بچه میآورد فهم متفاوتی از بچه دارد، حتی نگاهی وجود دارد که بچه را مزاحم لذت بردن از زندگی میداند و عنوان میکند تحمل سختیهای فرزندآوری را ندارد.