گفت‎وگوی "دیدارنیوز" با «احمد بخارایی» جامعه‎شناس؛

در جامعه شما می‌بینید این زورگیری خیلی رایج‌تر و عیان‌تر است، چون براساس حساب هزینه فایده، انگار فرد هزینه کمتری می‎‏پردازد این کار را انجام دهد. یعنی زمانی که جامعه از کنار این مسائل به راحتی می‎گذرد. ممکن است دستگیر نشود و مواهبی در بعد مالی هم نصیبش بشود. فرد وقتی حساب هزینه فایده می‎کند، می‎بیند فایده‌اش بیشتر از هزینه‎اش است و طبیعتاً انجام می‌دهد. حال آن هزینه، چه در دام افتادن و چه نگاه دیگران باشد. آیا نگاه دیگران به این قضیه تادیبی است یا یک نگاه عادی شده است، یعنی همان عادی شدن نابهنجاری‎ها.

کد خبر: ۲۹۸۸۵
۰۹:۴۷ - ۲۹ تير ۱۳۹۸

دیدارنیوز ـ پرستو بهرامی‎راد: افراد زیادی دورش جمع شده‎اند. با چشمانی که از ترس بزرگتر از حد معمول شده است، داستان مردانی را تعریف می‌کند که به زور موبایل و کیف پولش را دزدیده‌اند. بارها هم تکرار می‎کند وسط همین میدان شلوغ شهر با قمه موبایلم را به زور گرفتند. مردی که کنارش ایستاده است حرف‎هایش را تایید می‎کند و می‎گوید به خاطر ترس از قمه وارد ماجرا نشده است. آنقدر این اتفاق سریع رخ داده که هیچ کس نتوانسته است به پلیس خبر دهد.

 

طبق گفته رئیس پلیس پایتخت، امسال شاهد افزایش ۹ درصدی سرقت‌های خرد در قطعات و لوازم خودرو و تلفن همراه هستیم. زورگیری‎ها و سرقت‎های خرد با افزایش مشکلات اقتصادی کشور رشد صعودی داشته است. همین موضوع باعث شده است که امنیت شهرها به خطر بیافتد.

 

زورگیری، سرقت‎های خرد و خفت‎گیری،‎ نگرانی را در جامعه افزایش داده است. برهمین اساس دیدارنیوز با دکتر احمد بخارایی، جامعه‌شناس در خصوص عوامل افزایش این جرایم به گفت‎وگو پرداخته است.

 

احمد بخارایی عامل اصلی افزایش سرقت‏‎های خرد را مشکلات اقتصادی بیان کرد و گفت: «علت اصلی، پنهان و تاثیر‎گذار سرقت‌های خرد و زورگیری‌ها به نظر می‌رسد اقتصادی باشد. اما زمانی این رفتارها عیان می‌شود که رفتارهای نابهنجار به صورت هنجار تلقی شود. دیگر حرمت این موضوع ریخته شده است و این بعد اجتماعی قضیه است. این رفتارها نمونه‎ای از رفتارهای خشونت باری است که در جامعه می‎بینیم. در بعضی موارد، افراد رفتار خشونت‎بار از خودشان بروز می‎دهند، دفع که نمی‎شود بلکه نشان دهنده زرنگ بودن نیز هست و این دید در نگاه فرهنگی ما و در بستر اجتماع باز تولید می‌شود. همین زورگیری‎ها نوعی خشونت درونش است و به دنبال همان نگاه فرهنگی در نظام اجتماعی بازتولید می‎شود. بازتولید این امر نیز با مسائل اقتصادی پیوند دارد. البته این موضوع در کنار عامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است».

 

این جامعه‌شناس معتقد است هزینه‎ دزدی و سرقت در جامعه کاهش پیدا کرده است و بدین ترتیب این ناهنجاری‎ افزایش پیدا کرده است. وی در ادامه گفت: «در جامعه شما می‌بینید این زورگیری خیلی رایج‌تر و عیان‌تر است چون براساس حساب هزینه فایده انگار فرد هزینه کمتری می‎‏پردازد تا این کار را انجام دهد. یعنی زمانی که جامعه از کنار این مسائل به راحتی می‎گذرد. ممکن است دستگیر نشود و مواهبی در بعد مالی هم نصیبش بشود. فرد وقتی حساب هزینه فایده می‎کند، می‎بیند فایده‌اش بیشتر از هزینه‎اش است و طبیعتاً انجام می‌دهد. حال آن هزینه چه در دام افتادن و چه نگاه دیگران باشد. آیا نگاه دیگران به این قضیه تادیبی است یا یک نگاه عادی شده است، یعنی همان عادی شدن نابهنجاری‎ها».

 

وی در ادامه بیان کرد: «در اصل، فرد هزینه‎های مادی و غیرمادی کار را مورد بررسی قرار می‎دهد. مادی دستگیر شدن و زندان رفتن است که برخورد شدیدی وجود ندارد. غیر مادی هم همان نگاه بیرونی است و جامعه چه نگاهی به این رفتار دارد. آیا خیلی هزینه و نگاه سنگینی دارد که فرد نتواند تحمل کند. در بعضی از خرده فرهنگ‎ها این فرد تایید هم می‌شود؛ اتیکت زرنگ بودن می‎خورد. در خرده فرهنگ خودشان هم این عمل موفقیت آمیز، خوب و پسندیده است. این حساب هزینه فایده نهایت به اینجا ختم می‎شود که می‎بینید این امر رواج پیدا می‎کند و در روز روشن اتفاق می‎افتد و عیان می‌شود. کیف قاپی و خفت‎گیری یک نوع است و بعضی مواقع با قمه، چاقو و اسلحه و هر وسیله‎ای که به وفور در زیر پوست شهر وجود دارد این کارها را انجام می‎دهند».

 

خشونت در ایران سبقه تاریخی دارد

 

احمد بخارایی بیان کرد: «همیشه عوامل، در هم تنیده هستند و شما نمی‎توانید به یک پدیده تک عاملی نگاه کنید. مثلاً شما خشونت در خانواده را در نظر بگیرید؛ مرد چرا به خودش اجازه می‎دهد خشونت‎ورزی بکند. یکی از عوامل اقتصادی است. شخصی که پول دارد احساس قدرت می‏‌کند، چه در خانواده باشد و چه در کف خیابان. فرض کنید در یک کارخانه کسی که دارای پول است اجحاف می‌کند و  خشونت می‎ورزد که این عامل اقتصادی است. از این‌رو نابرابری اقتصادی است که زمینه‎ساز خشونت‎ورزی مرد علیه زن می‌شود. فرهنگ، این تقسیم‌بندی و نگاه از بالا به پایین را تایید می‎کند. در نظام اجتماعی به نحوی این موضوعات باز تعریف می‌شود؛ مثلا نظام اجتماعی برای یک مرد جایگاه بهتری در اداره قائل می‌شود. عامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خشم را در خانواده باز تولید می‎کند. شما همین را در یک اشل کلان‌تر در سطح جامعه ببینید. در همین خفت‎گیری، زورگیری و دزدی در روز روشن، باز عامل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دخیل است. طبیعتاً خمیر مایه‎اش هم خشونتی است که ریشه فرهنگی دارد. ما به لحاظ فرهنگی یک عصبیتی داریم که سبقه تاریخی نیز دارد. عصبیت زمانی است که عقلانیت کمتر است. بعد فرهنگی عصبیت به سبقه تاریخی آن برمی‎گردد و به همین دلیل عصبیت در نظام اجتماعی امروز باز تولید می‌شود. چون این نظام اجتماعی نیز محصول همین تفکر فرهنگی است. همان فرهنگ معیوبی که خیلی از عناصرش فاقد کارکردهای لازم هستند».

 

وی در ادامه اظهار کرد: «اگر کار و اشتغال بود، به همین نسبت خفت‎گیری‎ها کاهش پیدا می‌کرد. مجموع عوامل از سطح خرد تا کلان باعث اینگونه پدیده‎ها می‎شود. خودکشی و اعتیاد نیز یک نوعی از خشونت علیه خود است. در همه این پدیده‎ها عنصر فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دخیل است و در همه، کمبود عقلانیت دیده می‎شود و بیش از حد، خشونت‎ورزی نمایان است. شما وقتی از کنار کودک‎ کار رد می‎شوید؛ بار اول خیلی احساس ناراحتی می‎کنید، بار دوم کمتر و بار سوم انشالله خدا کمکش بکند می‎گویید و رد می‎شوید، بار چهارم فقط رد می‎شوید. بیرون از شما یک پدیده زشت اجتماعی وقتی تکرار می‎شود، این درماندگی آموخته می‌شود. وقتی مسائل زیاد می‌شود و افراد به طور مداوم با آن مواجه می‎شوند. عادی می‌شود یعنی درمان صورت نگرفته و درماندگی اجتماعی آموخته شده است. یعنی جامعه به شما آموخته است که این درماندگی را بپذیرید و وقتی کسی می‎پذیرد حالت انفعال می‎یابد و کمتر احساس درد می‎کند. طبیعتاً احساس درماندگی هم قبلش احساس ناتوانی است. یعنی افراد احساس می‎کنند ناتوان هستند و در درمان و گفتن درد به دیگری ناتوان هستند و یا گفته‎اند و شنیده نشده است. در اینکه اقدام کنند برای درمان آن درد، احساس ناتوانی می‏‌کنند، چون این اقدام باید بستر سازی بشود. در دنیا NGOها به صحنه می‌آیند. ولی در جامعه ما حتی بسترسازی برای فعالیت NGOها هم صورت نمی‌گیرد. حتی برای کسانی که داوطلب هستند مانع درست می‎کنند. یعنی نگاه اطلاعاتی امنیتی به NGOها است. در حقیقت نسبت به اقدام درمان هم احساس ناتوانی می‎کنند. وقتی احساس ناتوانی زیاد شود درماندگی آموخته می‎شود به جامعه و نسبت به پدیده‌ها بی‎تفاوت می‎شود و  واکنش و عکس‎العمل نشان نمی‎دهد».

 

راهکار چیست؟

 

این جامعه‌شناس گفت: «در یک جامعه همه عناصر به هم مرتبط هستند؛ چه مثبت چه منفی. وقتی در یک جامعه می‎خواهید یک پدیده را بررسی کنید می‎بینید عناصر شبیه آن نیز هست و مثل حلقه‎های به هم پیوسته هستند و خمیر مایه همه آنها مشترک است. وقتی صحبت از راهکار می‎شود معمولا دو نوع راهکار ارائه می‎شود. یک راهکار جنبه ذهنی، اخلاقی و توصیه‎ای دارد. از من جامعه‎شناس توقع دارند راهکارهای علمی ارائه بدهم و راهکارهایی که ارائه می‎دهیم با راهکارهای دیگران که به صورت توصیه‎ای است خیلی تفاوت دارد. پیامبر(ص) به معنای امروز جامعه شناس نبوده است ولی وقتی می‎گوید فقر به کفر می‎انجامد نشان از این دارد که بحث اقتصادی مهم است. در حقیقت خدا را نفی می‎کند کسی که شکمش گرسنه باشد، این راهکار عینی می‎شود. مطمئن باشید از هر زاویه‎ای که نگاه بکنید عامل اقتصادی، عامل بسیار تعیین کننده‎ای است. اینکه من بگویم صداوسیما آموزش بدهد و... همان راهکارهای ذهنی است. بزرگترین عامل، همان عامل اقتصادی است و تا آدم‌ها سرشان گرم نباشد و اندک درآمدی نداشته باشند طبیعی است که به انحرافات اجتماعی کشیده می‎شوند».

 

وی در پایان بیان کرد: «یکی از عواملی که افراد را سوق می‎دهد به ناآرامی و بی نظمی اجتماعی از دید من این است که ما در یک سرازیری اقتصادی قرار گرفتیم. در داستان تحریم‎ها نیز قبل هر چیز باید این سوال را بکنیم چرا اقتصاد ما اقتصاد تک محصولی و شکننده است که با یک بازی بین‎المللی بخواهد به سقوط آزاد نزدیک شود و باید این سوال را بکنیم که چرا مدیریت و نظام اقتصادی به این میزان شکننده است که یک تحریم بتواند اینگونه همه چیز را بهم بریزد».

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم