سعید شریعتی، فعال و تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی و ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین کشورمان در فرانسه و کارشناس مسائل بینالملل در گفتوگویی با دیدار به ارائه تحلیلی از تحولات اخیر ونزوئلا، پیامدهای انتقال مادورو به نیویورک و ابعاد این موضوع پرداختند.

دیدارنیوز-سرویس بینالملل: سعید شریعتی، فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت و ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در فرانسه در گفتوگویی با دیدارنیوز، ضمن تشریح وضعیت کنونی حاکم بر کاراکاس، پس از ربایش و انتقال مادورو به ایالات متحده به تحلیل آینده متصور پیش روی ونزوئلا و منطقه آمریکای لاتین، پرداختند که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
دلفی: اگر رئیسجمهوری مشکلاتی با مردم خود داشته، وظیفه مردم همان کشور است که به آن رسیدگی کنند
ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در فرانسه و تحلیلگر ارشد مسائل سیاست خارجی در گفتوگویی با دیدارنیوز در این باره، اظهار داشت: اصل ماجرا این است که آمریکاییها با اقدامی که در ونزوئلا رقم زدند بر خلاف تمام مقررات بینالمللی حرکت کردند. به هر حال، یک رئیس جمهور قانونی-با هر سابقه و عملکردی-بر مصدر کار بوده و اگر هم مشکلاتی با مردم خود داشته، وظیفه مردم همان کشور است که به آن رسیدگی کنند. اما اینکه یک کشور دیگر از جای دیگر به خاطر احکام صادره از سوی دادگاههای خود، رئیس جمهور این کشور را ربوده و برای محاکمه منتقل کند، خلاف همه مقررات بینالمللی است. همه دنیا هم به این مسئله اذعان دارند و حتی جمهوریخواهان طرفدار ترامپ-اگرچه با مادورو زاویه دارند-هم از اصل این اقدام دفاع نمیکنند.
در سند امنیت ملی آمریکا، آمریکای لاتین حیاط خلوت واشنگتن خواهد بود
وی افزود: رفته رفته درحال آشکار شدن است که آنچه آمریکا در ونزوئلا انجام داد، سوای از مباحث و مسائل مبارزه با مواد مخدر، تروریسم و قاچاق بوده و موضوع اصلی؛ نفت ونزوئلا و دنبال کردن سند امنیت ملی ۲۰۲۵ آمریکاست. کاخ سفید در این سند، نیمکره غربی را حیاط خلوت خود تعریف و اعلام کرده که همه این منطقه باید تحت قیمومیت آمریکا در بیایند. بر پایه این سند به صراحت قید شده که آمریکای لاتین، منطقه حیاط خلوت آمریکا بوده و ربایش مادورو، آغاز اقداماتی است که ترامپ بنای انجام آن در این منطقه را دارد.
سفیر پیشین ایران در فرانسه، تصریح کرد: البته، بعید است که ترامپ به تصورات خود در این منطقه برسد. اوضاع داخلی آمریکا اینگونه است که افکار عمومی این کشور-بخصوص در آستانه انتخابات میان دورهای کنگره-روی ترامپ حساس شدهاند و بسیاری از قول و قرارهای ترامپ در حوزه اقتصادی محقق نشده است. در حوزه سیاست خارجی، اوکراین، غزه و حتی موضوع ایران با تمام حواشی پیرامون آن از سوی واشنگتن محقق نشده است.
دلفی، تصریح کرد: بر همین اساس، ترامپ بنا کرد که شرایط را از آنچه این روزها علیه اوست، تغییر بدهد. اینکه رئیس جمهور قانونی یک کشور را ربوده و به ایالات متحده منتقل کند، بیشتر برای این بوده که اوضاع را به نفع خود تغییر داده و یک پیروزی بزرگ برای خودش رقم بزند. این پیروزی بزرگ برای ترامپ، ابتدای کار بوده و انتهای آن مشخص نیست.
ونزوئلا و کوبا، کیسهای مشابه هم نیستند
این دیپلمات با سابقه، خاطرنشان کرد: ترامپ، تنها برای کوبا هم خط و نشان نکشید و اشاراتی به مکزیک، برخی دیگر از قدرتها و حتی ایران هم داشت. وضعیت کوبا با ونزوئلا متفاوت بوده و اینگونه نیست که بتوان به مانند ونزوئلا با آن برخورد کرد. خط و نشان ترامپ برای نیمکره غربی شامل حال تغییراتی در این منطقه خواهد شد. برخی روایتها حکایت از عملیات مشابه از سوی مسکو و پکن داشته و اگر چنین شود، دنیا، دنیای بلبشویی خواهد شد. البته خود آمریکاییها این ترس را دارند که اگر بیش از این در مسیری که در ونزوئلا ترسیم کردند، حرکت کنند، ممکن است که عکسالعملهایی را در دنیا به دنبال داشته باشد.
سعید شریعتی: ماجرای مادورو باید متضمن هشدار نسبت به حاکمیت ایران درباره امکان تکرار تجربه ونزوئلا باشد
همچنین، سعید شریعتی، فعال سیاسی و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت در گفتوگویی با دیدارنیوز، ضمن اشاره به مسئله ربایش مادورو و تحولات ونزوئلا، عنوان داشت: ترجیح من این است که درباره تحولات اخیر ونزوئلا به گونهای صحبت کنیم، توجیه و مشروعیتبخشی به اقدام مغایر با همه اصول روابط و حقوق بینالمللی ترامپ نبوده و در عین حال، متضمن هشدار و انذار نسبت به امکان تکرار تجربه مادورو-مداخله یکسویه و یکجانبه و بدون رعایت ضوابط منشور سازمان ملل-به حاکمیت ایران باشد.
دنیای امروز، اصلا شوخیبردار نیست
وی افزود: دنیای امروز، شوخیبردار نبوده و یک شخصی در کاخ سفید نشسته که هیچ فهمی از حقوق بینالملل نداشته و صرفا میگوید که اول آمریکا. بر همین اساس هم به خود حق میدهد که هرجا حس کرد منافع این کشور در خطر است، اقدام کند. امری که رسما و علنا در سند راهبردی امنیت ملی ۲۰۲۵ بدون کوچکترین تعارفی اعلام کرده است. ما باید ببینیم که در ماجرای توازن قوا در کجای مسئله قرار داریم. آیا اگر روزی به نقطهای برسیم که حکومت ما در تعریف ترامپ از منافع ملی آمریکا، وارد کننده خدشه به چارچوب این منافع تلقی شده و رئیس جمهور آمریکا بخواهد چنین بلایی بر سر حاکمیت ملی ایران بیاورد، آیا فریاد اینکه پس سازمان ملل کجاست و این دست موارد به کسی برخواهد خورد؟
این تحلیلگر ارشد مسائل سیاسی، تصریح کرد: آیا کسی به مادورو، هوادارانش یا بازیگران بینالمللی نظیر پکن و مسکو گوش میکند که اصلا قرار سازمان ملل این نبود که رئیس یک دولت مستقل را نصفه شب از کشورش خارج و محاکمهاش کنیم! این خیلی مضحک است که ما تصور کنیم با این توصیهها، میتوان از این تجربه درس نیاموخت.
شریعتی، یادآور شد: امر لازم برای داشتن تضاد منافع با ایالات متحده-تضاد منافع فعال که به معارضه و مخاصمه بر سر آن منافع با واشنگتن برسد-این است که ما بسنجیم؛ آیا توان و قدرت رویارویی با یک دیوانه دست به سلاح و مقتدری به مانند ترامپ را داریم یا خیر؟ اگر نداریم که باید بپذیریم که هرچند، حق با ما باشد، اما در این رویارویی، نه نظامات پذیرفته شده بینالمللی محترمند و نه حمایت کشورهای بلوکهای دیگر در دنیا اهمیت دارند که بتوانند پیروزی ما را در این مخاصمه رقم بزنند.
ترامپ نشان داده که به هیچ قاعدهای جز «اول آمریکا» پایبند نیست
این فعال سیاسی، خاطرنشان کرد: به عبارت دیگر، باید گونهای به طرح مواضع بپردازیم که توان مواجهه با پیامدها و تبعات آن را هم داشته باشیم. اگر نه، ترامپ نشان داده که به هیچ قاعدهای جز «اول آمریکا» پایبند نیست. یا قدرت این مسئله را داریم که با پیامدهای این تعارض منافع روبرو شویم و یا میخواهیم با شعار، حرف و توسل به طناب قدرتهای پوشالی دیگری، چون روسیه و چین-که ونزوئلا را خیلی بیشتر از ما دوست میداشتند-به چاه بیفتیم.