
دیدارنیوز - محمدعلی نجفی، شهردار اسبق تهران که متهم است همسر دومش میترا استاد را به قتل رسانده است، صبح روز گذشته در حالی در دادگاه کیفری استان تهران محاکمه شد که رئیس دادگاه گفت به خاطر حساسیت افکار عمومی دادستان کل اجازه داده دادگاه به صورت علنی برگزار شود. آنچه در دادگاه گذشت نشان میداد طرفین پرونده هنوز از شوک اتفاق بیرون نیامدهاند، اما گفتوگو بین آنها جریان دارد و خانواده نجفی و برادر میترا استاد که به نمایندگی از خانوادهاش در دادگاه حضور داشت، در کمال احترام با هم صحبت میکردند.
صبح روز گذشته سالن اجتماعات امام خمینی(ره) دادگاه کیفری استان تهران یکی از شلوغترین جلسات خود را تجربه کرد. در ابتدای جلسه رسیدگی و بعد از اینکه طرفین پرونده و خبرنگاران در دادگاه حاضر شدند، دکتر محمدرضا محمدیکشکولی، رئیس جلسه قبل از آغاز دادگاه توضیحاتی داد و از رسانهها خواست امانتداری کنند تا پرونده از روند قانونی خود خارج نشود. او گفت: براساس قانون رسیدگی به پروندههایی که جنبه شخصی دارد غیرعلنی است اما با توجه به حساسیتی که پرونده قتل میترا استاد ایجاد کرده، با موافقت دادستان کل کشور و درخواست ایشان از رئیس قوه قضائیه برای علنیبودن دادگاه پرونده و موافقت رئیس قوه قضائیه، جلسه رسیدگی بهصورت علنی برگزار میشود. در این پرونده مسائلی پیش آمد و در مرحله تحقیق اتفاقاتی افتاد که تحقیقات مقدماتی تحتتأثیر قرار گرفت. قانون طلایی بررسی آلت جرم و حفظ صحنه جرم رعایت نشد و متأسفانه رسانهها هم در این زمینه دخیل بودند و دخالتهایی صورت گرفت که باعث تشویش اذهان عمومی شد. خبرنگاران محترم باید بدانند که نباید نقش بازپرس را ایفا کنند. مقام قضائی نیز باید در این زمینه اقدامات لازم را انجام میداد. به همین دلیل با توجه به اینکه دادگاه بهصورت علنی برگزار میشود، از رسانهها میخواهم حریم خصوصی متهم و شکات را رعایت کنند و فراتر از قانون عمل نکنند.
او افزود: این پرونده یک قتل خانوادگی است و همه باید اصول بیطرفی را رعایت کنند. ضمن اینکه متذکر میشوم همه اصحاب رسانه و طرفین پرونده اخلاق را رعایت کنند، از نماینده دادستان هم میخواهم و تذکر میدهم طبق قانون اخلاق را رعایت کند.
به نظر میرسد اشاره رئیس دادگاه به مصاحبه صداوسیما با محمدعلی نجفی در مرحله دادسرا و پخش گسترده آن در تلویزیون بود که با واکنشهایی همراه شد؛ چراکه خبرنگاران صداوسیما دقایقی بعد از حضور نجفی در اداره آگاهی و فردای آن روز در دادسرا حاضر شده و در اتاق بازپرسی با نجفی مصاحبه کرده بودند. همچنین خبرنگار صداوسیما سلاحی را که آلت قتاله بود در دست گرفته و جلوی دوربین نشان داده بود.
در ادامه محمد شهریاری، رئیس دادسرای جنایی تهران بهعنوان نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت. او کیفرخواست 16صفحهای علیه محمدعلی نجفی را خواند و گفت: در پرونده کلاسه 980214 محمدعلی نجفی فرزند احمدعلی 68ساله متهم است. روز سهشنبه مورخ 7 خردادماه سال 98 ساعت 30: 12 به پلیس گزارش شد که در شهرکغرب به آدرس میدان صنعت، خیابان خوردین برج آرمیتا واحد 2701 قتلی اتفاق افتاده است. بازپرس به همراه متخصص پزشکیقانونی و مأموران تشخیص هویت به محل رفتند و جسد مقتول میترا استاد را در وان حمام، سر به سمت جنوب و پا به سمت شمال پیدا کردند. آثار خونریزی مشاهده شد. آپارتمان بههمریخته بود که بعد مشخص شد به دلیل اسبابکشیای بوده که بهتازگی مقتول و همسرش محمدعلی نجفی انجام داده بودند. در راستای تحقیقات دستنوشتهای با امضای محمدعلی نجفی در محل قتل کشف شد که بخشهایی از آن را میخوانم. در این دستنوشته آمده است: در طول یک سال و اندی زندگی مشترک با میترا سعی کردم با توافق و بدون خونریزی مشکل را حل کنم اما توصیهپذیر نبود. بارها راهحلی ارائه دادم مبنی بر طلاق و گفتم که کلیه حق و حقوق را میپردازم اما جدا شویم. اما (میترا) میگفت قصد من گرفتن انتقام از دختر و همسرت (اول) است. میگفت تا زمانی که خیانت و... نکنم دستبردار نیستم. او دوستانش از جمله (. . . و. . .) را به اعمال خلاف تشویق میکرد. همه این اتفاقات من را به این نتیجه قطعی رساند که مهدورالدم است. او مرا تهدید میکرد و تهمت میزد. او مهدورالدم بود و من او را کشتم.
شهریاری ادامه داد: با کشف این دستنوشته احتمال داده شد که دست به خودکشی بزند ضمن اینکه ظن بازپرس نسبت به اینکه او مرتکب قتل شده باشد قوت گرفت. صحنه بهصورت دقیق بررسی شد. آثار خون تا درِ حمام وجود داشت. لکههای خون در قسمتهای مختلف اتاق دیده شد. آثار ورود و خروج گلوله هم دیده شد. دوربینهای مداربسته نیز بررسی و مشاهده شد؛ ساعت 11:42 محمدعلی نجفی از خانه خارج شد و یک کیف دستی در دستش بود.
نماینده دادستان در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: راننده محمدعلی نجفی اعلام کرده به در واحد نجفی رفته و دو عدد کیف را از او گرفته است. این فرد در تحقیقات اولیه اعلام کرده بهدلیل اینکه استرس شدیدی دارد نمیتواند خودش بنویسد بنابراین از بازپرس خواسته تا گفتههایش را بنویسد و سپس آن را تأیید کرده است. او گفته است: ساعت 26: 9 دکتر نجفی با من تماس گرفت و به خانهاش رفتم. سه بار در ساعتهای مختلف با نجفی تماس گرفتم جواب نداد. زنگ در را زدم. در را باز کرد. کیفدستی قهوهای و مشکی را به من داد و گفت پیش زهرا دخترم ببر. بعد گفت منتظر باش نامه بنویسم ساعت 14: 10 به من گفت بیا و کیف قهوهای را بیاور. کیف را بردم و بعد نامه و کیف را داد و گفت تحویل زهرا بده. نامه را دادم. راننده نجفی در بخش دیگری از صحبتهایش میگوید: وقتی به خانه دکتر نجفی رفتیم، با اجازه دخترش در را باز کردم و در سرویس جسد میترا استاد را دیدم. مهیار، پسر میترا استاد گفت بابا، مامان را کشته، من دکتر نجفی را زمانی که میخواستم کیف را بگیرم با لباس خونی دیدم.
شهریاری گفت: با اینکه متهم در نامه ادعا کرده بود با اعتقاد مهدورالدمبودن دست به قتل زده است، اما در بازجوییها گفت: من با این اعتقاد او را نکشتم حتی اگر اطمینان داشتم مهدورالدم است او را نمیکشتم و بهخاطر اختلافات خانوادگی این کار را کردم. نامه را نوشتم چون خانوادهام که من در آن نقش پدر، همسر و برادر داشتم، سرشکسته میشدند و این راه میتوانست اعاده حیثیت برای آنها بکند. نماینده دادستان گفت: از مهیار (پسر مقتول) هم تحقیق به عمل آمد، او گفت: آقای نجفی با مادرم اختلاف داشت. آنها با هم درگیری داشتند، چندبار درگیری فیزیکی هم داشتند، آقای نجفی شب قبل خانه ما بود صبح ساعت 9 من برای رفتن به مدرسه از خانه خارج شدم، ساعت 20: 12 آمدم و دیدم مادرم کشته شده است. فکر نمیکردم مادرم مرده باشد. هرچه با آقای نجفی تماس گرفتیم موبایلش خاموش بود.
شهریاری دوباره به نامهای که نجفی نوشته بود، اشاره کرد و گفت: در این نامه یا وصیتنامه محمدعلی نجفی از همه حلالیت خواسته و نوشته بود از اعضای خانوادهام از دوستانم و از مردم میخواهم که من را ببخشند. راه دیگری برایم نمانده بود. از باران عزیزم که شش ماه است نتوانستم بنابر دلایل مشخص او را ببینم عذرخواهی میکنم. با توجه به سابقه متهم که پیش از این نیز اقدام به خودکشی کرده و در بیمارستان شهید رجایی نجات یافته بود، احتمال خودکشی او وجود داشت تا اینکه نهایتا ساعت هفت شب متهم خود را در اداره آگاهی تهران تسلیم پلیس کرد. براساس مدارک موجود در پرونده از جمله آلت قتل کشفشده، نامه نوشتهشده، اقرار صریح متهم و فیلمدوربینهای مداربسته، درخواست مجازات برای متهم براساس سه اتهام مباشرت در قتل عمدی میترا استاد، حمل و نگهداری سلاح غیرمجاز جنگی و ایراد صدمه بدنی غیر فوت دارم.
شهریاری بعد از خواندن کیفرخواست ضمن انتقاد از برخورد جناحی با این پرونده گفت: دکتر محمدعلی نجفی یکی از مدیران ارشد کشور است. او در دانشگاه شریف لیسانس گرفته و سپس در آمریکا ادامه تحصیل داده است. او یکی از مدیران ردهبالا و موفق بوده که در سمتهای وزیر، معاون وزیر، معاون رئیسجمهور، رئیس سازمان برنامهوبودجه و رئیس سازمان میراث فرهنگی و در نهایت شهردار تهران فعالیت کرده است. جناحهای سیاسی باید توجه داشته باشند هر انسانی قبل از اینکه مدیر باشد، یک انسان است و ممکن است دست به قتل بزند و تحت تأثیر آثار منفی عملکرد دیگران قرار بگیرد.

شهریاری یکبار دیگر به نامه نوشتهشده توسط دکتر نجفی اشاره کرد و گفت: نجفی در این نامه گفته است میترا استاد را ابتدا بهعنوان کسی که کاندیدای شورا شده و میخواهد در لیست باشد، دیدم و بعد درخواست دیدار خصوصی کرد. اینبار محجبه بود و در دیدار خصوصی علاقهای بین ما ایجاد شد، به من گفته بود از همسرش جدا شده است و من او را صیغه کردم، وقتی شهردار تهران شدم برخی نهادها از این مسئله سوءاستفاده کردند و من مجبور به استعفا شدم و تحت فشار مجبور به قبول مهریه بسیار سنگین شدم و او را عقد کردم و این بزرگترین اشتباه زندگیام بود. میترا استاد بعد از ازدواج از روابطش با افراد سرشناسی به من گفت که میشناختم و او در آن زمان به من نوشتهای نشان داد که به امضای اعضای خانوادهاش رسیده بود که با شوهر سابقش مدتها ارتباطی نداشته است. او بعد از جدایی از شوهرش و زمانی که صیغه .... شده بود، مسلمان شد. او با این کارها من را اذیت میکرد. من از همه عذرخواهی میکنم. این بزرگترین اشتباه من بود ضمن اینکه طلاق همسر اولم از نظر من منتفی است. نجفی با این نامه نشان میدهد انسانی است که دچار خطا شده است. هرچند ما تحقیق کردیم و درباره روابط خانم استاد به نتیجه نرسیدیم، اما بعد نجفی گفت که آنچه گفته مکالماتش با مقتول بوده و در این زمینه مدرکی ندارد. بنابراین بیان لفظ پرستو به یک زن جوان و انداختن توپ به زمین یکدیگر از سوی جناحها بسیار کار نادرستی است و باید توجه داشته باشند هر انسانی در هر سمتی ممکن است دست به خطا بزند. اما در نهایت بنا بر وظیفه قانونی و انسانی طرفین پرونده را به صلح و سازش دعوت میکنم. چراکه آرامش اولیایدم در بخشش و گذشت است.
محمدیکشکولی، رئیس دادگاه بعد از اظهارات نماینده دادستان گفت: با توجه به استناد نماینده دادستان به شهود و همچنین درخواست وکلای متهم شهودی که نام برده شده را در دادگاه نیز مورد تحقیق قرار میدهیم.
در ادامه وکلای اولیای دم مقتول برای نجفی درخواست قصاص کردند.
سپس قاضی از زهرا نجفی، دختر محمدعلی نجفی خواست تا در جایگاه قرار گیرد. این دختر جوان که از گفتههای بریدهبریدهاش کاملا مشخص بود دچار اضطراب است، پشت تریبون قرار گرفت و قسم خورد که چیزی بهجز حقیقت نگوید. سپس گفت: من قبل از اینکه صحبتهایم را شروع کنم، به خانواده استاد به خاطر این مصیبت تسلیت میگویم. روز حادثه حدود ساعت 11 بود که فرهاد آقازاده، راننده پدرم به خانه ما آمد. من داشتم آماده میشدم بروم بیرون که او آمد. خیلی مضطرب بود. به من گفت آقای دکتر کیفی داده که به شما بدهم. یک نامه هم دستش بود. نامه را باز کردم و خواندم. سه ورق و شش صفحه بود. شرح مفصلی از آنچه اتفاق افتاده بود در آن نامه آمده بود. پاراگراف آخر نامه آمده بود از همه شما و مردم ایران و دوستانم حلالیت میخواهم، من اشتباه بزرگی کردم و ازدواج با میترا استاد بسیار اشتباه بزرگی بود که نباید از من سر میزد. بعد نوشته بود انا لله و انا الیه راجعون. من با دیدن این آیه بهشدت ترسیدم. آقازاده گفت آقای دکتر را دیدم که شلوارش خونی بود، فکر میکنم اتفاق بدی افتاده است. بلافاصله با علیرضا، همسرم تماس گرفتم و از او خواستم که بیاید. بعد راه افتادیم. من و همسرم در ماشین خودمان بودیم و آقازاده هم با ماشین بابا بود. ما خانه جدید بابا را بلد نبودیم، به همین خاطر آقازاده جلوتر رفت. وقتی رسیدیم ما پشت ستون ایستادیم و از آقازاده خواستیم که در بزند. چندبار در و زنگ زد، کسی باز نکرد. من به او گفتم با کلید در را باز کن. وارد خانه شدیم. علیرضا و آقازاده چند بار بابا و خانم استاد را صدا زدند، صدایی نیامد. همزمان مهیار پسر خانم استاد رسید، آقازاده داشت اتاقها را میگشت، یکدفعه گفت یاابوالفضل! علیرضا به سمت آقازاده رفت، مهیار هم پشت سرشان رفت. من هم رفتم و جسد خانم استاد را دیدیم. من به علیرضا گفتم که اجازه ندهد مهیار جسد را ببیند. مهیار داد میزد بابا مامان را کشته، چاقو برداشت که حمله کند، علیرضا و آقازاده سعی میکردند جلوی او را بگیرند. بعد هم او را بیرون بردند. علیرضا با اورژانس تماس گرفت، تکنسین به ما گفت او را صاف بخوابانیم و ماساژ قلبی را شروع کنیم. من به جسد دست زدم، بدنش سرد بود. با این حال علیرضا ماساژ را با کمک تکنسین شروع کرد که یکدفعه خون از سوراخ روی سینهاش بیرون زد، به علیرضا گفتم مرده است. همزمان آمبولانس هم رسید و تکنسینی که حاضر شده بود هم تأیید کرد که میترا مرده است.
سپس علیرضا، داماد محمدعلی نجفی در جایگاه قرار گرفت او هم ابتدا به خانواده استاد تسلیت گفت و سپس قسم خورد چیزی جز حقیقت نگوید و ادامه داد: همسرم با من تماس گرفت، سر کار بودم، گفت اتفاق بدی افتاده است. من به خانه رفتم. همه استرس داشتند و آقازاده میگفت شلوار آقای دکتر را دیده که خونی بوده است. من فقط پاراگراف آخر نامه را خواندم و بلافاصله راه افتادیم.
او نیز گفتههای همسرش را تکرار کرد و در پاسخ به این پرسش که آیا میداند چرا دکتر نجفی با میترا استاد اختلاف داشت، گفت: من از اینکه چرا آنها با هم اختلاف داشتند، چیزی نمیدانم چون مدتها بود تماس ما با آقای دکتر قطع شده بود و فقط آقای دکتر جواب تماس زهرا را میداد و زهرا به ما میگفت ایشان حالشان خوب است.
او درباره اختلافی که میترا استاد با او داشت گفت: اوایل دوره شهرداری آقای دکتر بود که مراسمی در برج میلاد برگزار شد و خانمی ردیف اول نشسته بود. مانتویی پوشیده بود که رنگ خاصی داشت و آنقدر خاص بود که توجه را جلب میکرد. او کنار دکتر نجفی نشسته بود. من از رئیس برج میلاد پرسیدم این خانم کیست؟ اما جواب درستی نداد. در یک مراسم دیگر همین خانم و برادرش را دیدم. او اینبار محجبه بود و چادر داشت. دوباره از مسئول مراسم پرسیدم این خانم کیست که او هم جواب درستی نداد. بعد تماسی از طرف خانم استاد با من گرفته شد که حرفهای خوشایندی نزدند و با تندی با من برخورد کردند و گفتند به شما چه ربطی دارد که درباره همسر قانونی شهردار تهران سؤال میکنید و از اینکه من درباره ایشان پرسوجو کرده بودم، ناراحت شده بودند.
او گفت: ما هیچ ارتباطی با دکتر بعد از ازدواج مجددش نداشتیم. با حاجخانم (همسر اول نجفی) ارتباط داشتیم و زهرا بیشتر پیش مادرش بود.
در ادامه آقازاده، راننده محمدعلی نجفی در جایگاه قرار گرفت. او درباره صحنه قتل، گفتههای دختر و داماد نجفی را تأیید کرد و گفت: بار اول که مقابل خانه رفتم، متوجه پای خونی دکتر نشدم، اما بار دوم که به من گفت بروم و نامه را بگیرم، دیدم شلوارش خونی است و مچ پایش هم خیلی خونی بود، گفتم چه شده؟ گفت با میترا خانم درگیر شده است. البته من متوجه اختلاف ایشان با همسرش شده بودم چون چندین بار صورت دکتر کبود بود اما چیزی به دکتر نگفتم. یکبار هم دیدم تلفنی دعوا میکردند. من خانم استاد را برای خرید بیرون میبردم، اما بیشتر کارهای دکتر را انجام میدادم. آن روز هم دکتر به من گفت نامه و کیفها را به دخترش برسانم و بعد من دنبال حاجخانم رفتم و گفتم چه شده است و بعد با هم به خانه زهراخانم رفتیم و من نامه و کیفها را دادم.
او درباره مهیار گفت: مهیار، زهراخانم را نمیشناخت. زهراخانم اول فکر کرد از لابی چیزی آوردهاند، گفت هرچه هست بدهید و بروید. من گفتم که ایشان پسر میتراخانم هستند. بعد که جسد میتراخانم را پیدا کردیم، زهراخانم و همسرش سعی داشتند ایشان جسد را نبیند. چون چاقو داشت من ترسیدم به زهراخانم یا علیرضا صدمه وارد کند و سعی کردیم با کمک نگهبان چاقو را از او بگیریم.
سپس خبرنگار یک سایت خبری که با میترا استاد روز حادثه قرار مصاحبه داشت، در جایگاه قرار گرفت، قسم خورد به جز حقیقت چیزی نگوید و ادامه داد: زمانی که دکتر نجفی از سمت شهرداری استعفا داد ما گزارشی نوشتیم درباره نقش پرستوها در زندگی سیاسیون. مدتی بعد خانم استاد با یک کانال تلگرامی مصاحبه و عکسهای خصوصیاش را منتشر کرد. من از ادمین کانال شماره خانم استاد را گرفتم و قرار مصاحبه گذاشتم که منتشر شد. بعد از آن خانم استاد دو بار با من تماس گرفتند؛ یکبار دیماه سال گذشته بود که درباره زندگی خصوصیاش صحبت کرد و گفت که دکتر نجفی قولهایی را که به او داده عملی نکرده است و بعد هم تأکید کرد که صدای دکتر نجفی را ضبطشده دارد و گلایه کرد که دکتر نجفی هرچه داشته به نام همسر اول و دخترش کرده است. من به ایشان گفتم به دفتر سایت بیاید که بعد خودشان کنسل کردند. بار دوم روز قبل از حادثه تماس گرفت و گفت: همسر اول دکتر نجفی از او جدا شده است. خانم استاد گفت که چون پدرش ناراحت است، میخواهد این موضوع را رسانهای کند. او به من گفت که پدرش به خاطر ازدواج او ناراحت است و به او گفته کارهایش باعث سرشکستگی خانوادهاش شده است. میترا به من گفت: پدرم میگوید مردم به من میگویند دخترت زن دوم یک مرد مسن شده است و گلایه میکند چرا من زن دوم شدم و آبروی او را بردهام. میترا گفت: حالا میخواهم جداشدن همسر اول دکتر نجفی را علنی کنم تا همه بدانند من تنها همسر دکتر نجفی هستم و دیگر زن دوم نیستم. البته خانم استاد باز مسائل خصوصی را مطرح کرد و گفت که قولهایی به او داده شده بود و عملی نشده و گفت که در این زندگی دچار صدمه فیزیکی و روحی شده است. تا اینکه شب برای من مسیج فرستاد که فعلا قصد مصاحبه ندارد و میخواهد به مسافرت برود. بعد عکسنوشتهای با این مضمون فرستاد که هرکسی که در برابر ظلم سکوت کند با ظالم همدست است. فردای آن روز خبر قتل ایشان منتشر شد.
بعد از گفتههای شهود، قاضی دادگاه اعلام تنفس کرد و گفت: با توجه به اینکه پسر میترا استاد در دادگاه نیست و گفتههای او به روند پرونده کمک میکند، ادامه رسیدگی به 24 تیرماه موکول میشود.
بنا بر این گزارش از خانواده میترا استاد فقط برادرش مسعود در دادگاه حضور داشت که بعد از پایان جلسه دادگاه نیز چند دقیقهای را در گوشهای با دکتر نجفی صحبت کرد. این مکالمه به درخواست وکلای اولیایدم انجام شد. آنها از رئیس دادگاه خواستند اجازه دهد چند دقیقهای با محمدعلی نجفی صحبت کنند، اما بیشتر صحبت دکتر نجفی با برادر میترا استاد و بهتنهایی انجام شد. سپس وکلا نیز کنار مسعود استاد قرار گرفتند. مسعود استاد، برادر میترا استاد درباره موضوع گفتوگویش با دکتر نجفی چیزی نگفت اما توضیح داد خانوادهاش روی قصاص پافشاری دارند. وکلای دکتر نجفی بعد از دادگاه اعلام کردند تلاشهایی برای دلجویی از اولیایدم انجام شده است.
ناگفته هایی که گره در پرونده نجفی انداخت
صبح دیروز در نخستین جلسه محاکمه محمد علی نجفی که در شعبه نهم دادگاه کیفری تهران برگزار شد، نماینده دادستان با طرح کیفرخواست جزئیات قتل میترا استاد را قرائت کرد و با بیان اعترافات محمد علی نجفی شرح داد که روز وقوع این جنایت در صحنه قتل چه گذشت.
ساعت 9 صبح دیروز درهای سالن اصلی دادگاه کیفری به روی خبرنگاران گشوده شد و افرادی که مجوز حضور در جلسه دادگاه را داشتند وارد شدند. ساعت 9:14 نیز محمد علی نجفی – شهردار اسبق تهران- با لباس زندان و در حالی که دستبند بر دستانش گره خورده بود همراه با مأموران بدرقه وارد سالن دادگاه شد. این در حالی بود که دختر، داماد و راننده نجفی نیز در سالن حضور داشتند. اما از خانواده میترا استاد – مقتول- فقط وکلای ایشان و برادرش مسعود در جلسه حاضر شده بودند و از پدر و مادر و تنها پسر میترا خبری نبود. این در حالی بود که قاضی محمد کشکولی - ریاست دادگاه- به وکلای خانواده مقتول تأکید کرد؛ حضور پدر و مادر و فرزند میترا استاد برای جلسه بعدی دادگاه الزامی است.
سپس قاضی کشکولی یادآور شد جلسه دادگاه علنی بوده و پوشش خبری آن از سوی رسانهها آزاد است. وی گفت: در پرونده حاضر مقام قضایی از ابتدا در صحنه جرم و تحقیقات مقدماتی حضور داشته؛ اما برخی از دستگاههای اجرایی سعی کردند تا در امور قضایی دخالت کنند و سبب تشویش اذهان عمومی شدند.
قاضی کشکولی با تأکید بر مراعات اصول بیطرفی، استقلال قضایی و حفظ حقوق شهروندی گفت: از نماینده دادستان، اولیای دم و وکیل آنها و متهم پرونده و وکلای وی میخواهم که اخلاق را رعایت کنند تا بتوانیم یک دادرسی منطبق با موازین قانونی داشته باشیم.وی در ادامه ضمن اعلام رسمیت جلسه گفت: جلسه با حضور وکیل اولیای دم محمدعلی نجفی به عنوان متهم، وکلای مدافع از جمله حمیدرضا گودرزی، سید محمود طباطبایی و لاله عقبایی تشکیل شده است. در ضمن زهرا نجفی دختر متهم و همسرش علیرضا بربری، فرهاد آقازاده (راننده نجفی) و خبرنگار انصاف نیوز به عنوان مطلعین حضور داشتند.درادامه رئیس دادگاه از قاضی محمد شهریاری نماینده دادستان خواست تا کیفرخواست را قرائت کند.نماینده دادستان نیز گفت: در پرونده دادسرای جنایی تهران، محمدعلی نجفی فرزند احمدعلی ۶۶ ساله، بازنشسته، اهل و ساکن تهران، از تاریخ 8 خرداد در زندان اوین بازداشت است. وی به مباشرت در قتل عمدی میترا استاد فرزند کاکابرار، ۳۶ ساله همسر دوم خود با سلاح گرم، حمل و نگهداری سلاح و مهمات جنگی غیرمجاز و ایراد صدمه عمدی بدنی غیر منتهی به فوت متهم است.
گزارش قتل
ساعت ۱۲:۳۰ صبح هفتم خرداد با تماس کلانتری شهرک غرب مبنی بر وقوع قتل در یک برج مسکونی در سعادت آباد تهران ، بازپرس بلافاصله به همراه اکیپ (پزشکی قانونی، تشخیص هویت، پلیس آگاهی) به محل رفتند.بعد از ورود تیم جنایی، جسد مقتوله در وان حمام به نحوی که سر به سمت جنوب و پاها به سمت شمال و آثار خونریزی از ناحیه سینه و پهلو وجود داشت مشاهده شد و آپارتمان هم به هم ریختگی داشت به نحوی که مشخص بود به تازگی اسباب کشی کردهاند.نماینده دادستان گفت: در صحنه دستنوشتهای کشف شد که در آن نوشته شده بود «در طول یک سال و اندی گذشته تمام سعی خود را کردم تا بدون خونریزی مشکلات را با میترا استاد حل کنم، اما او هیچ نصیحتی را پذیرا نبود حتی پیشنهاد دادم که تمام حق و حقوقت را پرداخت میکنم؛ اما او به من میگفت در وهله اول برای گرفتن انتقام از همسر و دخترت آمدهام و تا خیانت نکنم دست بر نمیدارم.»وی در ادامه نامه نجفی را خواند و گفت: «از تهدید و توهین او خسته شدهام از دیروز شروع کرد به تماس گرفتن با برخی مردهای بیگانه که با آنها رابطه نامشروع داشت و برای توجیه رفتار خود به من تهمت زشت میزد». نماینده دادستان گفت: کشف این دستنوشته بر ما روشن کرد که عامل قاتل میتواند محمد علی نجفی باشد، بنابراین دستگیری وی در دستور کار قرار گرفت.
ماموریت راننده نجفی
شهریاری افزود: صحنه به طور کامل بررسی و در وان حمام آثار پاشیدن خون و شلیک چند گلوله به در و دیوار مشاهده شد، یک عدد بالش سفید رنگ که در آن آثار ورود و خروج گلوله بود، پیدا شد. دوربینهای مدار بسته ساختمان بررسی شد که نشان میداد ۱۱:۴۳ صبح همان روز محمدعلی نجفی در حال خروج از ساختمان است و قبل از خروج او، راننده محمدعلی نجفی با هویت فرهاد آقازاده به در خانه متهم مراجعه و دو عدد کیف را خارج میکند.
در تحقیقات انجام شده از فرهاد آقازاده او گفت: ساعت ۹:۲۶ روز حادثه دکتر نجفی با من تماس گرفته و آدرسی به من داد که به آنجا بیایم. بعد خانه نجفی در طبقه هفتم برجی در سعادت آباد مراجعه کردم، زنگ زدم او در را باز کرد، شلوارک پوشیده و مچ پای او خونی و زخمی بود. دو عدد کیف قهوهای و مشکی تحویل من داد و خواست که آن را به دخترش زهرا نجفی برسانم.شهریاری افزود: فرهاد آقازاده در ادامه تحقیقات بیان کرده کیف را به دختر دکتر نجفی رساندم، بعد از باز کردن کیف نامهای در آن بود که پدرش به او گفته بود به فلان آدرس مراجعه کنید. ما به همراه دختر او به آدرس رفتیم، چند بار در زدیم در را کسی باز نکرد بعد از آن با کلیدی که داشتم وارد ساختمان شدیم، در حمام با جسد میترا استاد مواجه شدیم که بعد از آن با ۱۱۰ تماس گرفتیم.
جسد میترا در وان حمام
در ادامه از مهیار پسر مقتوله سؤال شد، او گفت برای گرفتن پول آژانس به منزل مادرم رفتم دیدم دو نفر غریبه که یکی دختر نجفی است در محل هستند و گریه میکنند. بعد دیدم مادرم در حمام و خونی است. فکر نمیکردم مادرم مرده باشد هر چه با آقای نجفی تماس میگرفتیم گوشیاش خاموش بود، نجفی شب گذشته در آپارتمان مادرم بود. معمولاً او با مادرم درگیری لفظی و گاهی بدنی داشت.نماینده دادستان گفت: از زهرا نجفی تحقیق به عمل آمد که در تحقیقات گفته است: آقای آقازاده راننده پدرم به منزل ما آمد دو کیف دستی به من دادند من به همراه همسرم و راننده به منزل بابا آمدیم، چند بار زنگ زدیم خودمان در را باز کردیم بابا و خانم استاد را صدا کردیم، همان موقع پسر میترا استاد رسید، به سمت سرویس بهداشتی رفتیم و من دیدم که میترا استاد در وان حمام است و جسم او سرد میباشد.شهریاری در ادامه قرائت کیفرخواست افزود: با توجه به خروج دو عدد کیف از صحنه به منزل دختر متهم زهرا نجفی رفتیم. کیفها به همراه سه برگ کشف شد. در داخل کیف شش عدد گوشی که در فویل پیچیده شده بود و متعلق به متهم نجفی، مقتوله و فرزند مقتوله است، کشف شد.
ازدواج به اجبار برخی نهادها
نماینده دادستان ادامه داد: در بررسیها نامهای کشف شد که متهم نجفی در آن میگوید «او در اردیبهشت ۹۶ با عدهای به دیدن من آمدند و گفتند که کاندیدای شورای شهر هستند و من او را به دوستانم معرفی کردم، البته آن زمان او محجبه بود. بعد از آن ملاقات خصوصی داشتیم و مطالبی را درباره زندگی خود به من گفت که مسلمان و مطلقه است؛ اما او قبل از مسلمان شدن با یک کارگردان زندگی عاشقانه ای داشته است، بعد از آن به عقد موقت یک دیپلمات در وزارت خارجه در میآید، بعد از آن هم به عقد موقت شخص دیگری در آموزش و پرورش درآمده بود و همه این موارد را همسر او اطلاع داشت. بعد از آن در تیرماه به عقد موقت من درآمد که البته خیلی اشتباه کردم.
شهریاری گفت: در یادداشتی که از متهم به دست آوردیم قید شده که برخی نهادها وارد قضیه شدند و در نتیجه علیرغم میل متهم مجبور شد میترا استاد را به عقد دائمی خود با مهریه هنگفت درآورد.
قاضی کشکولی در این بخش از کیفرخواست خطاب به نماینده دادستان گفت: برخی از مسائل، مستلزم آن است که در جلسه غیرعلنی مطرح شود.نماینده دادستان نیز در پاسخ به قاضی گفت: من این نامه را با توجه به اینکه خود آقای نجفی اذعان کرد، میخوانم و در ادامه به مواردی که در خصوص جرم مطرح است اشاره خواهم کرد.توهین: در این قسمت متهم اذعان کرده که مقتوله به وی توهین میکرد. تهمت: متهم اذعان داشته که مقتوله از هیچ تهمتی علیه وی فروگذاری نمیکرد: تهدید و مسائل شرعی.
نماینده دادستان ادامه داد: متهم در آخر دستنوشته خود چنین گفته است که این مسائل وی را به این نتیجه رساند که مقتوله مهدورالدم است و برای همین کار را یکسره کردهام و از همه ملت ایران عذرخواهی میکنم. از دکتر مسلماننژاد که منزل خود را در اختیار من قرار داد تشکر دارم و از باران عزیز به خاطر اینکه این زن مرا شش ماه از دیدن وی محروم کرد، عذرخواهی میکنم.
شهریاری خاطرنشان کرد: در ساعت ۱۹ همان روز متهم خود را به پلیس آگاهی تهران معرفی کرد و در همان مرجع انتظامی با سلاح حاضر شد و به قتل و انگیزه اختلافات خانوادگی اعتراف کرد و اعلام کرد که خشاب از قبل در اسلحه بوده است.نماینده دادستان در ادامه گفت: متهم نزد بازپرس شعبه ۱۰ دادسرای امور جنایی تهران در تحقیقات اعلام کرد که در زمان هشت ماه عقد موقت و یک سال عقد دائم، مدام جنگ و جدل داشتهاند. حتی سه یا چهار بار ایشان (مقتوله) نسبت به من چاقوکشی کردهاند و تا ساعت ۲:۳۰ بامداد توهین و فحاشی نسبت به من کرده است.شهریاری با اشاره به اظهارات متهم نجفی در تحقیقات مقدماتی، تصریح کرد: متهم نجفی اظهار داشت در ادامه مقتوله خواست تا به حمام برود، لباس خود را درآورد و وارد حمام شد اسلحه را که سازمانی و مسلح بود برداشتم و به سمت حمام رفتم که این جمله برخلاف جملات اولیه متهم در مرجع انتظامی است؛ چرا که وی اعلام داشته بود که اسلحه را خودش مسلح کرده است.
پس از قتل چه گذشت
وی در ادامه قرائت کیفرخواست و اظهارات متهم نجفی گفت: متهم اذعان داشت که اسلحه را نشان دادم و مقتول ترسید و گفت علی غلط کردم، درستش میکنم. در ادامه چند گلوله شلیک شد و تیر آخر به سینه وی برخورد کرد. یک ساعت با خود کلنجار رفتم که خود را با خودکشی مجازات کنم یا خیر، دو دستنوشته از خود به جای گذاشتم و به مزار پدرم در قبرستان وادیالسلام رفتم و میخواستم خودکشیکنم که نتوانستم در ادامه به حرم حضرت معصومه (ع) رفتم و یک کیف دستی که اسلحه نیز در آن بود به همراه داشتم که خواستم به خادم آنجا تحویل دهم که مرا شناخت و گفت که میتوانی آن را با خود داخل ببری؛ اما با این حال آن را تحویل دادم و وارد حرم شدم که یکی دو نفری مرا شناختند و خواستند با من عکس بگیرند. یک عکس نیز از من گرفته شد که در فضای مجازی پخش شد.شهریاری در ادامه اظهار کرد: متهم در اعترافات خود اعلام کرد که چون احساس میکردم خانوادهام پس از این موضوع تحت فشار قرار میگیرند عنوان مهدورالدم را به کار بردم و به خاطر این بود که خانوادهام بتوانند از خود دفاع کنند.وی با اشاره به اعترافات متهم خاطرنشان کرد: متهم نزد بازپرس اعتراف به قتل کرده و انگیزه را اختلافات خانوادگی عنوان کرده است از طرفی سلاح تا سال ۹۴ دارای مجوز بوده که بعد از آن مجوز اسلحه را تمدید نکرده است.وی با اشاره به مشخصات آلت قتاله عنوان کرد: آلت قتاله از نوع برتا، کالیبر 9 میلیمتری با ۱۳ فشنگ که ۵ فشنگ از سلاح شلیک شده که در بدو امر با مجوز بوده، اما متهم آن را تمدید نکرده است. بر اساس نتیجه کارشناسی سلاح از نوع جنگی بوده و هر ۵ عدد پوکه از سلاح شلیک و خارج شده است.وی با اشاره به نتیجه بررسی دوربینهای مدار بسته در محل جنایت افزود: در ساعت ۱۱:۴۳ متهم در حالی که یک کیف دستی کوچک به همراه داشت از ساختمان خارج شد و در ساعت ۱۲:۰۰ راننده همراه با دختر و همسر متهم و پسر مرحومه وارد ساختمان شدند و موضوع را به پلیس اطلاع دادند که در ادامه دستور انتقال جسد به پزشکی قانونی صادر شد.نماینده دادستان با اشاره به نتیجه بررسیهای انجام شده روی جسد مقتوله اظهار کرد: کف دست چپ مقتوله در پی شلیک گلوله سوراخ شده و یک سوراخ بیضوی شکلی نیز در سینه مقتوله وجود دارد. شدت آسیب وارده به حدی بوده که قلب از پایه عروقی خارج شده است.وی با اشاره به انگیزه متهم از قتل مقتوله اظهار داشت: متهم عدم نصیحتپذیری و عدم قبول طلاق در ازای پرداخت مهریه و دروغ گفتن و ارتباط با برخی از افراد را انگیزه خود از قتل اعلام کرده است؛ اما متهم در اظهارات بعدی خود عنوان کرده که، چون قصد خودکشی داشته مطالب مذکور را نوشته است و متهم در جای جای پرونده در بیان انگیزه خود از قتل اختلافات خانوادگی و زناشویی را بیان میکند و مهدورالدم بودن مقتوله را رد میکند و اعلام میدارد که از بالش برای مخفی کردن سلاح استفاده کرده و قصد قتل نداشته که این موضوع با دستنوشتهها تناقض دارد.
شهریاری تصریح کرد: اگر چه بررسی ادعای مهدورالدم بودن در صلاحیت دادگاه است؛ اما برای بررسی و جمع آوری ادله مورد ادعای متهم، افراد زیادی شناسایی و بازجویی شدند که تمامی افراد احضار و ضمن مواجهه حضوری با متهم اعلام کردند که هیچ گونه رابطه نامشروعی با مقتوله نداشتهاند و برپاکی وی شهادت دادند.
برادر مقتول : میترا مسلمان بود
مسعود استاد در گفتوگو با خبرنگار «ایران»گفت: قرار بود مسائلی را افشا کنم اما فعلاً دست نگه داشتم تا ببینم رأی دادگاه چه میشود. قرار بود ثابت کنند که قتل غیر عمد بوده و دوستان و وکلای آقای نجفی خیلی تلاش کردند اما نتوانستند این موضوع را ثابت کنند. بعد هم صحبت به پرستو بودن خواهرم کشیده شد که این موضوع هم در نهایت منجر به آبروریزی خود قاتل شد و این مسأله هم تأیید نشد. بعد از این موضوع مسأله مهدورالدم بودن را مطرح کردند که در جلسه دادگاه متوجه شدم این موضوع هم به نتیجه نرسیده است. تمام افرادی که مدعی شدهاند با میترا ارتباط داشتهاند به دادسرا احضار شدهاند و خوشبختانه تمامی آنها به پاکدامنی میترا شهادت دادهاند و نتوانستند میترا را محکوم به مهدور الدم بودن کنند. البته این را هم بگویم چنین تهمتی دور از انسانیت و شرافت انسانی است که شخصی بخواهد دست به چنین کاری بزند. من فعلاً سکوت میکنم و منتظر رأی دادگاه هستم و خوشبختانه تا الان قوه قضائیه براساس عدالت پیش آمده است.
مسعود استاد در رابطه با اینکه در نخستین جلسه دادگاه چه صحبتی بین او و نجفی رد و بدل شد به خبرنگار «ایران» گفت: نجفی قسم خورد که نمی خواسته خواهرم را بکشد. گفت من به فکر مادر میترا و پسرش هستم. بیشتر همان حرف هایی که در دادسرا به من گفته بود را مطرح کرد. من هم در جواب او سکوت کردم و بیشتر شنونده بودم.
برادر مقتول در خصوص اینکه گفته شده میترا مسلمان نبوده نیز به خبرنگار ما گفت: این مورد نیز جزء مسائلی بود که می خواستند با طرح آن ریختن خون میترا را مباح اعلام کنند تا تنها دیه به متهم تعلق بگیرد و با پرداخت مبلغی متهم نجات پیدا کند. آنها تمام راه ها را رفته اند تا قتل عمد خواهرم را شبه عمد یا غیر عمد جلوه دهند اما درنهایت خودشان مهدور الدم بودن را تکذیب کردند.

او در پاسخ به این سؤال خبرنگار «ایران»که چرا مهیار – پسر مقتول- در دادگاه حضور نداشت گفت: مهیار 16 سال دارد و مسائلی که امروز در دادگاه در رابطه با قتل خواهرم مطرح شد مطالب ناراحتکنندهای بود که دلم نمیخواست او بشنود چرا که تا آخر عمر در ذهنش باقی میماند و روز قتل تأثیرات منفی به او وارد شده است. چهارشنبه هم که مجبوریم او را به دادگاه بیاوریم از قاضی خواستهام در خصوص مسائل پزشکی و جزئیات قتل صحبتی به میان نیاید.وی درنهایت در پاسخ به این سؤال که موضوعاتی که قرار است بعد از صدور رأی بیان کنید در چه خصوص میتواند باشد گفت: موضوعات مربوط به طرف مقابل است و بعد از رأی دادگاه بیان میشود. این جنایت خانوادگی است و هیچ دلیل سیاسی یا امنیتی ندارد. هر چند که سعی کردند موضوع قتل را سیاسی جلوه دهند اما قتل خانوادگی است. ما تهدید شدیم، درخواست مذاکره به ما داده شد ولی من آدمی نیستم که از این جوسازیها بترسم. ما قصاص میخواهیم.برادر میترا استاد همچنین در پاسخ به سؤال دیگری مبنی بر اینکه گفته میشود نجفی به جای فرد دیگری قتل را به گردن گرفته است، اظهار کرد: دوربینها زمان خروج نجفی را ضبط کردند و چنین فرضیهای درست نیست.
دفاع وکلا از متهم در جلسه دوم
گودرزی وکیل متهم در پاسخ به این سؤال خبرنگار ما که قاضی اعلام کرده بخشی از دادگاه غیر علنی است و چه مواردی در این بخش از دادگاه قرار است رسیدگی شود گفت: یک سری مطالب و موضوعات است که به اصول خانواده و مسائل اخلاقی نمیخورد به همین دلیل طبق قانون غیر علنی برگزار میشود. قسمتهایی که الان نمیتوانم از آن صحبتی به میان آورم و چهارشنبه مطرح میشود.
او در رابطه با مذاکره و صحبت با خانواده اولیای دم برای رضایت گفت خانواده متهم در این رابطه باید اقدام کنند که باتوجه به شرایط روحی اولیای دم این امر فعلاً مقدور نیست. درست است که روند رسیدگی به این پرونده سریع است اما در جامعه سریع نیست و به هر حال کسی که فرزندش را از دست داده داغدار است. آنها از نظر روحی و روانی در تشویش هستند و نگرانیهایی برایشان به وجود آمده است. در تلاش هستیم راهی برای مذاکره پیدا کنیم.
وی در پاسخ به سؤال خبرنگاران که آیا مطمئن شده اید نجفی قاتل است؟ گفت: در دفاعیات خود بیان خواهم کرد و پاسخم به سؤال شما فعلاً منفی است. اگر بخواهم جواب بدهم سؤالات گسترده تری مطرح میشود که بهتر آن است روز چهارشنبه 26 تیرماه دفاعیات خود را بیان کنم. شاید راه جدید در این پرونده گشوده شود.
نخستین عکس از جسد
زهرا نجفی - دختر متهم- بهعنوان مطلع در پرونده قتل میترا استاد به دستور قاضی دکتر کشکولی پشت تریبون دفاع قرار گرفت و با تسلیت به خانواده میترا استاد سوگند یاد کرد که هیچ حرفی به جز مشاهدات خود بدرستی بیان نکند.
وی گفت: روز 7 خرداد امسال راننده پدرم همراه با 2 عدد کیف به خانهمان مراجعه کرد. داخل یکی از کیفها نامهای 3 صفحهای بود با توجه به اینکه در پایان نامه پدرم از ما و خانواده و دوستان حلالیت طلبیده بود و انالله واناالیه راجعون گفته بود نگران شدم. آقازاده ( راننده پدرم) هم خیلی هراسان بود وگفت آخرین بار که پدرم را در خانهاش دیده بود روی شلوارک پدر لکههای خون بوده است و احتمال میداد که اتفاق بدی افتاده باشد. با شوهرم تماس گرفتم و ایشان به خانه بازگشت. من و همسرم همراه راننده پدرم به خانه میترا استاد در منطقه سعادت آباد رفتیم و هرچه در زدیم کسی پاسخگو نبود. از آقازاده با توجه به اینکه کلید خانه را داشت خواستم در را باز کند و وارد خانه شد. همان لحظه پسر میترا استاد هم رسید. آقازاده (راننده پدرم) به اتاق خواب رفت و پس از باز کردن در حمام با صدای بلند فریاد زد یا ابوالفضل که من با عجله وارد حمام شدم و با جسد میترا استاد که به حالت نشسته داخل وان حمام بود رو به رو شدم. به بدن میترا دست زدم سرد بود.وی در خصوص سؤال قاضی کشکولی که پرسید چرا از جسد عکس گرفته گفت: وقتی وارد حمام شدم از همسرم خواستم با اورژانس تماس بگیرد و چون اورژانس گفته بود که او را بخوابانیم من با توجه به اینکه نمیخواستم صحنه بهم بخورد یک عکس از میترا استاد که داخل وان حمام بود گرفتم.وی ادامه داد: ابتدا نمیدانستیم که میترا تیر خورده با دستور اورژانس او را خواباندیم و ماساژ قلبی دادیم که ناگهان دیدم روی سینه سمت چپ او سوراخ است و با فشارما به قفسه سینهاش از آن خون بیرون میزد سپس پوکهها را کف حمام دیدم و از شوهرم خواستم دیگر ادامه ندهد. زهرا نجفی در خصوص ورود پسر میترا به داخل خانه گفت: راننده پدرم نفر اول بود که در را باز کرد و وقتی همسرم متوجه خون داخل حمام شد مانع ورود مهیار پسر میترا به داخل حمام شد تا صحنه را نبیند.کف حمام خون خشک شده بود وقتی اورژانس وارد خانه شد عنوان کرد دو ساعت از ماجرای قتل گذشته بود و بدن میترا خشک و برهنه بود و یک حوله روی بدنش وجود داشت. زهرا نجفی درباره صحنه داخل وان حمام گفت پای راست بیرون از وان و دست راست بهصورت جمع شده بیرون از وان حمام و پای چپ بهصورت جمع شده داخل وان و گردن مقتول به سمت چپ جمع شده بود.
میترا به خبرنگار چه گفته بود؟
معصومه رشیدیان- خبرنگار انصاف نیوز- آخرین نفری بود که در نخستین جلسه محاکمه محمدعلی نجفی در جایگاه ویژه قرار گرفت. او که بهعنوان مطلع به دادگاه محمد علی نجفی احضار شده بود برای شفافسازی پشت تریبون قرار گرفت و گفت: زمانی که محمد علی نجفی شهردار تهران بود ما بهدنبال یک سوژه بهعنوان نقش پرستوها در زندگی سیاستمداران بودیم که در این دوران مسائلی شنیدیم و تلاش کردم با دکتر نجفی تماس بگیرم که موفق به صحبت نشدم.وی افزود: بعد از مدتی تصاویر خانم استاد و دکتر نجفی منتشر شد و بعد از آن میترا استاد با کانال امید مصاحبه کرد و سؤال ما این بود که چرا دکتر نجفی از شهرداری رفت و هر چه تلاش کردیم با شهردار سابق صبحت کنیم موفق نشدیم تا اینکه آبان ماه سال گذشته میترا استاد با من تماس گرفت و مسائل شخصیاش را به من گفت که تأکید کردم قابل درج نیست و خواستم حضوری صحبت کنیم.خبرنگار انصاف نیوز ادامه داد: ظهر 6 خرداد ماه با میترا درمورد مسائل خصوصیاش صحبت کردیم که گفتم باید با سردبیر حرف بزند که ساعت 7 عصر پیامک داد عازم یک سفر است و نیمه شب 2 عکس متن دار برای من فرستاد که در یکی از آنها نوشته شده بود سکوتکنندگان در برابر ظلم همراه ظالم هستند.وی گفت: در آخرین تماس میترا تأکید کرد که نجفی از زن اولش طلاق گرفته و دیگر زن دوم نیستم و نجفی همه مال و اموالش را بهنام دخترش کرده است. میترا استاد گفت که پدرم با من تماس میگیرد و میگوید که آبرویمان را بردی و مردم میگویند دخترم با یک پیرمرد ازدواج کرده است. وی قصد داشت با مصاحبهاش جایگاه اجتماعی خودش را اصلاح کند.