
نوع تربیت فرزندان تاثیر بسزایی بر شکلگیری شخصیت آنها و رفتارهایشان در آینده دارد. کودکانی که در محیطی خشن و فارغ از احساس، بزرگ میشوند در بزرگسالی بیش از دیگران تمایل به حیوانآزاری خواهند داشت تا به این وسیله، خشم فروخورده خود را خالی کنند.
دیدارنیوز ـ گویا قصه حیوان آزاری در ایران، پایانی ندارد. آخرین سکانس این رفتار ۲۵ خردادماه در اسله سوادکوه استان مازندران اتفاق افتاد. خبر این بود: یک توله خرس ۲ساله هنگامی که همراه مادر خود در حرکت بود از یک تپه به پایین سقوط کرده و از مادرش فاصله گرفت. اهالی روستا به طرز بیرحمانهای با ضربات متعدد سنگ و چوب، توله خرس را زخمی کردند. هرچند کوهنوردان عابر به محیط بانها اطلاع دادند و آنها به کمک توله خرس شتافتند، اما به دلیل شدت جراحات، آنها نتوانستند حیوان را نجات دهند و در نهایت توله خرس کشته شد.
حمله کنندگان به توله خرس حتی در تلاش بودند تا پیکر نیمه جان او را وارد یک کامیونت کنند و از محل دور سازند که به دلیل ترس از گرفتاری قانونی و به دلیل پشیمانی، این کار به سرانجام نرسید، گرچه پس از این کار، تحت تعقیب قرار گرفتند و بازداشت شدند، اما نکته تاسف بار ماجرای مورد اشاره در تکرار این دست از وقایع است، یعنی همانطور که این بزه برای اولینبار نیست که روی میدهد، متاسفانه با تجربیات گذشته، برای آخرین بارهم نخواهد بود و باز تکرار میشود.
بر اساس اخبار منتشره در سال ۹۴ دو پسر جوان از شهرستانِ کُردکوی گلستان در یک کارگاه در اطرافِ شهر، سگی را به وسیلهٔ دستگاهِ رنگپاش به رنگ قرمز درآوردند و پس از آزارِ سگ، اقدام به گرفتنِ عکس سلفی با آن کردند یا در سال ۹۵ دو نوجوان پسر در یکی از روستاهای تابعهٔ شهرستان میناب، با سنگسار کردن یک گربه و خفه کردن یک سگ، به انتشار ویدئوی آن در شبکههای اجتماعی دست زدند.
حیوان آزاری را نمیتوان به گروه خاصی نسبت داد و مختص ایران هم نیست چراکه در تمام دنیا نمونههایی از این دست را میتوان یافت، اما به طور حتم، دارای دلایلی است که نباید دور از نظر پنداشت.
حیوانات، بخشی از جامعه طبیعی و زیست محیطی را تشکیل میدهند و در برقراری توازن در نظام طبیعت، نقش موثر و غیرقابل انکاری دارند. حیوانات مانند انسانها از حقوق خاص خویش مانند حق حیات، حق درمان، حق آرامش، حق زیست جمعی، حق پرهیز از هر نوع خشونت، حق پرهیز از هرگونه نسلکشی، حق استفاده از حیاتوحش و مانند آنها برخوردارند و هرگونه تعدی و تفریط نسبت به آنها به منزله نقض حقوقشان محسوب می شود؛ بنابراین زمانی که بر علیهشان درهر گوشه دنیا خشونتی به کارگرفته میشود آن را از نمونههای بارز مشکلات روانی تلقی میکنند، زیرا انسانِ سالم از آزار دادنِ جانوران خوشحال نمیشود و برخی از متخلفان که دست به این کارها میزنند بدون شک نیاز به درمان دارند و این مسئله به قدری جدی است که به طورمستند ثابت شده، بسیاری از قاتلهای زنجیرهای سابقهٔ حیوانآزاری داشتهاند.
فربد فدایی، روانپزشک و مدیر گروه روانپزشکی دانشگاه توابخشی علوم بهزیستی در خصوص حیوانآزاریهای اخیر گفته است: «در بررسی سوابق افراد مجرم و جنایتکار که مبتلایان به شخصیت ضد اجتماعی هستند، عموماً سابقه آزار جانوران وجود دارد که معمولا این رفتار ناخوشایند از دوران کودکی در رفتارهای فرد دیده میشود؛ بنابراین میتوان گفت رابطه نزدیکی بین شیوع حیوانآزاری با رفتارهای مجرمانه و کیفری در دوران بزرگسالی وجود دارد.»
علاوه براین مسئله فردی که حیوانآزاری میکند، نه تنها برای حیات وحش و حیوانات، که برای جامعهٔ انسانی نیز زیان بار و خطرناک است. همه به خوبی با مفهوم خشونت آشنا هستیم چرا که بارها در معرض آن به اشکال مختلف اعم از جسمی، روحی و کلامی قرار گرفتهایم و در نتیجهاش آسیبهای مختلفی را تحمل کردهایم. آزار و اذیت حیوانات نمونه بارزی از به کاربردن خشونت در شکل و نوعی دیگر است که به سادگی میتواند به همنوع منتقل شود.
علی امینی، متخصص بیماریهای اعصاب و روان دراین رابطه توضیح داده است: «روند شکلسازی سلولهای مغزی از کوچکی شکل میگیرد و اگر فرد در محلی زندگی کند که خشونت در آن زیاد است سلولهای عصبی در کنترل خشونت ضعیف میشوند و حاصل رشد و تکامل مغزی به طور نامتناسب اتفاق میافتد. البته اثرات ژنتیکی را هم نباید دراینباره فراموش کنیم.»
بدونشک نوع تربیت فرزندان، تاثیر بسزایی بر شکلگیری شخصیت آنها و رفتارهایشان در آینده دارد. کودکانی که در محیطی خشن و فارغ از احساس بزرگ میشوند در بزرگسالی بیش از دیگران تمایل به حیوانآزاری خواهند داشت تا به این وسیله خشم فروخورده خود را خالی کنند؛ بنابراین عدم آموزش لازم و نبود حمایت در افزایش آگاهیهای مورد نیاز، از عواملی است که باید به طور جد مورد توجه قرار گیرد. متأسفانه حیوان آزارها کم سواد یا بی سوادند یا آموزشهای لازم را در این جهت ندیده اند. در فرهنگ مطلوب ایرانی – اسلامی، هرگز آزار حیوانات کار پسندیدهای محسوب نشده است و همواره بر غیر آن توصیه میشود، بنابراین آموزش از جمله مواردی است که باید مورد توجه مستقیم دولت قرار گیرد، زیرا غفلت از آن، عاقبت خوشایندی به همراه نخواهد داشت.
البته قانون هم در این زمینه نقش بسیار مورد توجهی دارد و طبق ماده ۶۸۰ قانون مجازات اسلامی هرکس برخلاف مقررات و بدون مجوز قانونی اقدام به شکار یا صید حیوانات و جانوران وحشی حفاظت شده کند، به حبس از دو تا ده سال محکوم خواهد شد و هرگونه تعدی مستوجب مسئولیت است؛ به عبارت دیگر تضییع حقوق حیوانات، طبق قانون مجازات اسلامی جرم بوده و به نوعی ترویج خشونت نیز محسوب میشود و از طرفی نظم عمومی جامعه را برهم زده و بهداشت عمومی را به مخاطره میاندازد، اما تا به امروز نشان داده که این محدودیتهای قانونی سبب نشده تا به مانعی برای بدخواهان در این خصوص تبدیل شود. مناسب آن است که آموزش در این زمینه، جدیتر انگاشته شود، بنابراین مدارس دراین باره بهترین و بیشترین نقش را میتوانند ایفا کنند.