
تحرکات دیپلماتیک کشورهای غربی و شرقی معطوف به برنامه هستهای و ضرب الأجلی است که ایران به اروپاییها اعلام کرده است. رفت و آمدهایی مانند سفر وزیر خارجه آلمان و نخست وزیر ژاپن به ایران، یک نکته اساسی دارد و آن این است که آنها از طرف ایالات متحده آمریکا احتمالا حاوی این پیام هستند که فاز تهاجمی جمهوری اسلامی ایران را به حالت تدافعی تغییر دهند.
دیدارنیوز ـ اسفندیار عبداللهی: فضای حاکم بر سیاست و اقتصاد کشورمان در طی یک ماه اخیر، دربرگیرنده یک جوّ سنگین همراه با سکوتی انتظار گونه است و به نظر می رسد از روزی که رئیس جمهور آمریکا از برجام خارج شد تاکنون شاهد چنین حالتی در فضای سیاسی کشور نبوده ایم. حالتی که تلفیقی است از استرس، سکوت و انتظار.
ناو گروه آمریکایی آبراهام لینکلن و به دنبال آن بمب افکن B ۵۲ که به سوی منطقه خلیج فارس گسیل شدند، موجب تحرک شدید دیپلماتیک از هر دو سوی منازعه شد. از طرفی حلقه اصلی تصمیم گیری کاخ سفید، دوره افتادند و به کشورهایی سفر کردند که هر کدام برای ایران معنا و مفهومی خاص داشت. از جمله لغو سفر پمپئو به آلمان و ورود سرزده و پیش بینی نشده او به عراق، سفر وی به مسکو و همچنین دیدار ترامپ از ژاپن، اوج تحرکات دیپلماتیک آمریکاییها بود.
تیم دیپلماتیک ایران هم روزهای پرکار و پرتحرکی را سپری کرد، به نحوی که محمد جواد ظریف گاهی دو هفته در آسمانهای بین المللی بود. از عراق، عمان، سوریه و ترکیه گرفته تا مسکو و اسلام آباد. این شدت و حدت تحرک دیپلماتیک ایران و آمریکا گاهی جنبه تقابلی و خنثی کردن اثر فعالیت همدیگر را داشت و در مواقعی به نظر میرسید حاوی پیام و حکایت از تمایل طرفین به پرهیز از رویارویی نظامی و نوید نزدیک شدن به یکدیگر را داشت.
در این میان، روزها و هفتههایی نیز بود که تلاش برای شعله ور شدن آتش جنگ بین ایران و آمریکا از گوشهای نمایان میشد، روزی از فجیره و عملیات حمله به چند کشتی نفتکش که انگشت اشاره را به سوی ایران نشانه می گرفت و زمانی نیز با مخابره خبر بمباران موشکی و پهپادی لولههای انتقال نفت عربستان سعودی، پیام و آدرس جنگ را در صدر اخبار قرار می دادند.
البته «هایکو ماس» وزیر خارجه آلمان که بامداد دوشنبه ۲۰ خرداد ماه به منظور دیدار و گفتگو با محمدجواد ظریف و حسن روحانی به تهران آمده بود در نشست خبری مشترک با وزیر امور خارجه کشورمان با اشاره به گفتگوهای اخیر خود در عراق، اردن و امارات گفت: هیچکس خواهان افزایش تنشها نبود و این پیامی بود که من میخواستم از منطقه به تهران انتقال دهم.
وزیر خارجه آلمان، این را هم گفت که حمایت و دوستی با اسراییل، جزء اصول و باورهای حکومتی جمهوری فدرال آلمان است و قابل تغییر هم نیست و این مسئولیتی است که تاریخ به ما داده است. ماس همچنین گفت: سفر به تهران باعث نمیشود دوستی ما با اسرائیل خدشه ببیند. او از تلاش اتحادیه اروپا برای حفظ برجام و ایجاد روابط مالی با ایران هم سخن گفت که البته موضعی تکراری و بی اثر بود. به نظر میرسد این مهمان خارجی ایران هم نقشی میانجگرانه داشته است و حامل پیامها و پیشنهاداتی از طرف آمریکا و کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس به ایران بوده است.
طی روزهای منتهی به اواسط خرداد و هر چه از میانه این ماه فاصله میگیریم به نظر میرسد سمت و سوی موضع گیریها هم مسیر میانه را برگزیده است، چراکه از ترامپ توئیتباز خبری نیست، جان بولتون مرد جنگطلب آمریکایی اظهار نظر نمیکند، پمپئو شرطهای دوازده گانه اش را تکرار نمیکند، سعودیها ساکتند، اماراتیها در قضیه تحقیق موضوع فجیره از ایران نام نمیبرند و چندین آدرس و نشانه دیگر که حکایت از حاکم شدن فضایی متفاوت بر روابط ایران و آمریکا و همچنین ایران و منطقه دارد.
اگر به عوامل، دلایل و مولفههایی که موجب حاکم شدن چنین جوی بر سیاست داخلی و خارجی ایران شده است، سفر شینزو آبه نخست وزیر ژاپن را هم اضافه کنیم، شاید بتوان گفت سفر او به ایران، ایستگاه آخر این حالت «سکوت توام با انتظار» است.
در فضای داخلی نیز از طرفی هم قیمت ارز یک روند رو به کاهش را طی میکند و هم قیمت برخی کالاهای اساسی کاهش یافته است. وزیر کشور که رییس ستاد اطلاع رسانی و تبلیغات کشور نیز هست عصر دوشنبه در جمع خبرنگاران گفت: ۶۴ قلم از کالاهای اساسی که در سبد کلای خانوار هستند را طی یک ماه گذشته مورد رصد و بررسی قرار داده اند و مشخص شد قیمت حدود ۵۰ درصد از این اقلام، روند کاهشی به خود دیده است و ده درصد ثبات و حدود ۵ درصد افزایش قیمت داشته ایم.
آیا فضای فعلی، نمایانگر آرامش قبل از طوفان است؟ جو حاکم کنونی بر سیاست داخلی و خارجی ایران تحت تاثیر و ناشی از چه عواملی است؟ آیا باید منتظر خبرهای خوب در آینده باشیم یا این فضا و اتمسفر نسبتا آرام، ولی استرس آور ادامه خواهد داشت و یا اینکه طوفانی پیش بینی نشده، کمپ موقت سیاست را به هم خواهد ریخت؟
تعبیر و تحلیل مثبتی از این روند ندارم
ابوذر گوهریمقدم عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع) و کارشناس سیاست خارجی، این فضا را الزاما ادامه دار نمیداند و معتقد است آمریکا پیغام مذاکره میفرستد ولی سیاستهای فشار حداکثری خود را ادامه خواهد داد.
گوهری مقدم در گفتگو با دیدارنیوز و در پاسخ به این پرسش که تحرکات دیپلماتیک وزاری خارجه ایران و آمریکا از طرفی و فعال شدن دپیلماسی کشورهایی چون آلمان و ژاپن در ارتباط با مسائل ایران و آمریکا را چگونه ارزیابی میکنید، گفت: تحرکات دیپلماتیک کشورهای غربی و شرقی معطوف به برنامه هستهای و ضرب الأجلی است که ایران به اروپایی ها اعلام کرده است. رفت و آمدهایی مانند سفر وزیر خارجه آلمان و نخست وزیر ژاپن به ایران، یک نکته اساسی دارد و آن این است که آنها از طرف ایالات متحده آمریکا احتمالا حاوی این پیام هستند که فاز تهاجمی جمهوری اسلامی ایران را به حالت تدافعی تغییر دهند.
استاد دانشگاه امام صادق(ع) افزود: هدف اصلی مسافرت دیپلماتیک این کشورها به ایران، انتقال این پیام است که چون ایالات متحده قصد درگیری ندارد، ایران را هم به فاز قبلی که انفعال بود برگردانند. به نظرم نباید تعبیر و تحلیل مثبتی از این روند داشت. افزایش انتظارات افکار عمومی داخلی در مورد نتایج احتمالی این سفرها، یک مقدار به دور از واقع بینی است. اروپاییها در یک سال گذشته هیچ اقدام موثری در ارتباط با کانالهای ارتباطی مالی و در یک ماه گذشته به خصوص بعد از ضرب الأجل نیز عمل مثبت و امیدوار کنندهای نسبت به جمهوری اسلامی ایران انجام نداده اند و در یک ماه پیش رو هم اتفاق ویژهای نخواهد افتاد.
وی ادامه داد: ژاپن هم اساسا و صرفا دنباله رو و مجری سیاستها و دستورات آمریکاییها بوده و خواهد بود و ابتکار خاصی جز پیام دونالد ترامپ در آستین ندارد. این کشور، خرید نفت از ایران را محدود کرده و برنامهها و اهداف آمریکا را در خصوص ایران اجرا میکند، بنابراین نباید تصور کنیم آنها به دنبال حل این مسئله هستند. همه این کشورهای ذکر شده به دنبال آرام کردن ایران در رابطه با برنامه هستهای و تغییر حالت تهاجمی ایران به فاز انفعالی هستند. به نظر نمیرسد در این فضا تغییر محتوایی اتفاق بیافتد. مجموعا آمریکا، اروپا و ژاپن یک هدف اساسی را دنبال میکنند و آن نگه داشتن ایران در تعهدات برجامی است؛ در حالی که خودشان هیچ گونه پایبندی به این تعهدات نداشته اند. وزیر خارجه آلمان صراحتا گفت قرار نیست از طرف اروپاییها معجزهای در این ارتباط صورت گیرد؛ لذا اروپا همچنان موضع عدم اقدام شفاف و انفعال در خصوص مسئله کانال مالی را در دستور کار خواهد داشت.
نگاه به شرق را تقویت کنیم
عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع) خاطرنشان کرد: به نظر میرسد تقسیم کاری که در گذشته بین آمریکا و اروپا وجود داشت به شکل دیگری همچنان ادامه دارد، قرار بر این است که آمریکاییها از موضع تحریم و فشار حداکثری عمل کنند و اروپاییها هم ایران را تشویق کنند تا به شکل کج دار و مریز در تعهدات برجامی بماند، بدون اینکه امتیاز موثری نصیب ایران شود. به این سفرهای دیپلماتیک، تصور توافق احتمالی و لحن و مواضع جدید، خوشبین نیستم. آنها در نتیجه مقاومت جمهوری اسلامی ایران در یک ماه گذشته مجبور شدند در سیاستهای کلامی خود تجدیدنظر کنند و تداوم این مقاومت میتواند ثمرات و نتایج بیشتر و بهتری برای ما داشته باشد. جمهوری اسلامی ایران باید ضمن حفظ فعالیت و تداوم تحرکات دیپلماتیک، سیاست نگاه به شرق را تقویت کند. اگر نگاه صرف به توافق احتمالی با غرب و آمریکا باشد سبد تنوع تخم مرغهای ایران را تهی خواهد کرد.
گوهری مقدم با اشاره به صحبتهای متعدد مقام معظم رهبری مبنی بر مقاومت و استفاده از ظرفیتها و پتانسیل درونی، اظهار کرد: در همین راستا افزایش و گسترش دیپلماسی عمومی، سیاسی و اقتصادی، منافاتی با مقاومت و نگاه به توان داخلی ندارد. تبدیل نقاط قوت منطقهای ایران به مزیتهای سیاسی و اقتصادی از جمله اقداماتی است که میتواند در مسیر مقاوم سازی ایران در برابر تنشها و هجمهها کارساز باشد.
وی در پاسخ این پرسش که شدت و حدتی در مواضع ایران و آمریکا نسبت به هم مشاهده میشد اما طی دو هفته گذشته، این نوع از ادبیات از هر دو سو تغییر کرده است، انتخاب این مسیر میانه ناشی از چیست، گفت: مقام معظم رهبری در روزهای گذشته صراحتا سیاستهای اصولی جمهوری اسلامی را اعلام کردند و فرمودند با آمریکاییها مذاکره علنی! نخواهیم داشت و اتفاق خاصی نیز نخواهد افتاد، همین موضوع، دلیل تغییر لحن آمریکایی ها شده است. تغییر رفتار ایران از انفعال یک سال گذشته به حالت تهاجمی، فعالانه و طلبکارانه است، در واقع مقاومت و منطق ایران، آنها را وادار به عقب نشینی کرده است.
این کارشناس سیاست خارجی یادآور شد: هدف آمریکاییها و حتی اروپاییها از طرح پیشنهاد مذاکره بدون پیش شرط، ایجاد عملیات روانی بر افکار عمومی کشور است. قصد دارند این مفهوم را به مردم ایران القا کنند که ما آمادگی مذاکره داریم، ولی حاکمان ایران به دنبال دشمنی و جنگ هستند. طرح مذاکره بدون پیش شرط از طرف آمریکا یک پیام هم برای اروپاییها دارد و آن این است که آنها را قانع کند ایران مذاکره را پس میزند و نهایتا قصد دارد اروپا را همه جانبه با خود و بر علیه ایران همراه کند. به هر حال مذاکره اساسا برای ما اصالت ندارد و پیغامها و کانالهای دیپلماتیکی که اشاره شد بر سیاستهای ایران بی تاثیر است. آمریکاییها همزمان با فرستادن نمایندگان دیپلماتیک خود، فشارهای اقتصادی را افزایش میدهند و این نشانگر عدم صداقت در گفتار و عمل آنهاست.