"دیدارنیوز" به بررسی چرایی عدم مسئولیت پذیری افراد در قبال کاربست خشونت خانگی می‌پردازد؛

خشونت خانگی خشونتی پنهان است و از آنجا که در جامعه و زیست مدرن، خانه و مناسبات زناشویی امری خصوصی پنداشته می‌شود، افراد و حتی دولت خود را مجاز به ورود به آن نمی‌دانند. همین مساله سبب شده که افراد در برابر خشونتی که مثلا در همسایگی آن‌ها رخ می‌دهد بی تفاوت باشند. این عدم مداخله، گاهی به قیمت جان یک زن و یا ناقص شدن او تمام می‌شود.

کد خبر: ۲۶۱۷۹
۰۹:۱۶ - ۰۷ خرداد ۱۳۹۸

دیدارنیوزـ مرضیه حسینی: یکی از مهم‌ترین دلایلی که سبب می‌شود زنان توسط همسر خود مورد آزار و اذیت قرار بگیرند و یا حتی شدیدترین انواع خشونت‌های خانگی از قبیل ضرب و جرح بر آن‌ها اعمال شود، خصوصی دانستن دعوا‌های زن و شوهری و نزاع‌های خانگی از طرف همسایگان، آشنایان و فامیل است. افراد با این ذهنیت که نباید در دعوای زن و شوهر دخالت کرد، مداخله نمی‌کنند و فرد خشونت ورز با خیال راحت به همسرش ناسزا می‌گوید و او را به باد کتک می‌گیرد.

ماجرای دعوای آقای «ش» و همسرش
 
وارد خانه که شدم طبق معمول صدای جیغ و داد و دعوای آقای «ش» ـ همسایه طبقه بالا ـ و همسرش در ساختمان پیچیده بود. این زن و شوهر با وجود آنکه کمتر از یک سال از زمان ازدواجشان می‌گذرد، اما مرتب در حال جنگ و دعوا و فحاشی هستند. همیشه برایم سوال بوده و هست که آن‌ها چرا با یکدیگر ازدواج کرده اند؟ در یکی از جلسات مدیریت ساختمان، وقتی که همسایگان نسبت به دعوای همیشگی آن‌ها اعتراض کردند، همسر آقای «ش» گفت که شوهرش به شدت عصبی است، کنترلی بر اعمال و رفتارش ندارد و ممکن است به شما نیز هتاکی کند.

وقتی از او پرسیدم چرا با «ش» ازدواج کرده است، تکراری‌ترین جواب را شنیدم. او گفت: «خُب دوستش داشتم، فکر می‌کردم که ازدواج کنیم درست می‌شود.» عجیب‌تر از ازدواج این زوج، بارداری زن در چنین زندگی نابسامان و خشونت خیزی است. در مورد اینکه چرا وقتی مناسباتش با شوهرش تا بدین حد مخدوش است باردار شده، چیزی از او نپرسیدم، چون می‌دانستم می‌گوید فکر کردم اگر بچه دار شویم اخلاقش بهتر می‌شود. بسیار متاسف شدم که چرا دختری بسیار جوان و تحصیل کرده، هنوز مانند زنان سالخورده در مورد زندگی زناشویی و آسیب‌های آن می‌اندیشد.

در همین افکار بودم که صدای شکستن شیشه و اقلام و وسایل شکستنی منزل به صورت پیاپی همراه با فحش‌های رکیک به گوشم رسید، سراسیمه به خانه همسایه کناری رفتم، او هم وحشت زده به صدا‌ها گوش می‌داد. از او پرسیدم: «حالا چیکار کنیم؟ میخوای بریم بالا، الان زنه رو می‌کشه ها!» همسایه گفت: «نه! مرده دیوونه هست، مگه یادت نیست دفعه قبلی چقدر توهین‌آمیز باهامون رفتار کرد.»

صدای دعوا لحظه به لحظه بالا می‌رفت. به همسر مدیر ساختمان زنگ زدم و جریان را تعریف کردم. از او خواهش کردم تا آقای «ش» بلایی سر همسرش نیاورده به عنوان یک فرد بزرگتر، مداخله کند. خانم و آقای مدیر ساختمان هم گفتند نمی‌توانند در زندگی خصوصی و زن و شوهری مداخله کنند. خیلی تلاش کردم قانعشان کنم که بیش از ۸۰ درصد از خشونت‌های خانگی علیه زنان، همسرکشی و ضرب و جرح زن و کودک به دلیل مسئولیت ناپذیری اطرافیان، همسایگان و فامیل با همین دستاویزِ «زندگی شخصی خودشان است» یا «نباید در حوزه خصوصی کسی مداخله کرد» اعمال می‌شود.

مدیر ساختمان و همسرش گفتند ما نمی‌توانیم به منزلشان برویم، اما در مراسم افطاری که هم اکنون عازم آن هستیم برای حل مشکلات این زوج جوان دعا می‌کنیم. فریاد‌ها و فحاشی‌های مرد و صدای التماس زن که سعی داشت او را آرام کند همچنان ادامه داشت. ناگهان صدا قطع شد، همسایه کناری گفت: «خداروشکر تموم شد.» با نگرانی گفتم: «بعید است چنین دعوایی، ناگهان تموم بشه، حتما بلایی سر زنش آورده.»

دقایقی به سکوت گذشت تا این بار صدای مضطرب «ش» در راهرو پیچید. طولی نکشید که صدای پا‌هایی که به سرعت از پله‌ها پایین می‌رفتند نیز شنیده شد. پنجره باز بود و ما دیدیم که آقای «ش» در ورودی ساختمان با نگرانی در حال صحبت کردن با راننده آمبولانس است.

لگد محکمی که آقای «ش» به همسرش زده بود به شکم او نیز اصابت کرده و باعث پارگی کیسه آب شده بود. مادر آن زن، اما تصور می‌کرد که دخترش، کف آشپزخانه زمین خورده است، زیرا دخترش هیچ زمانی در مورد منازعاتش با آقای «ش» به خانواده اش چیزی نمی‌گفت.
 
 

وقتی که خانه ناامن تر از خیابان است...
 
خشونت خانگی، خشونتی پنهان است، زیرا قربانیان این خشونت یا اغلب سکوت می‌کنند یا فریادرسی ندارند. همسایگان و آشنایان وقتی شاهد نزاعی خانگی و کتک خوردن زن در خانه و یا حتی در خیابان هستند از مداخله پرهیز می‌کنند.

شماره ۱۲۳ یا اورژانس اجتماعی که مسئولیت رسیدگی به قربانیان خشونت خانگی را دارد در جواب تلفنی که عنوان می‌کند «شوهرم من را کتک می‌زند» یا «فضای خانه برایم نا امن شده است» می‌گوید: «ما اجازه مداخله نداریم و تنها می‌توانیم مشاوره دهیم و یا طی روز‌های بعد از نزاع، کارشناس به منزل فرد خشونت دیده بفرستیم.»

یک پژوهش جامع در سال ۸۰ نشان داد که بیش از ۶۶ درصد از زنان ایرانی در طول زندگی خود حداقل یکبار خشونت خانگی را تجربه کرده اند. همچنین در سال ۹۴ در طی پژوهشی مشخص شد که در ایران ۴۸ درصد از زنان باردار، مورد خشونت خانگی قرار گرفته اند.

این آمار و ارقام به شکل فزاینده‌ای رو به رشد هستند. رئیس اورژانس اجتماعی تهران در سال ۹۶ اعلام کرد تنها در طول ۹ ماه، هزار و ۷۵۰ زن خشونت دیده به خانه‌های امن سپرده شدند. (این آمار زنانی را که به خانه امن نرفته اند در بر نمی‌گیرد.)

از حیث پراکندگی خشونت خانگی، براساس آمار پزشکی قانونی، کمترین میزان گزارش همسر آزاری زنان آزار دیده از سوی همسر در سال ٩٤ به ترتیب مربوط به استان‌های بوشهر با ۱۸۹ مورد و ایلام با ۲۳۶ مورد بوده است. این آمار در سال ١٣٩٥، به ٢٤٤ و ٣٢٦ نفر رسیده است که باز هم کمترین میزان آزار همسر در این دو استان را نشان می‌دهد.

براساس آمار، موارد ثبت‌شده همسرآزاری در سال ٩٥ در استان‌های تهران، خراسان‌رضوی و اصفهان به‌ترتیب بیشترین گزارش‌های ثبت‌شده است که به‌ترتیب ١٧٠٨٣ مورد، ٧٣٨٥ مورد و ٦٤٨٣ مورد بوده است. آمار می‌گوید این استان‌ها در سال ٩٤ نیز بالاترین میزان خشونت زن‌آزاری از سوی همسران را دارا بوده‌اند.

بیشترین موارد همسرآزاری، آزار زن از سوی مرد است و گزارش‌های ثبت‌شده از آزار مرد از سوی زن انگشت‌شمار است. بیشترین آمار همسرآزاری مرد از سوی زن، باز هم مربوط به تهران، خراسان‌رضوی، اصفهان، فارس و مرکزی است.

براساس آمار سازمان پزشکی‌قانونی، تعداد معاینات نزاع مربوط به موضوع همسرآزاری از سال ١٣٨٨ تا ١٣٩٥ رشد قابل‌توجهی داشته به نحوی که از ٥٢ هزار مورد به بیش از ٧٧ هزار مورد افزایش یافته است.

خشونت خانگی تنها مختص به ایران نیست. به عنوان مثال در فرانسه به شکل میانگین سالانه بیش از ۱۱۵ زن به دست همسران، پسران و همسران سابق خود به قتل می‌رسند. این آمار برای سال ۲۰۱۸، ۱۰۹ زن بوده است. البته ۸۵۰۰ زن نیز از خشونت خانگی جان سالم به در برده اند.

حوزه خصوصی، خصوصی نیست!
 
همان طور که اشاره شد خشونت خانگی خشونتی پنهان است و از آنجا که در جامعه و زیست مدرن، خانه و مناسبات زناشویی امری خصوصی پنداشته می‌شود، افراد و حتی دولت خود را مجاز به ورود به آن نمی‌دانند. همین مساله سبب شده که افراد در برابر خشونتی که مثلا در همسایگی آن‌ها رخ می‌دهد بی تفاوت باشند. این عدم مداخله، گاهی به قیمت جان یک زن و یا ناقص شدن او تمام می‌شود.

این در حالی است که در گذشته، بزرگتر‌ها و یا همسایگان و فامیل، احساس مسئولیت بیشتری نسبت به نزاع‌ها و خشونت‌های خانگی داشتند و با شنیدن صدای دعوا و جار و جنجال، قبل از آنکه کار به جای باریک بکشد مداخله می‌کردند.

امروزه، اما خانه و خانواده برای بسیاری از زنان و کودکان به محل ناامنی تبدیل شده است. دولت نیز بر اساس همین فرضِ خصوصی بودن مناسبات زناشویی، ورود چندانی به مسأله خشونت خانگی نکرده است که مصداق این حرف، بی اثر ماندن لایحه منع خشونت علیه زنان در مجلس است. عدم مداخله دولت به نفع کاهش خشونت خانگی علیه زنان سبب شده که یک جنبش فمینیستی با شعار «پهنه خصوصی، سیاسی است» در دهه‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ در اروپا به منظور آگاه کردن افکار عمومی و دولت‌ها نسبت به خشونت و تبعیض‌هایی که در “پهنه خصوصی” زیر عنوان «امور خصوصی» بر زنان روا داشته می‌شد، راه اندازی شود. هدف جنبش زنان، علنی کردن و به عرصه سیاست کشاندن خشونت جنسیتی بر زنان در حوزه خصوصی و خصوصی زدایی از «پهنه خصوصی» بود.

این جنبش همچنین موضوعاتی از قبیل کار خانگی بدون دستمزد زنان، تجاوز در رابطه زناشویی، بی حقوقی زنان در امر باروری، سوءاستفاده جنسی از زنان در محیط کار، و رواج ضرب‌المثل‌ها و لطیفه‌های تحقیرکننده زنان در گفتار روزمره را به منظور حساس کردن افکار عمومی برای سیاسی شدن آن در بر می‌گرفت.
 
 
در دعوای زن و شوهری دخالت کنید!!
 
 
نسبت به خشونت خانگی بی تفاوت نباشیم
 
آشکار کردن خشونت در هر گوشه روابط اجتماعی و به ویژه محدود‌ه‌هایی که بنا بر عادات و سنت‌های حاکم بر جامعه، خصوصی تلقی می‌شود، وظیفه انسانی هر فرد و گامی تعیین کننده برای آگاه کردن افکارعمومی، تأثیرگذاری و تغییر توازن نیرو‌های اجتماعی به نفع رفع خشونت است. در این میان، مسئولیت‌خواهی از دولت و سیاست برای دخالت عدالت گسترانه در جامعه اجتناب ناپذیر است.

به رسمیت شناختن هر شکلی از خشونت در جامعه به میزان مبارزه اجتماعی علیه آن خشونت و توازن قوای اجتماعی در رابطه با تداوم و یا حذف آن بستگی دارد. از این روست که هنوز بقایایی از خشونت جنسیتی در محیط کار، در خانواده و در جامعه؛ حتی در مدرن‌ترین و دموکراتیک‌ترین کشور‌ها علیه زنان پا برجاست، به این دلیل ساده که نگرش سنتی مبتنی بر تقسیم کار جنسیتی، در عمق باور‌های بخشی از جامعه‌های پیشرفته همچنان وجود دارد.
 
 
ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم