تحلیل "دیدارنیوز" حول محور بحث حجاب با نگاهی به موضوع ارسال گسترده پیامک کشف حجاب در خودرو؛
در اینکه حجاب یکی از ارزشهای فرهنگی در جامعه دینی ما و همچنین یکی از ارکان ایدئولوژی دینی است تردید وجود ندارد، اما واقعیت این است که به راه انداختن بلوای حجاب در آستانه هر بحران اجتماعی و تنش سیاسی، آسانترین راه و کم هزینهترین آن برای تصفیه حسابهای سیاسی از طرفی و انحراف اذهان عمومی از مسائل اساسی از طرف دیگر است و گویی انگیزه ترویج و نهادینه کردن حجاب به عنوان یک ارزش دینی، چندان مدنظر نیست تا آنجا که طیفی از مذهبیون و روحانیت نیز نسبت به برخورد قهری و امنیتی با حجاب اعتراض کرده و معتقدند این شیوه برخورد، حتی به ضرر دین و سبب رویگردانی مردم از آموزههای دینی مبتنی بر حجاب میشود.

دیدارنیوزـ
مرضیه حسینی: مساله حجاب، بی حجابی یا بدحجابی که در سیاست رسمی از آن تحت عنوان کشف حجاب نیز یاد میشود، در سالهای اخیر و به ویژه پس از شکل گیری حرکت دختران انقلاب، به موضوعی محوری برای اعمال سیاستهای امنیتی و دولتی از طرفی و مقاومت و مبارزه زنان مخالف به اشکال مختلف در اعتراض به حجاب اجباری از طرف دیگر تبدیل شده است. یکی از جدیدترین مصادیق سیاست ورزی حول مساله حجاب زنان، ارسال پیامکهای کشف حجاب زنان در ماشین است که به ویژه در چند هفته اخیر، گروهی از زنان را درگیر خود کرده است.
در خیابان وزرا چه خبر است؟
خیابان وزرا و ساختمان مرکز امنیت اخلاقی در تهران، نام مکانی است که گذار دختران و زنان زیادی به این مرکز افتاده است، جایی که گفته میشود به تخلفات افراد و به ویژه زنان در حوزه اخلاق و زیرپانهادن آنچه قوانین و هنجارهای رسمی اخلاقی کشور نامیده میشود رسیدگی میکند، اما به نظر میآید تمرکز سیاستهای این مرکز و نهاد بر مساله حجاب و کشف حجاب است.
ازدحام به حدی است که پیاده رو و خیابانهای اطراف این ساختمان، مملو از جمعیت زنانی شده است که پس از دریافت پیامک و هشدار کشف حجاب در خودرو به پلیس امنیت اخلاقی فراخوانده شده اند. در میان همهمه و هیاهوی زیادی که وجود دارد سخنان مختلفی به گوش میرسد. یکی میگوید: «از ۷ صبح اینجام هنوز نگفتن بیا تو، از کار و زندگی افتادم». زنی دیگر که بسیار عصبی است با بی تابی میگوید: «این چه وضعیه آخه، کی دیده من شالم افتاده و رفته گزارش داده». زن جوانی در پاسخش میگوید: «به ما گفته اند بیش از ۷۰۰۰ گشت نامحسوس حجاب، مختص بیحجابی در ماشین داریم که گزارش میدن». ازدحام به حدی است که امکان رسیدگی به صورت تک نفره ممکن نیست، زیرا روزهای زیادی طول میکشد. ساعتی بعد، ماموری که دستهای کاغذ در دست دارد با صدای بلند میگوید: «اینها برگههای تعهد هستند، پُر کنید و تحویل بدید و برید، تعداد زیاده نمیشه تک تک تعهد گرفت!» همهمهای برای پیدا کردن خودکار و دادن تعهد به وجود میآید. در همین حین، مامور دیگری داد میزند: «دکمه دیلیت پیامکهای حجاب رو زدیم و همه پیامها پاک شدند. تعهد بدید و برید از اینجا، ولی تکرار نشه».
پس از این ماجرا سخنگوی قوه قضاییه در دومین نشست خبری خود در ۱۷ اردیبهشت به زنان توصیه کرد بیشتر به حجاب خود توجه کنند و در خصوص پیامکهای ارسالی حجاب هم گفت به موجب تبصره ماده ۶٣٨ قانون مجازات اسلامی، عدم رعایت حجاب، جرم است. این مقام مسئول و چندی بعد رحمانی فضلی وزیرکشور ضمن تایید اقدام ناجا در خصوص ارسال پیامکهای حجاب و بازخواست زنان به دلیل کم حجابی اعلام کردند این اقدام ادامه دارد. حال پرسش اینجاست که آیا این قبیل اقدامات در موضوع حجاب، راهگشا است؟ آیا ظرف چهل سال گذشته، راهکار مناسب در مسیر ترویج حجاب، بدست نیامده است و همچنان باید سیاستهایی پیگیری شود که طیفی از زنان در مقابل آن، مقاومت کرده و به انحاء مختلف، سیاستهای رسمی مذکور را به چالش بکشند؟

حجاب،کم حجابی،هویت فردی
در خیابان که راه میروید زنان و دختران زیادی را با پوششهای بسیار متنوع و متفاوت میبینید که گاهی نحوه لباس پوشیدن یا آرایش آنها به گونهای است که باعث حیرت و تعجب میشود. این تنوع و تکثر در همه چیز از جمله نحوه پوشش، خاصیت دنیای مدرن است، جهان سنت، یک دست و یکپارچه بود و نحوه پوشش و حتی رفتار و گفتار افراد از یک الگوی ارزشی-هنجاری خاص، تبعیت میکرد.
جامعه ایرانی، متاثر از جهانی شدن و آشنایی طبقات مختلف اجتماعی با گوناگونی جهان امروز که با کمک انقلاب تکنولوژیک و رسانهای، تسهیل شده است، تحولات بنیادینی را در تمام ساختارها به ویژه ساختار اجتماعی تجربه میکند. شکل گیری سبکهای مختلف زندگی، تنوع روابط عاطفی و غیر آن، و همچنین تنوع در پوشش و ملازم شدن آن با دو انگاره جامعه جدید یعنی هویت فردی و آزادی در انتخاب از دیگر پیامدهای تحولات جامعه جدید است.
زنان یا مردانی که چندان قائل به حفظ حجاب به معنای سنتی و ارزشی آن نیستند، لزوما قصد دهن کجی به حاکمیت، مذهب و خوانش رسمی از ارزشمندی حجاب سنتی را ندارند. چیزی که آنها در ظاهر از آن دم میزنند، آزادی در انتخاب پوشش دلخواهشان است، آنها این آزادی را حق خود میدانند و در اینجاست که مفهوم هویت فردی نیز برجسته میشود یعنی افراد در برابر حجاب اجباری یا اشکال دیگر اعمال سیاست در تعریف هنجارهای رسمی، مقاومت میکنند. در چنین فضایی است که اهمیت پوشش و ظاهر طی یک دههی اخیر و پیوند آن با «هویت فردی»، مساله حجاب و پوشش را به محور سیاستهای جنسیتی دولت تبدیل میکند.
مخالفین حجاب اجباری میگویند هستهی اصلی مقاومتشان برای حفظ حجاب رسمی، مقاومت علیه «تحمیل» است و سر ستیز با مذهب را ندارند، زیرا از نظر آنان، حجاب اجباری در واقع سیاستی تحمیلی است که کثرت و تنوع نوع پوشش را در میان افراد مختلف نادیده میگیرد و از این منظر، به «هویت» آنان نیز صدمه میزند.
این تحولات به ویژه در میان نسل جدید درحالی مناقشه برانگیز شده که بخش سنتی جامعه از طرفی و حاکمیت دینی از طرف دیگر، مبنا را بر قانون رسمی کشور که مورد توافق اکثریت مردم بوده و اصول دینی حاکم بر آن، قرار داده است و قادر به پذیرش استدلالهای مذکور نیست و میکوشد به اشکال مختلف و تا جائی که در توان دارد، نوعی کنترل اجتماعی بر گروههایی که به شکل دیگری اندیشیده و عمل میکنند، اعمال کند تا از نظر خود، هرج و مرج بر کشور، حاکم نشود و گروههای مختلف با استدلالهای گوناگون، بخشی از قواعد و قوانین را زیر پا نگذارند.
بررسی حیات اجتماعی زن ایرانی و سیاستهای جنسیتی حاکمیتهای مختلف در طول تاریخ معاصر ایران به ویژه در خصوص سیاستهای حجاب، به خوبی نشانگر دو مساله است. یکی پیوند مساله زن با بحث فرهنگ، میراث و سنت ملی –مذهبی و دیگری مناقشهای تاریخی که از عصر رضاشاه تا به امروز در ارتباط با مساله زن با محوریت حجاب و حضور زن در عرصه عمومی اتفاق افتاده و تداوم یافته است.

مناقشات حجاب
شاید هیچ موضوعی به اندازه حجاب در تاریخ جنسیت ایران معاصر، مناقشه برانگیز نبوده است. کنترل بدن زنان از طریق نوع پوشش و تبدیل شدن بدن زنان به محل سیاستگذاری دولت از زمان رضاشاه و جریان کشف حجاب آغاز شد. در این دوران، زنان بیش از هر گروه اجتماعی دیگری تبدیل به تریبون و ویترینی برای معرفی ایران نوین رضاشاهی به جهان شدند بنابراین میبایست از هرآن چیزی که رنگ و بوی سنت داشت دست کشیده و به زنان اروپایی شبیه میشدند، درنتیجه چادر به زور از سر زنان برداشته و کلاه و کت و دامن اروپایی جایگزین آن شد. زن ایرانی میبایست در ظاهر شبیه زن اروپایی میشد، اما حق نداشت حقوق سیاسی و اجتماعی زن غربی را طلب کند؛ بنابراین هدف از کشف حجاب نه فقط نوعی مبارزه با روحانیت بلکه به واقع کنترلی اجتماعی بر زنان و بدن آنها بود بدین معنا که با تحمیل نوعی از پوشش، این حاکمیتِ مرد سالار بود که به زنان میگفت چگونه بدن خود را بر اساس ایدئولوژی رسمی دولت سامان دهند.
این مساله که سیاستهای حجاب تنها به دلایل مذهبی اعمال نمیشود و همچنین اینکه حجاب دلالتهایی بیشتر از موقعیت صرف زنان دارد و بیشتر ابزاری برای کنترل اجتماعی زنان است، در دوران پس از رضاشاه نیز به عنوان یکی از سیاستهای اصلی حوزه جنسیت ادامه یافت.
البته این موضوع را نیز باید یادآور شد که نگاهی به سیاستهای حجاب در طول دهههای اخیر، این نکته را به ذهن میآورد که گویی نگرانیهای فرهنگی دولت در خصوص زنان، تنها در حجاب خلاصه میشود. سالهاست که دعاوی زنان و تلاشهای فعالین زن در راستای بهبود جایگاه اجتماعی زنان و افزایش مشارکت سیاسی و اقتصادی آنها ناکام میماند، آسیبهای اجتماعی در ایران در حال زنانه شدن هستند، جامعه زنان در ایران به ویژه در میان نسلهای جدید با مخاطرات جدی مواجه است، اما به نظر میآید در مقایسه با حجاب، توجه بسیار کمتری به سایر مسائل زنان میشود.
درمورد مواجهه فرهنگی با حجاب نیز به نظر میرسد سیاستها و راهکارهایی که نسل جدید را متوجه ارزشهای این پدیده و این نوع پوشش کند نتیجه بهتری از اعمال سیاستهای امنیتی و قهریه به دنبال خواهد داشت.

چرا مساله حجاب همواره مساله روز است؟
در اینکه حجاب یکی از ارزشهای فرهنگی در جامعه دینی ما و همچنین یکی از ارکان ایدئولوژی دینی است تردید وجود ندارد، اما واقعیت این است که به راه انداختن بلوای حجاب در آستانه هر بحران اجتماعی و تنش سیاسی، آسانترین راه و کم هزینهترین آن برای تصفیه حسابهای سیاسی از طرفی و انحراف اذهان عمومی از مسائل اساسی از طرف دیگر است و گویی انگیزه ترویج و نهادینه کردن حجاب به عنوان یک ارزش دینی، چندان مدنظر نیست تا آنجا که طیفی از مذهبیون و روحانیت نیز نسبت به برخورد قهری و امنیتی با حجاب اعتراض کرده و معتقدند این شیوه برخورد، حتی به ضرر دین و سبب رویگردانی مردم از آموزههای دینی مبتنی بر حجاب میشود.
نگاهی کوتاه به تاریخ سیاستهای دولت در مقابله با بی حجابی و بد حجابی از دهه ۶۰ تاکنون روشن میسازد که سایر ارزشهای اسلامی حتی در مورد جامعه زنان در مقایسه با مساله حجاب چندان جدی گرفته نشده است. مبارزه نیم بند حاکمیت با مساله بدحجابی که بسته به نوع ساختار فکری و رویکرد سیاسی دولتهای مستقر، شدت و ضعف داشته است، نشان میدهد که دولت، خود مایل است مساله حجاب زنان همواره به عنوان مساله روز باقی بماند تا آنچه در پس حجاب، مشکلات واقعی زن ایرانی است، در پس پرده مانده، عیان نشود.
الان که دوران قاجارنیست دین داری در دنیای جدید باقدیم تفاوت داره
خدا هم فقط اونی نیست که مذهبی های سنتی میگن
هرکسی درک خودش رو ازدنیا داره دین داری ربطی به حجاب نداره