
امروز باید در روشهایمان تجدید نظر کنیم. کار فرهنگی با کار سرهنگی متفاوت است. ما باید بدانیم که امر به معروف و نهی از منکر یک ساختار بسیار پیچیدهای دارد. به این سادگی نیست که تا خانم بیحجابی را دیدیم او را مورد عتاب و خطاب قرار دهیم. به همین خاطر در قرآن گفته میشود گروهی باید این کار را بکنند و این، کار همه نیست. به نظر من یکی از دقیقترین کارهای اسلام امر به معروف و نهی از منکر است.
دیدارنیوزـ پرستو بهرامیراد/ مسلم تهوری: شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور باعث مشکلات فراوانی در جامعه شده است. جامعه نیز در این شرایط سخت، انگشت اتهام خود را به سمت حاکمیت گرفتهاست و نقش روحانیت را نیز در این امر، پررنگ میداند. فاصله گرفتن جامعه از روحانیت که روزی مأمن مردم کوچه و خیابان بودند هر روز بیشتر میشود و تبدیل به شکاف ژرفی خواهد شد. این مشکل شاید از زمانی آغاز شده است که روحانیون، مسئولیتهای سیاسی را برعهده گرفتهاند. «حجتالاسلام ناصرنقویان»، دبیر هیأت عالی گزینش کشور در خصوص شکاف ایجاد شده میان روحانیت و مردم با دیدارنیوز به گفتوگو پرداخته است.
در ادامه گفتوگوی دیدارنیوز با حجتالاسلام ناصرنقویان را بخوانید.
ببینید: گفتوگوی حجتالاسلام ناصرنقویان در آپارات
نوعاً روحانیون در جایگاه زبان گویای جامعه به ایفای نقش میپردازند، مشخصاً جنابعالی هم از آن دسته روحانیون هستید. آیا قبول مسئولیت اجرایی خللی در وظیفه ذاتی روحانیت ایجاد میکند یا نه؟
از دو زاویه میتوان گفتوگو کرد. بخشی از آن گسترده، تاریخی و کمی فلسفی است. نگاه دیگر بستهتر، خودمانیتر و نزدیکتر است. بخش اول را به عهده شخصیتهای برتر و دانشمندان اصلی این حوزه واگذار میکنیم، اما من هم با شما هم عقیده هستم. نقش اصلی روحانیت، هدایتگری جامعه به انضمام کسب دانش دین است، چون بالاخره هر رشتهای دانشورانی دارد. ما توقع نداریم همه مردم جامعه با پزشکی و کسب تجارت آشنا باشند. طبیعتاً دینورزی و دینمداری و مؤمنانه زندگی کردن دانشی میخواهد و دانشورانی و دانشمندانی که در این حوزه با اختلافی که در همه رشتهها است، وجود دارند. قطعاً دین چنین مجموعهای لازم دارد. بعد از اینکه خودِ مجموعه به تمام زوایای دین آشنا شد، وظیفهاش این است که این آموزهها را با روشهای متفاوت به مردم که دیندار هستند انتقال دهد.
بر سر کارهای اجرایی بودن میتواند دو عیب بزرگ داشته باشد؛ یکی اینکه مسئولیت اصلی فرد را محدود کند، آدم گاهی به یک ماشین امضاء یا به یک کامپیوتر یا ربات تبدیل میشود. لطمه دوم این است که گاهی شما باید غیر حقمدارانه از یک مطلبی حمایت کنید که اگر خودت در آن جایگاه نبودی به گونهای دیگر صحبت میکردی. مثل خیلی از مسئولین ما وقتی که مسئول نیستند، گاهی حتی نقشهای اپوزیسیونی بازی میکنند، اما وقتی بر سر کار آمدند میبینیم آنها هم همانطور شدهاند. این هم یک آفت سنگینی است که ما امروز میبینیم مردم نسبت به روحانیت نگاه دیگری دارند و اصحاب قدرت میبینند. قدرتی که ذاتاً و فینفسه میتواند شر آفرین باشد. همیشه بزرگان ما از قدرت برکنار بودند. سعی میکردند گرد قدرت و قدرتمندان نگردند. مگر آنجا که یک ناچاری و یک ضرورت اجتماعی، عقلی و عرفی وادارشان کند. این دو آفت همیشه روحانیت را ـ مخصوصاً در روزگار ما ـ تهدید کرده است. گویا نظر حضرت امام هم در ابتدای انقلاب همین بود که روحانیت در مصدر امور اجرایی قرار نگیرد و همیشه نگاه ناظرانه و هدایتگرانهای داشته باشد که بتواند فارغ از وابستگیها حقیقت را آنچنان که هست ببیند و منتقل کند. منتهی شرایطی پیش آمد که کار به اینجا رسید که امروز مردم همه امورشان را از چشم روحانیت میبینند.
آیا این آفتهایی که به آن اشاره کردید گریبان خود شما را هم گرفته است؟
هم آری هم نه. حتماً میدانید قبل انقلاب مرحوم «راشد تربتی» در رادیو صحبت میکرد و مورد انتقاد بعضی از متدینین و حتی بعضی از روحانیون قرار گرفت. گفته میشد چرا ایشان در رادیویی که در آن مسائل خلاف شرع پخش میشود صحبت میکند؟ ایشان جواب میداد اگر این نیم ساعتی که من صحبت میکنم هیچ اثری نداشته باشد حداقل ده دقیقه جلوی پخش مطربی و مسائل خلاف شرع را گرفتهام. شما هم اگر میتوانید این کار را بکنید. مثلاً سید «حسین نصر» به دربار میرود و از شاه تقاضا میکند وزیر آموزش و پرورش خانم پارسا اجازه دهد که دو نفر به نام «محمدجواد باهنر» و «سید محمد حسینیبهشتی» تعلیمات دینی را بنویسند. چرا که تعلیمات دینی که دست بچهها است چیز خوبی نیست. لذا با توصیه دربار به خانم پارسا و به واسطهگری و میانجیگری و طراحی آقای نصر دو کتاب تعلیمات دینی زمان شاه به دست دو متفکر حوزوی که بعدها جزو شخصیتهای برتر مبارزه با شاه شدند، نوشته میشود و تدریس میشود.
این مسئولیتی که علیرغم میل من به بنده واگذار شده تقریباً در این فضا است که یک ساختار نه چندان درست و تقریباً تغییر نکردهای که حتی در مقطعی امام آن را منحل کرد، اصلاح شود. یک کار فرهنگی و آموزشی است و کار اجرایی نیست. من در گزینش و استخدام دخالتی ندارم و نمیتوانم به هیچ ارگانی دستور استخدام شدن یا نشدن یک فرد را بدهم. من میگویم این فردی که میخواهد استخدام شود نباید از او پرسیده شود آیا نماز جمعه شرکت میکند یا نه؟ خانم او چادری است یا نه؟ این مسائل به مسئولیتی که قرار است به او واگذار شود ارتباطی ندارد. در واقع یک کار فرهنگی و یک نوع شناخت درست مسلمانی است. به همین جهت شاید آقای رئیسجمهور تشخیص دادهاند شیخ نقویان میتواند در این زمینه نگاه بهتری داشته باشد لذا این مسئولیت را به من واگذار کردهاند. بنابراین مسئولیت بنده واقعاً یک کار اجرایی نیست. از اول انقلاب هم مسئولیتهای پر سروصداتر از این به من پیشنهاد شده و به دلایلی نپذیرفتهام. این مسئولیت را با این رویکرد پذیرفتهام و تصور میکنم شاید بشود در این زمینه گرهگشاییهایی کرد و مردم هم خیلی در خصوص این شیوه گزینش راضی نیستند.
ما شاهد یک سری رفتارهای قهری از مردم نسبت به روحانیون هستیم که در مترو هم منجر به شهادت یک روحانی شد. فکر میکنید یکی از علل آن امر به معروفها و نهی از منکرهایی است که روحانیت در جامعه انجام میدهند یا به دلیل حضور روحانیون در عرصه سیاست این اتفاق افتاده است یا روحانیون دید مردم را تغییر دادهاند. آیا این حرکتهای قهری باعث شده آن جایگاهی که روحانیون در بین مردم داشتند، تضعیف شود؟ ما شاهد این هستیم خانمها بر سر مسائلی مثل حجاب در مراکز عمومی با روحانیون دعوا میکنند. نظر شما چیست؟
در اینترنت دیدهام یک آقایی به نام سید الماسی ـ اولین مدیر عامل بانک ملی بعد از انقلاب یا اواخر حکومت پهلوی ـ کارمندی برافروخته وارد دفتر ایشان میشود و میگوید اکنون ارباب رجوع به من یک سیلی زده است. آقای الماسی میگوید آن ارباب رجوع نمیخواسته به شما سیلی بزند، بلکه هدفش من بودهام چون من مدیر ارشد شما هستم؛ اما چون دستش به من نرسیده به شما سیلی زده است. بنابراین من عذرخواهی میکنم و حاضرم تاوان آن را پس دهم. بعد میگوید باید ببینیم که سیستم اداری ما چه مشکلی دارد که یک ارباب رجوع را اینقدر برافروخته میکند. حال باید مسئولین ببینند با این مردم چه کردهاند که چون دستشان به یک مسئول نمیرسد به یک طلبه ساده حمله میکنند.
امروز باید در روشهایمان تجدید نظر کنیم. کار فرهنگی با کار سرهنگی متفاوت است. ما باید بدانیم که امر به معروف و نهی از منکر یک ساختار بسیار پیچیدهای دارد. به این سادگی نیست که تا خانم بیحجابی را دیدیم او را مورد عتاب و خطاب قرار دهیم. به همین خاطر در قرآن گفته میشود گروهی باید این کار را بکنند و این، کار همه نیست. به نظر من یکی از دقیقترین کارهای اسلام امر به معروف و نهی از منکر است. اینگونه نیست بگوییم هر کس یک منکر را دید باید برافروخته شود. آیا این امر به معروف و نهی از منکر به عنوان انجام یک تکلیف است؟ یا نه تکلیفی است برای وصول نتیجه؟ وقتی لباس شما کثیف میشود به خشکشویی میبرید، لباس اتو شده را میبینید باز هم لکه دارد. اگر این شسته شده است چرا لکه نرفته است؟ ما در جامعه یک لکههایی داریم به نام منکر. باید این وظیفه به گونهای انجام شود که به از بین رفتن آن لکه منجر شود. دوم اینکه باید کاری کرد که این لکه بدتر نشود، یعنی منکر را تبدیل به انکر کرد. یک جوانی به تصور اینکه نهی از منکر کند حساش مقدس است، اما چون بلد نیست، مثل شستن آن لکه میشود که بدتر میشود. شهید مطهری در زمان شاه که استاد دانشکده الهیات ـ معقول و منقول ـ بود، اول ترم بعضی دانشجویان دختر بیحجاب بودند. ایشان به جای اینکه یک کلمه حرف بزند با هزینه خودش یک سری روسری خرید و روز اول به آن خانمها کادو میداد. از فردا خیلی از آنها با روسری میآمدند.
ما اگر بتوانیم این سیستمها را درست بشناسیم، نتیجه مثبت میشود. مردم ما بسیار فرهیخته هستند، حضرت امام(ره) میگفتند که این مردم حتی در دوره امام علی(ع) هم نبودهاند. البته نمیخواهم بیخودی تعریف کنم. ما مشکلات فرهنگی را هم میدانیم، اما در عین حال مردم ما مردم فرهیخته و فهمیدهای هستند. اگر در یک جایی واکنش احساسی و تندی دارند باید دید چه عاملی منجر به این امر شده است؟! من تصمیم گرفتهام هیچ وقت در مقابل توهین کسی واکنش تندی نشان ندهم. نمونههای نوشتاری توهین را به کرات داشتهام، مثلاً کسی در نامهای به من نوشت: «ای حرامزاده ضد انقلاب». من میتوانستم به راحتی این شماره را پیگیری کنم. اما در مقابل فقط گفتم «آفرین ای پسر خوب انقلابی». من میدانستم این فرد، پخته نیست و میتوانستم واکنش نشان دهم. اگر روحانی در یک فضا خودش را کنترل کند و به دنبال ریشه مشکل باشد، میتواند با طمأنیه برخورد کند.
امر به معروف و نهی از منکر یک تکلیف دینی است و خیلی هم به آن سفارش شده است.باتوجه به شرایط جامعه امروز آیا همچنان میتوان با توجه به آموزههای سنتی که داشتیم، آنها را اجرا کرد. اگر باید تغییراتی انجام شود چقدر به جریان اصلاح دینی یا بازسازی دینی معتقد هستید؟
من در سخنرانیهایم این مسائل را با عنوان آپدیت کردن دین مطرح میکنم. دین ما هم باید روزآمد شود و یک کار سنگین آکادمیک لازم است. آیا معنا این است که در دین آپدیت شده، نماز، روزه، حجاب و مسائلی از این دست وجود دارد؟ بعضی از آموزههای قرآن با دادههای علمی مشکلاتی دارد، مثلاً وقتی میخواهید به آمریکا بروید با پرسرعتترین هوایپما یا یک جت قارهپیما چند ساعت طول میکشد، اما در قرآن میبینیم یک جنی به حضرت سلیمان میگوید من میتوانم تخت بلقیس را در یک چشم به هم زدن بیاورم. آیا کسی اگر حجاب نداشت به جهنم میرود؟ آیا نخواندن نماز منجر به ورود به جهنم میشود؟ یعنی این تکلیفی است که یک خدای عصبی آن را قرار داده است و اگر انجام ندادیم روز قیامت تاوان آن را پس میدهیم و خواندن آن موجب رفتن به بهشت میشود. اکنون یک خدای تمسخرآمیز درست کردهایم، اینها مفاهیمی است که باید آپدیت شود. من ۲۰ سال پیش میگفتم مسواک بعد نماز هفتاد برابر، ثواب نماز را بیشتر میکند، اما اکنون این حرف را نمیزنم. انسان دانا با انسان نادان برابر نیست. امروز در غرب در فیلم تایتانیک یک خانم شوهر رسمی دارد و در همان ادبیات هم خیانت ناشایست است. امروز در اروپا هم مفهوم خیانت ناشایست است، مفهوم بیعدالتی ناشایست است. ما مفاهیمی داریم که تا زمانی که هستی وجود دارد این مفاهیم میدرخشد. اما یک سری چیزها باید بِروز شود.
ادامه دارد...