سعید خزایی در گفتگو با "دیدارنیوز" به بررسی دلایل تغییرات اخیر در وزارت خارجه می‌پردازد؛

ایران هرگز باب مذاکره و گفت‌گو را نبسته است و بعضی از کشور‌های اروپایی و آسیایی برای بهبود روابط و گشایش در گره‌های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک در تلاش هستند و سعی می‌کنند برای مسائل ایران و آمریکا راهی پیدا کنند، البته پادرمیانی این کشور‌ها برای مذاکره مستقیم بین ایران و آمریکا نیست و به نوعی برای نزدیک کردن مواضع دو کشور است؛ اصل پیام ایران از طریق واسطه‌ها این است که آمریکا به برجام برگردد سپس به دیگر موضوعات پرداخته شود.

کد خبر: ۲۳۹۴۲
۱۶:۲۲ - ۲۵ فروردين ۱۳۹۸


دیدارنیوزـ اسفندیار عبدالهی: طی روز‌های گذشته تغییراتی در وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است که موجب شده کارشناسان عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی، گمانه زنی‌هایی در خصوص دلایل این تغییرات و انتصابات داشته باشند، از جمله اینکه برخی تحلیل گران، سپردن نمایندگی جمهوری اسلامی ایران به مجید تخت روانچی را در راستای حفظ برجام و ترتیب دادن مقدماتی برای مذاکره احتمالی با آمریکا در آینده، ارزیابی می‌کنند. همچنین بهرام قاسمی که سخنگوی وزارت خارجه بود به سفارت ایران در فرانسه رفت و سید عباس موسوی به جای او سخنگوی وزارت خارجه شد.علاوه بر این، علی اصغر خاجی به عنوان دستیار ارشد وزیر در امور ویژه سیاسی منصوب شد.

 

مجید تخت روانچی که در دوران مذاکرات هسته ای، معاون اروپا و آمریکای وزیر خارجه بود و از جمله اعضای تیم مذاکره کننده وزارت خارجه در مذاکرات هسته‌ای و برجام به شمار می رفت و پس از آن، عهده دار مسئولیت معاونت سیاسی دفتر رئیس جمهوری بود به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل به نیویورک می‌رود. او از جمله دیپلمات‌های کارکشته و تاثیر گذاری است که انتصاب او در پست جدید گمانه زنی‌ها و تحلیل‌هایی را به همراه داشته است.

 

تخت روانچی دانش‌آموخته کارشناسی ارشد مهندسی عمران از دانشگاه کانزاس، کارشناسی ارشد اقتصاد سیاسی از دانشگاه فوردهام و دکترای علوم سیاسی از دانشگاه برن است و فعالیت شغلی خود را از ابتدای دهه ۱۳۶۰ در وزارت امور خارجه آغاز کرده است. انتصاب او به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل می‌تواند در راستای تحرک بخشی به دیپلماسی وزارت خارجه و ایجاد مقدماتی برای فعال‌تر شدن روابط خارجی کشور در سطح بین المللی باشد.

 

آمریکایی ها به برجام برگردند ایران مذاکره می کند

باب مذاکره با آمریکا باز است
سعید خزایی کارشناس مسائل بین الملل در گفتگو با دیدارنیوز در پاسخ به این پرسش که آیا تغییرات اخیر در وزارت خارجه در راستای حفظ برجام و مذاکره با آمریکاست، گفت: موضوع تغییرات در وزارت خارجه نمی‌تواند ارتباطی با آمریکا داشته باشد، ممکن است در جهت حفظ برجام، کانال مالی ایران و اروپا و قوی شدن تیم ایران در سازمان ملل باشد که البته دور از ذهن هم نیست.


این کارشناس روابط بین الملل یادآور شد: در عین حال به نظر نمی‌رسد در دیپلماسی کنونی ایران، مذاکره با آمریکا جایی داشته باشد، چون ایالات متحده آمریکا روال و رویه‌ای را در پیش گرفته است که اگر جمهوری اسلامی هر نوع کرنش و کوتاه آمدنی در برنامه سیاست خارجی خود به خصوص برای گفتگو با آمریکا داشته باشد، این شائبه پیش می‌آید که تروریستی خواندن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و فشار‌های اقتصادی از سوی آمریکا تاثیر داشته و جواب داده است و این رویه تبدیل به عادت برای آمریکایی‌ها می‌شود، لذا زمان مناسبی برای رفتن به سمت آمریکا نیست که اگر چنین شود آن‌ها فشار‌ها و تحریم‌ها را افزایش می‌دهند.


وی افزود: با توجه به فشار‌هایی که اکنون بر اقتصاد ایران وارد است و تروریسم اقتصادی که از طرف آقای ترامپ و تیم او انجام شده و می‌شود، فعلا بعید به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی ایران برنامه‌ای برای هرگونه گفتگو با آمریکا داشته باشد. سیاست کنونی ایران، گسترش دیپلماسی فعال با اتحادیه اروپا، چنین و روسیه در راستای کم اثرسازی فشار‌های اقتصادی است. به نظر می‌رسد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بر مبنای حفظ شرایط کنونی و سپری کردن دوران انتظار و آماده شدن برای دوران پسا ترامپ برنامه ریزی شده است.


خزایی در پاسخ به این پرسش که آیا تغییر افراد، تاثیری در سیاست‌های وزارت خارجه ندارد؟ گفت: دیپلماسی ایران تعیین شده است و رهبری نیز با اشاره‌ای به این مسائل فرمودند مذاکره‌ای با کشوری که توافقات قبلی را زیر پا گذاشته است نداریم. تا زمانی که آمریکایی‌ها به برجام بر نگردند هیچ توافق و مذاکره جدیدی با آن‌ها نخواهیم داشت.


وی ادامه داد: ایالات متحده آمریکا نقص عهد و عمل نکردن به تعهدات بین المللی خود را به یک رویه تبدیل کرده است و این رفتار آن‌ها تنها در رابطه با ایران نیست بلکه در ارتباط با قرارداد پاریس، ناتو و توافق با کشورهایی چون کره شمالی، لیبی و روسیه نیز اینگونه عمل کرده اند. وقتی آن‌ها مرتب نقض پیمان می‌کنند زمینه برای گفت‌وگوی جدید اساسا از نظر عقلی بی معناست و با توجه به چهارچوب‌هایی که رهبری در این خصوص ترسیم کرده اند، بعید است مذاکره‌ای در دستور کار وزارت خارجه وجود داشته باشد، زیرا دیپلماسی ما از این منظر آسیب می‌بیند.


این کارشناس مسائل بین الملل در پاسخ به این پرسش که آیا ممکن است همانگونه که در دولت دهم، مذاکرات محرمانه‌ای با آمریکا در عمان انجام شده بود در آینده بشنویم در سال ۹۷ یا ۹۸ بین ایران و آمریکا مذاکراتی انجام شده است، گفت: وقتی مذاکره مثلا در عمان انجام می‌شود، زمانی است که آمریکا این حجم از موج حمله و فشار تبلیغاتی و اقتصادی نسبت به ما را نداشته باشد، اگر این فشار‌ها وجود داشته باشد و ایران در چنین شرایطی تن به مذاکره بدهد، قانع می‌شوند که هر چه فشار بیشتر شود تمکین و کرنش ایران محتمل‌تر است و دست از فشار و تحریم نمی‌کشند.


خزائی عنوان کرد: ایران هرگز باب مذاکره و گفت‌گو را نبسته است. بعضی از کشور‌های اروپایی و آسیایی برای بهبود روابط و گشایش در گره‌های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک در تلاش هستند و سعی می‌کنند برای مسائل ایران و آمریکا راهی پیدا کنند. البته پادرمیانی این کشور‌ها برای مذاکره مستقیم بین ایران و آمریکا نیست و به نوعی برای نزدیک کردن مواضع دو کشور است؛ اصل پیام ایران از طریق واسطه‌ها این است که آمریکا به برجام برگردد سپس به دیگر موضوعات پرداخته شود. با توجه به فشار‌ها و اقدامات کنونی آمریکا و رفتار‌های اسراییل و عربستان سعودی، به نظر می‌رسد فضایی برای گفتگو بین ایران و آمریکا وجود ندارد.


وی با اشاره به اینکه وقتی مذاکرات هسته‌ای انجام می شد در حال غنی سازی ۲۰ درصد بودیم و فعالیت‌های گسترده‌ای در دیگر تاسیسات داشتیم، خاطر نشان کرد: آن‌ها از این سطح فعالیت‌ها هراس داشتند. ما با دست برتر و یا همسان و هم سنگ با آن‌ها سر میز مذاکره رفتیم، ولی اکنون در چنین شرایطی نیستیم. باید پذیرفت آمریکا قدرت و فرصت اقتصادی و نظامی دارد و ما را تحت فشار قرار داده است، لذا تنها راه چاره ما این است که تحمل کنیم و قدرت چانه زنی و مدارا نیز داشته باشیم.


خزایی اظهار کرد: درست است که ما تحت فشار هستیم، ولی جهان، جهان تک قطبی نیست بلکه روسیه، چین، اتحادیه اروپا و دیگر کشور‌ها ظرفیت‌هایی هستند که می‌توان از آن‌ها استفاده کرد. آمریکا خود مشکلاتی دارد، اگر بر فرض هم بتواند صدور نفت ما را به صفر برساند در واقع برای خودش شمشیری دو لبه خلق کرده است، زیرا بهای نفت بالا می‌رود و اگر قیمت نفت یک دلار بیشتر شود تعداد زیادی از شهروندان آمریکایی بی خانمان می‌شوند. این واقعیت را همه در سطح اقتصاد جهانی می‌دانند.
 

 

ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
* نظر:
گفتگو
یادداشت
پربازدیدها
پربحث ترین ها
آخرین اخبار
عکس
بشنوید
فیلم