
به طور کلی، زهرمار به عنوان اولین فیلم جدی جواد رضویان، چیزی در چنته ندارد و به نظر میرسد هیچ ادعایی هم نداشته باشد. "زهرمار" از زنگ تفریح های جشنواره امسال است و قاعدتا نباید آن را جدی گرفت. چه به عنوان یک کمدی (که گاها مبتذل می نماید) و چه به عنوان یک نقد اجتماعی (که اصلا شکل نمی گیرد).
دیدارنیوزـ ایمان رضایی: همچنان یکی از بحثهای داغ پیرامونِ حواشی جشنواره، این است که بعضی فیلمها با چه معیار و هدفی به جشنواره راه یافته اند و اصلا چه مواردی مترهای انتخاب یک فیلم برای معتبرترین جشنواره سینمایی ایران را تشکیل می دهند؟ "زهرمار" که به عنوان یک کمدی پا به جشنواره گذاشته است، حتی کمدی سرحال و سرپایی هم نیست. فیلمی که شاید اگر ده یا پانزده سال پیش اکران می شد، کمی قابل تحمل بود، اما امروزه در کنار این پیشروی و افزایش کیفیت هنری آثار سینمایی در ایران، "زهرمار" فیلمی است که با هیچ نگاه و تفکری نمی توان آن را جدی گرفت.
فیلم شامل کلیشههای نخ نمای سینمای درجه سه کمدی می باشد. موقعیتی که بارها دیده ایم و دیگر هیچ جذابیتی برایمان ندارد. شخصیتی مذهبی (مداح) که گیر زنی هفت خط و خلافکار می افتد و باید از موقعیتهای اجتماعی خود استفاده کند تا از شر این زن خلاص شود. همچنین قابل پیش بینی است که همراهی این این دو (مداح و زن خلافکار) به مرور در فیلم صمیمی و صمیمیتر می شود و تحول شخصیتی زن و علاقمند شدن او به حاجی، امری طبیعی در این سبک از سینمای کمدی است. البته کارگردان این فیلم (رضویان) بیراه نگفته بود که "زهرمار" اصلا کمدی نیست. واقعا هم زهرمار جز چند صحنه و دیالوگ خنده دار چیزی که کمدی محسوب شود ندارد، اما تا دلتان بخواهد، مملو است از شعارهای اجتماعی که امسال روی جشنواره سی و هفتم خیمه زده اند و با پیش کشیدن مسائل مربوط به فقر و امثال آن، سعی در ایجاد حس ترحم در مخاطب دارند که ابدا درست شکل نمی گیرد. اینکه در میان فیلم، ناگهان به یک ویدیو کلیپ موسیقی که موضوعی اجتماعی را در آهنگ بیان می کند کات بزنیم، جز حس زدایی و عدم جدی گرفتن فیلم چیزی برای ارائه ندارد. در واقع این منظور را می رساند که فیلم آنقدر الکن و ناتوان است که دست به دامن موزیک ویدیوها و آهنگها شده است تا تاثیر حسی خود را بر مخاطب بگذارد و منظور عقلی خود را برساند که همان را هم نمی تواند به انجام برساند و به طور کلی دچار ضعفهای بزرگ و کلیشهای است.
سیامک انصاری که با حضور در "خوک" مانی حقیقی و "خرگیوش" مانی باغبانی پا به دوران جدیدی از بازیگری خود گذاشته بود و با ایفای نقش در فیلمهای نسبتا هنری و پارودی، خود را از منجلاب صداوسیما نجات داده بود، بار دیگر با یک انتخاب اشتباه و حضور در چنین فیلمی، از آنچه که به سمتش خیز برداشته بود فاصله گرفت. همچنین سیامک صفری نیز که در دنیای تئاتر، هواداران خاص خود را دارد و بازیگری توانا به شمار می رود، با قبول کردن این نقش فرعی در یک فیلم فرعی و غیرجدی، باعث تعجب اهالی تئاتر و کسانی شده است که او را به عنوان یک بازیگر خوب می شناسند.
از نام های بزرگ دیگری که در تیتراژ فیلم به چشم می خورند، اما از تاثیرگذاری آنان چیزی نمی بینیم، کمال تبریزی به عنوان مشاور کارگردان است که هرچند شعلههای آتشین کارگردانیها و طنزپردازیهای او هم دیگر به پایان رسیده، اما یک حداقل تاثیری هم در بهبود اوضاع "زهرمار" نداشته و رضویان با فیلمش، همچنان به تخریب چهره ها پرداخته و خودش نیز احتمالا قربانی فیلمنامه بد و سطح پایین پیمان عباسی شده است.
به طور کلی، زهرمار به عنوان اولین فیلم جدی جواد رضویان، چیزی در چنته ندارد و به نظر میرسد هیچ ادعایی هم نداشته باشد. "زهرمار" از زنگ تفریح های جشنواره امسال است و قاعدتا نباید آن را جدی گرفت. چه به عنوان یک کمدی (که گاها مبتذل می نماید) و چه به عنوان یک نقد اجتماعی (که اصلا شکل نمی گیرد).