دیدارنیوز در گفتوگویی با سردبیران سه رسانه شاخص «شرق»، «هممیهن» و «انتخاب» به تحلیلی پیرامون وضعیت کنونی قطع اینترنت و پیامدهای و تبعات آن نشسته است.

دیدارنیوز-محمد جعفری: در حالی نزدیک به دو هفته از قطعی گسترده اینترنت در کشور گذشته که وضعیت برقراری مجدد این حق بدیهی برای مردم ایران، همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. کسب و کارهای خرد و کلان فعال در بستر اینترنت در این مدت، عملا و به ناچار، کرکرههای خود را پایین کشیدهاند و سرنوشت نیروهای انسانی فعال در این حوزه با، اما و اگرهای زیادی روبروست. از سوی دیگر، اندک رسانههای مستقل و آزاد نیز به نوعی در فضای انسداد مطلق به حیات نباتی خود ادامه میدهند و معنا و مفهومی، چون مرجعیت رسانهای در کنار اقسام فشارها و تنگناهای اقتصادی و امنیتی از رسانههای داخل کشور در فضای ملتهب و معترض امروز جامعه ایران رخت بر بسته است.
دیدار به همین بهانه به سراغ فعالان رسانهای و سردبیران «شرق»، «هممیهن» و «انتخاب»، سه رسانه شاخص کشور رفته و نظرات آنها را در خصوص تبعات و پیامدهای این انسداد خبری و رسانهای در کشور جویا شده که مشروح آن را در ادامه از نظر میگذرانید.

همتی، سردبیر «شرق»:
افراد خشمگین در وضع کنونی، طبعا به سراغ رسانههای ایدئولوژیک در داخل نخواهند رفت
شهرزاد همتی، سردبیر روزنامه شرق در گفتوگویی با دیدارنیوز، ضمن اشاره به وضعیت کنونی حاکم بر فضای رسانهای و تنگناهای خبررسانی به جامعه در فقدان امکان استفاده شهروندان از اینترنت، اظهار داشت: در شرایطی که ما برای حل بحرانهای داخلی کشورمان به وجود صداهایی در جامعه نیاز داریم، خود ما نیمه شبها، آلارم ساعت را تنظیم میکنیم که پس از پایان پارازیت ماهواره، دست کم مطلع شویم که در کشور و جهان چه میگذرد! من به عنوان سردبیر یک روزنامه، حتی از اخبار معمولی جهان-به مانند آنچه مثلا در کره جنوبی، انگلیس، آمریکا یا هر نقطه دیگر از دنیا میگذرد-مطلقا بیخبرم. همین است که افراد به عنوان یک روزنامهنگار با من تماس گرفته و از من میپرسند که چه خبر است؟ تنها پاسخ من این است که نمیدانم! من هم به اندازه شما از اخبار اطلاع دارم. چنین وضعیتی به معنی واقعی کلمه، خجالتآور است.
وی افزود: نتیجه محدود کردن رسانههای آزاد، شرایط موجود ایران است. وقتی ما نتوانیم، حرف را از دهان خودمان بزنیم، آن را از دهان دیگران به گونه دیگری برایمان مطرح میکنند. این در حالی است که حتی همین اخبار محدود کنونی در فضای خارج سانسور میشود. به این معنی که یک رسانه-چه رسانههای طیف تندرو داخلی و چه رسانههای رادیکال خارجی-تنها آنچه مطلوب خودش باشد را میخواهد به مردم حقنه کنند. بنا براین، افرادی که الان خشمگین هستند، طبعا به سراغ رسانههای ایدئولوژیک در داخل نخواهند رفت.
سردبیر روزنامه شرق، همچنین با اشاره به تبعات اقتصادی این وضعیت نیز خاطرنشان کرد: به عنوان مثال، ما در تحریریه خودمان یک تازه داماد داریم که در یک استارتاپ دیگر هم مشغول به کار بوده و روز گذشته، عذر او را از ادامه همکاری با این مجموعه، خواستهاند. همین همکار ما به شدت در تشویش و نگرانی بود که مثلا مبلغ چکی که موعد آن، همین چند روز بعد بوده را باید چگونه تامین کند. مردم در حال از دست دادن زندگی روزمره خود بوده و همین اندک مواردی که به صورت عادی میتوانستند در سبد روزمره خود داشته باشند را از کف دادهاند. در این میان، تصور نمیکنم که رسانهها هم بتوانند با این شرایط به فعالیت خود ادامه دهند.
انگار ما در مثلث برمودای جهانیم!
وی در پایان نیز، عنوان داشت: من اطلاع دارم که برخی از بنگاههای تبلیغاتی که به رسانهها آگهی میدادند هم دیگر این امکان را ندارند. چرا که اساسا فضایی دیگر وجود ندارد که بخواهند از آن آگهی بگیرند. رسانه روی سایت خود حساب کرده بوده که از آن هم نمیتواند استفاده کند. یک نکته دیگری که من جدیدا متوجه شدهام، این است که از خارج از کشور هم امکان رصد سایتهای داخلی و مثلا صفحه اول شرق وجود ندارد و گویی ما داریم برای خودمان نجوا میکنیم. به عبارت دیگر، انگار ما در مثلث برمودای جهانیم.

روح، سردبیر روزنامه «هممیهن»:
به دلیل شرایط فعلی، مجبور به کم کردن صفحات روزنامه شدهایم*
همچنین؛ محمد جواد روح، سردبیر روزنامه هممیهن نیز در این باره به دیدار، گفت: ما همواره در تلاش بوده و هستیم که هرآنچه رسالت و وظیفه ذاتی ماست را انجام دهیم، اما با این وضعیت اینترنت، کار بسیار دشوار شده است. یعنی؛ چه دریافت مطالب اعم از یادداشت و مقاله و گزارش و چه مطالبی که در بخش بینالملل از منابع مرجع اخذ و ترجمه میشد به دلیل قطع اینترنت جهانی عملا با مشکل روبهرو شده است. ما به دلیل این شرایط مجبور به کم کردن صفحات روزنامه شدیم. اما به جز گروه بینالملل، سایر سرویسها سعی کردهاند که روند کار خود را ادامه دهند. اما ناگفته مشخص است که این وضعیت، چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی بر مطالب و محتوای رسانهها تاثیر گذاشته است.
وی افزود: بسیاری از چهرهها و صاحبنظران که بخصوص در حوزه سیاست داخلی با آنها گفتوگو میشد، این روزها حرف چندانی برای گفتن ندارند. یعنی؛ تصور میکنند که یک شرایط بنبستی به وجود آمده و قرار گرفتن میان دو جریان تمامیتخواه و رادیکال، عملا بحث و تحلیل چندانی در میان فعالین سیاسی و تحلیلگران باقی نگذاشته است. در حوزه اجتماعی و اقتصادی سعی کردیم که با گزارشهای میدانی و استفاده از نظر کارشناسان، شرایطی که کشور درگیر آن بوده را مبتنی بر واقعیات به اطلاع مخاطبان و افکار عمومی برسانیم.
برای طرف مقابل سخت است که حتی این سطح از اطلاعرسانی آزاد را در حد همین چند روزنامه مستقل باقیمانده هضم کند
سردبیر روزنامه هممیهن، تصریح کرد: در سرویس اجتماعی، تلاش کردیم که مصائب پیش روی آن دسته از کسانی که در درگیریهای اخیر آسیب دیدهاند-اعم از بازداشتشدگان، مجروحین و جان باختگان (از طریق خانواده و بستگانشان) -را پوشش بدهیم. در این شرایط که عملا چراغ اطلاعرسانی در ایران خاموش شده و هیچ عدد و رقم و مرجع مستقلی وجود ندارد، سعی کردیم به قدر توان محدود و ظرفیتی که داریم، این آگاهیبخشی و اطلاعرسانی را برای مردم کشورمان داشته باشیم. البته همین مهم نیز با حملات، فشارها و فضاسازیهای زیادی نیز همراه بوده و مشخص است که برای طرف مقابل سخت است که حتی این سطح از اطلاعرسانی آزاد را در حد همین چند روزنامه مستقل باقیمانده هضم کند.
روح، یادآور شد: به عنوان نمونه، همین پنجشنبه، پیرو مطلبی که خودم درباره مقایسه شرایط دیماه ۵۷ و ۱۴۰۴ و فرار شاه و الان که شعارهایی در حمایت از پهلویها سر داده میشود، نوشته بودم، حملات خیلی شدیدی از سوی سایتها و روزنامههای تندرو به روزنامه صورت گرفت و حتی یکی، دو مورد از این رسانهها، درخواست توقیف و مباحثی از این قبیل را مطرح کردند. متاسفانه هرگونه سخنی که با گفتمان رسمی از یک سو و با گفتمان اپوزوسیون برانداز خشونتطلب همسو نباشد با حملات، قضاوتها و فشارهای گسترده روبهرو میشود. اما ما به رسالت حرفهای خودمان پایبندیم و به این راه ادامه خواهیم داد. کما اینکه در اعتراضات ۱۴۰۱، جنگ دوازده روزه، انتخابات و وقایعی از این دست، همین رویکرد حرفهای را دنبال کردیم.
این فعال رسانهای، همچنین خاطرنشان کرد: البته، آنچه گفته شد، مبتنی بر توان ماست و شاید انتظار مخاطب، بیش از این باشد و حق هم دارد. اما بالاخره، توان، امکانات و ظرفیتهای ما در همین حد است که تمام تلاش خود را به کار بستهایم. آن هم در شرایط قطع اینترنت که واقعا کار را خیلی دشوار کرده است.
رسانههای اقتدارگرا سعی دارند، رقابت مطبوعاتی، سیاسی را به برخوردهای امنیتی و قضایی تبدیل کنند
وی، همچنین، ضمن اشاره به برخی فشارها و تنگناها بر رسانهها در وضعیت کنونی، تاکید داشت: این فشارها، بیشتر از نوع فضاسازی است. به هر حال، چرا که همین محتوای محدود رسانههای مستقل، خللی در نگاه انسدادگرا و یکدستساز ایجاد میکند و بر همین اساس، حمله کرده و اتهام میزنند. تا جایی که این مواضع، مبتنی بر یک دعوای سیاسی باشد، مشکلی ندارد. مثلا کیهان، همه صفحات خود را به بستری برای نوشتن علیه هممیهن بدل کند. اما از آنجایی که اینها سعی میکنند تا با نگاه خود و استفاده از افراد و جریانهایی که در درون قدرت دارند، این رقابت مطبوعاتی، سیاسی را به برخوردهای امنیتی و قضایی تبدیل کنند، ایجاد مشکل میکند. این نگاه متاسفانه از دوران طلایی دوم خرداد وجود داشته و از آن جایی که آقایان، خودشان هم میدانند که کمیت منطق و استدلالشان لنگ میزند، سعی میکنند که از ابزارهای قضایی و امنیتی استفاده کنند.
روح در پایان نیز، خاطرنشان کرد: تجربه هممیهن در این نزدیک به هزار شماره این است که به رغم چندین باری که یک گزارش یا محتوای روزنامه را به بحران و مسئله اصلی کشور کردند، قوه قضائیه تا الان درایت به خرج داده و تسلیم این فضاسازیها نشده است. امیدواریم که این فضای امنیتی فعلی باعث نشود که مشی درست دستگاه قضائی، تغییر کرده و تسلیم این فضاسازیها شود.
*متاسفانه در زمان انتشار این گزارش، مطلع شدیم که به گفته محمد جواد روح، سردبیر هممیهن، این روزنامه از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات به دلیل انتشار مطلب از دی ۱۳۵۷ تا دی ۱۴۰۴ (که در این گفتوگو نیز به آن اشاره شد) و مطلب وقتی حریم درمان شکست به قلم الهه محمدی، توقیف شد!

فقیهی، سردبیر «انتخاب»:
این قطعی اینترنت «ضربهی سهمگین به کل زیرساخت دیجیتال و اقتصادی نوین کشور» است
مصطفی فقیهی، سردبیر پایگاه خبری «انتخاب» و فعال رسانهای نیز در گفتوگو با دیدار، ضمن اشاره به این فضا و وضعیت کنونی حاکم بر رسانهها در شرایط فعلی، تصریح کرد: در حال حاضر رسانههای مستقل عملاً در وضعیت «مرگ بالینی» به سر میبرند. قطع سراسری اینترنت (نه فقط کندی یا فیلترینگ، بلکه blackout نزدیک به کامل) مهمترین و مؤثرترین ابزار به حاشیه راندن «صدای مستقل» در هیاهوی رسانههای وابستهی داخلی و خارجی است. در این شرایط، امکان انتشار سریع خبر، تصویر، ویدئو و مستندسازی وجود ندارد. حتی ابزارهای دور زدن قبلی VPN)های قوی (در این سطح از قطع سراسری عمدتاً کارایی ندارند یا بسیار محدود و پرریسک شدهاند.
وی افزود: ضمن آنکه؛ تنها تعداد محدودی از رسانههای خاص به «اینترنت سفید» دسترسی دارند و حتی مشغول بهروزرسانی کانالهای تلگرامی خود هستند؛ در این شرایط، رسانههای معدود مستقل، تنها کاری که از دستشان برمیآید؛ نقلقول از همان رسانههای خاص است تا فقط علائم حیاتی خود را نشان دهند.
برای کسب و کارهای اینترنتی، یک «فاجعه اقتصادی تمامعیار» رخ داده
سردبیر پایگاه خبری انتخاب، این وضعیت را دارای پیامدهای مخرب و منفی بر روند فعالیت رسانهها دانسته و خاطرنشان کرد: این وضعیت برای رسانههای مستقل، نزدیک به «تعطیلی موقت کامل» است. برای استارتاپها و کسب وکارهای اینترنتی، اما اوضاع وخیمتر است و به نظر میآید یک «فاجعه اقتصادی تمامعیار» رخ داده؛ از جمله میتوان به «تعطیلی کامل یا نزدیک به تعطیلی خدمات آنلاین» (فروشگاهها، فریلنسینگ، اپلیکیشنها، فینتک و غیره)، «قطع درآمد ارزی فریلنسرها و توسعهدهندگان»، «از بین رفتن اعتماد کاربران به هر نوع سرویس مبتنی بر اینترنت»، «مهاجرت شتابانتر نیروی فنی و متخصص»، «ورشکستگی زنجیرهای کسبوکارهای کوچک و متوسط که در یک دهه اخیر با هزار سختی شکل گرفته بودند» و... اشاره کرد.
فقیهی، اضافه کرد: به نظر میآید در میانمدت، نابودی بخش بزرگی از اکوسیستم استارتاپی محقق میشود که به هر حال شکننده بود. در واقع، این قطعی اینترنت، نه فقط یک محدودیت موقت، بلکه «ضربهی سهمگین به کل زیرساخت دیجیتال و اقتصادی نوین کشور» است.
بخش بزرگی از جامعه با شنیدن روایت رسمی کلیشهای و تکرارشونده، تماما اعتماد خود را بر باد میدهد
این فعال رسانهای، تاکید داشت: وقتی دسترسی کامل رسانههای منتقد و مستقل با فضای رسانهای بینالمللی کاملاً قطع شده و مخاطب نیز امکان ارتباط همیشگی با رسانه را نداشته باشد، آنچه باقی میماند عمدتاً صداوسیما است و خبرگزاریهای خاصی، چون (فارس، تسنیم، مهر، ایرنا و...)، روزنامههای کیهان، جوان، وطن امروز و امثال آنها. در این وضعیت، بخش بزرگی از جامعه وقتی روایت رسمی کلیشهای و تکرارشونده را میشنود، تماماً اعتماد خود را بر باد میدهد و سپس، با روایتهای بیرون از مرزها تغذیه شده و آرامآرام، به «همذاتپنداری» با آن دست از رسانهها میرسند و در بزنگاهها، اهدافشان را با همان مرجعیت خبری خارج شده، تطبیق میدهند.
سردبیر انتخاب، تصریح کرد: این اتفاق، عملاً به معنای یکصدایی شدید رسانهای، تقویت روایت «دشمن خارجی» و خروج قطعی و کاملِ مرجعیت خبری از درون مرزها، کاهش شدید امکان مقایسه و راستیآزمایی و ایجاد انفعال و سردرگمی در بخشی از جامعه است. اما نکته مهم این است که این «سوق دادن» اجباری، صرفاً در همان «بدنهی سخت» اثرگذار است که اساساً با هیچ تبلیغی، روایتی جز «روایت رسمی» را باور نمیکند؛ در واقع، این همه تلاش و هزینه از جانب صداوسیما، «تقریباً هیچ» را به ارمغان میآورد.
فقیهی در پایان نیز، یادآور شد: از سوی دیگر، تجربه نشان داده وقتی شکاف اعتماد بین مردم و رسانههای متصل به ساختار، عمیق باشد، بسیاری ترجیح میدهند اساساً از هر گونه رسانهی داخلی عبور کنند؛ و در این میان، رسانههای مستقل داخلی نیز به دلیل این تدبیرهای شگفت، اعتماد مخاطب را از دست میدهند و بازی رسانه را، ناخواسته به رسانههای خارج از مرزها واگذار میکنند؛ چرا که در این شرایط، تجربه ثابت کرده آن رسانهای به باور مخاطب میرسد که در این فضای غبارآلود خبری، بیپرواتر و بیسندتر در تأیید گزارههای ذهنی اغلب جامعه، حرکت میکند. در این مواقع، شدت بیاعتمادی به قدری سهمگین میشود که حتی شایعه و ارتباطات سنتی از جنس «دهانبهدهان» نیز از روایتهای کیهان و فارس و امثالهم پیشی میگیرند.