برخی از مقامات کشور میگویند اعتراضات روزهای اخیر در ایران به دلیل شرایط اقتصادی است اما حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب معتقد است که زمینه اعتراضات یک دهه اخیر ایران «سیاسی» است زیرا حکمرانی دنبال توسعه کشور نبوده و فکر نمیکرد اوضاع حتی به خاموشی برق برسد و اینجوری نرخ تورم فزاینده و پایدار بشود.

دیدارنیوز: حمیدرضا جلایی پور درباره علت اعتراضات گفت: «علتی که زمینه اعتراضات دهه اخیر را فراهم کرده، سیاسی است، چون حکمرانی دنبال توسعه کشور نبوده و فکر نمیکرد اوضاع حتی به خاموشی برق برسد و اینجوری نرخ تورم فزاینده و پایدار بشود.»
پس از اعتراضات اخیر مردم به افزایش شدید نرخ ارز و سکه، دولت چهاردهم در اقدامی کم سابقه اعتراضات را به رسمیت شناخت؛ آن هم با دستور مستقیم رئیسجمهور به وزیر کشور برای مذاکره با نمایندگان معترضان. مسعود پزشکیان در توئیتی نوشت: «معیشت مردم، دغدغه هر روز من است. اقدامات اساسی برای اصلاح نظام پولی و بانکی و حفظ قدرت خرید مردم در دستور کار داریم. به وزیر کشور مأموریت دادم از مسیر گفتوگو با نمایندگان معترضان، مطالبات برحق آنها را بشنود تا دولت با تمام توان برای رفع مشکلات و پاسخگویی مسئولانه عمل کند.»
فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت هم در نشست خبری خود با اشاره به اعتراضات مردمی، بیان کرد: «از وظایف دولت و حاکمیت گوش بودن و شنیدن حرف مردم است، زیرا هر جا درد هست فریاد هست لذا هم اعتراضات را میبینیم هم به رسمیت میشناسیم.»
در این میان، برخی از تحلیلها حکایت از مشابهت اعتراضات دی ماه سال ۹۶ در دولت دوم حسن روحانی با اعتراضات اخیر دارد. موضوعی که حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب، به آن اشاره و تاکید کرد که؛ «اعتراض دی ٩۶ و دی ١۴٠۴ در دو موضوع شبیه هم بودند.»
وی ادامه داد: «وقتی اعتراض مردمی راه افتاد، شما دیدید دو نیرو دولت پزشکیان را هدف قرار دادند. یکی همان تندروها که سیاستهایشان در دو دهه اخیر کشور را به اینجا رسانده است. اینها پس از شهادت مرحوم رئیسی خیلی ناراحتاند و به دنبال زدن دولت پزشکیان بوده و هستند. پزشکیان جلوی اینها نجابت به خرج میدهد، کند تصمیم میگیرد و این تندروها خیز بر میدارند.»
جلایی پور درباره علت اعتراضات هم گفت: «علتی که زمینه اعتراضات دهه اخیر را فراهم کرده، سیاسی است، چون حکمرانی دنبال توسعه کشور نبوده و فکر نمیکرد اوضاع حتی به خاموشی برق برسد و اینطور نرخ تورم فزاینده و پایدار بشود.»
مشروح گفت و گوی خبرگزاری خبرآنلاین، با حمیدرضا جلایی پور، فعال سیاسی اصلاح طلب را در ادامه میخوانید؛
*ارزیابی شما از اعتراضات اخیر چیست و برخی میگویند این تکرار حادثه دی ۹۶ بوده است؟
بر اساس مشاهده مستقیم میشود گفت این اعتراضات در روزهای هشتم و نهم دیماه معیشتی بود و حاملانش مغازهداران بودند. فروشندگان بلور میدان شوش، موبایل فروشها، لاستیک فروشها، فروشندگان قطعات تاسیسات و غیره. عمده تظاهرات از کسبه و کارکنان مغازهها بودند. از شغلهای دیگر مثل پزشکان، مهندسان، پرستاران و معلمان کمتر بودند. عمده اعتراضات در تهران و وسط شهر بود.
در همان روز هم در چهار پنج محیط دانشگاهی اعتراضات دانشجویی محدود بود. ولی روز آخر کلاسها هست و دو هفته دیگر هم امتحانات شروع میشود و دانشگاه اوایل اسفند فعال میشود. اما این بدان معنا نیست که در روزهای آینده دانشگاه اعتراض نمیشود؛ ممکن است بشود و باید دید. اعتراض دی ماه ٩۶ و دی ماه ١۴٠۴ در دو موضوع شبیه هم بودند. یک، زمینه هر دو اعتراض یکی است. حاکمیت دو دهه است دنبال توسعه نیست، تحریمها تشدید شده و فقر به ۳۶ درصد جامعه رسیده است. حدود ٩ میلیون طبقه متوسط فقیر و دو نیم میلیون جوان معطل و معلق داریم. وقوع اعتراض با چنین زمینهای عجیب نیست. دوم این که جنس اعتراض که محرک معترضین بود، معیشتی و اخلال در دخل و خرج مغازهدارها است.
شما به نطفههای اعتراض ٩۶ و دی ١۴٠۴ توجه کنید، هر دو یک جوری معیشتی بودند، ما با «معترض مضطر» روبهرو بودیم. به یاد دارم نطفه اولیه اعتراضات ٩۶ «مالباختگان نگران صندوقهای اعتباری» بودند. همان دستهگل مجوزهای دولت احمدینژاد به موسسات اعتباری که پولهای مردم را گرفتند و پس ندادند. اول کار هم تندروها برای امنیت معترضین (علیه دولت حسن روحانی) تلاش کرده و فضای اعتراض را برایشان در مشهد فراهم کردند و سپس کار از دست تندروها در رفت.
در اعتراضات ٧ و ٨ و ٩ دیماه ١۴٠۴، نطفه اعتراضات کسبه زیاندیده میدان شوش بود یعنی حساسترین مرکز خرید ایران. در حالی که مغازهدار اجاره سنگین میدهد ولی خرید و فروش نداشت؛ لذا اعتراضشان خیلی طبیعی بود.
* برخی میگویند این اعتراضات سازمان دهی شده برای تخریب دولت است، ریشه اعتراضات از نگاه شما کجاست؟
گفتم ریشه اعتراضات درد مردم زیاندیده است و کاسبی کسبه نمیچرخد. دو دهه رکود و تحریم، کسبه را تضعیف کرده است. این چند هفته هم نرخ ارز آسانسوری بالا رفت. کاسب مضطر نه میتواند جنس بخرد و نه میتواند بفروشد و سر ماه هم اجاره و بیمه و مالیات سنگین دارد؛ لذا در واقع عامل اولیه این وضعیت، نحوه حکمرانی است که توسعه متوقف شده است و جای آن را رکود گرفته است.
البته وقتی اعتراض مردمی راه افتاد، شما دیدید دو نیرو دولت پزشکیان را هدف قرار دادند. یکی همان تندروها که سیاستهایشان در دو دهه اخیر کشور را به اینجا رسانده است. اینها پس از شهادت مرحوم رئیسی خیلی ناراحتاند و به دنبال زدن دولت پزشکیان بوده و هستند. پزشکیان جلوی اینها نجابت به خرج میدهد، کند تصمیم میگیرد و این تندروها خیز بر میدارند. شما رفتار این تندروهای مجلس را ببینید که چجوری بلادلیل همتی را در حالی که ایران در شرایط جنگی بود، استیضاح کردند! نیروی دوم هم سرنگونیطلبان هستند که رسانه ماهوارهای دارند و دنبال براندازی هستند و دولت پزشکیان را که بالاخره منتخب انتخاب پنجاه درصد مردم ایران هست، میکوبند؛ و متاسفانه یک عده از این تحولطلبان و گذاریها هم به این سرنگونیطلبان پیوستند.
* آیا این اعتراضات جنس سیاسی دارد یا اقتصادی؟
اشاره کردم اولا علتی که زمینه اعتراضات دهه اخیر را فراهم کرده، سیاسی است، چون حکمرانی دنبال توسعه کشور نبوده و فکر نمیکرد اوضاع حتی به خاموشی برق برسد و اینجوری نرخ تورم فزاینده و پایدار بشود. ثانیا انگیزه و درد معترضین اقتصادی و معیشتی است. دخل و خرج ندارند. ثالثا مثل گذشته تندروهای داخل و خارج فرصتطلبی خود را در سواستفاده از این اعتراضات انجام میدهند.
* واکنش رئیس جمهور به اعتراضات و به رسمیت شناختن آن را چطور ارزیابی میکنید؟
پزشکیان تلاش صادقانه زیادی انجام میدهد ولی کلا تغییرات و تصمیمات را خیلی آهسته انجام میدهد. همان موقع که تندروهای مجلس همتی را استیضاح کردند؛ لازم بود همتی رئیس بانک مرکزی بشود و تجربه این کار را داشت. با این همه در این سه روزه که اعتراضات شروع شد، اقدامات دولت پزشکیان و حاکمیت قابل دفاع بوده است.
ببینید با این که کسبه به حق ناراضیاند، از آن طرف ترامپ-نتانیاهو ایران را تهدید میکنند، گذاریها در حمله به حکومت در حال جنگ، ترمز بریدهاند، اما دولت شش کار خوب انجام داد: یکم) ماهیت اعتراضات را شناخت و با مردم معترض همدلی کرد به آنان نگفت اغتشاشگر هستید. دوم) با نمایندگان کسبه حرف زد. سوم) رئیس بانک مرکزی را عوض کرد و یک فرد کارکشته را منصوب کرد. چهارم) دولت قبول کرد که باید در لایحه بودجه تجدید نظر کرد. پنجم) مسولان تندرو حراست در سه دانشگاه را تغییر داد. ششم) این که در این سه روزه نیروهای انتظامی خیلی مدنی عمل کردند.
* آیا به رسمیت شناختن اعتراضات توسط دولت و دیدار با نمایندگان معترضان به معنی تغییر رویکردها و گامی رو به جلو میتواند باشد؟
ببینید کشور، جامعه و حکومت با چالشهای چند لایه روبهرو است، زود نمیشود معجزه کرد. اما مردم را راضی کرد و حتی افق اعتراضات در روزهای آینده هم معلوم نیست، اما این کارهای ششگانه حکومت خوب بود. گفتم پیش بینی روزهای آینده سخت است ولی من مایلم در این جا به دو تجربه اشاره کنم.
اول این که مردم در سطح شهر خیلی مشکل دارند و از گرانیها خیلی ناراضیاند، اما بر اساس مشاهدات من در جریان این روزها، در پیادهروها، در بازار تهران و میدان هفت تیر و گپ در مغازهها، یک لقمه صبحانهخوردن با تاکسیهای سرخط، حدس میزنم در مقایسه با ١۴٠١، مردم عادی سایه جنگ را بالای سر ایران جدی میگیرند و در پیوستن به ایجاد اختلالات شهری فعال نیستند. البته من ممکن است اشتباه کنم و باید روزهای آینده را دید.
دوم اینکه به دولت پزشکیان از همه طرف فشار میآورند. حتی کسانی که فعال انتخاباتی برای دولت بودند، خوب پای کار دولت نیستند (تندروها هم که دنبال مقاصد خود هستند) و به نظر میرسد از همه جدیتر مقام رهبری حامی دولت هستند. ولی با این همه دیدیم همین دولت شش کار خوب در اعتراضات انجام داد. همین دولت در یک سایز کوچکتر قبلا از این کارهای خوب انجام داده بود و نتیجه داشت.
دولت پزشکیان در جانباختن خالقی دانشجوی دانشگاه تهران، در پشت کوچه خوابگاه، خیلی پخته برخورد کرد (یعنی درجه یک عمل کرد، انگار بچه ریاست دانشگاه تهران و یا وزیر علوم جانباخته) آن بحران میتوانست یک جرقه اعتراضی در دانشگاه باشد و وزارت علوم خیلی پخته مدیریت کرد. در سه روز گذشته هم دولت پزشکیان با زبان انسانی و همدلانه با کسبه روبهرو شده، و این کار مثبتی و آرامکننده است. البته باز هم تاکید کنم زیر پوست جامعه ایران امور نامتعین زیاد است لذا حرف قطعی نمیشود راجع به آینده اعتراضات زد؛ بنابراین شایسته است همه اعم از حاکمیت، دولت و نیروهای جامعه مدنی دست به دست هم بدهیم و ایران را عزتمندانه از این شرایط جنگی عبور بدهیم.
متاسفانه عدهای فرصتطلبانه علاقه دارند از فرصت اعتراضات استفاده کنند و مهمترین چالش کشور را بصورت تک علتبینانه چالش کل مردم را در یک طرف و حاکمیت را در طرف دیگر قرار دهند. در حالی که ایران در شرایط جنگی با دشمن خبیث و تجاوزکاری بنام نتانیاهو است و رهبری فرمانده قوای نظامی کشور و قوای نظامی ستون کشور برابر دشمنان خارجی است؛ لذا الان به نظر من، اصلیترین آرایش سیاسی کشور در واقع میان حافظان کشور ایران (اعم از حاکمیت، دولت و شهروندان ایرانی) در برابر دشمنان ایران (اعم از نتانیاهو و سرنگونیطلبان و مشوقان شورش در کشور) هست.
بله، همه میدانیم منابع اصلی قدرت ایران در کنار قوای نظامی، رضایت مردم از وضعیت رفاهشان است؛ و رفاه و آبادانی و آزادی حق مردم است. اما شرط حرکت به سوی توسعه و رفاه، عبور عزتمندانه ایران از پیچ جنگی فعلی است. امید این که مردم ایران دوباره دشمنان این مرز بوم را ناکام بگذارند و این بار پس از اعتراضات، حاکمیت با مردم ایران مانند پس از جنگ دوازده روزه برخورد نکند و فوری به تنظیمات کارخانه برنگردد.