
در زمینه کاری تان به خوبی فعالیت می کنید، اما چیزی وجود دارد که بین وضعیت کنونی تان و موفقیت های بیشتر فاصله انداخته است. این چیز ممکن است یکی از عادت های رفتاری آزار دهنده خودتان باشد.
دیدارنیوزـ شاید یک نقطه ضعف جزئی که شاید اصلا آن را نتوانید تشخیص بدهید. شاید دقیقا همان عواملی که فکر میکنید باعث شده اند موفق شوید و در وضعیت کنونی قرار داشته باشید دارند از کسب موفقیتهای بیشترتان جلوگیری میکنند.
۱ - بیش از حد برنده شدن
احساس نیاز برای برنده شدن، آن هم به هر قیمتی و در هر شرایطی. چه لزومی داشته باشد یا نداشته باشد و یا کاملاً بی مورد باشد. بیش از حد برنده شدن رایجترین مشکل رفتاری در میان افراد موفق است. تفاوتی میان رقابتی بودن و بیش ازحد رقابتی بودن وجود دارد، همچنین بین موفق شدن هنگامی که به چشم میآید و هنگامی که به چشم نمیآید. افراد موفق بارها و بارها مرز بین این دو را میشکنند. نمیخواهم حس رقابت را کم اهمیت جلوه دهم. منظورم این است که وقتی از این حس، برای به دست آوردن اهدافی استفاده میکنیم که ارزش تلاش کردن را ندارند، آنگاه یک مشکل به حساب میآیند.
۲ - بیش از حد ارزش و اعتبار دادن به بحث
تمایل بیش از اندازه در هر مباحثهای برای به کرسی نشاندن نظرات خودمان. تصور کنید مدیرعامل یک شرکت هستید. کارمندتان عقیدهای ابراز میکند که از نظر شما فوق العاده است. به جای آنکه از او حمایت کنید و بگویید «عقیدة فوق العادهای است.»، از آنجایی که میخواهید برای خودتان ارزش و اعتبار ایجاد کنید میگویید: «عقیده فوق العادهای است، اما بهتره این کارو انجام بدی.» هرچقدر مقام شما در سازمان بالاتر باشد، لازم است کاری کنید که دیگران موفقیتهای بیشتری به دست آورند تا اینکه بخواهید همیشه خودتان موفق و برنده باشید.
۳ - قضاوت کردن
تمایل برای قضاوت کردن دیگران و محک زدن آنها با توجه به معیارهای خودمان. مردم دوست ندارند، هرچند غیرمستقیم، مورد انتقاد قرار بگیرند. به همین دلیل است که قضاوت کردن درمورد دیگران یکی از بدترین راههایی است که موجب طردکردن آنها و موفقیت مان میشود. تنها نتیجهای که میتوان از قضاوت دربارة تلاش و کمک دیگران انتظار داشت این است که آنها دیگر به ما کمک نخواهند کرد.
۴ - ارائه پیشنهادات مخرب
ارائه نظرات و پیشنهادات طعنه آمیز و بی موردی که گمان میکنیم با مطرح کردن شان با هوش و تیز به نظر میرسیم. پیشنهادات مخرب، اظهارات طعنه آمیزی هستند که روزانه از روی غرض و یا بدون هیچ غرض بیان میکنیم و هیچ سودی برای دیگران ندارد جز آن که باعث رنجش آنها میشود و احساس برتری خود را به آنها ثابت کنیم. این نظرات طعنه آمیز متفاوت از نظراتی است که برای افزایش ارزش و اعتبار به بحث بیان میشود، زیرا جز رنجش و آزردگی چیزی به همراه ندارد.
۵ - با کلماتی از جمله «نه»، «اما» و «با این حال» آغاز کردن
استفاده بیش از حد از این کلمات منفی که به طور غیرمستقیم بیان کنندة این مفهوم است «حق با من است. تو در اشتباهی.» هنگامی که جملهای را با «نه»، «اما» و «با این حال» و یا هرچیز شبیه آن آغاز میکنید صرف نظر از اینکه لحن شما تا چه حد دوستانه باشد یا چه تعداد عبارات ملایم و دلربا بیان کنید تا تاثیر مثبتی بر دوست تان بگذارید، پیامی که دوست شما دریافت خواهد کرد این است:در اشتباهی.. از آن لحظه به بعد گفتگوی بین شما تبدیل به جنگی بی حاصل میشود و شما دیگر درحال تبادل نظر نیستید بلکه در تلاشید تا دراین جنگ پیروز شوید.
۶ - به همه دنیا بگوییم چقدر باهوش هستیم
احساس نیاز برای اینکه به دیگران نشان دهیم که باهوشتر از آنها هستیم. فرض کنید منشی شما با یک سند که لازم است که آن را فورا بررسی کنید وارد اتاقتان میشود چیزی که منشی نمیداند این است که چند دقیقه پیش از طریق همکارانتان از موضوع مطلع شده اید. چه کار خواهید کرد؟ اگر مانند اکثر مردم باشید راهی پیدا خواهید کرد تا به منشی تان بگویید یک قدم از او پیش هستید. ممکن است به سادگی بگویید «این موضوع را از قبل میدانستم» یا با لحن تندتری بگویید «چرا آسایش من را با این موضوع بهم ریختی؟»، اما هرکدام را که انتخاب کنیدضربهای را که نباید بزنید زده اید. اگر بتوانید به سادگی و با گفتن متشکرم آن را بگذرانید، کار درستی انجام داده اید.
آیا تاکنون توجه کرده اید که هرگاه فردی موضوعی را مطرح میکند که ما قبلاً آن راشنیده ایم، نمیخواهیم به آن مطلب گوش دهیم. (یا با انگشتان دستتان بر روی چیزی میکوبید.)
۷ - هنگامی که عصبانی هستیم صحبت کنیم
استفاده از تغییرات احساسی به عنوان ابزار مدیریت. فکر میکنم عصبانیت نوعی ابزار مدیریت است. باعث میشود کارمندان از خواب بیدار شوند. مفهوم اش این است که بعضی اوقات کارمندان باید صدای شما را بشنوند. اما به چه قیمتی؟
تغییرات احساسی، ابزار قابل اطمینانیبرای مدیریت نیستند. وقتی عصبانی هستید، کنترلتان را از دست میدهید. فکر میکنید با خشم فوری میتوانید دیگران را کنترل کنید و انگیزه شان را بالا ببرید. اما به سختی میتوان واکنش مردم در برابر خشم و عصبانیت را پیش بینی کرد. با این کار آنها به محض اینکه میخواهند پیشرفت کنند، افت میکنند.
۸ - منفی بودن یا «اجازه بده بگم چرا این موضوع عملی نیست»
احساس نیاز برای مطرح کردن افکار منفی مان آن هم زمانی که از ما نظری خواسته نشده است. همة ما در محیط کار با افراد منفی آشنا هستیم. آنها افرادی هستند که قادر نیستند در مقابل پیشنهاد شما، جملهای مثبت یا تعارف آمیز بیان کنند. واکنش آنها همیشه منفی است. اگر منفی بودن نقطه ضعف شماست از شما میخواهم هنگامی که پیشنهاد مفیدی دریافت میکنید به پاسخ و واکنشی که از خود نشان میدهید دقت و آن را بررسی کنید.