
در سیویکمین برنامه دیدار اندیشه که مقارن با شب قدر منتشر میشود، قسمت دوم گفتوگو با ناصر مهدوی روشنفکر دینی و استاد دانشگاه با موضوع "شب قدر یا شب قتل" را پی گرفتیم.
دیدارنیوز ـ حسین جعفری: در سیویکمین برنامه دیدار اندیشه که مقارن با شب قدر منتشر میشود قسمت دوم گفتوگو با ناصر مهدوی با موضوع "شب قدر یا شب قتل" پی گرفته شد.
ویدیوی این گفتوگو را میتوانید اینجا، یوتیوب و آپارات ببینید.
در گفتوگوی اول گفته شد که "برای علی عزت و آزادی انسان، زندگی اخلاقی کردن و اینکه انسان برده نباشد و خردمندی انسان، دغدغه است. به اندیشیدن و دور اندیشی توجه دارد و میگوید: با زور بازو و شمشیر نمیتوان جامعه را ساخت. جامعه با عقل ساخته میشود. پس کسانی که به حریت و به حقوق انسانها احترام میگذارند و زندگی اخلاقی و دوراندیشی دارند به علی نزدیکترند. "و در قسمت دوم گفتوگو گرچه بدنبال آن بودیم که با طرح پرسشهایی بدانیم علی (ع) چگونه خدای خود را توصیف میکند و نسبت خدای علی با ما چیست، اما با سوالی جا مانده از قسمت اول گفتوگو شروع شد، اینکه چرا کارخانه مستبدسازی ما ایرانیها همیشه پررونق است و شیوه برخورد امام علی (ع) با خصلت تملق و کرنش نسبت به حاکمان و اهل قدرت چه بود؟
بهباور مهدوی، دنیای قشنگ امام علی (ع) زمانی است که آدمها در آن اوج بگیرند و و حریت و کرامت داشته باشند و لذا بیزار است از خواری و حقیر و ضعیف کردن انسانها که عامل ایجاد فساد در اهل قدرت، و خوار شدن ملت میشود. به همینجهت هم با دویدن مردم بدنبال صاحبان قدرت مخالف بود. برای علی این صحنه؛ صحنه شکستن و تحقیر انسان است. از نگاه علی (ع) سیاستی که موجب تخفیف و کوچک شمردن انسان شده و جرات نقد و نظر را از او بگیرد، شوم و شر است.
از نگاه مهدوی زندگی متدینانه از منظر علی اینگونه است که "آدمی وقتی دینی میشود؛ تو گویی سر از این جهان ظاهری ملالآور بیرون میآورد؛ رقص میکند و از زمین کَنده شده به سماع میرسد. آنجا در برابرِ بی نهایت نور قرار میگیرد و تازه مزه و معنای زندگی را میفهمد."
از نگاه علی؛ کسانی هستند که لاف دینداری میزنند، اما از خدا شرم نمیکنند و علی از چنین دینداری که در آن شرم اخلاقی سست است بیزار است. دینداری زمانی است که شما باورتان را در زندگی بکار ببرید، یعنی فقط در قالب زبان باقی نماند. روح دیانت ترغیب انسان به زندگی اخلاقی است.
این استاد عرفان، برجستهترین صفت علی (ع) را شفقت و مهربانی میداند و میگوید آن اسمی از خدا را که با علی میآید؛ "عظمت" است. روح علی با عظمت بود، علی مظهر عظمت خدا بود که با مردم مهربان بود.
پرسیدیم چرا شب قدر با آنهمه عظمت را تبدیل به شب قتل کردیم و بهجای همنشینی با خدای علی، زمان را با قاتل علی هدر دادیم؟ و پاسخ شنیدیم که شیعیان یک هویتی ساختند تا بگویند بقیه زشت و جهنمیاند و فقط آنان بهشتیاند. در حالی که اگر علی بیاید کنار منِ شیعه، نمیتوانم تحملش بکنم، زیرا او را نشناختهام، نه دردهای علی و نه دغدغههای علی را.
مهدوی از خدای علی و مزه اش اینگونه میگوید که "خدای علی زندانبان نیست، ارباب و مولای ارشد و فرمانروا نیست که چهرهای مخوف و ترسناک داشته باشد، خدای علی شخص نیست، "نور" است، رفیق اعلی و همدم و پشتیبان و پناه انسان است، مهرش بر همه چیز غلبه دارد و کار عاشقانه انجام میدهد.
مزه خدای علی شیرین است، بهتعبیر مولانا قند و شکر است. برای همین ذوق و شوق و وجد پا به عرصه میگذارد، درست مثل این است که کودکی تازه متولد شده را در آغوش مادر بگذارید؛ شیرین و قند است.
از خوانندگان فرزانه دعوت میکنم این گفتگو را از "دیدار اندیشه" مشاهده و مورد توجه قرار دهند.