
فرشاد محسن زاده، روزنامه نگار یادداشتی را با عنوان "حق با آن ۵۲ درصد بود" را برای دیدارنیوز ارسال کرده است که میخوانید.
دیدارنیوزـ *فرشاد محسن زاده: زمان نامناسب، مکان نامناسب و فرد نامناسب سه شاخصه اصلی بد اقبالی و بد بیاری ایرانیان در شرایط تاریخی بسیار خطرناک معاصر ایران است که در دوره ریاست جمهوری مسعود پزشکیان بر این کشور، این سه شاخصه همخوانی و سازگاری معنا داری پیدا کرده است.
ایران امروز ما که از بسیاری جهات به خصوص در پدیداری سه شاخصه مزبور چندان بی شباهت با اواخر دو سلسله صفویه و قاجاریه نیست، اما تنها تفاوت اش در صورت حکمرانی درست چهار دهه گذشته میتوانست به لحاظ واقع شدن جبری در بستر زمانی عصر پسا نوگرایی بهرهمند از مزایا و پیشرفتهای آن باشد که البته چنین نشد و از این حیث نیز مانند آخرین حاکمان دو سلسله مذکور فاقد بهره گیری از نوگرایی و پسا نوگرایی و چنین فرصت و امتیازی بود.
وگرنه، امروز ایران ما با دیروز پیشینیان ما در آخرین سالهای عصر صفوی و قجری بسیار قرین به هم هست، تهدید مرزها، فقر و تنگدستی ملت، خزانه خالی دولت، نارضایتی عمومی، ناامنی و بی قانونی، فساد سیستمی، تنازع بقا، الیگارشی قدرت و ثروت گروه اندک و شبح جنگ بر سر کشور نمونههایی از این قرابت ایران امروز و دیروز ماست.
در این اوضاع بسیار نگران کننده که زمان و مکانش نامناسب است از قضا مسوولیت تدبیر امور و سیاست این سرزمین را بر شانه فردی نامناسب گذارده اند که در هر مناسبتی پس از قبول مسوولیت، ناتوانی خویش را فریاد میزند، اما گوش شنوایی و چشم بینایی برای شنیدن و دیدن عجز او در حاکمیت نیست.
آقای پزشکیان که ریاست دولت چهاردهم به او سپرده شد در ایام به اصطلاح کارزار انتخاباتی شعارها و وعدههایی را در جهت جلب رضایت اندک امیدواران به بهبود اوضاع سر داده بود، اما پس از نشستن بر کرسی مسوولیت از سر ناتوانی و ناچاری و سیاسی کاری آنها را به فراموشی سپرد.
وعدههای مصرح و تلویحی نظیر "مذاکره با دنیا و آمریکا"، "رفع تحریم ها"، "لغو قانون عفاف و حجاب"، "رفع فیلترینگ"، "مدیریت تخصص محور"، "آزادیهای اجتماعی"، "رفاه نسبی"، "گران نشدن حاملهای انرژی به ویژه بنزین"، "شنیدن صدای مخالف"، "احترام به اقلیتهای اعتقادی و فکری و مطابقت و متابعت با آرای موکلان خویش و... که ظاهرا همه آن گفتهها را به پای مصلحت قدرت با دستاویز وفاق سر برید.
البته ۵۲ درصد از ایرانیان واجد شرایط رای در ایام به اصطلاح کارزار انتخاباتی به او و دیگر کاندیداها و حتی نظام اعتمادی دیگر باره نکردند و پای صندوقهای آرا حاضر نشدند که اگر جانب انصاف بر مدار عقل محوری رعایت شود پس از شش ماه از ریاست پزشکیان بر دولت معلوم شد حق با آنان بود.
به همین علت نیمی از ایرانیان با فهمی درست از ضرب المثل پند آموز " آزموده را آزمودن خطاست" حاضر به تکرار اشتباهات پیشین خود نشده اند و سرنوشت خویش را مخیرانه در شگردی مزورانه به فرد نامناسب نسپرده اند.
فارغ از این که چه آن ۵۲ درصد هموطنان بی اعتماد و چه این ۴۸ درصد امیدواران بیهوده، ستایش یا نکوهش شوند ملت ایران را از این زمان اشتباه، مکان اشتباه و انتخاب اشتباه از مجموع اشتباهات هم اکنون گریزی علی الظاهر نیست مگر با رجوع به گذشتههای نسبتا دور برای یافتن سرنخ یا سرنخهایی که آن هم به نوشدارویی پس از مرگ سهراب میماند.
واقعیت خود کرده را تدبیر نیست شاید سرنخی از گذشتگان ما در بنای حال و روز امروز ما باشد، اما این دشواری و درد صرفا با شماتت جدا جدا بر طرف نمیشود وقتی آن ۵۲ درصد و این ۴۸ درصد یکی شود، درمان قطعی میشود که این نیز البته مستلزم هوشیاری همه ایرانیان است.
نقل قولی از عباس میرزا در تاریخ ثبت شده که پس از شکست ایران از روس و تحمیل قرار دادهای گلستان و ترکمنچای در پرسشی از "ژوبر" نماینده فرانسه در سپاه خویش پس از درک موضوع و پذیرش شجاعانه شکست از شدت ناراحتی و درد میپرسد: "نمیدانم این قدرتی که شما (اروپاییها) را بر ما مسلط کرده و موجب ضعف ما و ترقی شما شده، چیست؟ شما در جنگیدن و پیروز شدن و به کارگیری قوای عقلیه تبحر دارید حال آنکه ما در جهل و شغب (نعره وفریاد) غوطه ور و به ندرت آینده را میبینیم.
مگر جمعیت و حاصل خیزی و ثروت مشرق زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما میتابد تأثیرات مفیدش بر سر ما کمتر از شماست؟ یا خدایی که رحمت اش بر همه ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری میدهد؟ گمان نمیکنم.
اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هوشیار کنم. "این سوال عباس میرزا با گذشت حدود دو قرن هنوز هم باقی است. باید پرسید که ایرانیان و آن ۴۲ درصد کی و چگونه هوشیار میشوند؟!
*روزنامه نگار