
آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران میگوید: در حال حاضر کشور با مسائل عجیب و غریب زیادی از جمله نوسانات قیمت دلار و موارد مشابه مواجه شده است. به نظر من، دولت دیگر توان و جرأت ورود به مسئلهای مانند اصلاح قیمت سوخت را ندارد.
دیدارنیوز: رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران بیان کرد: کاهش ارزش پول ملی، تمام مباحث در مورد سوخت را بیاثر کرده است و دولت باید برای جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی، تصمیم جدی بگیرد.
آرش نجفی، رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران در گفتگو با اقتصادآنلاین بیان کرد: در حال حاضر کشور با مسائل عجیب و غریب زیادی از جمله نوسانات قیمت دلار و موارد مشابه مواجه شده است. به نظر من، دولت دیگر توان و جرأت ورود به مسئلهای مانند اصلاح قیمت سوخت را ندارد.
نجفی افزود: مسئله مهمتر این است که کاهش ارزش پول ملی، تمام این بحثها را در حوزه سوخت بیاثر کرده است و دولت باید برای جلوگیری از کاهش ارزش پول ملی، تصمیم جدی بگیرد.
وی ادامه داد: اگر قیمت سوخت افزایش پیدا کند، اما همزمان ارزش پول ملی نیز کاهش یابد، این افزایش قیمت نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه بهشدت تورمزا خواهد بود و هیچ معادله اقتصادی موفقی شکل نمیگیرد؛ بنابراین ابتدا باید ارزش پول ملی تثبیت شود و سپس بر اساس آن، سایر ساختارهای اقتصادی تنظیم شوند.
به گفته رئیس کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، وقتی نرخ دلار تثبیت نشده و نوسانات آن بسیار زیاد است، فرقی نمیکند که قیمت بنزین ۱۰ هزار تومان، ۲۰ هزار تومان یا حتی ۳۰ هزار تومان باشد؛ چرا که در نهایت، با یک تغییر سیاسی یا یک اتفاق دیگر، همه چیز پیچیده میشود.
نجفی با تاکید بر این که نمیتوان مسئله را صرفاً با افزایش قیمت سوخت حل کرد، تصریح کرد: اولویت اصلی، تثبیت نرخ ارز است و در غیر این صورت، نمیتوانیم در مورد اصلاح قیمت سوخت به موفقیتی برسیم. به عنوان مثال، زمانی که قیمت بنزین به ۳ هزار تومان رسید، معادل ۳۳ سنت ارزش داشت، اما ظرف کمتر از سه ماه، این ارزش به ۱۴ سنت کاهش یافت، زیرا نرخ دلار به ۲۰ هزار تومان رسید.
عضو هیات نمایندگان اتاق ایران در مورد مصرف روزانه ۲۰ میلیون لیتر بنزین در تهران نیز گفت: تهران یک شهر اقتصادی است و با توجه به نوسانات موجود، ناچار به فعالیت مستمر است. یکی از مشکلات اساسی در تهران، هدررفت بخش عمدهای از سوخت به دلیل توقفهای طولانی و ترافیک شدید در معابر است. این حجم بالای ترافیک، آسیب جدی به مصرف سوخت وارد میکند.
نجفی گفت: به نظر میرسد شهرداری باید به طور جدی برای مدیریت مصرف سوخت روی کاهش ایستایی خودروها و حل معضل ترافیک تمرکز کند، زیرا با مدیریت صحیح این بخش، مقدار زیادی از مصرف سوخت کاهش مییابد.
متاسفانه شرایط اقتصادی برای مردم بسیار دشوار شده و این موضوع امنیت مردم و کشور را تهدید می¬کند.
از طرفی اگر قیمت بنزین و دیگر حاملهای انرژی بالا رود ، مردم متحمل فشار اقتصادی میشوند، اما از سوی دیگر، اگر قیمت گذاری به همین روش کنونی بماند، فشار اقتصادی و آسیب آن برای مردم و کشور بسیار بیشتر است ( مثلا سالهای 76 تا 84 با اینکه، قیمت بنزین به قیمت جهانی یعنی حدود 1 دلار نزدیکتر بود، اما تورم، کمتر و اوضاع اقتصادی بهتر بود ).
تعیین دستوری قیمتها ( در اقتصادهای کشورهایی مانند ایران، کوبا ونزوئلا و ...) ریشه اصلی مشکلات است و نتایج زیر را دارد:
۱- قیمت دستوری باعث کاهش تولید و درآمد و باعث مشکلات اقتصادی شرکتها و همچنین کسری بودجه دولت ، تورم و بیکاری و کم بودن حقوقها و فرار نخبگان و متخصصان و سرمایه و قاچاق گسترده (بخاطر اختلاف قیمت با خارج) میشود. مثلا یک نانوایی یا هر بنگاه اقتصادی یا شرکتی که قیمت محصولش توسط دولت، بصورت دستوری تعیین میشود، نمیتواند به نیروی کار ، حقوق بالا بدهد.
۲- قیمت دستوری، باعث مصرف بسیار زیاد و اسرافگرایانه سوخت و منابع (بنزین، گاز، برق، آب و...) ترافیک، ناترازی سوخت، آلودگی شدید هوا در کشور و در نتیجه، خشکسالی و خشکی ذخایر آب و در نتیجه تهدید حیات در کل کشور میشود (افزایش بارندگی، پس از هر دوره کاهش رفت و آمد و مصرف سوخت در سالهای 98 و 99 و عید نوروز سالهای گذشته استان تهران یکی از نشانه های این موضوع است)
اگر مردم میدونستن، تعیین دستوری قیمت انرژی توسط دولت و مجلس ( مخصوصا بنزین) ، این آسیبهای وحشتناک برای مردم و کشور داره، دولت رو مجبور میکردن قیمتا رو به خود مردم بسپاره( عرضه و تقاضا در بازار)
پیشنهاد راه حل:
مهمترین عامل برای حل این مسائل، ایجاد انگیزه اقتصادی با آزادسازی قیمتهاست.
پیش نیاز همه اصلاحات اقتصادی و حل ناترازیها ، جلب اعتماد مردم است از راههای زیر:
۱- حذف بودجه عمومی نهادهای پر هزینه و غیر مولد مانند صدا و سیما و نهادهای مذهبی و...
۲- بستن مسیرهای قاچاق و رانت و فساد ( بویژه برای نهادهای قدرت )
۳- حذف هزینه های غیر ضروری خارج از کشور و بهبود روابط خارجی
۴- دریافت مالیات از همه نهادهای اقتصادی از جمله نهادهای حاکمیتی
۵- ارائه سهمیه سوخت و انرژی به همه مردم دارای کد ملی ( نه به بیگانگان و اتباع خارجی)
سپس انجام اصلاحات اقتصادی.
قیمت دستوری کالا و خدمات و سوخت، نابود کننده اقتصاد کشور و کسب و کار مردم، و علت اصلی ترافیک، ناترازی سوخت، آلودگی شدید هوا و خشکسالی، و همچنین مشکلات اقتصادی مردم، مانند بیکاری و کم بودن حقوقها و فرار متخصصان و سرمایه ها ازکشور و هجوم افغانها به کشور و به هدر رفت منابع است. با قیمت دستوری کالا و ارز (یعنی دخالت دولت در قیمت گزاری)، هر سرمایه گزاری (چه دولتی و چه خصوصی) در زمینه تولید و حمل و نقل و انرژی و... ، بی فایده و همراه با ضررر و زیان و اتلاف سرمایه مردم و کشور خواهد بود. در نهایت باعث کاهش تولید بدلیل عدم سرمایه گزاری و ناترازی و قحطی میشود (مثل وضعیت کنونی کشور).
بهترین راه حل برای آن، پرداخت سهمیه مستقیم سوخت و انرژی به مردم و سپس آزادسازی قیمت بر اساس عرضه و تقاضا است. اینکار به سود همه مردم و دولت است و بسیاری از معضلات اقتصادی و زیست محیطی کشور را حل میکند. همچنین، تنها مردم ایران میتواننده از این منابع و یارانه ها بهره مند شوند
با پرداخت سهمیه و یارانه( سوخت، انرژی، آب و ..) به کارت بانکی افراد ، میتوان قیمت حاملهای انرژی را به تدریج آزادسازی سازی کرد و با سهمیه صرفه جویی شده توسط افراد، هزینه های رفت و آمد و قبوض انرژی و برخی هزینه ها را پرداخت کرد. که انگیزه بالایی برای صرفه جویی همه حاملهای انرژی و بنزین و منابع را به همراه دارد.
البته لازمه این اصلاحات اقتصادی، اعتماد بین مردم و دولت هست.
تا زمانیکه قیمت سوخت و انرژی دستوری است، هیچگاه مصرف بهینه و استفاده فراگیر از انرژی پاک ( خورشیدی، بادی و ..) و سرمایه گزاری در وسایل نقلیه عمومی و تولید خودروهای بهتر اتفاق نخواهد افتاد ، نه توسط دولت و نه مردم ، و این موضوع تنها با واقعی سازی قیمت انرژی ( قیمت بین المللی و شناور وابسته به عرضه و تقاضا ) و پلکانی بودن آن ، قابل انجام است و هر کاری که اصلاح قیمت را شامل نشود ، عوامفریبی است. اگر این اصلاحات انجام نشود در آینده ای نزدیک ، قحطی و خاموشی بسیار شدیدتر خواهد شد و کشور را به سمت شرایط بسیار وخیم تر و فروپاشی می برد.
منابعی که متعلق به نسلهای آینده هم هست و از طرفی، مصرف آن باعث آلودگی و آسیب زیاد به محیط زیست و سلامت مردم و اقتصاد میشه، نباید رایگان در نظر بگیریم، اتفاقا خیلی هم قیمتش بالاست. بهتر نیست بجای سوزاندن اسرافگرایانه آنها در خودرو های تک سرنشین و دیگر مصارف غیر بهینه انرژی ، پول آنرا صرف ایجاد اشتغال و درآمد بالا و تقویت حمل و نقل عمومی برای مردم کنیم؟