
دیدارنیوز - سعید حجاریان با اشاره به شرایط امروز کشور و عملکرد اصلاحطلبان و دولت روحانی به نقد و بررسی جریان اصلاحات و کابینه روحانی میپردازد. اهم سخنان او به شرح ذیل است:
*مقتضیات زمان ایجاب میکرد اصلاحطلبان از آقای روحانی دفاع کنند و چنین کردند، اما چنانکه گفتهام، بعد از آنکه رئیسجمهور از برخی شعارها عدول کرد، دیگر به گردن اصلاحطلبان ذمهای باقی نماند و برخی با او زاویه پیدا کردند.
*بعضی به من انتقاد کردند و گفتند، نقد روحانی امری اخلاقی نیست؛ من معتقدم اگر اصلاحطلبان بهخاطر موارد خارج از اراده رئیسجمهور مانند تحولات آمریکا یا فشارهای داخلی تمامتخواهان به روحانی انتقاد کنند، عملشان اخلاقی نیست، زیرا روحانی را نباید در زمانه فشار تنها گذاشت اما بعضی نقدها به نحوه اداره دولت، فساد اداری، شایستهسالاری و بیبرنامگی اقتصادی معطوف است؛ در این موارد انتقاد امری است اخلاقی.
*بههرتقدیر، سکه اصلاحات به نام آقای خاتمی ضرب شده است و سایر مسکوکات بهلحاظ معیار، با آن سنجیده میشوند، بنابراین النهایه حرف ایشان قاعدتا برای اصلاحطلبان حجت خواهد بود.
*اجرای برجام لازم بود تا سرمایهگذاری خارجی به عرصه اقتصاد وارد و در نتیجه، مشکلات اشتغال و رونق کسبوکار تا حدی حل شود، اما ایشان در مقابل سنگاندازی گروههای خودسر که بهکلی مخالف برجام بودند و از هیچ اقدامی دریغ نکردند، ایستادگی نکرد.
*اصلاحطلبان قصد ندارند خود را از روحانی بریالذمه نشان دهند، زیرا دفاع از روحانی در کارنامه آنها ثبت شده است، کمااینکه اصولگرایان نتوانستند خود را از احمدینژاد جدا کنند و تا به امروز، افعال وی دامنگیر آنهاست، اما اصلاحطلبان صداقت دارند و توضیح داده و خواهند داد که چرا از روحانی حمایت و به چه دلیل با وی زاویه پیدا کردند.
*نقدها در فضای سیاسی بسیار تندتر از این مطرح میشوند؛ بالاخص از جانب اصولگرایان. منتها آنها اغراض سیاسی دارند و گمان دارند پس از زمینزدن روحانی و بهکفگیری قدرت، دنیا را گلستان خواهند کرد. اگر چند نفر عاقل میان آنها پیدا شوند و شرایط فعلی را دقیقا بررسی کنند، خواهند دید اوضاع دشوارتر و بغرنجتر از آن است که فکرش را هم بتوان کرد.
*گمان دارم اگر همین امروز صندوق رأی بیاورند، اقبال چندانی به آن نخواهد شد. مگر آنهایی که رأیدادن را جزء مناسک مذهبی میدانند. برای طرف مقابل هم بعید است چندان مهم باشد؛ زیرا هرچه مشارکت کمتر باشد، شانس کاندیداهای منتسب به آن بالاتر میرود. برای اصلاحطلبان هم گمان ندارم انتخابات چنگی به دل بزند، چون سرنوشت روحانی و بدتر از آن خاتمی را دیدهاند! بنابراین گویی ائتلاف نانوشتهای میان مردم و جناحین و... پدید آمده است که همگی بهدنبال کمرنگکردن انتخابات هستند.
*اصلاحطلبان فعلا روی لبه تیغی راه میروند که به قول معروف «أدق من الشعر، و أحد من السیف»؛ از مو باریکتر و از شمشیر تیزتر. لهیب آتش هم از پایین شعله میکشد. در این شرایط دشوار، پیداکردن راه فرار بسیار سخت است، اما هنوز معتقدم جز اصلاحات راهی وجود ندارد.
*چه کسانی که در داخل میلیتاریسم را توصیه میکنند و چه کسانی که در خارج به سمت بیگانگان دست دوستی دراز کردهاند، به ناکجاآباد ارجاع میدهند؛ زیرا هیچیک از راهها به آسایش و آزادی و رفاه منجر نمیشود. ما ناگزیریم با همین مشی اصلاحگرانه به اقناع بخشهای وسیعتری از مردم و روشنفکران و الیت سیاسی جامعه بپردازیم تا شاید اجماعی ولو نیمهمرکب پیدا شود که در سایه آن بتوان گام برداشت.