
خشونت و آزار زنان در محل کار، علیرغم اینکه در مقایسه با خشونت خانگی کمتر در محور توجه است، تاثیرات بسیار مخرب روحی بر زنان به جا میگذارد. این نوع از خشونت از آنجا که اغلب گزارش نمیشود، خشونت و آزاری پنهان است
دیدارنیوز ـ مرضیه حسینی: دنیای حاضر، برای زنان جای امنی نیست. برای بسیاری از آنها خانه مبدل به جایی ناامن و محلی برای خشونت ورزی شده و برای بسیاری دیگر، محل کار چنین کارکردی یافته است؛ طیفی از زنان نیز هر دو خشونت و آزار را تجربه میکنند. با ورود زنان به بازار کار و پذیرش نقشهای اجتماعی، شاهد بروز و شیوع انواع مختلف آزار و خشونت علیه آنان هستیم. البته مردان نیز ممکن است در معرض چنین آسیبهایی باشند، اما مناسبات نابرابر قدرت و ساختارهای عمیقا مردانه، زنان را بیشتر در معرض خطر خشونتهای مختلف قرار داده است.
خشونت در محل کار چگونه است؟
خشونت و آزار زنان در محل کار، علیرغم اینکه در مقایسه با خشونت خانگی کمتر در محور توجه است، تاثیرات بسیار مخرب روحی بر زنان به جا میگذارد. این نوع از خشونت از آنجا که اغلب گزارش نمیشود، خشونت و آزاری پنهان است. زنان یا از ترس آبرو یا از ترس از دست دادن کار خود یا مثلا رودربایستی که با همکاران یا مشتریان دارند، خشونت را تحمل کرده سکوت میکنند.
در ایران هیچ آمار و گزارشی درخصوص انواع و میزان خشونت و آزار زنان در محل کار وجود ندارد، اما آنچه مسلم است این است که این نوع از خشونت و آزار علیه زنان در محیطهای کار دولتی و خصوصی بسیار زیاد است.
بر اساس آمارهای رسمی، ۳۵ درصد زنان بالای ۱۵ سال ـ حدود ۸۱۸ میلیون زن در سراسر جهان ـ حداقل یک نوع از انواع خشونت فیزیکی یا جنسی را در خانه، در جامعه و یا در محل کار خود تجربه کردهاند.
بر اساس تحقیقات انجامشده در سال ۲۰۱۴ توسط سازمان حقوق بنیادی در اروپا، ۷۴ تا ۷۵ درصد زنانی که دارای مدارج بالای تحصیلی و در پستهای بالای مدیریتی هستند آزار و اذیت جنسی را در طول زندگی حرفهای خود تجربه کردهاند.
آزار و اذیت زنان در محل کار به دو طریق انجام میشود: درخواست رابطه جنسی در اشکال و سطوح مختلف، و آزارها و خشونتهای کلامی و رفتاری. این یادداشت در بخش اول خود، نوع دوم آزار و اذیت را مورد بررسی قرار میدهد.
طیف دوم از آزار زنان مواردی از قبیل شوخیهای سکسیستی، تمسخر و تحقیر، دست کم گرفتن توانایی زنان در انجام وظایف خود، سپردن کارهای دم دستی به زنان، سخن گفتن و نظر دادن مدام درباره لباس، چهره و بدن زنان، خیره شدن و ورانداز کردن بدن زنان توسط همکاران یا مراجعین مرد، تلاش مردان برای ورود به صحبت و رابطه صمیمانه با همکار زن؛ علیرغم تمایل او و شوخی و متلک گفتن درخصوص ازدواج کردن یا نکردن زنان از طرف کارفرما یا همکاران مرد را در برمیگیرد.
توضیحاتی که در ادامه میآید محصول تجربه بیش از ۵ سال رفت و آمد نگارنده به یکی از معتبرترین کتابخانهها و اماکن اداری در تهران و تجربه ۳ سال تدریس در دو دانشگاه آزاد و پیام نور و مشاهده انواع آزار بر زنان در محیطهای مذکور است.
هنوز شوهر نکردی؟
یکی از رایجترین انواع خشونت کلامی بر زنان در محیط کار، پرسش مدام درخصوص ازدواج آنان است که معمولا تحت این عبارات تحقیر آمیز و در قالب شوخی پرسیده میشود: «هنوز شوهر نکردی؟»، «حتی به خاطر حقوقت هم کسی حاضر نیست بگیردت؟»، «حالا نگران نباش یه کاری برات میکنم».
بزنم به تخته
نگاه خیره و ورانداز کردن زنان در محیط کار و نظر دادن در خصوص ظاهر او با عباراتی همچون «چقد رنگ موهاتون بهتون میاد!» ، «باشگاه میرید؟ ماشالا خوب مانکن شدید!»، «بزنم به تخته مثل قالی کرمان هستید روزبه روز جوونتر میشید» نیز نوعی آزار و اذیت زنان محسوب می شود.
این عبارات ساده شاید به قضاوت بسیاری از افراد و به ویژه مردان، آزار محسوب نشود، اما شنیدن این حرفها ضمن اینکه سبب میشود زن احساس خجالت یا دستپاچگی کند، این سوال آزار دهنده را در ذهن او ایجاد میکند که چه رفتار جلف یا سبکی انجام داده که همکارش در مورد شخصیترین مسائل او به راحتی نظر میدهد.
این مساله و رفتار نامناسب مردان در محل کارباعث میشود که زنان کنترل بر بدن خود را شدیدتر کرده و همواره حس کنند چشمهایی در حال پاییدن آنها است. این حس، بخشی از حواس، انرژی و تمرکز شاغلین زن را به خود اختصاص میدهد.
زن جاش تو خونهاس
نوعی دیگر از آزار زنان در محل کار که بسیار برای زنان ناخوشایند است، تحقیر کردن جنسیت آنان و دست کم گرفتن توانایی آنها در وظایف محوله است. بارها شاهد بودهام که زنی پشت سیستم تلاش داشته مشکل را رفع کرده و کار مراجعه را انجام دهد که ناگهان همکار مردش با بی حوصلگی پشت سیستم رفته و با تمسخر گفته «برو کنار خانم، من درستش میکنم. نمیدونم کی گفته شما زنها کار کنید. زن جاش تو خونه است برای خودش هم بهتره»
زنان در اماکن اداری، شرکتها و ... اغلب به کارهایی که تخصصشان نیست گمارده میشوند و مدیران در بسیاری از موارد بین نیروی متخصص مرد و زن که دارای مدرک مشترک نیز هستند اغلب نیروی مرد را انتخاب کرده و کار سادهتر را به زن محول میکنند.
تقریبا همه زنها در محل کار خود، روزانه به آزارهای کلامی که محصول ذهن و زبان جنسیت زده مردان است مواجه هستند. حتی اعمالی چون راه رفتن زنان، لحن صحبت، پوشش یا آرایش آنها، کوچک بودن ظرف غذا و یا انتخاب غذاهای گیاهی و آب پز در سلف سرویس ادارهها از طرف زنان میتواند دستمایه شوخی و تمسخر مردان شود.
چرا زنان دست کم گرفته میشوند
این نگاه جنسیت زده و باور به ناتوانی زنان در احراز بسیاری از مشاغل، به این دلیل است که نقش اجتماعی زنان همواره ثانویه تلقی شده و از طرف مردان جدی گرفته نمیشود. پیش فرض ذهنی مردان و حتی خود زنان این است که مردان کارهای تخصصی را بهتر انجام میدهند، دیرتر خسته میشوند و مدیران تواناتری هستند. در حالی که حتی اگر چنین باشد، عدم اعتماد به نفس وناتوانی زنان در احراز بعضی از صلاحیتها، ربطی به طبیعت زنانه آنها و اینکه «زنها اساسا برای بعضی از مشاغل ساخته نشدهاند ندارد». عامل اصلی در ایجاد این کلیشه جنسیتی مبتنی بر تبعیض و تحقیر، آموزشهای متفاوتی است که زنان و مردان در طول زندگی تحصیلی و حرفهای خود میبینند. یعنی زن و مرد از همان ابتدا در خانواده و سپس در روند جامعهپذیری، با هدف احراز نقشهای متفاوتی تربیت میشوند.
زنان و مردان از ابتدای کودکی میآموزند که جهان را مردان اداره میکنند، نقشهای اجتماعی و سیاسی بر عهده آنهاست، آنها صاحب زنان و رئیس همه چیز و همهجا هستند؛ و زنان از همان ابتدا برای نقشهای خانوادگی آموزش میبینند و سرنوشت خود را در ازدواج و خانهداری میبینند، شغل و کار بیرون از خانه برای آنها امور ثانویه است که تنها در صورت اجبار انجام میدهند.
دغدغه بسیاری از زنان ایرانی نه موفقیت حرفهای و ارتقای شغلی، بلکه یافتن همسری مناسب و داشتن فرزندان و یک زندگی زناشویی خوب است. این آرمان در کنار انواع آزارها و تبعیضهایی که زنان در محل کار با آنها مواجه هستند، سبب شده که زنان در مقایسه با همکاران مردشان، کمتر ارتقای شغلی یا تشویقی بگیرند و اغلب به انجام کارهای ساده و بدون نیاز به مهارت در سطوح پایین شغلی محدود شوند. اغلب زنان از این وضعیت رضایت داشته و به دریافت حقوق ماهیانه اکتفا میکنند، زیرا زنان میراثدار انباشتی تاریخی از تبعیض و سرکوباند و همانگونه که گفته شد، دوگانه مرد نانآور و زن خانهدار از کودکی و در مراحل ابتدایی رشد به زنان آموخته میشود و سپس در مراحل مختلف زندگی، هستی اجتماعی شان بر اساس تفاوت ذاتی و طبیعی میان زنان و مردان از حیث برعهده گرفتن نقشهای اجتماعی شکل میگیرد؛ در نتیجه خود زنان نیز منطبق با نظم اجتماعی موجود و هنجارهای مبتنی بر برتری مردان رفتار میکنند.