
وقتی نظر آیتا... جنتی به عنوان دبیر نهادی که نمایندگان مجلس را گزینش کرده این است که بعضی از نمایندهها حتی با ابتدائیترین مسائل مجلس آشنا نیستند، فرجام چنین مجلسی معلوم است.
دیدارنیوز ـ اولویتها برای مجلس دهم تغییر کرده و نمایندگان مجلس به جای انجام وظیفه و رسالت اصلی خود که همانا خدمت به مردم و حل مشکلات آنهاست به صورت مکرر در حال حاشیهسازی و گروکشی سیاسی هستند. کار مجلس به جایی رسیده که با کوچکترین اتفاقی که برای یک نماینده رخ میدهد موضوع استیضاح وزیر در مجلس مطرح میشود و وقت و انرژی مجلس صرف موضوعاتی میشود که در حل کردن مشکلات مردم هیچ تأثیری ندارد. به نظر میرسد انتخاب بدون شناخت و برخی مشکلات نظارتی نتایج خود را در مجلس دهم نشان داده است. برخی نمایندگان مجلس برای پوشش ضعفها و ناتوانیهای خود، با فرار به جلو به دنبال تحت فشار قرار دادن وزرا و استیضاح آنها هستند. رویکردی که در درازمدت غیر علمی و غیر منطقی و تنها از سر رفع مسئولیت است. براساس قانون اساسی و فرمایش حضرت امام(ره) مجلس در رأس امور و عصاره فضایل ملت است و باید رأسا برای مشکلات مردم راه حل پیدا کند. این در حالی است که مجلس در مواردی از حل مشکلات مردم باز مانده و زمان ارزشمند مجلس به طرح مسائلی سپری میشود که نتیجه مثبتی در زندگی مردم ندارد. به همین دلیل «آرمان» برای بررسی رفتارشناسی نمایندگان و تحلیل چالشها و فرصتهای مجلس دهم با دکتر اکبر اعلمی نماینده مجالس ششم و هفتم گفتوگو کرد. دکتر اعلمی معتقد است: «از مجلسی که ترکیب نمایندگانش گاه ناشی از مسائلی غیر اصولی و صحیح مانند باندبازی و قبیلهگرایی و... باشد و لیست غالب نمایندگانش برپایه خواست و اراده محافل سیاسی بیگانه با درد مردم و معطوف به دادوستدهای رایج با اتکا به روابط مریدی و مرادی بسته شود، نمیتوان و نباید انتظار داشت بهجای درگیریهای حاشیهای و گروکشیهای سیاسی فریادرس مردم و موکلینشان بوده و به مشکلات اساسی آنان برسند». در ادامه متن گفتوگوی «آرمان» با دکتر اکبر اعلمی را از نظر میگذرانید.
چرا اولویتها برای مجلس دهم متناسب با مشکلات مردم و کشور نیست و نمایندگان بهجای رسیدگی به مشکلات اساسی مردم بیشتر درگیر حاشیهها و گروکشی سیاسی هستند؟
«از کوزه همان برون تراود که در اوست». مجلس زمانی میتواند متناسب با مشکلات مردم و کشور موضعگیری کرده و اولویتهای خود را متناسب با آن پیگیری کند که به تعبیر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران؛ عصاره فضائل ملت، تبلور اراده ملی و برآیند خواست و اراده اقشار مختلف مردم در جایجای ایران باشد. لذا از مجلسی که ترکیب نمایندگانش گاه ناشی از مسائلی غیر اصولی و صحیح مانند باندبازی و قبیلهگرایی و... باشد و لیست غالب نمایندگانش برپایه خواست و اراده محافل سیاسی بیگانه با درد مردم و معطوف به دادوستدهای رایج با اتکا به روابط مریدی و مرادی بسته شود، نمیتوان و نباید انتظار داشت بهجای درگیریهای حاشیهای و گروکشیهای سیاسی فریادرس مردم و موکلینشان بوده و به مشکلات اساسی آنان برسند.
آیا نمایندگان مجلس به دلیل فقدان تجربه کافی برای سرپوش گذاشتن روی ناتوانیهای خود با ایجاد حاشیه و استیضاح وزرا درحال فرار به جلو هستند؟
وقتی نظر آیتا... جنتی به عنوان دبیر نهادی که نمایندگان مجلس را گزینش کرده این است که بعضی از نمایندهها حتی با ابتدائیترین مسائل مجلس آشنا نیستند، فرجام چنین مجلسی معلوم است. به عبارت دیگر شما نمیتوانید از دانشآموزان ابتدایی و متوسطه یک دبیرستان انتظار داشته باشید که مانند دانشجویان دانشگاه شریف عمل کنند، زیرا آزمونی که شورا برگزار میکند، درصد کمی از نخبگان کشور در این آزمون پذیرفته میشوند. در این صورت وجود معضلات فراوان در حین تحصیل اجتناب ناپذیر است.
چرا استیضاح کردن وزرا برای نمایندگان ساده شده و نمایندگان با کوچکترین اتفاقی به دنبال استیضاح وزرا هستند؟
این مجلس مانند شیر بییال و دم و اشکم شده است، زیرا از یکسو برخی نهادها در اموری که جزء وظایف و اختیارات ذاتی آنها نیست و از قضا جزء وظایف ذاتی مجلس محسوب میشود، دخالت میکنند و با این کار مجلس تضعیف میشود و از سوی دیگر بهخاطر وجود نمایندگان ضعیف و فاقد کاریزما و پایگاه اجتماعی، مجلس در مواردی چنان از ماهیت خود فاصله گرفته که بهنظر میرسد دولت و دیگر تصمیمگیران هم خیلی آن را بازی نمیدهند و لذا مجلس هم برای پیشبرد امور خود و تامین ایدهها و منویاتش از بزرگترین اهرم اعمال اقتدار استفاده میکند. در حالی که اگر مجلس قوی و قدرتمند باشد، کابینهای قوی، قدرتمند و در شأن ملت ایران انتخاب میشود و در این صورت همه چیز در مسیر طبیعی خود پیش خواهد رفت. اگر مجلس از احترام و اقتدار لازم برخوردار میبود، ناچار نمیشد برای هر موضوعی به استیضاح متوسل شود.
گاهی به نظر میرسد برخی از نمایندگان به دلیل اینکه پاسخ مورد انتظار را در برابر حمایت از وزیر دریافت نکردهاند، دنبال تحت فشار قرار دادن وزیر میروند. چرا چنین رویکردی در مجلس به وجود آمده است؟
ممکن است. در ادوار گذشته هم از این اتفاقات رخ میداد و متاسفانه برخی نمایندگان بهخاطر تامین نشدن خواستههای شخصیشان به ابزارهایی مانند سوال و استیضاح و تحقیق و تفحص که وسیله اعمال اقتدار نمایندگان است متوسل میشدند. البته در موارد زیادی هم از این ابزارها در جایی استفاده میشد که وزرا به وظایف قانونی خود عمل نمیکردند.
چرا مجلس در مقابل مسائل مهمی چون انتصابات فامیلی مسئولان و وزرا سکوت کرده و واکنش مناسب نشان نمیدهد؟ دیدگاه شما درباره انتصابات فامیلی وزرا چیست؟
یکی از دلایل آن میتواند این باشد که بسیاری از نمایندگان مجلس خود گرفتار همین مساله هستند و پارتیبازیها در اطراف آنها هم چرخ میخورد و برای این منظور در نزد خیلی از وزرا و مدیران دستگاه سهمیه دارند. در این صورت رطب خورده نمیتواند دیگری را از خوردن رطب منع کند. از طرفی متاسفانه تعداد بسیار معدودی از نمایندگان مجلس با مسائلی پیوند خوردهاند که سوال برانگیز است. حتی فایل صوتی یکی از آنها و اسناد تخلفات مالی دیگری در سطح وسیعی منتشر شد. آیا چنین نمایندهای میتواند در برابر عملکرد غیر قابل دفاع وزرا ایستادگی کند؟
مهمترین نقاط ضعف مجلس دهم را در چه میدانید و چرا؟
طبق قانون اساسی مجلس تنها رکن نظام جمهوری اسلامی است که کل عناصر شکل دهنده آن محصول خواست و اراده متنوع ملت ایران است و میتواند زمینه لازم را برای تحقق دو اصل ششم و 56 قانون اساسی یعنی حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و اداره امور کشور با اتکا به آرای عمومی، فراهم سازد و لاجرم باید بر سایر قوا و ارکان قدرت تفوق داشته و در رأس امور قرار گیرد و ضمن نظارت بر همه ارکان اعم از نهادهای انتصابی و انتخابی و قانون گذاری مناسب، آنان را در مسیر خواست و منویات ملی هدایت نماید. چنین مجلسی با انتخاب آزاد به نحو کاملی شکل می گیرد. در این صورت است مجلس برآیند تخصص، تعهد، فضیلتهای انسانی و اخلاقی، شجاعت و جسارت و آزادگی یک ملت است. لیکن مجلس موجود بیش از آنکه محصول و عصاره فضائل باشد، محصول خروجی رویکرد شورای نگهبان هم است. بنابراین جای تعجب نیست که به قول آقای جنتی؛ بعضی از نمایندهها حتی یکبار قانون اساسی را نخوانده و با ابتداییترین مسائل مجلس آشنا نیستند و «شخصیت حقوقی» را با «شخصیت حقوقبگیر» اشتباه میگیرند و یا بهقول باهنر به منافع ملی فکر نمیکنند. البته امثال این آقایان چو نیک بنگرند «پر خویش» را در این ساختار خواهند دید، لذا باید گفت «ز که نالیم که از شماست که برماست!»
دیدگاه شما درباره اتفاقات اخیر پیرامون نماینده سراوان چیست؟ آیا ضرورتی داشت که در چنین مسالهای موضوع استیضاح وزیر مطرح شود؟
در تحلیل اینگونه رویدادها من و شما نباید جوگیر شویم لذا برخلاف جوی که ایجاد شده بنده، علاوه بر نماینده سراوان، کارمند گمرک، ارباب رجوع و مسئولان گمرک را در وقوع این «رویداد ناگوار» مقصر میدانم، نماینده، از آن رو مقصر است که علاوه بر توهین به کارمند، برای شخصیت خود احترام قائل نبوده و بهگونهای به گمرک مراجعه کرده بود که سبب شد آنگونه تحقیر شود، مسئولان گمرک را مقصر میدانم، زیرا کارمندان خود را بهگونهای توجیه نکردهاند که در برخورد با نمایندگان مجلس حرمتشان و «شخصیت حقوقی» آنان را محترم و محفوظ بدارند و لااقل بهخاطر شخصیت حقوقی آنها که وکالت ملت است، با او محترمانهتر برخورد کنند. ارباب رجوع را مقصر میدانم که آگاهانه و غیرمسئولانه به یک نماینده مجلس اهانت کرد. اگر اهانت نماینده به کارمند زشت است بهطریق اولی برخورد توهینآمیز آن فرد با نماینده مذکور زشتتر تلقی میشود زیرا او به شخصیتی توهین کرد که بحق یا ناحق وکالت مردم را برعهده دارد و اگر قرار باشد هرکس به خود اجازه دهد نسبت به نمایندگان مجلس توهین کنند، با تحقیر شدن مضاعف نمایندگان از این مجلس ذلیل و زبون دیگر چیزی باقی نخواهد ماند. با این وصف استیضاح وزیر اقتصاد چندان موضوعیتی ندارد و نمایندگان معترض میتوانند از طریق نشست و گفتوگو نسبت به پیشگیری از تکرار چنین وقایع زشتی به این موضوع خاتمه دهند.
باتوجه به عملکرد متوسط اصلاحطلبان در مجلس دهم آیا شرایط برای حضور مجدد اصلاحطلبان در مجلس آینده مهیا خواهد بود و مردم دوباره به اصلاحطلبان با چنین رویکردی اعتماد خواهند کرد؟
گرچه عملکرد نمایندگان موسوم به اصلاحطلب در همین حد هم در مقایسه با عملکرد نمایندگان اصولگرا برتریهایی دارد، اما اصلا قابل دفاع نیست و متاسفانه رفتار آنان و دولت مورد حمایتشان بهگونهای بوده است که بعید میدانم که بار دیگر مردم با شنیدن اسم رمز «تکرار میکنم» دوباره دچار اشتباه شده و به لیست اشخاص و محافل اصلاحطلب رأی دهند. در نتیجه اگر کماکان نظارت به سبک سابق باشد، تصور میکنم طیف موسوم به اصولگرا در دوره بعدی اکثریت صندلیهای سبز را از آن خود خواهد کرد.
در شرایط کنونی کشور با چالشهای مهمی مواجه شده که بیشتر به نوع مدیریت دولت مربوط میشود. به نظر شما چرا دولت آقای روحانی تنها پس از یک سال و چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری با چنین چالشهایی مواجه شده است؟
دلایل مختلفی دارد؛ اول اینکه آقای روحانی از پل گذشته و دیگر نیازی به رأی مردم ندارد تا انگیزهای برای تلاش بیشتر جهت بهبود اوضاع از خود نشان دهد. وانگهی از سرنوشت روسای جمهور پیشین آگاه است و حال که نتوانسته رضایت مردم را جلب کند، همه تلاش خود را مصروف تامین رضایت اشخاص و طیف اصولگرایان کرده است. دوم اینکه کابینه او بسیار ضعیف است و توان تحقق مطالبات مردم را ندارند. سوم بخشی از اشخاص و نهادهای انتصابی در مقابل دولت کارشکنی میکنند تا جایی که نتواند رضایت نسبی مردم را بدست آورد تا از این طریق طومار جریان حامی روحانی برچیده شود و یا دستکم پایگاه اجتماعی آنان کاملا ضعیف شود. چهارم بهخاطر تشدید فشارهای آمریکا و اینکه دولت روحانی همه برنامههای خود را به برجام گره زده بود. پنجم بهخاطر ضعف عملکرد مجلس در مواجهه با دولت.
راه حل شما برای برون رفت از مشکلات کنونی چیست؟
در این مجال بنده نمیتوانم نسخهای بپیچم که دوای درد باشد اما این موارد را پیشنهاد میکنم؛ تغییر نظارت و برگزاری انتخابات با احترام به حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن؛ اجرای قانون از کجا آوردهای و مصادره اموال سرمایهدارانی که بهخاطر آلودگی سیستم و ضعف قوانین و عدم نظارت سرمایههای نجومی تحصیل کردهاند؛ اصلاح ساختار همه دستگاههای نظارتی و استفاده از مدیران و کارشناسان پاکدست و عادل و متخصص در آنها؛ اصلاح قوانین تحدید و تهدید کننده حقوق اساسی و سیاسی بهنفع مردم، بهویژه در قانون مجازات اسلامی و قانون آیین دادرسی کیفری؛ تعقیب و مجازات تمامی مفسدین و اختلاسگران و تضییعکنندگان اموال عمومی و معاونین آنان از طریق برگزاری دادگاههای علنی؛ برگزاری همهپرسی برای مسائل بسیار مهم جهت آگاهی از خواست و اراده ملت و عملی ساخت آن؛ اصلاح ساختار قدرت به نفع جمهوریت، اجرای بیکم و کاست اصول مربوط به حقوق ملت، افزایش قدرت و اختیارات نهادهای انتخابی، تحت نظارت واقع شدن اشخاص و نهادهای انتصابی و پاسخگو شدن آنان در برابر مردم؛ جلوگیری از چوب حراج زدن به ثروت و اموال عمومی به بهانه خصوصیسازی.
منبع: آرمان/احسان انصاری/۱ دی ۹۷