
حضور شاخهای اینستاگرام در تلویزیون، حمایت روسها از ادعای اعراب درباره جزایر ایرانی و وعده دکتر درباره کاهش تورم از جمله موضوعات جالبیست که در هفته گذشته مورد توجه عوام الملک قرار گرفته است.
دیدارنیوز ـ عوامالملک:
جمعه ۱ دی ۱۴۰۲
صبح بلافاصله بعد از بیدار شدن پیامهای گوشی را چک کردم. عدهای از عوام تصاویر برنامههای تلویزیون بودجهبگیر در شب یلدا را برایم فرستاده بودند. تقریبا نه هیچکدام از مجریها را میشناختم و نه هیچکدام از مهمانان برنامهها را. فهمیدم از آخرین باری که حدود چهارده پانزده سال پیش برنامههای تلویزیون بودجهبگیر را تماشا کردهام مجریها خیلی عوض شدهاند. برایم توضیح داده بودند که گویا بعضی از مهمانان از چهرههای مطرح اینستاگرام بودند. تلویزیون بودجهبگیر کار جالبی کرده بود. چون اینستاگرام فیلتر است سعی کرده بودند عوام را با چهرههای اینستاگرامی که شاخ هم نامیده میشوند آشنا کنند. پیمان کلا از خواص خلاق است و باعث شده تماشاگران تلویزیون بودجهبگیر مرتب زیادتر شوند. خود من هم یکی از همین افزایشها هستم. چون تصاویر برنامههای تلویزیون بودجهبگیر را در تلگرام و اینستاگرام دیدم. در خبرها خواندم که کشور دوست و برادر بزرگتر و رفیق عزیزمان روسیه از ادعاهای اعراب درباره جزایر سهگانه ایرانی در خلیج فارس حمایت کرده است. ممکن است عدهای بخواهند سوءاستفاده کنند و وانمود کنند که روسیه با ما دوست نیست. قطعا باید با ایشان برخورد شود. روسیه اگر هم از اعراب حمایت کرده کار بدی نکرده است. اصلا اگر رفقای روسمان لازم میدانند جزایرمان را هم به اعراب میدهیم. مهم این است که روی نقشه باشند. الان مگر روسیه از ادعاهای کسی درباره دریاچه ارومیه و دریاچه هامون و دریاچه بختگان و زایندهرود حمایت کرده بود؟ نه! ولی همگی خشک شدهاند و حتی روی نقشه هم نیستند. احمد، بزرگوار مشهدی اعلام کرد که در کشور ما نه تنها دزدی نمیشود بلکه خواص ما فساد را کشف و امول را ضبط میکنند. راست هم میگوید. خودمان هم همین را میدانستیم. اخیرا حتی فهمیدیم مقداری چای هم برای عوام کشف و ضبط کردهاند. دست خواصمان هم درد نکند. گزارشی درباره میانگین نمرات امتحانی دانشآموزان سال آخر مکتبخانهها دیدم. معدلهایشان خیلی بالا نیست. اما عیبی ندارد. چون همگی قطعا کلاس ششم را گذراندهاند و بعد از آن برایشان در حکم تحصیلات خیلی عالیه است. طبیعیست که معدلهای بالا در این مقاطع کمتر به دست میآید. الان هم شرایط طوریست که عوام با شش کلاس سواد میتوانند ادعای دکتری بکنند.
شنبه ۲ دی ۱۴۰۲
حسین در روزنامه بودجهبگیرش به رفقای روسمان درباره ماجرای حمایتشان از ادعاهای اعراب درباره جزایر سهگانه اعتراض کرده بود. از حسین توقع نداشتم. در این سالها همیشه جزو کسانی بود که به عوام یادآوری میکرد که همه خاطرات ما از روسها خوب است و خاطره بدی هم اگر وجود دارد از انگلیسها و بدتر از آن از آمریکاییهاست. احتمالا حسین ناشتا این یادداشت را نوشته و کمی عصبانی بوده است. خودش که یادداشتش را بخواند مثل محمدباقر و علیاکبر متوجه میشود که احتمالا غربیها میخواستهاند از عزیزان روسمان سوءاستفاده کنند. وگرنه خود روسها اهل این کارها نیستند. ما خودمان در طول تاریخمان بارها به خاطر همین حجب و حیای روسها حتی از سرزمینهایمان به ایشان هدیه دادهایم که خلاصه بیخجالت با ما رفت و آمد کنند. عوام آذربایجانات ما از ارومیه تا اردبیل و حتی عوام گیلان و زنجان و قزوین هم خاطرات خیلی خوبی از مهربانیهای روسها دارند. حسین باید حواسش باشد که ناشتای صبحگاهی باعث بروز خطا در اظهار نظرهایش نشود. حتی روزنامه بودجهبگیر خواصالدوله هم امروز در یادداشتش اشاره کرد که این سر و صداهایی که درباره رفقای روسمان راه افتاده کار غربگراهاست. وگرنه روسها اصلا اهل این مسائل نیستند. رییس بارفروشان تهران اعلام کرد فروش میوه در یلدای امسال ۳۰ درصد کاهش یافته است. خبر خوبیست. نشان میدهد که وضع عوام نسبت به پارسال بهتر شده و به جای میوه، خشکبار و پسته خوردهاند.
یکشنبه ۳ دی ۱۴۰۲
علیرضا، رییس بلدیه تهران اعلام کرد که متولیان امر باید پیگیر شوند تا ببینند اصل ماجرای سگگردانی در پارکها چیست. موضوع مهمیست. احتمالا اگر دقیق بررسی کنند معلوم میشود که بخش بزرگی از ترافیک و آلودگی تهران و سرگردانی عوام به خاطر سگگردانیست و قاعدتا باز هم غربیها در این زمینه نقش دارند. کلا غربیها همیشه دنبال روشهای نرم هستند. گزارش تورم اقلام خوراکی در یک سال اخیر را دیدم. بیشترین تورم مربوط به انواع گوشت بود. این هم خبر خوبیست. جلوی بروز بیماریهای ناشی از مصرف زیاد گوشت مثل کلسترول و چربی خون و نقرس را میگیرد. عوام باید کمی کمتر چرب و شیرین از طعام بخورند. مثل خواص. مگر نان خشک و اشکنه چه عیبی دارد که عوام فکر میکنند فقط غذای خواص است.
دوشنبه ۴ دی ۱۴۰۲
تصاویری از گرگان به دستم رسید که عدهای از عوام داخل یک فروشگاه نان فانتزی پلمب شده بودند. معلوم بود ماموران قانون کارشان را خیلی خوب انجام داده و سعی کرده بودند صحنه جرم به هم نخورد. گویا دلیل پلمب هم فروش نان برنجی در فروشگاه بوده است. کاملا صحیح است. در فروشگاه نان فانتزی فقط باید نان فانتزی پخت و فروخت نه اینکه نان برنجی هم بپزند و بفروشند. مثل این است که مثلا کسی بخواهد در مصلای تهران نمایشگاه مواد غذایی یا نمایشگاه کتاب برگزار کند یا مثلا در دانشگاه تهران یک کار دیگری بکنند. این شیوه پلمب قطعا برای همه عوام درس عبرت میشود تا از دفعههای بعدی بدانند هر چیزی را از کجا بخرند. امیدوارم هزینه پلمب و فک پلمب را از تکتک عوام گرفتار شده در فروشگاه گرفته باشند که مبادا هزینه تنبیه عوام از محل خزانه عمومی خرج شده باشد. روزنامه بودجهبگیر نوشت که اقتصاد اسرائیل فرو پاشیده و عوامش فقیر شدهاند. خبر جالبیست. تازه قرار است ادامه زمستان سخت اروپا امسال به اسرائیل برسد و هنوز روز خوبشان است. حیف که ما گوشت را خودمان گران کردهایم که از سلامت عوام حفاظت کنیم. وگرنه میشد گوشت و میوههای مازاد شب یلدایمان را برایشان بفرستیم که لااقل از زمستان سخت جان سالم به در ببرند تا بتوانیم فردا که بهار آید و همچنان آزاد و رها هستیم به جرایمشان رسیدگی کنیم. اینطوری ممکن است از سرما و گرسنگی بمیرند و نتوانیم اعدامشان کنیم. تصویر محمدمهدی، خواصالدوله امور ارشادات فرهنگی را با کلنگی در دست در محوطه تئاتر شهر تهران دیدم. اول فکر کردم میخواهد با کلنگ ریشه این محل طرب و لعب و فساد را از زمین درآورد و جایش درخت زبانگنجشک بکارد. اما بعد فهمیدم که برنامهاش این است که دور تئاتر شهر را دیوار بکشد که عوام خیلی چشمشان به این محل نیفتد و از راه به در نشوند. ایده درست و خوب و مهربانانهایست. به گرفتاران در این قلعه مخوف هم این فرصت داده میشود که پس از تکمیل حصار، شبانه، با استفاده از تاریکی هوا از آنجا خارج شوند و به دامن پرمهر خواص برگردند. محمدمهدی واقعا چهره ماندگار ارشادات فرهنگیست. حتی مصطفی هم که در زمان مرحوم اکبر خواصالدوله امور ارشادات فرهنگی بود نتوانست چنین اقدامات موثر و بزرگی را انجام دهد. گزارشی خواندم که نوشته بود از نظر میزان حقوق کارگران در جهان بعد از ونزوئلا رتبه دوم متعلق به ماست. یعنی تنها کشوری که حقوق کارگرانش در جهان کمتر از ماست ونزوئلاست. ناراحت شدم. قرار نبوده کارگران ما به خاطر پول و مسائل مادی کار کنند. اینکه کارگران ونزوئلا از کارگران ما حقوق کمتری میگیرند خبر بدیست. اصلا ما عوام باید یاد بگیریم که برای پول و حقوق کار نکنیم. بلکه هدف اصلیمان رضایت خواص باشد. ما که خوشبختانه نیازی به خوردن گوشت و میوه نداریم. چند تکه نان خشک و اشکنه را هم خواص به ما هدیه میدهند. لنگ هم که به اندازه پوشیدن همه عوام در داخل تولید میشود.
سهشنبه ۵ دی ۱۴۰۲
بیست سال پیش در این روز هزاران نفر از عوام بم و اطرافش صبح بیدار نشدند. زمین لرزیده و آسمان روی سرشان آوار شده بود.
چهارشنبه ۶ دی ۱۴۰۲
امروز برای عکاسی عروسی اخوی و متعلقهاش به باغی در اطراف شهریار رفتیم. مجلس نگرفتند و به جایش قرار شد فقط تعدادی عکس و فیلم تهیه کنند. من و عوامالنسا یک ساعتی بعد از اخوی و متعلقهاش به باغ رسیدیم. باغ را تبدیل به محل عکاسی و فیلمبرداری عروس و دامادهای بسیاری کرده بودند و هر طرف که سر میچرخاندی یک جفت عروس و داماد در حال کارهای مختلفی بودند که ثبت و ضبط شود. عکاس اخوی احتمالا اخیرا از هالیوود یا یکی از شرکتهای فیلمسازی بینالمللی برگشته بود و در اوقات فراغتش کار تهیه فیلم و عکس از عروس و دامادها را به صورت عامالمنفعه انجام میداد. رفتارش با ما و عروس و داماد که اینطور نشان میداد. چون جوری برخورد میکرد که کاملا به این نتیجه رسیدم منت سر اخوی و ما و بقیه گذاشته که این زحمت را قبول کرده و اگر نظری میدادیم یا سوالی میکردیم تمرکزش به هم میخورد و ناراحت میشد. قبل از اینکه کار به جایی برسد که به خاطر عدم درک این مسائل، وی را دلخور کنم یا مجبور شود من و اخوی را کتک بزند از آنجا برگشتم. بعدا متوجه شدم که اتفاقا اخوی پول هم داده بوده. پس احتمالا علت بدخلقی عکاس این بوده که ما متوجه این مساله نبودیم که ایشان وقتی را که باید صرف فیلمبرداری فیلمهای اسکاری میکرده به عائله ما تخصیص داده است. خدا از سر تقصیراتمان بگذرد. در مسیر برگشت ترافیک سنگینی بود. یکی از نسوان با ماشینش از عقب به ماشین ما کوبید. پیاده شدیم. اعتراف کرد که با موبایل صحبت میکرده و حواسش به رانندگی نبوده. به خاطر صداقتش تشکر کردم و رفتم. آخر شب با خستگی اخبار را چک کردم. تقریبا همان همیشگی بود. آیندگان بروند خودشان وقایع شش دی سال هزار و چهارصد و دو را بخوانند. جز خدمت خواص به عوام و خوشحالی عوام از شرایطشان چیزی دستگیرشان نخواهد شد.
پنجشنبه ۷ دی ۱۴۰۲
بخشهایی از سخنرانی مهدی، رییس خواصالبلد تهران را شنیدم. برای عوام که مجبورند در صف اتوبوس معطل بمانند ناراحت بود. از ناراحتی مهدی ناراحت شدم. واقعا خواص تا کی باید به خاطر ما عوام غصه بخورند. ظاهرا سفارش اتوبوس هم دادهاند، اما چون خواصالدوله امور داخله پولش را ندادهاند اتوبوسها تحویل بلدیه نشده است. خود بلدیه هم که پولی ندارد. همانی را هم که دارد باید صرف حقوق کسانی بکند که قرار است مراقب باشند نسوان با میل خودشان هر طور که خواص میخواهند لباس بپوشند. یا حقوق کسانی را بدهد که با اینکه گواهینامه پایه یک ندارند، اما اخیرا در اتوبوسرانی استخدام شدهاند تا لابد به محض اینکه پول اتوبوسها پرداخت شد در مراسم استقبال از اتوبوسها شرکت کنند. یا حتی باید پول را صرف تهیه پیامهای مناسب برای نصب در بیلبوردهای شهری بکند. مهدی نباید خودش را ناراحت کند. بالاخره یک روزی پول برای اتوبوس هم جور میشود. ولی اول باید مشکلات اصلی را حل کرد. دکتر ابراهیم اعلام کرد که تورم حتما کاهشی خواهد شد. خبر مهم و خوبیست. چون همین دیروز افزایشی شده بود. معلوم است دکتر ابراهیم حواسش به همه چیز هست و با یک دستور تکخطی مشکلات را حل میکند. خواصالدولههای امور ارتباطات با افزایش ۳۴ درصدی تعرفه اینترنت موافقت کردند. خوب است اینترنت و تورم کاری به هم ندارند وگرنه ممکن بود لازم شود با اینترنت به خاطر عدم تمکین به دستورات رییس خواصالدولهها برخورد سریع، فوری و انقلابی شود تا عوام احساس آرامش کنند.