
وقوع دو زلزله بزرگ در هرات افغانستان، دوباره زنگ خطر را به صدا در آورد که آیا تهران آمادگی لازم را برای وقوع زلزله بزرگ را دارد، این پرسشی است که مسئولان شهری باید به آن پاسخ دهند.
دیدارنیوزـ نسرین نیکنام: روز شنبه پانزدهم مهرماه، خاورمیانه دو اتفاق غیر قابل پیشبینی را تجربه کرد، یکی حمله حماس به اسرائیل و دومی وقوع زلزله ۶ ریشتری در هرات افغانستان که البته شدت و حدت اتفاق اول آنقدر مهم بود که خبر زلزله را زیر سایه خود برد؛ تا اینکه دوباره ۱۹ مهر ماه زلزله دیگری در هرات افغانستان رخ داد که به گفته سایتهای زلزله نگاری شدت آن از زلزله قبلی بیشتر بود و حتی در شهر مشهد هم کاملا حس شد.
البته در همین چند روز اخیر زلزلههایی با دو یا سه ریشتر در برخی از استانهای غربی کشور نیز ثبت شد و وقوع چند زلزله با فاصلههای کم در کشور این پرسش را در ذهن همه ایجاد میکند که با توجه به وجود گسلهای مختلف در تهران و اطرافش، وضعیت این شهر در زمان زلزله چه خواهد شد.
"وضعیت تهران در برابر زلزله بغرنج است". این جمله را حجتالاسلام والمسلمین سید محمد آقامیری، رئیس کمیته عمران شورای اسلامی شهر تهران بیان میکند و میگوید: «آمادگی تهران در برابر زلزلهای با بزرگای ۷ ریشتر ۲۰ درصد است» و دلیلی که او برای این صحبت آورد هم این است که در تهران ۲۵۴ پل وجود دارد که همه آنها نا امن است و میتوانند خطرآفرین باشند.
آقامیری موضوع آمادگی تهران در برابر زلزله را با استناد به اتفاق نظر استادان کارگروه تاب آوری شهر تهران بیان میکند و ادامه میدهد که این افراد معتقدند، تهران آمادگی لازم در برابر زلزلههای بزرگ را ندارد و همچنین بر اساس برآوردهای متخصصان زلزلهشناسی کشور، بروز زلزلهای به بزرگای ۷ در شهر تهران حداقل ۲۰۰ هزار نفر تلفات را بر جای خواهد گذاشت.
پاشنه آشیل تهران در زلزله با ریشتر بالا پلهای ناامن هستند که به گفته آقامیری این پلها در زلزلههایی با بزرگای ۶ از کمر میشکنند و مسیرهای عبوری زیرین و روی این پلها از دسترس خارج میشوند. بدتر اینکه برای مقاومسازی این پلها به ۲۰ سال زمان نیاز داریم.
بر اساس گزارش سازمان نقشهبرداری آخرین زلزله بزرگ تهران در ۲۷ مارس ۱۸۳۰ میلادی (بیش از ۱۹۰ سال قبل) با بزرگی بیش از ۷ رخ داد که طی آن گزارش شد که مناطق «شمیرانات» و «دماوند» تقریبا به طور کامل ویران شدند و حدود ۷۰ روستا در شرق جاجرود از بین رفتند و اکثر زلزلههای البرز مرکزی مربوط به گسل مشاء با درازای ۲۰۰ کیلومتر است.
سازمان نقشهبرداری کشور در گزارشهای خود به این موضوع اشاره دارد که از نقطه نظر لرزه زمینساختی، ایران بخشی از کمربند زلزلهخیز آلپ-هیمالیا را تشکیل میدهد و تهران به عنوان پایتخت ایران در کوهپایههای جنوبی کوههای البرز مرکزی و در منطقهای بسیار فعال واقع شده است و نکته مهم اینکه وجود گسلهای فراوان فعال در منطقه ایران و همچنین زلزلههای تاریخی و معاصر، گویای پتانسیل بالای تغییر شکل در این منطقه است.
نکته قابل تامل در وقوع زلزله بزرگ تهران این است که تنها مشکل شهر در آن زمان فقط پلها و فرسودگی آنها نیست. آقامیری با اشاره به وضعیت شاهراهها در زمان وقوع زلزلههای بزرگ در تهران، میگوید: با توجه به وجود بافت فرسوده، بسیاری از سازهها فرو میریزند. در اطراف بزرگراه امام علی و یا بزرگراه نواب سازههای زیادی وجود دارد که ریزش یکی از آنها، این بزرگراهها را مسدود خواهد کرد.
یکی دیگر از موضوعات مهمی که رئیس کمیته عمران شورای اسلامی شهر تهران بیان میکند این است که "بر اساس اعلام هیات ژاپنی در زمان وقوع زلزله بزرگ در شهر تهران، احتمال انفجار لولههای گاز وجود دارد از این رو شرکت گاز از ما درخواست اخذ زمین برای ایجاد ایستگاههای تخلیه گاز داشتند و آنها اعلام کردند که از زیر زمین شهر تهران ۳.۵ میلیون مترمکعب گاز عبور میکند، بدون آنکه ایستگاههای تخلیه گاز در زمان زلزله داشته باشند و تنها در زمان زلزله، گاز قطع میشود."
باور عمومی این است که تهران گسلهای متعددی دارد که بزرگترین آنها در شمال و جنوب تهران فعال است و هر آن احتمال دارد، مثل انفجار یک بمب، این شهر روی هوا برود.
مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله با اشاره به اینکه تهران همیشه میلرزد، میگوید: «در حالحاضر در شعاع ۱۰۰ کیلومتری از مرکز تهران سالانه حدود ۱۵ زلزله با بزرگای ۳ تا ۴ ریشتر ثبت میشود؛ بنابراین اکنون پهنه تهران از نظر لرزه خیزی فعال است. اما واقعیت این است که تعبیرهایی مانند روی هوا رفتن و… تعابیری علمی نیست هرچند که بهرام عکاشه با اطیمنان کامل عنوان میکند که زلزلهای بزرگی در تهران اتفاق خواهد افتاد و این زلزله، یک زلزله مخرب و احتمالا با تکانه ۷ درجه ریشتر خواهد بود.
طبق اظهارات عکاشه با توجه به اینکه آخرین زلزله بزرگ تهران در سال ۱۸۳۰ میلادی به وقوع پیوسته تنها ۱۵ سال دیگر زمان برای چنین رخدادی باقی مانده است.
آنچه مشخص است این است که مدیران شهری باید هر چه زودتر فکر اساسی برای بحرانی که از رگ گردن به ما نزدیک است بکنند، مرمت و ترمیم سازههای فلزی پل ها، رسیدگی به وضعیت بافتهای فرسوده و هر چیزی که در زمان وقوع زلزله مانند بمب ساعتی عمل میکند را ساماندهی کنند.