

مراسم تحلیف جورج هربرت واکر بوش در ژانویه ۱۹۸۹ در واقع حد اعلی کارنامهای بود که بر مزیت و برخورداری بنا شده بود. مجموعهای از ترفیعات سیاسی که در آخر به کاخ سفید منتهی شد.
چهلویکمین رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، در دوران رونالد ریگان، هشت سال معاون رئیسجمهوری بود و اولین معاونی بود که در طول ۱۵۰ سال پیش از آن، بلافاصله بعد از داشتن این سمت، به عالیترین مقام میرسید.
سیاست خارجی، مشخصه بارز دوران ریاستجمهوری او بود؛ آن هم در دورهای که کمونیسم در اروپای شرقی در حال فروپاشی بود و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا به عنوان تنها ابرقدرت جهان باقی میماند.
سیاستهای او به احیای اعتبار آمریکا در بقیه جهان و به فراموشی سپرده شدن خاطره دخالت آن کشور در جنگ ویتنام کمک کرد. اما همزمان، او به غفلت از امور داخلی نیز متهم شد و در نهایت، در پی عمل نکردن به وعده انتخاباتی خود برای افزایش ندادن مالیاتها، در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۹۹۲ از بیل کلینتون شکست خورد.
اما این پایان سلسله سیاسی خانواده بوش نبود. جورج دبلیو بوش، یکی از پسران او، در سال ۲۰۰۱ چهلوسومین رئیسجمهور آمریکا شد و پسر دیگرش، جب، فرماندار ایالت فلوریدا بود.
یک زندگی سیاسی
- ۱۹۶۶: به عضویت مجلس نمایندگان انتخاب میشود
- ۱۹۷۱: نیکسون او را به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد منصوب میکند
- ۱۹۷۴: به ریاست هیأت نمایندگی جدیدالتاسیس آمریکا در چین منصوب میشود
- ۱۹۷۶: جرالد فورد او را برای مدیریت سازمان سیا انتخاب میکند
- ۱۹۸۹-۱۹۸۱: معاون رئیسجمهوری در دوران رونالد ریگان
- ۱۹۹۳-۱۹۸۹: رئیسجمهوری آمریکا؛ کشورش را در جنگ اول خلیجفارس رهبری میکند و فروپاشی کمونیسم در بلوک شرق هم در دوره او اتفاق میافتد
جورج هربرت واکر بوش روز ۱۲ ژوئیه ۱۹۲۴ در شهر میلتون در ایالت ماساچوست به دنیا آمد. پدرش در حوزه سرمایهگذاریهای بانکی کار میکرد و بعدها سناتور شد.
جورج بوش در دانشگاه ییل تحصیل کرد و سپس داوطلب خدمت در نیروی دریایی آمریکا شد. او در نیروی دریایی تعلیم خلبانی دید و برای انجام مأموریتهایی به منطقه اقیانوس آرام اعزام شد و در جنگ جهانی دوم در جنگ با ژاپنیها شرکت کرد.
در سپتامبر ۱۹۴۴ حین یک حمله هوایی، هواپیمایش هدف قرار گرفت. بوش تنها کسی در میان سرنشینان آن هواپیما بود که جان سالم به در برد. او سوار یک قایق نجات بادی شد و در نهایت، یک زیردریایی آمریکایی او را از آب گرفت.

بوش بعد از اینکه در سال ۱۹۴۵ با افتخار از نیروی دریایی مرخص شد، با باربارا پیرس ازدواج کرد. ازدواج آنها ۷۲ سال طول کشید و آنها ۶ فرزند داشتند.
پسر اولشان، جورج واکر بوش، در ژوئیه ۱۹۴۶ بهدنیا آمد که بعدها رئیسجمهوری آمریکا شد.
بوش که پیش از عضویت در نیروی دریایی از دانشگاه ییل پذیرش گرفته بود، در سال ۱۹۴۵ از آن دانشگاه لیسانس گرفت. او و خانوادهاش به تگزاس مهاجرت کردند و در آنجا او با استفاده از ارتباطات کاری پدرش در صنعت نفت شاغل شد. در طول ۱۰ سال بعد از آن، او کسبوکار خود را به راه انداخت و در اوایل دهه ۱۹۶۰ میلیونر شد.
در آن زمان دیگر او به سیاست علاقهمند شده بود و بعد از اینکه مدتی به عنوان رئیس شاخه محلی حزب جمهوریخواه کار کرد، توانست بهعنوان نامزد آن حزب برای عضویت در سنای آمریکا برگزیده شود.

اما سناتور دموکرات تگزاس در مبارزات انتخاباتی، بوش را یک راستگرای افراطی معرفی کرد و توانست با ۵۶ درصد آراء در مقابل آرای ۴۳ درصدی بوش پیروز شود.
بوش بعد از این شکست پا پس نکشید و در سال ۱۹۶۶ توانست در انتخابات مجلس نمایندگان پیروز شود. او دو دوره نماینده آن مجلس بود تا این که در سال ۱۹۷۰ ریچارد نیکسون، رئیسجمهور وقت، بوش را به نامزدی مجدد برای سنا تشویق کرد، اما او یکبار دیگر در برابر رقیبی از حزب دموکرات شکست خورد.
پس از این شکست، ریچارد نیکسون در سال ۱۹۷۱ او را به عنوان نماینده آمریکا در سازمان ملل متحد معرفی کرد. او بعدا به ریاست حزب جمهوریخواه انتخاب شد.
وقتی در سال ۱۹۷۴ نیکسون مجبور به استعفا شد، بوش همه تلاش خود را کرد تا زخمهای ناشی از رسوایی واترگیت را التیام بخشد و برای این کار در حمایت از نامزدهای جمهوریخواه به سراسر کشور سفر کرد.
در پایان همان سال او به عنوان رئیس هیأت نمایندگی آمریکا در چین به پکن رفت. اندکی بیش از یکسال بعد، جرالد فورد، رئیسجمهور وقت، او را به آمریکا فراخواند و مدیریت سازمان اطلاعات مرکزی (سیا) را به او سپرد. موقعیت این سازمان در پی یک رشته رسوایی ناشی از افشای عملیات مخفی آن در خارج از کشور و جاسوسی بدون مجوز درباره شهروندان آمریکایی متزلزل شده بود.

بعد از کنار رفتن جرالد فورد، بوش سازمان سیا را ترک کرد و در سال ۱۹۷۸ تلاشهای خود را برای کسب نامزدی حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۹۸۰ آغاز کرد.
او به سراسر کشور سفر کرد و خود را محافظهکاری معتدل معرفی کرد. در آغاز سال ۱۹۸۰ او جدیترین رقیب رونالد ریگان قلمداد میشد، اما بعد از ورود به عرصه رقابت برای ریاستجمهوری، متوجه شد مزایایی که در گذشته به واسطه پیشینهاش از آنها برخوردار بوده است، میتواند از نظر سیاسی یک نقطه ضعف باشد.
او در آن زمان گفت: "برتری و داشتن شرایط بهتر چه ایرادی دارد؟ داشتن تحصیلات خوب چه ایرادی دارد؟ اینکه در زندگی و کسبوکارم موفق بودهام، یا سفیری موفق در چین و سازمان ملل متحد بودهام و یا در سیا عملکردی عالی داشتهام، چه عیبی دارد؟ میدانم که گفتن اینها قدری از تواضع به دور است، اما من این کارها را کردهام. سوابقم این را نشان میدهد."
او با وجود شکست از ریگان در رقابتها، چیزی برای دلخوشی داشت: قرار گرفتن در کنار ریگان به عنوان معاون رئیسجمهوری و هشت سال آموزش عملی برای بالاترین مقام.

کاخ سفید
در مبارزات انتخاباتی سال ۱۹۸۸ که با پیروزی جورج هربرت واکر بوش همراه بود، او دو اشتباه محاسباتی اساسی داشت. اولین اشتباهش، فردی بود که بهعنوان نامزد معاون ریاستجمهوری انتخاب کرد: دان کویل، سناتوری نه چندان سرشناس از ایالت ایندیانا که به خاطر رشتهای از اشتباهات لُپی در سطح بینالمللی معروف شد.
دومین اشتباه بوش، سخنرانی او در مجمع حزب جمهوریخواه در سال ۱۹۸۸ بود. او در خلال حمله به سیاستهای مالیاتی مایکل دوکاکیس، رقیب دموکرات خود، قولی داد که در سراسر دوران ریاستجمهوری برایش دردسرساز شد و در نهایت، زوال سیاسی او را در پی داشت. او در جمع نمایندگان حزب جمهوریخواه گفته بود: "لبهای مرا بخوانید؛ مالیات جدیدی وضع نمیشود."
بعد از یکی از کینهتوزانهترین کارزارهای انتخاباتی در تاریخ آمریکا، بوش به ریاستجمهوری انتخاب شد. از سال ۱۸۳۶ تا آن زمان، او اولین معاون رئیسجمهوری بود که توانست بلافاصله رئیسجمهور شود. سالهای ریاستجمهوری او سرشار از تغییر و تحولات عمده بود؛ از جمله پرده آهنین و فروپاشی امپراتوری شوروی در جریان زنجیرهای از اتفاقات تاریخی.

آمریکا این اتفاقات را از دور نظاره میکرد، اما خالق آنها نبود. بوش که تنها میتوانست روند وقایع را دنبال کند، با میخائیل گورباچف، همتای خود در اتحاد جماهیر شوروی، نشستهایی برگزار میکرد. اما آزمون واقعی او در اوت ۱۹۹۰ رخ داد. در آن زمان، آمریکا از حمله عراق به کویت کاملا غافلگیر شد. بوش برای پایان دادن به اشغال کویت از سوی صدام حسین و پیدا کردن جای پایی برای آمریکا در عربستان سعودی، به سرعت دست به کار تشکیل ائتلافی بینالمللی شد.
مشکلات اقتصادی
جنگی که در ادامه درگرفت، یک پیروزی بزرگ برای قابلیتهای نظامی آمریکا و عاملی مهم برای تقویت روحیه کل آن کشور بود. در مقطعی تعیینکننده از دوره حکومت بوش، آمریکا و متحدانش در جنگی زمینی ظرف تنها ۱۰۰ ساعت، از یک سوی صحرا به سوی دیگر آن تاختند.
این پیروزی جایگاه رئیسجمهور را تقویت کرد، هرچند آمریکا و نیروهای ائتلاف به بغداد نزدیک نشدند و در نتیجه، صدام حسین امکان یافت که در قدرت بماند.
سرنگونی دیکتاتور بعدها و به دست پسر بوش اتفاق افتاد. با وجود رسیدن به محبوبیتی نزدیک به ۹۰ درصد در نظرسنجیها، تصمیم بوش برای تمرکز بر سیاست خارجی، باعث شد که برخی او را به بیاعتنایی به خرابی اوضاع اقتصاد داخلی، و از همه مهمتر بیتوجهی به طولانیترین رکود اقتصادی کشور از زمان جنگ جهانی دوم متهم کنند.

بوش که با کنگرهای با اکثریت دموکرات طرف بود، تأکید میکرد که روزهای سخت اقتصاد رو به پایان هستند.
او قول داد: "ما این کشور را از روزهای سخت بیرون خواهیم آورد؛ قدم به قدم و روز به روز، و کسانی که میخواهند جلوی ما را بگیرند بهتر است کنار بروند." اما مردم حرف او را باور نکردند. آنچه وضع را بدتر کرد، این بود که او با نقض قولی که داده بود، مالیاتها را زیاد کرد.
سال ۱۹۹۲ از نظر انتخاباتی برای او فاجعهبار بود. او کارزار انتخاباتی ضعیفی را پشت سر گذاشت و مجبور شد که برای کسب نامزدی حزب جمهوریخواه با رقیب محافظهکار دیگری به نام پت بوکانان مبارزه کند.
بوش به اندازه رقیبش از حزب دموکرات پرانرژی نبود؛ بیل کلینتون، فرماندار دموکرات ایالت آرکانزاس، که بینش نوینی از آینده آمریکا ارائه میکرد و بوش اذعان داشت که قادر به انجام آن نیست. اتفاقی که به خوبی وضعیت را توصیف میکرد، این بود که سفر تجاری بوش به ژاپن با ناکامی مفتضحانهای همراه شد. او در ضیافتی که از طرف میزبانان ژاپنی برایش ترتیب داده شده بود، استفراغ کرد و از حال رفت. بوش نهایتا با اختلاف زیادی در انتخابات شکست خورد.
بوش در سالهای پایانی عمرش در نقش سیاستمداری پیشکسوت به سفر به دور دنیا پرداخت. او از اینکه پسرش، جورج دبلیو بوش، به کاخ سفید رسید، خوشحال بود، اما گفته میشد که روابط آنها قدری تیره بود.

جورج بوش در سال ۲۰۱۴ در نود سالگیاش با چتر نجات پرید اما پس از آن از حضور خود در مراسم عمومی کاست و این اواخر پس از آن که به دلیل پارکینسون نمیتوانست از پاهایش استفاده کند مجبور به استفاده از ویلچر شده بود.
چند زن در سال ۲۰۱۸ جورج بوش پدر را به آزار جنسی متهم کردند. سخنگوی رئیسجمهوری سابق آمریکا رسما پذیرفت که جورج بوش پدر "عادت دست زدن به باسن زنان" را داشته و البته "نیت" او از این کار "آزار دادن افراد" نبوده است.
دفتر جورج بوش پدر هم در اطلاعیهای تصریح کرد او "هرگز آگاهانه و با قصد آزار و اذیت کسی اقدامی نکرده، هر چند، یک بار دیگر مراتب عذرخواهی خود را از همه کسانی که در هنگام عکس یادگاری گرفتن با او آزرده خاطر شدهاند، اعلام میدارد."
آوریل ۲۰۱۸ باربارا بوش، بانوی اول سابق آمریکا، در سن ۹۲ سالگی درگذشت.
باراک اوباما و بیل کلینتون، روسای جمهوری سابق آمریکا در مراسم تدفین او شرکت کردند. لورا بوش، همسر جورج بوش پسر، میشل اوباما، همسر باراک اوباما و هیلاری کلینتون، همسر بیل کلینتون، هر سه بانوان اول سابق آمریکا هم در این مراسم شرکت کردند. ملانیا ترامپ، همسر دونالد ترامپ هم در این مراسم شرکت کرد.
بوش پدر در مقام رئیسجمهور مدیر کارآمدی بود، اما بیشتر مدیر بود تا رهبری الهامبخش.
چهره او در افکار عمومی لطمه خورده بود و بسیاری از رأیدهندگان معتقد بودند که او قادر به برقراری ارتباط با افراد عادی نیست.
جورج بوش پدر در مدیریت حمله به کویت موفق بود، اما این امر به قیمت قربانی شدن سیاستهای داخلیاش تمام شد. رأیدهندگان احساس میکردند که رئیسجمهور تا حدی سراسیمه است و چندان بر امور اقتصادی تسلط ندارد.
سروکله زدن با پیچوخمهای عرصه سیاست برای جورج بوش پدر راحت نبود. او در جایی گفت: "اینکه دو نفر با هم رقابت میکنند، به معنای این نیست که با هم دشمن هستند. لازم نیست که سیاست به دور از نزاکت و کثیف باشد."
