
در هفتهای که گذشت رئیس جمهور سفری به آمریکای جنوبی داشت که با حواشی زیادی همراه شد. عوامالملک نیز به دلیل عوامالملک بودنش در این باره حق اظهار نظر دارد و البته در مورد اخبار دیگر...
دیدارنیوز ـ عوامالملک:
جمعه ۱۹ خرداد ۱۴۰۲
تصاویری از سخنان دکتر ابراهیم در آذربایجان شرقی دیدم. مثل همیشه حرفهای مهمی زد. اعلام کرد قرار است درآمد مس سونگون را صرف آذربایجان شرقی کنند. ایده خوبیست. هر استانی هر چیزی که دارد را برای خودش بردارد و با همانها خودش را توسعه بدهد. اینطوری باشد شاید استان خراسان هم تصمیم بگیرد این خواصی را که با خون دل پرورش و در اختیار کل ایران قرار داده پس بگیرد و صرف توسعه خودش بکند. ممکن است دکتر ابراهیم و محمدباقر را از دست بدهیم و در نتیجه خراسان بیشتر از بقیه استانها توسعه پیدا بکند. چون ارزش اینجور منابع انسانی از هر معدنی بالاتر است. تازه خراسان، سعید را هم دارد که به عنوان ذخیره طلایی محمود و دکتر ابراهیم، سالهاست روی نیمکت نشسته است.
احمد، بزرگوار مشهدی که اگر خراسان منابعش را برای خودش استفاده کند به زودی صبیهاش و دامادش هم برمیگردند و دور هم خواهند بود اعلام کرد هدف از انقلاب فقط این نبوده که به مملکتی برسیم که نانش و آبش و اقتصادش درست باشد. گرانیها هم قابل حل است. نرخ مسکن هم ۲۵درصد کاهش داشته است. خیلی خوب است که احمد و سایر خواص حالا که نان و آب و اقتصاد مملکت را درست کردهاند بقیه اهداف انقلاب را هم به خاطر دارند. این ارزانی مسکن هم احتمالا به خاطر استفاده کردن درست خراسان از منابعش بوده است. شاید دکتر ابراهیم و محمدباقر و بقیه خواص خراسانی دارند خدمات ویژه به استان خودش میدهند که زودتر پیشرفت کند. شنیدم که یک شرکت ایرانی اطلاعیه داده و اعلام کرده هیچگونه صادرات نوشابه ندارد و تصاویر نوشابه ایرانی که در اختیار سربازان عزیز روسی بوده ربطی به این شرکت ندارد. حیف شد. اگر میتوانستیم به اندازه چند قوطی نوشابه سرد در این تابستان گرم و خشک اروپا براداران روسمان را در دفاع از کشورشان در برابر اشغالگران اوکراینی یاری کنیم خیلی خوب میشد. انگار کمتوفیقیم.
شنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۲
یکی از عوام انقلابی ساکن محلات قیطریه و چیذر تصویر صورتجلسه یازده گروه از انواع خواص را که برای امنیت عوام آن محلات دور هم جمع شده و تصمیمات مهمی گرفته و صورتجلسهشان را هم در ابعاد بیلبوردی چاپ کرده و در اقصی نقاط محلهشان قرار داده بودند برایم فرستاد تا بابت این زحمات از خواص مذکور به نمایندگی از عوام انقلابی تشکر کنم. متشکرم! هم به خاطر تصمیمات مهمی که گرفتهاند و هم به خاطر شفافیت و اهمیتی که به افکار عوام دادهاند و اجازه دادهاند ما هم از نتیجه جلسه باخبر شویم. تصمیماتشان همگی برای خیر و صلاح عوام محله بوده است. کلیه صنوف باید ساعت یازده و نیم شب تعطیل کنند و بروند پی خانه و زندگیشان و مناسک مهم ادرار، نوازش با رعایت حدود مورد تایید، خواب را به جا بیاورند. دلیلی ندارد کسبه محل بیش از حد کار کنند و خودشان را خسته کنند. هر ساعتی کار مخصوص خودش را میطلبد. قرار نیست ساعاتی که میتواند منجر به جهاد برای افزایش جمعیت بشود را صرف حرص زدن برای پول و مال بیارزش دنیا کرد. دور، دور زدن هم تخلف و ممنوع اعلام شده است. حرف درستیست. اینهایی که دور، دور میزنند بهتر است کمی خلاقیت به خرج بدهند و راهی پیدا کنند که بدون دور، دور زدن همان نتیجه را داشته باشد. هم بنزین کمتر مصرف میشود. هم خودشان کمتر خسته میشوند و انرژی را صرف کارهای مهمتر میکنند. مخصوصا اگر حوالی ساعت دوازده شب باشد.
احمد، دستیار دکتر ابراهیم در امور عوامیسازی خواصالدوله اعلام کرد هیچ جمعی به جز هیاتیها نمیتوانند مشکلات اقتصادی را حل کنند و به همین خاطر هیاتهای مذهبی باید وارد اقتصاد شوند. راست هم میگوید. باید همهچیزمان به همهچیزمان بیاید. مخصوصا که عصر ابراهیم شروع شده تا همه چیز با همین شیوههای هیاتی انجام شود. شب بخشهایی از مصاحبه علیرضا، رییس بلدیه تهران را دیدم. همانطور که قبلا ثابت کرده بود راه حل همه مشکلات تهران را بلد بود و خوشبختانه موفق شد مثل تانک از روی پیروز که قبل از او رییس بلدیه تهران بود رد شود. تازه یادآوری کرد زبانش طوریست که میتواند حریف همه شود اما نمیخواهد بیخودی وقت تلف کند. کار خوبی میکند. اگر بخواهد وارد این حاشیهها بشود نمیتواند مساله بیحجابی در مترو و نوسانات نرخ دلار در کشور را حل کند.
یکشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۲
صبح خبر ممنوعیت نطق احمد، خواصالمله تبریز به گوشم رسید. ظاهرا قصد داشته نطق کند اما محمدباقر اجازه نداده است. حتما اینطور صلاح دیده است. احمد اخیرا نشان داده خیلی مواظب حرف زدنش نیست و مسائل مهم مملکت را ول کرده و دنبال خودروهای شاسیبلند بقیه خواصالملهها میدود. باید خوب به کارهای زشتش فکر کند و تصمیمش را بگیرد. کار خواصالملهها این است که در هر خودرو یا خانهای هم که بودند به فکر مشکلات عوام باشند. حالا اگر در خودروی شاسیبلند یا خانههای بزرگ بهتر فکر میکنند چه بهتر؟ نباید این چیزهای بیاهمیت را بزرگ کرد. خود محمدباقر با آن موجودی حساب ناچیز، روی موتور در یک خانه کوچک بهتر فکر میکند. دستش هم درد نکند.
گفتوگوی احد خواصالمله ملایر و داریوش رییس مرکز ملی هوا و تغییر اقلیم را در تلویزیون بودجهبگیر دیدم. خبر خوبی دادند. قرار است هزار دستگاه اتوبوس وارد تهران شود. معلوم است حرفهای دیروز علیرضا که گفته بود برخلاف پیروز، شهردار سایه نیست که بخواهد پادوچرخه بزند درست بوده است. واقعا دارد برای تهران کار میکند. فقط اینطور که احد گفت بعضی از این اتوبوسها تا بیست برابر یک خودروی معمولی آلایندگی ایجاد میکنند که آن هم چیز مهمی نیست. تا این اتوبوسها وارد شوند و آلایندگیشان را ایجاد کنند علیرضا رفته و یکی از خواصالدولهها شده و بعدیها یک فکری برای موضوع بیاهمیت آلودگی تهران میکنند. همیشه همینطور بوده است. داریوش هم اعلام کرد از این هزار اتوبوس، سیصد و پنجاهتایش سه سال کار کرده و ششصد و پنجاهتای آنها بین ده تا پانزده سال کار کردهاند. خرید هوشمندانهای بوده است. بلدیه تهران میتواند با این ششصد و پنجاهتا در طرح جایگزینی خودروهای فرسوده ثبتنام کند و به جایشان خودروی سواری نو بخرد و بعد هم بفروشد و بزند به زخمهای شهر. بالاخره در کنار تراکمفروشی و باغفروشی و برجسازی میتواند آبباریکهای باشد. عصر هنوز در دفتر بودم که عوامالنسا تماس گرفت و گفت آب منزل قطع شده است. گفتم نگران نباشد. آب هست اما کم است. تا چند ساعت دیگر که من برسم درست میشود اما تا آخر شب که بیدار بودم درست نشده بود. سر راه چند بطری آب معدنی خریده بودم. با همان یک کارهایی کردیم.
دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۴۰۲
از سر صبح به تاریخ امروز فکر میکردم. بیست و دو خرداد احتمالا روز مهمی بوده است. ولی خیلی یادم نمیآید. آب همچنان قطع بود و به همین خاطر تمرکز نداشتم. با عوامالنسا جر و بحث کردم که اگر چند سال پیش اجازه داده بود آن آفتابه قرمزی که در مغازه پلاستیکفروشی نزدیک منزل بود را بخرم امروز صبحمان قشنگتر میشد. اصرار داشت که یا آفتابه نخر یا اگر میخری سفیدش را بخر که به در و دیوار مستراح بیاید. چون قرار است بیشتر استفاده دکوری داشته باشد. امروز صبح ثابت شد که آفتابه مهم است حتی اگر رنگش به دکور مستراح نیاید.
خبر استعفای محسن از معاونت دکتر ابراهیم در امور اقتصادی را دیدم. بلافاصله هم خبر انتصاب محسن به عنوان دبیر شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران خواص را دیدم. خیلی خبر خوبیست. تواناییهای اقتصادی محسن نباید فقط برای یک بخش از خواص استفاده میشد و محسن هیچ وقت نباید بدون پست و منصب باشد. مخصوصا که محسن یک اسکناس هزار تومانی در جیبش دارد که هر چهار سال یک بار درمیآورد و نشان میدهد و قول میدهد اگر رییس خواصالدوله بشود آن اسکناس به همان اندازه بیارزد. الان با این شغل جدیدی که به محسن دادهاند میتواند آن اسکناس را روزی چهار بار به همه نشان بدهد که خیالمان راحت باشد. آب هنوز قطع است. خواص مربوطه هم طوری مشغول بررسی موضوع هستند که یادشان رفته بگویند این قطعی آب تا کی قرار است ادامه داشته باشد.
سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۲
آب همچنان قطع بود. با کاسه و بطری به شکلی که قدیم به "گربهشور" معروف بود ادای استحمام را در آوردم و به دفتر رفتم. روزنامه خواصالدوله مطالبی درباره تغییر ساعات کار ادارات نوشته بود که منظورش این بود که اگر عوام باید ساعت ۶ صبح در محل کار حاضر شوند تقصیر خواصالملههاست که ساعت رسمی کشور را تغییر ندادند. بعید میدانم خواصالملهها تقصیری داشته باشند. چون خودشان هنوز ساعت ۸ جلسه تشکیل میدهند. احتمالا خواصالدولهها نتوانستهاند هنوز با ایدههای خواصالملهها ارتباط برقرار کنند و به همین خاطر انتقاد میکنند. صحبتهای مهرداد، خواصالمله خرمآباد را شنیدم. گفت که نباید با عوام شفاف بود و همه چیز را به ایشان گفت چون خدا هم با عوام شفاف نیست. راست میگوید. بالاخره خواص در روی زمین باید برای عوام خدایی کنند و ادای خدا را در این چیزها دربیاورند. تازه فهمیدم چرا هیچکدام از خواصالدولهها یا خواصالملههای تهران درباره قطع بودن آب چیزی نمیگویند. چون نباید با عوام شفاف بود. البته رییس خواصالرعایای البرز اعلام کرد مشکل قطعی آب در تهران تا آخر امشب رفع میشود. خیلی جالب بود که رییس خواصالرعایای البرز پیگیر قطع و وصل شدن آب در تهران بود. به نظرم خوب است رییس خواصالدوله تهران هم درباره وضعیت محکمهها در البرز یک خبری بدهد که لطف رییس خواصالرعایای البرز جبران شود. تصویر نشست صاحبنظران حوزه عفاف و حجاب را با حضور محمدباقر دیدم. همه رجال، سبیل در سبیل نشسته بودند تا درباره مساله نسوان چارهاندیشی کنند.
باید به این دغدغهها و زحمتهای محمدباقر احترام گذاشت. همین میشود که سیسمونی مغز بادامش در مسیر ترکیه به ایران آسیب میبیند. اینقدر که درگیر حل و فصل مسائل و مشکلات ما عوام است. عوامالنسا خبر داد که آب همچنان قطع است. گفتم که من تصمیم خودم را گرفتهام و امشب هر طور شده فارغ از رنگها با یک آفتابه به خانه برمیگردم. عوامالنسا گفت خواستی با آفتابه بیایی، بیا ولی آفتابه را از کجا میخواهی آب کنی. سوال مهمی بود.
در ایستگاه متروی صدر تهران نظمیههای زحمتکش ایستاده بودند و با دوربینهایی که اندازه دستگاه کارتخوان بود از چهره نسوان بیحجاب عکس میگرفتند. ماجور باشند. معلوم بود زحمتهای محمدباقر و خواصالملههایش، احمدرضا و نظمیهچیهایش و دکتر ابراهیم و خواصالدولههایش و حتی علیرضا و بلدیهچیهایش دارد در این زمینه با کمک تکنولوژی به نتیجه میرسد. به همین خاطر هنوز نفهمیدهاند که آب قطع است. مترو به ایستگاه بهشتی که رسید خیلی شلوغ و درهم و برهم بود. فکر کردم به خاطر عکاسی پرتره از نسوان بیحجاب توسط نظمیههاست. اما متوجه شدم پلهبرقی خراب شده و ۱۸ نفر سقوط کرده و مصدوم شدهاند. ظاهرا علیرضا هم برای پیگیری مسائل عوام تهران در بروکسل است. احتمالا پیرو مصاحبه چند روز پیش علیرضا، پیروز که رییس سابق بلدیه بوده ناراحت شده و در سایه آنقدر پادوچرخه زده که پلهبرقی در متروی بهشتی کنده شده است. سر راه برگشت از چند پلاستیکفروشی سراغ آفتابه را گرفتم. قیمتهای نجومی اعلام میکردند. خوشحال شدم که در عصر ابراهیم حتی آفتابه هم جایگاه واقعی خودش را پیدا کرده است و ناراحت شدم که چرا بخشی از سرمایه اندکم را در طی این مدت تبدیل به آفتابه نکردهام. قطعا سود خوبی میداد. باید حواسم باشد که از این به بعد علاوه بر سهام و دلار و طلا مراقب نوسانات نرخ آفتابه هم باشم. قطعا از نظر اقتصادی مهم است.
چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۲
گزارش مصاحبه جمیله، متعلقه دکتر ابراهیم با یک شبکه تلویزیونی ونزوئلایی را خواندم. حرفهای مهم و خوبی زده است. سوال کرده بود چرا نسوان باید مثل رجال درس بخوانند و کار کنند و زندگی کنند. این خودش خشونت است. نگران شدم. اینکه دکتر ابراهیم در سفر طولانی به آمریکای لاتین جمیله را با خودش برده و مجبورش کرده مثل رجال جلوی دوربین بنشیند و مصاحبه کند خشونت نباشد! اگر اینطور باشد ممکن است احمد ناراحت بشود و وقتی از سفر برگشتند دامادش را بازخواست کند. چیزهایی هم راجع به مقایسه سن درختهای دانشگاهی که در آن درس میدهد با عمر آمریکا گفته بود. از آن جملات و مثالهای بدیع و جذابی بود که بعد از دوران محمود کمتر شنیده بودم. دکتر ابراهیم از نیکاراگوئه به محمد و علیاکبر دستور داد مشکل آب تهران را پیگیری کنند. دستورش سریع، فوری و انقلابی باعث شد در لولههای منزل ما کمی آب راه بیافتد. البته تا آخر شب دستورش در همه نقاط تهران اجرایی نشده بود. شاید چون از نیکاراگوئه دستور داد پیام کامل مخابره نشد. آخر شب فیلمی از خبرگزاری بودجهبگیر دیدم. خبرنگارهایش با همان دوربینهایی که دیروز دست نظمیهها دیده بودم شبانه در خیابان راه میرفتند و عکس نسوان بیحجاب را میگرفتند و بلافاصله عکس باحجاب و مشخصاتشان روی صفحه ظاهر میشد. چه خوب است که پولهای بلوکهشده ایران زودتر آزاد شود تا بتوان از این نوع ابزارهای تکنولوژیک برای حجاب و عفاف بیشتر خرید. بالاخره محمدباقر و محمدرضا و دکتر ابراهیم و غلامحسین و بقیه خواص نگران این مسائل هستند. چقدر هم خوب است که آدم در خبرگزاری بودجهبگیر به عنوان خبرنگار استخدام بشود اما بتواند با شلوار جین و تیشرت شبانه در خیابانها دوره بیافتد و از نسوان بیحجاب عکس بگیرد و بابتش حقوق دریافت کند. تازه از این کارش گزارش هم بسازد و با یک موسیقی مخوف منتشر کند. برخی عوام شغل دارند و ما هم دلمان خوش است که عوامالملک رایگانیم.
پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۲
تصویر پیامک دانشگاه هنر به دانشجویانش برایم ارسال شد. از روز شنبه باید نسوان حاضر در دانشگاه با میل و اختیار با پوشش مقنعه در دانشگاه حاضر شوند. این چند روز که آب قطع بود خیلی به این مقوله حجاب بیشتر فکر میکردم. در سالهای قبل که نسوان بدحجابی میکردند طبیعت به صورت زلزله و خشکسالی واکنش نشان میداد. امسال که از بدحجابی به بیحجابی رسیدهایم طبیعت به نشانه اعتراض کاری نکرده اما احتمالا نفرین کرده و باعث شده آب از داخل لولهها قطع شود. به همین خاطر خواص باید بیشتر تلاش کنند و با بیحجابی مقابله کنند تا همه مشکلات احتمالی کشور که در عصر ابراهیم حل شده بود دوباره به خاطر بیحجابی برنگردند. شنیدم عربستان فعلا یکی از طبقات هتل اسپیناسپالاس تهران را به صورت کامل رزرو کرده و به عنوان سفارتخانه از آن استفاده میکند. کار منطقی و خوبیست.
بالا رفتن از دیوار هتل واقعا کار سختیست. مخصوصا اگر هتلش در شمال شهر تهران و در بلندی ساخته شده باشد و تعداد طبقاتش هم زیاد باشد. اگر در دوران حسن از این تدابیر استفاده شده بود الان دکتر ابراهیم مجبور نبود برای برقراری رابطه با عربستان اینقدر به زحمت بیافتد. دکترابراهیم! مثل همیشه بابت همه چیز متشکریم. مرسی که هستی.