
دکتر مصطفی آب روشن استاد دانشگاه و جامعه شناس در یادداشتی که برای دیدارنیوز ارسال و به نکات مهمی درباره اعتراضات اخیر اشاره کرده است که می خوانید.
دیدارنیوزـ *دکتر مصطفی آب روشن: هر چه گسترهی اعتراضات بیشتر و اشکال آن متنوعتر میشود بحث گفتگو با معترضین بیش از پیش مطرح میشود این پیشنهادها شاید در ظاهر متقاعد کننده بنظر برسد، اما منطقی نیست، زیرا مبنای گفتگو همترازی است یعنی در گفتگوها یکی از طرفین میتوان افکار دیگری را به رسمیت نشناسد و یا بحث میتواند بدون هر گونه نتیجهای رها شود، زیرا گفتگو الزامی را ایجاد نمیکند، اما فراموش نکنیم که رابطه دولت و ملت را نمیتوان به گفتگو تقلیل داد، زیرا این یک رابطهی قراردادی و الزام اور است یعنی دولت کارگزار و ملت کارفرمای دولت است یعنی مطالبه گری جزء حقوق شهروندی بوده و تحقق آن وظیفهی گریز ناپذیر نهاد قدرت هست.
اما دولت با به رسمیت نشناختن مطالبات معترضین، این مکانیزم دموکراتیک را عملاً بی اثر کرده است در این رویکرد سیاسی که نهاد قدرت خود را مبری از هر گونه اصلاح میبیند بنظر میرسد که اگر گفتگویی هم شکل بگیرد در نهایت بایستی به نتیجهای ختم شود که حاکمیت بر ان تاکید دارد.
صرفنظر از اینکه نهاد قدرت در ایران چه تصوری از این جنبش اجتماعی دارد، میتوان ادعا کرد که این دگرگونی و تغییر ارزشها که در متن مناسبات اجتماعی درجریان است، نقطه عطفی در تاریخ تحولات سیاسی اجتماعی ایران بوده و غیر قابل بازگشت بنظر میرسد جمهوری اسلامی در حساسترین نقطه تاریخی قرار دارد، زیرا مهمترین مولفهی بقاء و زوال یک نظام سیاسی، چگونگی مواجه با دگرگونیهای اجتماعی است.
مقصود از بقای حکومت، سازگاری با ارزشهای نوظهوری است که در متن مناسبات اجتماعی جریان دارد بعبارتی هر نظام سیاسی که با واقعیتهای اجتماعی خود را تطبیق دهد، بی تردید ثبات و بقاء خود را تضمین کرده و از سوی دیگر اگر نتواند خود را با ارزشهای اجتماعی سازگار کند در معرض سستی و زوال قرار میگیرد. زیرا هیچ حکومتی نمیتواند با سرکوب مستمر معترضین، امنیت جامعه و بقاء سیاسی اش را تضمین کند. در دنیای مدرن که پر از تغییر و دگرگونی است قدرت برای بدست اوردن ثبات و بقاء، مجبور است همراه با مطالبات مردم حرکت کند.
به رسمیت نشناختن مطالبات جوانان از این واقعیت نشات میگیرد که ما قدرت را عاری از هر گونه خطا جلوه داده ایم در حالیکه شاخصهی ارزیابی عملکرد یک نظام سیاسی، رضایتمندی شهروندانش است، وقتی خواست اجتماعی را بی اهمیت تلقی کرده و بی تفاوت از ان عبور میکنیم جوانان به این باور میرسند که پیگیری مطالبات از طریق برگزاری تجمعات خیابانی که اخرین مجرای قانونی است دچار انسداد شده لذا، این جنبش در فاز بعدی خود را در قالب خشونتهای آشکار و غیر قابل کنترل به حاکمیت تحمیل خواهد کرد؛ بنظر میرسد منطقیترین رفتار از سوی نهاد قدرت، پاسخگویی متقاعد کننده به خواست اجتماعی خواهد بود.
*استاد دانشگاه و جامعه شناس