
در هفتهای که گذشت اخبار متعددی از خواص چه در داخل و چه در خارج به گوش رسید و عوامالملک را بر آن داشت تا درباره تاثیر متقابل آنها بر یکدیگر دست به قلم ببرد.
دیدارنیوز ـ عوامالملک:
جمعه ۴ شهریور ۱۴۰۱
آقای میخائیل اعلام کرد که مذاکرات برجام طولانی خواهد بود. به نظر میرسد طول مورد نظر آقای میخائیل و دوستان روسمان از اول تا آخر هفته تغییر میکند و هر چه به جمعه نزدیکتر میشویم بیشتر میشود. وگرنه اوایل هفته همیشه قول میدهد زود تمام بشود. آمار بانک جهانی درباره درآمد سرانه عوام را خواندم. در طول نه سال گذشته نصف شده است. اتفاقا خبر خوبیست. باعث میشود ریخت و پاشهای عوام کم شود و در حد اینکه نمیرند بخورند. درستش هم همین است. اگر هم کسانی فکر میکنند این مساله کاهش درآمد چیز بدیست باید یادشان بیاید که هشت سال از نه سال گذشته، دوران حسن بوده و یک سالش عصر ابراهیم است که آن هم چون تازه شروع کرده و قرار است برنامههایش هفت سال دیگر همین موقع به نتیجه برسد عیبی ندارد.
غروب فیلمی از مسابقه فوتبال دیروز در ورزشگاه آزادی دیدم. عدهای کنار زمین سرود میخواندند و تماشاگران تشویقشان میکردند. صحنههای جالبی بود. خیلی خوب است که این برنامههای فرهنگی در ورزشگاهها برگزار میشوند. قبل از خواب یکی از عوام پیام داد و گفت دلمان به یک پشه خوش بود که ظاهرا آن را هم از ما گرفتند. خواسته بود بدهم بزند. جواب دادم بلامانع است. بالاخره فرق ما با خواص این است که از دادن جهت زدن پشه ناراحت نمیشویم.
شنبه ۵ شهریور ۱۴۰۱
صبح در مسیر که بودم یکی از عوام از همدان با ناراحتی تماس گرفت و گفت قطعی آب باعث شده است برای آموزش دادن نحوه طهارت گرفتن اولادش با آفتابه روی توالت فرنگی دچار مشکل شود. نصیحتش کردم. گفتم الان مشکل ایشان و اولادش قطعی آب نیست. مشکل اصلی نفوذ فرنگیها تا داخل مستراحهای ماست. گفتم یادش بیاید که وقتی خودش همسن الان اولادش بود به طور کامل مهارت استفاده از آفتابه را آموخته بود چون مستراحهای آن وقتها فرنگی نبود. تاکید کردم که از این تهدید بیآبی برای خودش و اولادش استفاده کند و توالت فرنگی را بکند و دور بیندازد و به جایش ایرانی نصب کند. آن وقت اولادش خواهند فهمید که آفتابه چقدر مفید و خوب است. شرکت راهآهن اعلام کرد که از ۹۵۰ قطار کشور فقط ۵۰۰تا فعال هستند و بقیه زمینگیر شدهاند. عیبی ندارد. باعث میشود بتوانیم بخشی از لوازم یدکی قطارهایی که کار میکنند را از طریق اوراق کردن آنهایی که زمینگیر شدهاند تامین کنیم و دچار وابستگی به تامینکنندگان خارجی نشویم. تا وقتی هم که قطارهای زمینگیر شده کاملا اوراق شوند و تمام شوند خودمان یاد گرفتهایم قطار بسازیم و صادر کنیم. قطار ساختن که سختتر از هواپیما و موشک و واکسن و حتی خودرو ساختن نیست. ما میتوانیم و باید بسازیم. به دفتر که رسیدم یادداشت روزنامه بودجهبگیر را خواندم. اعلام کرد که قطعا اوضاع از یک سال پیش بهتر است و طبق پیشبینیهای مراکز معتبر بینالمللی بهترتر هم خواهد شد. به همین خاطر ما نباید برای مذاکره عجله کنیم و این طرف مقابل است که باید هول باشد. چون فقط دو ماه اگر به همین شکل ادامه یابد آن وقت اوضاع از زمین تا آسمان تغییر میکند. خبر خوبیست. معلوم است داریم طبلی میزنیم که صدایش دو ماه دیگر درمیآید. سرپرست معاونت یک جایی که تصمیم میگیرد در فضای مجازی چه چیزهایی برای عوام خوب است اعلام کرد نگرانیها درباره سرنوشت پشه بیمورد است. جایی کار داشته و موقتا رفته و برمیگردد. خیلی خوب است که خواص ما اینقدر پاسخگو هستند و دغدغههای عوام را درک میکنند. کلا خواص در همه چیز همینقدر پاسخگو هستند و فرق ما با غربیها در همین چیزهاست.
احسان، خواصالدوله امور اقتصاد اعلام کرد که امروز میدانند کدام یک از عوام از کدام نانوایی خرید میکند. خیلی مهم و تاثیرگذار است. باعث میشود اگر عوام یادشان برود که از کدام نانوایی خرید میکردند با یک تماس ساده با خواص نانوایی خودشان را پیدا کنند. شب حرفهای سفیر انگلیس در یک جلسه را خواندم. گفته به نظر منفی عوام ایران نسبت به انگلیس احترام میگذارد اما عوام انگلیس هم همین حس را به ایران دارند. یک سری حرفها را نمیشود در خاطرات نوشت. یاد یک ضربالمثل افتادم که در کرمان رایج است. موضوعش شکستن تغار و طلاق خواستن است. حرفهای جدید محمدباقر را خواندم. خوشبختانه از مساله ع و ق به خوبی عبور کرد. همانطور که از سیسمونی و چیزهای دیگر رد شد و معلوم است روزهای سخت اولیه مراقبت از مغزبادام خانواده را هم پشت سر گذاشته و به شرایط عادی کاری برگشته است. گفت که پشتکار انقلابی در شرایطی که همه خواص هماهنگی و همکاری دارند باعث ایجاد امید در عوام شده است. همهاش مثل همیشه راست است. در دوران حسن نشاط دلها زیاد شد و در عصر ابراهیم امید عوام. همین چیزها حسادت انگلیسیها نسبت به ما را برانگیخته و باعث شده حس خوبی نداشته باشند.
یکشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۱
یادداشت جدید روزنامه بودجهبگیر را خواندم. فاز بعدی یادداشت دیروز بود. دیروز نوشته بود برای مذاکره نباید عجله کرد و دو ماه معطل کنیم تا شرایط از زمین تا آسمان فرق کند. امروز اعلام کرد که کلا قید مذاکرات را بزنیم و خواصالدوله مثل همین یک سالی که موفق عمل کرده است پیش برود و تحریمها را خنثی کند. راست هم میگوید. وقتی همه مشکلات کشور در عصر ابراهیم حل شده است چه دلیلی دارد به خاطر یک مشت کاغذپاره با آمریکاییها و غربیها مذاکره کنیم. از حالا به بعد باید ما تعیین کنیم که آمریکاییها و غربیها درباره ما چه کارهایی اجازه دارند بکنند.
مالک، خواصالمله تهران اعلام کرد به فائزه گفته شده که اجازه فعالیت حزبی ندارد. کار درستیست. باید زودتر انجام میشد. اصلا بهتر است به خود احزاب هم اعلام شود اجازه فعالیت حزبی ندارند. قرار نیست افراد به خاطر عضویت در حزب و احزاب هم به خاطر حزب بودن به خودشان اجازه بدهند در مورد هر چیزی اظهار نظر کنند یا فکر کنند لازم است کاری کنند. از بریتانیا خبر رسید که گرما و خشکسالی آنقدر زیاد شده که باغداران محصولاتی مثل انار و انجیر و هندوانه را بیرون از گلخانهها میتوانند بکارند و احتمال بروز کمآبی مفرط هم وجود دارد. گفته بودم وضع غربیها کلا خوب نیست و وضع انگلیسها از بقیه بدتر. واقعا هم با این اخبار، حق با روزنامه بودجهبگیر است که باید مذاکرات را ادامه ندهیم. غربیها در حال فروپاشی هستند و به زودی برای انجیر و انار و هندوانهشان باید پیش ما التماس کنند. ابراهیم خبر خوبی داد و گفت خواصالدولهاش تورم را کنترل کردهاند و عوام باید در جریان این اتفاق خوب قرار بگیرند. قرار گرفتم. ابراهیم متشکرم. فقط به جز عوام لازم است خود تورم هم در جریان قرار بگیرد که کنترل شده و رفتارش را عوض کند.
دوشنبه ۷ شهریور ۱۴۰۱
دبیر ستاد امور بکن و نکن بالاخره اعلام کرد که در طرح جدیدی که برای نحوه لباس پوشیدن نسوان در نظر گرفتهاند اگر کسی حجابش را رعایت نکند با کمک فناوری عکسش گرفته میشود و جریمه خوبی برایش در نظر گرفته میشود. در ضمن در ادارات دولتی هم اگر کارمندی رعایت پوشش نکند از حقوق مدیرش کم میشود. خیلی ایدههای بدیعیست. خوب است که فناوری داریم و میتوانیم برای ادب کردن نسوان از آن استفاده کنیم. کم کردن از حقوق مدیران هم خیلی خوب است. کسی که مدیر میشود باید مبصری و دژبانی هم بلد باشد وگرنه چه فرقی با یک چوب خشک دارد. به نظرم از حالا به بعد یکی از کسب و کارهای سودآور این است که برای نسوانی که نمیخواهند تصاویرشان توسط دوربینها ثبت شود برقع و نقاب تولید بشود. فروش خوبی خواهد داشت. شاید به آقای آرش راهبر [سردبیر دیدارنیوز] پیشنهاد بدهم با همدیگر وارد این کار شویم. بهتر از کار کردن در رسانه است. آدم دوزار کاسب میشود و دعای خیر بخشی از نسوان هم پشت سرمان خواهد بود.
احمد، خواصالمله قم اعلام کرد بعضی از خواصالملهها برای پرداختن اجاره منازلشان دچار مشکل شدهاند چون صاحبخانههایشان اجارهها را زیاد کردهاند. خیلی ناراحت شدم. چرا باید برای خواصالمله اینقدر مشکل ایجاد کنند؟ نگران محمدباقر هم هستم. با آن موجودی حساب و شرایط سخت زندگی چه میکند؟ نکند او هم برای پرداخت اجاره به مشکل بخورد؟ مخصوصا الان که تازه نوهدار هم شده و یک نانخور به خانه بخت فرستاده و سه برنجخور برگردانده است. احسان خواصالدوله اقتصادی اعلام کرد که به هر خارجی که ۱۰۰هزار دلار وارد ایران کند اقامت میدهند. در دوران حسن دویست و پنجاه هزار دلار میخواستند. فرق عصر ابراهیم با آن دوران در همین چیزهاست. آن وقتها اجازه ورود سرمایه خارجی را نمیدادند اما الان راحت شده است. باید برای ایرانیانی که سرمایه خارج نمیکنند هم جایزهای در نظر گرفته شود. بالاخره نمیشود که وقتی خارجیها میآیند خود ما نباشیم. بد است. در و همسایه چه میگویند؟
گزارشی درباره سرانه مصرف الکل در کشور به دستم رسید. با سرانه مصرف یک لیتر در جهان نهم هستیم. خبر جالبیست. نشانه توانمندیهای ماست. وقتی در مصرف چیزی که ممنوع است نهم هستیم طبیعیست که در مصرف چیزهای آزاد میتوانیم اول باشیم. غربیها هم به خاطر همین با تحریم کردن میخواهند ما را از رتبههایی که حقمان است محروم کنند.
ابراهیم عصر کنفرانس خبری داشت. ظاهرا بالاخره راضی شد به عوام بگوید که در این یک سال چطور همه مشکلات حل شده و به همین خاطر وضع عوام از این رو به آن رو شده است. فقط ظاهرا هنوز نگران ناهار عوام است چون گفت که نشده کنار سفره بنشیند و به این فکر نکند که آیا دست عوام به این غذا میرسد یا نه؟ البته نگرانیاش اشتباه است چون بدیهیست وقتی ابراهیم کنار سفره نشسته عوام آنجا نیستند که دستشان به غذا برسد. ای کاش یک نفر خیالش را راحت کند که دست عوام به آن غذا نمیرسد. البته ابراهیم چیزهایی هم راجع به اینترنت و مسائل دیگر گفت که عیبی ندارد. بالاخره کنار آن سفرهای که ابراهیم نشسته چیزهای دیگری هم هست که دست عوام به آنها نمیرسد. شب قبل از خواب خبر آمد که انتخابات فدراسیون فوتبال که قرار بود فردا برگزار شود لغو شده است. حیف شد. بعضی از چهرههای مهم و تاثیرگذار تاریخ فوتبال قرار بود رییس فدراسیون بشوند. ممکن است توطئه غربیها باشد که نگران نتایج درخشان ما در جام جهانی آینده هستند.
سهشنبه ۸ شهریور ۱۴۰۱
صبح خبردار شدم که لغو انتخابات فدراسیون فوتبال لغو شده است. خبر خوبی بود. خبر بهتر هم این بود که مهدی در انتخابات برنده شد. فوتبال ایران مدتها بود که چشم به راه مهدی بود. چند وقت پیش دچار درد قلب شد و رفت اما خوشبختانه مشکل حل شده و برگشته است. درد قلبش هم به خاطر تهمتهایی بود که به او زدند و خوشبختانه نیازی هم به بررسی آنها پیدا نشد. عصر در مسیر مثل همه روزهای گذشته ترافیک خوبی بود. بعد از مدتها در ترافیک فرصت مطالعه پیدا کردم و تا توانستم تابلوهای تبلیغاتی را خواندم. مطالعه مفیدی بود. تازه فهمیدم که ابراهیم و خواصالدولهاش در این یک سال چقدر کار کردهاند. خیلی از کارهایی هم که ما فکر میکردیم قبل از عصر ابراهیم انجام شده بود مربوط به همین دوره است. خیلی از کارهایی هم که فکر میکردیم انجام نشده اتفاقا انجام شده و مدارکش هم روی تابلوها موجود است. یادم هست چند وقت پیش بلدیه هم همین روشنگریها را درباره علیرضا و عملکردش کرده بود. چقدر خوب است که ترافیک طوری سنگین است که آدم فرصت مطالعه پیدا میکند. آخر شب خبر درگذشت میخائیل، رییس همه خواص شوروی را خواندم. باورم نمیشد هنوز زنده باشد. خواص تا وقتی زنده هستند باید جزو خواص باشند اما این سالها خبری از میخائیل نبود. چطور خودش را زنده میدانسته در حالیکه جزو خواص نبوده است؟
چهارشنبه ۹ شهریور ۱۴۰۱
گزارشی درباره وضعیت فروشگاههای اینستاگرامی در مرداد ماه دیدم. آمار بازدیدشان ۳۵ درصد و آمار فروششان ۱۰ تا ۵۰ درصد کاهش یافته است. خبر خوبیست. نشان میدهد حداقل ۳۵ درصد از عوام به جای اینکه وقتشان را در اینستاگرام تلف کنند آن را در جاهای دیگر تلف میکنند. مهم این است که در اینستاگرام و فضای مجازی وقت تلف نکنند چون در جاهای دیگر امکان ارشاد رودرروی عوام وجود دارد. حتی ارشاد هم مجازیاش مزه نمیدهد.
در خبرها خواندم که یکی از روسای ارشد اروپای غربی از ابراهیم خواسته بود برای میانجیگری در جنگ اروپا کمک کند. البته بقیه خبر را جایی ننوشته بودند که بدانم ابراهیم قبول کرده یا نه. احتمالا ابراهیم قبول نکرده چون هنوز اوکراین در سرزمینهای اشغالی خودش مانده و روسیه را مورد تجاوز قرار داده است. ابراهیم امروز به مناسبت روز خواصالدوله چند سخنرانی مهم کرد. از جمله به همه خواصش دستور داد هزینههای خودشان را کنترل و برنامههای کاهش تورم را اجرا کنند. حرف مهمیست. یکی از بهترین راههای کاهش هزینهها همان کم کردن از حقوق مدیرانیست که در زیرمجموعهشان نسوان بدحجاب و شلحجاب کار میکنند. بهتر است کسر از حقوقها به صورت نجومی انجام شود تا هزینهها هم به شکل چشمگیر کم شوند. ابراهیم در جای دیگری هم گفت نباید کارها با یک تماس راه بیفتد. چون کار بعضیها راه میافتد اما کار بقیه راه نمیافتد. راست هم میگوید. واقعا هم کسانی که کارشان قرار است راه بیفتند نباید حتی همان یک تماس را هم بگیرند. آنهایی هم که قرار نیست راه بیفتد نباید حتی یک تماس بگیرند. اصلا شاید بد نباشد تلفنهای ادارات را جمع کنند تا به کاهش هزینهها هم کمک بشود. علیرضا، بزرگوار بالقوه و کارشناس اعتیاد اعلام کرد مصرف سیگار و قهوه باید کنترل شود چون بعد از مواد مخدر بیشترین میزان اعتیاد را به خود اختصاص دادهاند و اگر اقدامی درباره قهوه صورت نگیرد آمار تلفات قهوهخوری خیلی بالا خواهد رفت. حرف درستی زده است. اینها همه ناشی از ولنگاری کافههاست. محسن، رییس خواصالدوله تهران گفته بود باید کافهها ساماندهی شوند. واقعا باید با کافههایی که به جز آب و نقل بیدمشکی چیز دیگری میفروشند برخورد شود. البته درباره نقل هم باید از مراجع ذیصلاح استعلام کرد. چون ممکن است باعث آسیب رسیدن به دندانها و بالا رفتن قند خون شود. عصر مسابقه فوتبال پرسپولیس با صنعت نفت آبادان برگزار شد. متاسفانه دوباره اجازه دادند عدهای از نسوان وارد ورزشگاه بدون زیرساخت شوند و همین باعث شد صحنههای تکاندهنده و زشتی اتفاق بیفتد. مخصوصا بازیکن غربی پرسپولیس بعد از گل زدن به سمت نسوان رفت و صحنههای خلاف شئوناتی را شکل داد. متاسفانه عدهای از نسوان فریبخورده هم با هیجان به او پاسخ دادند. لازم است از بازی بعد هم جلوی ورود نسوان را بگیرند و هم به این بازیکنان غربی اجازه ورود به ورزشگاه را ندهند. این حرکات مستهجن ربطی به فضای سالم ورزشگاههای ما ندارد.
پنجشنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱
صبح به کوه رفتم. هوا خنک و رودخانه تقریبا خشک بود. وقتی برگشتم متوجه شدم که امروز جام قهرمانی جام جهانی در تهران بوده و میشده با آن عکس گرفت. به سمت برج میلاد حرکت کردم. در مسیر بودم که یکی از عوام حاضر در صحنه پیام داد: "نیا! ضعیفه اجنبی ناراحت شد و جام را با خود برد" تعجب کردم. ناراحت هم شدم. یعنی اینقدر ضعیف شدیم که یک ضعیفه اجنبی در وسط تهران برایمان تعیین تکلیف کند که اجازه داریم با جام عکس بگیریم یا نه؟ به منزل که رسیدم گزارشها را چک کردم. استاد جواد برنامه را اجرا میکرد و اتفاقا مثل همیشه سعی میکرد هر ایرانی که در آن اطراف بود بتواند با جام عکس بگیرد. این اجنبیهای ندیدبدید ترسیدند که به جام آسیبی برسد. تقریبا گریختند و جام را هم بردند. به درک. انگار نوبرش را آورده بودند. ما عادت داریم در فشار عکسهای قشنگتری بگیریم و کارهای بهتری کنیم اما این اجنبیهای عمدتا غربی نمی فهمند. خودمان باید سفارش بدهیم چند جام بسازند و به جای برج میلاد در میدانهای اصلی همه شهرها یک جام قرار بدهیم. اصلا از حالا تا جام جهانی باید "هر ایرانی یک عکس با جام" راه بیندازیم. ما میتوانیم و میشود.
رییس اتحادیه مرغ و ماهی فروشان اعلام کرد به خاطر افزایش قیمت، مصرف مرغ ۲۰ درصد کاهش پیدا کرده است. عیبی ندارد. باعث میشود مرغها کمتر کشته شوند و به جایش تخمشان بیشتر شود. تخم مرغ از خودش بهتر است. راحتتر هم آماده خوردن میشود. حرفهای محمدهادی، رییس خواصالدوله فارس را خواندم. درصدد هست که نسوان متاهل که کار میکنند ساعت دوازده به خانه بروند و از سنگر خانواده خدمت کنند. ایده بدیعیست. باعث میشود نسوان مجرد هم انگیزه لازم برای ازدواج را پیدا کنند. روسای این نسوان هم شاید به تدریج اجازه دهند که نسوان به خاطر سه چهار ساعت کار کردن از منزل خارج نشوند و به طور کلی در همان سنگر بمانند و خدمت کنند. از نظر دفاع غیرعامل هم خوب است. باید سنگرها را در همه بخشهای جامعه مستحکم کرد. خانهها هم باید سنگر بشوند.
امروز هم یک نویسنده معروف، نامش عباس، فرسنگها دورتر دق کرد و مرد. خبر جدید و عجیبی نیست. اصلا هر کسی که تصمیم میگیرد کله اش را به کار بیندازد و بنویسد و بگوید باید فکر این جاهایش را هم بکند. مملکت، حساب و کتاب دارد. الکی نیست.