
"اجرای همسانسازی حقوق بازنشستگان"، "اجرای کامل رتبهبندی معلمان"، " اجرای کامل اصل ۳۰ قانون اساسی"مهمترین دلایلی است که این روزها دوباره پای معلمان را برای پیگیری مطالباتشان به خیابانها در شهرهای مختلف کشانده است.
دیدارنیوزـ نسرین نیکنام: مهمترین خواستههای به حق معلمان سالهاست که مانند توپ از زمین این دولت به آن دولت پرتاب میشود بدون آنکه تغییری در وضعیت معیشتی آنها اتفاق بیفتد و تنها راهی که برای آنان باقی میماند این است که رفتن به خیابان و فریاد زدن را پیشه کنند در حالیکه رفع این خواسته به حق نه برای این دولت و نه برای هیچ دولتی کار سختی نیست مگر اینکه نخواهند؛ مانند دولت ابراهیم رئیسی که در همان ماههای اول تلاش کرد که این مسئولیت را که به گفته آنها از دولت روحانی به ارث رسیده، از گردن خود بردارد اما محمد رضا نیک نژاد، عضو کانون صنفی معلمان تهران می گوید: اعتراض های چند روزه در شهرهای مختلف به خصوص در تهران و مقابل مجلس سبب شد دولت پا پس بکشد.
او در گفتوگو با دیدار درباره تجمع دوباره معلمان در نخستین روز اردیبهشت می گوید: موضوع رتبهبندی معلمان قدمت ۱۰ ساله دارد و هدف اصلی این طرح، کیفیتبخشی به آموزش بوده، اما یک بُعد مهم این طرح که به عنوان نظام تشویق و تنبیه پیشبینی شده و قرار بوده به ارتقای کیفیت و کار حرفهای معلم، منجر شود، به اجرا نمیرسد. قرار بوده به شکل دورهای، مبلغی به حقوق معلمی که کیفیت خود را بالابرده اضافه شود و این اتفاق باید از مهر ۱۴۰۰ اجرایی میشد، اما همیشه درباره این طرح، اما و اگر کردند و گفتند بودجه نداریم.
بحث لایحه رتبهبندی معلمان در دولت حسن روحانی تصویب و قرار شد از مهر ۱۴۰۰ اجرایی شود، اما دولت وقتی سیزدهم آمد گفتند این ترفند دولت قبل بوده که توپ این طرح را به زمین دولت جدید انداخته است و وقتی معلمان این موضوع را فهمیدند، تشکلهای صنفی آنها دور هم نشستند و چون به حرفها گوش داده نمیشد و دولت، کار خودش را میکرد، این موضوع به کف خیابانها کشیده شد و سال گذشته تجمعات خیابانی پر تعداد و پر تکراری در حوزه آموزش و پرورش داشتیم که معلمان در آن تجمعات شرکت میکردند.
نیک نژاد در توضیح بیشتر می گوید: «به هر حال در اواخر سال و با توجه به پیگیریها، لایحهای بیرون آمد که به نوعی دستوپا شکسته و با فاصله نسبت به لایحه اصلی که بحثهای افزایش حقوقی در آن قابل توجه بود، قرار داشت.به وسیله مجلس، دولت و شورای نگهبان یک چیزی بیرون آمد که با لایحه اصلی فاصله زیادی داشت؛ ولی بههرحال در اواخر سال با یک بودجه مشخص تصویب شد که از سال ۱۴۰۱ قطعاً اجرا شده و حکمها زده شود. یعنی حتی الان هم دارند میگویند حکمش برای سالهای قبل نیز زده میشود، ولی فعلاً منبع مالی ۱۴۰۰ آن تأمین نشده است.»
در هر صورت این طرح به امسال رسیده است. امسال مجلس و دولت در بودجه هم یک عددی را برای آن پیشبینی کرده بودند و اصولاً الان دیگر نباید، اما و اگری وجود داشته باشد و طبیعتا باید صددرصد اجرایی شود، اما الان بحث معلمان روی یک موضوع دیگر است و آن چارچوبی است که برای ارزشیابی تعیین کردهاند. اعلام کردهاند که معلمان باید در پنج رتبه قرار بگیرند که از رتبه یک تا رتبه پنج بر مبنای امتیازی است که میگیرند.
عضو کانون صنفی معلمان تهران ادامه میدهد: «این شاخصههایی که باید افراد را در این رتبهها قرار دهد، معیارهایی نیست که معلمان را راضی کند. اگر ما بخواهیم با آن شاخصههای اولیهای که اعلام کردند (که البته الان یک مقدار تعدیل شده است) میخواستیم ارزیابی کنیم چهبسا ۹۰ درصد معلمان اصلاً در همان رتبه یک یعنی حداقل هم قرار نمیگرفتند.»
او در پاسخ به این سوال که معیارهای روحیه جهادگری و رعایت حجاب چقدر در تعیین شاخصه ها موثر است، میگوید: «اینها که مفاهیم کلی هستند، جهادگری یعنی چه؟ و شما چگونه و چه متری دارید که روحیه جهادگری افراد را با آن بسنجید؟ شما باید یک معیار و ملاکی داشته باشید که قابل سنجش و اندازهگیری باشد.البته آن طرح یک مقداری تعدیل شد. برای مثال در طرح اولیه گفته بودند یک سال تدریس در دانشگاه برای هر معلمی (ممکن است بعضی از معلمان تدریس داشته باشند) ۲۰ یا ۳۰ امتیاز داشته باشد، یعنی یک امتیاز بالایی داشته باشد، بعد ۳۰ سابقه یک معلم میشد ۱۵ امتیاز!»
او ادامه می دهد: «بعد حالا ریشهیابی که میکنید میبینید تنظیمکنندگان این چارچوب خودشان از این دکترهای کیلویی هستند که انگار از دانشگاههای سطح پایین مدرک خریدهاند، حالا خودشان هم در آموزش و پرورش هستند و میخواهند در این چارچوب رتبهبندی قرار بگیرند، بنابراین گفتهاند هر کسی در دانشگاه تدریس کند امتیازش n تا اضافه میشود یا ملاکهای دیگر، در بخشی از امتیازها، دانشآموز باید معلمان را ارزیابی کند؛ دانشآموز مگر اطلاعات کلی راجع به این حرفه دارد که ارزیابی کند؟!یا اینکه رنگ و بوی آن بحث تحقیق و پژوهش و معلمان نویسنده و ... مگر وظیفه معلم تحقیق و پژوهش است؟! وظیفه معلم این است که کیفیت آموزش را بالا ببرد و آن چیزی را که دانشآموز باید یاد بگیرد به او منتقل کند، چه ربطی به پژوهش دارد؟!»
نیکنژاد می افزاید: «بههرحال آن طرح اولیه که آمد خیلی عجیب و غریب بود. یعنی خود من که سال آخر خدمتم است و دارم وارد دوره بازنشستگی میشوم، هر چه این امتیازات را بالا و پایین کردم، به زور به رتبه یک و دو میرسیدم، آنهم به خاطر مدرک و سابقه بالای خدمتی که دارم؛ بنابراین این اعتراضات و دلخوریها و عصبانیتها در فضای مجازی مرتب بحث و گفتگو شد و آتش آن تندتر شد تا اینکه تشکلهای صنفی که خودشان هم تحت فشار هستند.»
او با اشاره به اینکه ما یک بدنه صنفی داریم که فعال است، میگوید: «البته قطعاً همه معلمان در این بدنه نیستند و بخشی از معلمان هستند، این بخش فعال به تشکلهای صنفی فشار میآورد و باعث میشود هر جا این تشکلهای صنفی به دلیل مصلحت یا هر دلیل دیگر نمیخواهند تجمعی برگزار کنند، تجدیدنظر کنند. همین فشار باعث شد ما تشکل روز پنجشنبه را داشته باشیم که برخلاف چند تجمع سال قبل که جلوی مجلس برگزار شد و یکی دو تای آن متاسفانه با تنش لفظی همراه شد، نسبتاً آرام بود، اما با عرض تاسف روز پنجشنبه در تهران ۷۰ معلم هم بازداشت شدند و البته ساعاتی بعد به تدریج آزاد شدند.
به گفته این عضو کانون صنفی معلمان تهران بههر حال ریشه اعتراضات فعلی در مورد همین چارچوب رتبهبندی است. اما در نهایت رتبهبندی اجرا میشود و ما معلمان منتظر هستیم که حکمهای جدیدمان با این لایحه رتبهبندی بیاید و میزان افزایش دستمزد را ببینیم؛البته میزان افزایش را در حرف خیلی بالا میگیرند، مثلاً همین الان هم میگویند بین ۳ تا ۷ میلیون تومان به حقوق معلمان اضافه میشود، ولی چون ما تجربه قبلی هم داشتهایم، مثلاً میگفتند ۴ میلیون تومان به حقوق معلمان اضافه شده، ولی من که آنموقع ۲۷ سال سابقه خدمت داشتم میدیدم فقط یک میلیون تومان به حقوق من اضافه شده است!
او می افزاید: به حقوق من با ۳۰ سال خدمت و مدرک فوق لیسانس، فقط یک میلیون تومان اضافه شده، پس به آن معلم سال اول تا پنجم چقدر اضافه شده است؟! پس این ۲ تا ۴ میلیونی که شما میگویید اضافه شده، برای چه کسی است؟! بنابراین از این حرفها زیاد میزنند، ولی تا حکمها زده نشود و مبلغ واقعی افزایش را نبینیم، این وضعیت بحرانی در آموزش و پرورش و این اعتراضها ادامه پیدا میکند. حتماً شنیدهاید که مرحله بعدی این تجمعات ۱۱ اردیبهشت اعلام شده است که همزمان با هفته معلم است.
بهنظر میرسد این تناقضات در بروز ناراحتی و خشم معلمان تأثیرگذار بوده است، برای مثال شورای نگهبان اعلام کرده کف حقوق ۸ میلیون تومان خواهد شد، اما نماینده مجلس میگوید ۱۰ میلیون تومان میشود، به مرحله اجرا که میرسد قطعاً شاید نه آن ۸ تومان و نه آن ۱۰ میلیون تومان اجرایی شود و معلم ها بر اساس آن ۱۰ یا ۸ میلیون تومان برای زندگی خود برنامهریزی میکنند اما در نهایت میبینند که ۵ میلیون تومان میشود؛ این موضوع باعث ایجاد یک خشم خاموش درونی شده و اگر شرایطش پیش بیاید، این خشم را در اعتراضات بیان خواهد شد؛ این یکدست نبودن حرفها و اینکه اول و آخر وزارت آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد رسمی در این موضوع جوابگو است، اما هنوز در میان اخبار هیچ واکنش درستی از سوی هیچ مسئولی در وزارت، از شخص وزیر گرفته تا حتی معاونهایش هم دیده نشده، عصبانیکننده است.
نیک نژاد تاکید می کند: «اتفاقاً وقتی وزیر حرف میزند، اوضاع بدتر میشود. من در این چند وقتی که وزیر بر سر کار آمده است، دو سه مورد دیدهام که، چون اطلاعاتش کم است و اطلاع چندانی از چند و چون این داستان ندارد، مسئله درست میکند. مثلاً یک بار سرِخود آمد گفت میخواهیم یک ماه و نیم به سال آموزشی اضافه کنیم که اصلاً این حرف بسیار بسیار غیرمنطقی است. حالا در مورد خودش، معاونان و مشاورانش تقریباً چنین شکلی است.اتفاقاً همین نکتهای که ذکر شد، نکته بسیار مهمی است. من به عنوان یک معلم یا همه شهروندان، فرقی نمیکند، یکدستی در گفتار را در میان سخنان مسئولان نمیشنویم. زمانی که بحث بر سر این بود که رتبهبندی اجرا شود یا نشود، آن موقع یک نماینده مجلس میگفت حقوق یک معلم حداقل ۱۶ میلیون تومان خواهد شد! طبیعتاً منی که الان با ۳۰ سال خدمت حدود ۶ تا ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان میگیرم، تفاوت بسیار زیادی دارد. بعد یکدفعه فردایش مسئول آموزش و پرورش میگفت افزایش حقوقها بین ۳ تا ۵ میلیون تومان است! این ۳ تا ۵ میلیون تومان با آن عدد خیلی متفاوت است!
این حرفها، این اظهارنظرها، این نامشخص بودن و این وعده وعیدها عموماً پاسخی ندارد، معلمان ما عموماً بیشتر اینهایی که در تجمعات شرکت میکنند، همه بالای ۱۵ یا ۱۶ سال سابقه آموزشی دارند و بهخوبی میدانند که به بازی گرفته میشوند. این حرفها حتی اگر خوشبینانه نگاه کنیم، وضعیت روشنی ایجاد نمیکند که معلم بداند وضعیتاش چیست؟ و به حرف کدام یک از اینها باید اعتماد کند؟ در حالی که حرف هیچ کدام هم اجرایی نمیشود. داستان ما این است که همه اظهارنظر میکنند، اما وقتی که حکم به دستتان میرسد میبینید بر اساس هیچکدام از سخنان گفته شده نیست.»
این عضو کانون صنفی معلمان تهران یادآور می شود: «ریشه این اعتراضات اینجاست. تجربه به معلمان یا حداقل به آن بخش از بدنه مدنی که مرتب اعتراض میکنند ثابت کرده است که تا بچه گریه نکند، پدر و مادر نمیفهمند که او گرسنه است! این دست از معلمان الان فهمیدهاند و واقعاً برای ما این محرز شده است که تا ما اعتراض نکنیم، به خواستههای ما پاسخی نمیدهند، به همین دلیل است که فکر میکنیم کل اجرای این داستان رتبهبندی وعده است، چون دولت جدید که آمد اصلاً میخواست لایحه رتبهبندی را از مجلس پس بگیرد که ریشه اعتراضات سال ۱۴۰۰ همین داستان بود. به کف خیابان آمدند و مرتب دامنه این اعتراضات زیادتر شد تا دولت از قصد خود پا پس کشید، اما با وجود اینکه نتوانست لایحه را پس بگیرد، آن را خراب کرد.»
نیک نژاد می گوید: «همه وعدهها دروغ از آب درآمدند و به همین دلیل است که معلمان آرام نمیگیرند و تا موقعی که پاسخ درست و حسابی نگیرند همین وضعیت ادامه خواهد داشت. اگر این هم بخواهد به نحوی اجرا شود که شندر غاز به حقوق معلمان اضافه شود، آن چیزی که واقعیت اقتصاد این کشور است، نشان میدهد که باز این اعتراضات معلمان اگرچه شاید مقطعی و به دلیل رسیدن تابستان ساکت شود، اما واقعاً اگر پاسخ درست نگیرند باید منتظر اعتراضات دورههای بعدی باشیم.»