
از «توپکاپی تا سعدآباد» این هفته موضوع هجوم ریزگرد به بیشتر پهنه ایران و دلایل بروز آن پرداخته با توجه به این که از نگاه کارشناسان، سرمنشاء این اتفاق در ترکیه است.
دیدارنیوز ـ رضا قنبری*: تهران، جمعه آلودهترین شهر جهان بود. آلودگی که متهم ردیف اولش ترکیه است؟! چراکه این بار به جای مازوت نیروگاهها و اگزوز اتومبیلها، گرد و غبار عراق در تهران نفسکش میطلبید. میهمان ناخواندهای که سالهاست در خوزستان، کرمانشاه و ایلام جولان میدهد، اما چون "اتفاقات پایتخت" فقط تیتر میشوند، حالا با اسم رمز "گاپ" GAP به سرخط رسانهها رسیده است. یکی از مهمترین پروژهای سدسازی جهان که بر سرچشمه دجله و فرات ساخته شده و در آینده سکان "مایه حیات" خاورمیانه را در دست خواهد گرفت. به همین بهانه این هفته به جنوب شرق آناتولی سفر خواهیم کرد تا با تاریخ و جغرافیای گاپ آشنا شویم.
****
سدسازی در ترکیه، چون بسیاری دیگر از برنامههای نوسازی کشور در دوران "تورگت اوزال" شکل گرفت. در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی وقتی صدام حسین و دوستان خوش خیالش به هدف فتح سرزمینهای تازه در خاورمیانه آتش به پا کرده بودند، همسایه شمالی در حال ترمیم زیرساختهای اقتصادی کشور بود. ترکیه برخلاف ظاهر مدیترانهای در منطقه نیمه خشک آبهای شیرین قرار دارد و اوزال در یک پروژه ۵۰ ساله منبع اصلی ذخیره آب کشور را به سر چشمههای کوه تورس Toros dağı متصل کرد. اگر چه برنامهریزی، نقشه برداری و جانمایی پروژه گاپ که مخفف جنوب شرق آناتولی Güneydoğu Anadolu Projesi است در اواخر دهه ۸۰ کلید خورد، اما نبردهای خونین با جدایی طلبان کرد اجرای آن را یک دهه به تاخیر انداخت. ۲۲ سد مخزنی که به وسیله ۱۸ نیروگاه سالانه ۲۷ میلیارد کیلووات ساعت برق را به شبکه انرژی پمپاژ میکنند.
فایل صوتی مطلب را اینجا بشنوید
سدها یکی پس از دیگری در دوران عدالت و توسعه به بهرهبرداری رسیدند و حالا حدود یک میلیون متر مکعب آب آشامیدنی از گاپ تامین میشود. اما از بخش تاریک ماجرا غافل نشویم! با کم آب شدن بخشهای پایین دستی، خشکسالی در عراق و سوریه گسترش یافته و با افتتاح السو ılısu در آبان گذشته اوضاع بدتر هم شد. سدی در ۵۰ کیلومتری شمال عراق که حجم آب ورودی به دجله را تقریباً نصف کرده و دولت عراق برای توقف ساختش به سازمان ملل متوسل شد. دومین سد بزرگ ترکیه پس از آتاتورک که در این روزهای غبارآلود تهران نامش در کانالهای خبری دور میزند. به هر حال بهار عربی در سوریه هم از رودخانهها آغاز شد. وقتی کشاورزان بر اثر خشکسالی سالهای ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۰ به حاشیه شهرها پناه آورده و بعد هم فشار اقتصادی و ناکارآمدی "اسد" راهی خیابانشان کرد تا کشور به جنگی فرسایشی و بیپایان وارد شود. چه آنکه در اعتراضات ۲۰۱۸ بصره هم فریاد "العطش" بیش از همه به گوش میرسید. هرچه باشد نام این سرزمین بین النهرین است و بدون نهرها حتماً "بینی" هم باقی نخواهد ماند.
اتفاقاً ترکیه با پیش بینی همین روزها دریاچه آب شیرینی ۷ برابر وسعت جزیره قبرس را در شرق کشور پسانداز کرده است. مناطقی که در دهههای پیشین پایگاه جذب نیروهای "پکک" بوده و امروز با یک میلیون هکتار زمین کشاورزی مکانیزه، مسیر تازهای از زیست را به ساکنانش نشان میدهد. هر چند حضور پیمانکاران اسرائیلی در ساخت نیروگاهها، خط لوله "صلح" برای انتقال بخشی از این ذخایر آبی به خارج کشور و عدم رعایت قانون حقآبه و فشارهای احتمالی بیناللملی چالشهای جدی ادامه مسیر ترکیه در گاپ است. اما در هرحال منابع آب شیرین یکی از پارامترهای مهم سرمایهگذاران بینالمللی در انتخاب مقصد آینده دلارهایشان است و حضور ایلان ماسک، جف بزوس و بیل گیتس در سواحل ترکیه بیدلیل نیست. همانطور که میلیاردرهای قطری و چینی ترکیه را امن و سبز میخوانند.
***
جالب آنکه پروژه ۲۵ میلیاردی گاپ درست زمانی در همسایگیمان قد کشید که دولت مهرورزان در مسکن مهر کاراکاس و تولید سمند سنگال سرمایهگذاری میکرد تا تفاوت همین سیاستها امروز نفسمان را بند بیاورد. در هر صورت قطار سدسازی ترکیه این روزها درحالی به ایستگاه نهایی نزدیک میشود که ما همچنان در طوفانهای توییتری بهدنبال یافتن مقصر در میان همسایگانمان هستیم. اما اگر کسی به دنبال یافتن چارهای برای عبور از این بحران است به نظر ترکیه با تجربه گاپ، شریکی قابل اتکاء در برنامه ریزی و اجرای زیر ساختهای انرژی است. البته اگر تا آن زمان آبی در رودخانهها و دوستی در منطقه برایمان باقی مانده باشد.